عوامل افول قدرت نرم در عصر جدید

ترامپ با موج سواری امریکا را به زیر می آورد

۰۹ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۵ کد : ۱۹۷۸۶۷۵ آمریکا انتخاب سردبیر
احمد آدینه وند: هر چه نظم لیبرال و نظام سرمایه داری در داخل آمریکا به مدد ساختارهای مستحکم چند صد ساله در مقابل ترامپ به سادگی قابل تغییر نیست اما دست ترامپ برای اعمال نظرات خود و ترسیم امریکای مطلوبش در سیاست خارجی به مراتب بازتر است جایی که رئیس جمهور امریکا نظم موجود را به چالش طلبیده و مناسبات حاضر را بر نمی تابد.
ترامپ با موج سواری امریکا را به زیر می آورد

نویسنده: احمد آدینه وند، کارشناس ارشد روابط بین الملل
دیپلماسی ایرانی:
از پس ماه ها ماراتن نفس گیر و پرشورانتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2018 ترامپ این تاجر معامله گر بدون هیچ سابقه سیاست ورزی سوار بر امواج پوپولبستی ملی گرایی و حمایت گرایی در مقام مستاجر جدید کاخ سفید در صدر اخبار رسانه ها جا خوش کرد. او به خوبی از احساسات آمریکایی های رنجور و ناراضی از سیاست درهای باز حاکمان کاخ سفید خصوصا در دوران زمامداری اوباما که به زعم آنها میلیون ها شغل را از آنها ربوده و مهاجرت کارخانجات به کشورهای با دستمزد پایین تر  را سبب شده بود بهره گرفت و ردای چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا را بر تن کرد.

در روی دیگر سکه آمریکای نگران و مضطربی قرار داشت که از انزوای ارزش های لیبرالیستی غربی که این کشور برای دست کم یک قرن حامل و حامی اصلی آنها در نظام بین الملل بود احساس خطر کرد و مردم اعتراضات خود را در صفحات رسانه ها و در خیابان های شهرها به نمایش گذاشتند، برای آنها منطق تنها منطق دلار نبود. ماحصل کار اما خصومت بیشتر جمهوریخواه سرسخت راه یافته به کاخ سفید با رسانه ها و سایر مخالفین بود.

هر چه نظم لیبرال و نظام سرمایه داری در داخل آمریکا به مدد ساختارهای مستحکم چند صد ساله در مقابل ترامپ به سادگی قابل تغییر نیست اما دست ترامپ برای اعمال نظرات خود و ترسیم امریکای مطلوبش در سیاست خارجی به مراتب بازتر است جایی که رئیس جمهور امریکا نظم موجود را به چالش طلبیده و مناسبات حاضر را بر نمی تابد. برای او آنچه بیش از همه اهمیت دارد منافع آمریکا است و روابط فعلی در نظام بین الملل را به زیان امریکا و به نفع رقبایی می داند که بدون پرداخت هزینه ای به خرج آمریکا سرگرم توسعه اقتصادی خود هستند. راه حل ترامپ اما ساده است پشت کردن به هر انچه منفعت آمریکا را تامین نمی کند، خواه معاهدات زیست محیطی باشد یا پیمان های تجاری حتی با نزدیکترین متحدان.
در سیاست «اول امریکای» ترامپ اولویتی جز سود ملموس اقتصادی وجود ندارد از همین رو وی به شدت بر قدرت های اقتصادی جهان می تازد و در پی نگاه ویژه به رونق اقتصاد آمریکا که به سمت نوعی انزواگرایی سوقش داده است بر نقشی که آمریکا به عنوان ناظم بین الملل گرای هژمونیک در سیاست جهانی که مستلزم تقبل بخشی از هزینه های تامین امنیت و پیشرفت قدرت های نوظهور است ایفا می کند، مهر بطلان می زند و به هر شکلی درصدد شانه خالی کردن از این وضع است. ترامپ حتی متحدان غربی را به عدم مشارکت و تقبل سهم خود در حفظ نظم و امنیت جهانی متهم می کندو به آنها به چشم سوء استفاده کنندگانی که سالها از جیب مالیات دهندگان آمریکایی از این کشور سواری مجانی گرفته اند می نگرد و فشار برای برقراری تعرفه های گمرکی و افزایش بودجه دفاعی کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در راستای همین سیاست است.

آمریکای ترامپ هیچ الزامی برای قبول تعهدات اخلاقی در خارج از کشور ندارد؛ چراکه تعهدات بین المللی بر وظایف دولت در داخل کشور تأثیر منفی گذاشته و باعث فقیر شدن کارگران آمریکایی و افول صنایع این کشور شده است. از نظر ترامپ این معضل ناشی از نظام تجارت آزاد تحت لوای سازمان تجارت جهانی است با وجود آن که امریکا خود برپا دارنده و حامل و حافظ این نظام بوده است اما او پیرو منطق سوداگرانه «آمریکایی بخر» و «آمریکایی استخدام کن» به کمک تعرفه های گمرکی به جنگ اقتصادهای رقیب رفته است.

برای کمتر از یک قرن خط سیر سیاست خارجی آمریکا در امتداد ارزش ها و هنجارهای ساختار داخلی لیبرال این کشور ترسیم شده بود این موضوع در زمان سلف ترامپ یعنی باراک اوباما به محور دستگاه دیپلماسی اوباما بدل شد که به نفع جامعه جهانی وارد بسیاری از مناسبات شد. همکاری با متحدان در تکوین معاهدات همکاری جویانه و به نفع مصالح مشترک  بشری نظیر کنوانسیون آب و هوایی پاریس و ایفای نقش فعالانه در نهادهایی چون شورای حقوق بشر تا سازمان یونسکو که بهبود وجهه آمریکای لطمه دیده از جنگ طلبی جورج بوش را هدف گرفته بود تماما از دید ترامپ بر خلاف منافع ملی ایالات متحده تلقی و یکی پس از دیگری دروازه خروج را از رئیس جمهور آمریکا نشانی یافتند. سیاست ورود به تعامل با کشورهای دیگر بدون توجه به ارزش های لیبرال غربی  در پرتو تعقیب منافع سخت موضع دونالد ترامپ است. 

سیاست خارجی ترامپ فاقد هرگونه چشم‌اندازی در زمینه حقوق بشر و تعهد به گسترش دموکراسی است دست کم از زمان رونالد ریگان حمایت از دموکراسی همواره مورد تاکید روسای جمهور آمریکا بوده است سیاستی که در زمان ترامپ مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفت. و وی از این تعهدات که از ارزش های بنیادی جامعه امریکا نشات می گیرد شانه خالی کرده است. در مقابل عشق به اقتدارگرایی در جان ترامپ چنان ریشه دوانده که چشم بر تعارضات دیرین با روسیه و حتی دولت سرکشی چون کره شمالی بسته و مشتاقانه تزار روسیه یا مرد کوتوله کره شمالی را در برگرفته و به آغوش می کشد. و فارغ از همه انتقادات به ستایش آنها می نشیند. سیاست منفعت محورانه ترامپ دست کشورهایی نظیر عربستان را نیز باز گذاشته است تا در خلاء اخلاق و ارزش محوری که ترامپ عطایشان را به لقای دلارهای چاه های امپراطوری نفتی صحرا بخشیده ترکتازی سعودی در خاورمیانه در میان چکاچک رقص شمشیرها ناپیدا شود.

آمریکا برای دهه های متمادی مقصد نخست جمعیت مهاجران از سایر ممالک بود و این کشور بیشترین مهاجران را  در خاک خود پذیرا بود که به جامعه چند فرهنگی ایالات متحده به امید پیشرفت و دسترسی به فرصت ها سرازیر می شدند سیاست های مهاجرتی سابق امریکا نیز از ترکش های دست اندازی ترامپ در امان نماندکشیدن دیوار و بستن درها به روی مهاجران خصوصا اگر از برخی کشورهای  اسلامی یا حتی مکزیک همسایه باشند از وعده ها انتخاباتی دونالد ترامپ بود که به محض به قدرت رسیدن سرلوحه تصمیمات او قرار گرفت و اقدامات محدود کننده خود را برضد مهاجران با امید رضایت کارگران یقه آبی آغاز کرد. سیاستی که حتی با اعتراضات گسترده در داخل آمریکا مواجه شد.

لحن تند و نگاه بدبینانه ترامپ به رسانه های جمعی که از ارکان دموکراسی لیبرال غربی به شمار می رفتند نیز از دیگر جلوه های سیاست رئیس کاخ سفید به شمار می رود برای نخستین بار در تاریخ مدرن امریکا، رئیس جمهور به نحو تهاجمی مطبوعات را شیطانی و تهدیدکننده توصیف می کند. برای نمونه کاخ سفید از حضور نیویورک تایمز، سی ان ان، لوس آنجلس تایمز و پولیتیکو در نشست خبری سخنگوی مطبوعاتی جلوگیری کرده است. ترامپ گریزان از لحن گزنده رسانه های منتقد به انزوای خودخواسته در توئیتر پناه برده است. 

حمایت همه جانبه از اقدامات اسراییل که نمود عینی آن در انتقال سفارت این کشور به بیت المقدس بود و در پی آن کشتار وسیع فلسطینیها توسط اسراییلی را در پی داشت پرده ها را کنار زد و به ادعای ایفا نقش موازنه گرانه آمریکا در بحران اعراب و اسراییل در امتداد سیاست رسمی دیرین حمایت از اسراییل خاتمه داد  و موجب ناامیدی گسترده در محافلی شد که امیدوار بودند امریکا، اسراییل را برای پذیرش معادله دو دولت تحت فشار قرار دهد اما اقدامات ترامپ خط بطلانی بر همه این انتظارات کشید و به جایگاه امریکا آسیب رساند.

در فرجام باید گفت جای امید همچنان باقی است زیرا امریکا تنها ترامپ نیست ساختار دیرینه سیاسی کشور در مقابل ترامپ ایستاده است برغم ترامپ مطبوعات همچنان از قدرت تاثیرگذاری فوق العاده ای برخوردارند و فرهنگ و نهادهای فرهنگ آمریکایی غالبا خارج از قلمرو کنترل دولت ترامپ هستند لذا می توان امیدوار بود که با سر رسیدن عصر ترامپ سیاست های وی نیز از جامعه امریکا و بلکه در گستره جهانی رخت بر بندند.

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکادونالد ترامپ


۴ رای

نظر شما :