بررسی اهداف چهارمین دور نشست سران تهران، آنکارا و مسکو در سوچی

سوچی و ورشو، دو نشستی که هر دو درباره آینده امنیت خاورمیانه است

۲۵ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۱۷۰۷ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
شعیب بهمن در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: نشست سه جانبه سران ایران، روسیه و ترکیه در بندر سوچی، نشستی بود که از ماه ها قبل در دستور کار سه کشور قرار داشته است و زمان برگزاری آن تقریباً از نشست پیشین در تهران مشخص شد. لذا برگزاری این نشست همزمان با نشست ورشو در لهستان را نمی توان مقابله به مثل آنکارا، مسکو و به خصوص تهران در برابر اقدامات ایالات متحده دانست. مضافا این که خروج نیروهای نظامی آمریکا تاثیر شگرف و سرنوشت سازی بر تحولات سوریه و به تبع آن نشست سوچی نخواهد داشت، اگر چه می تواند یکی از موضوعاتی باشد که در این نشست مورد بررسی قرار گیرد.
سوچی و ورشو، دو نشستی که هر دو درباره آینده امنیت خاورمیانه است

گفت و گو از عبدالرحمن فتح‌الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان امروز  (پنجشنبه، ۲۵ بهمن‌ماه) به دعوت رسمی ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه  به منظور شرکت در چهارمین دور از نشست سه جانبه روسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه با محوریت بررسی تحولات منطقه به ویژه مبارزه مشترک با تروریسم منطقه ای و بازگرداندن آرامش، بازگشت آوارگان و برقراری ثبات سیاسی در سوریه عازم بندر سوچی در کشور روسیه شد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی دقیق‌تر اهداف این سفر، گفت و گویی را با شعیب بهمن، کارشناس و پژوهشگر مسائل روسیه ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید:

همزمان با برگزاری نشست ضد ایرانی در ورشوی لهستان، بندر سوچی در روسیه نیز میزبان چهارمین دور از نشست سران تهران، آنکارا و مسکو در خصوص آینده سوریه و تحولات جاری در این کشور است. از نگاه شما آیا می توان نشست سوچی را یک مقابله به مثل در برابر نشست ورشو دانست، چرا که هر دو نشست یک عنوان مشترک (صلح و امنیت در خاورمیانه) را در دستور کار دارند؟

نشست سه جانبه سران ایران، روسیه و ترکیه در بندر سوچی، نشستی بود که از ماه ها قبل در دستور کار سه کشور قرار داشته است و زمان برگزاری آن تقریباً از نشست پیشین در تهران مشخص شد. لذا برگزاری این نشست همزمان با نشست ورشو در لهستان را نمی توان مقابله به مثل آنکارا، مسکو و به خصوص تهران در برابر اقدامات ایالات متحده دانست. از این رو می‌توان آن را یک تصادف زمانی در برگزاری هر دو نشست قلمداد کرد. از طرف دیگر در شرایط فعلی نشست سوچی دستور کار مشخصی را برای سه کشور روسیه، ایران و ترکیه به موازات سه نشست پیشین دارد که محوریت آن در مورد سوریه و تحولات جاری در این کشور است که یقینا مستقل از نشست ورشو عمل می‌کند و بیشتر بسترسازی برای نشست های آستانه خواهد بود. مضافا این که بررسی میزان و ابعاد همکاری سه کشور، آن هم در سطح سران در مسائل منطقه ای و به خصوص در تعاملات فی مابین از دیگر دستورات کار مهم این نشست خواهد بود. پس مطمئنا در آینده نیز این دست از نشست ها برای پیگیری این اهداف ادامه پیدا خواهد کرد. پس در مجموع نمی‌توان گفت که همزمانی برگزاری نشست سوچی واکنشی به نقشه ها، اهداف یا برنامه های ایالات متحده آمریکا در خصوص نشست ورشو است.

با توجه به تحولات اخیری که در سوریه رخ داده است به خصوص تصمیم دونالد ترامپ و کاخ سفید برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه و به تبع آن نیز افزایش اهمیت منطقه شرق فرات و کردهای سوریه، آیا این نشست می تواند تحت الشعاع این تحولات قرار بگیرد؟

اگرچه تصمیم دونالد ترامپ برای خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از سوریه در صدر اخبار و تحلیل های رسانه قرار گرفت اما زمانی که به استعداد و میزان حضور نیروهای نظامی آمریکایی در سوریه نگاه می‌کنیم می‌بینیم که نهایتاً حدود ۲ هزار تا ۲۵۰۰ تفنگدار آمریکایی در سوریه حضور داشتند، لذا نمی توان گفت که حضور نظامی ایالات متحده در سوریه و تحولات این کشور نقش بسیار تعیین کننده ای داشته است، هر چند که در برخی مسائل مانند حملات هوایی و موشکی آمریکا در برخی از مقاطع اقدامات مهمی را صورت داده اند. از طرف دیگر یقیناً شدت نفوذ و حضور ایالات متحده آمریکا در ابتدای بحران سوریه با شرایط فعلی بسیار متفاوت است. شاید در آغاز بحران سوریه، ایالات متحده نقش تعیین کننده ای را برای شروع و شدت یافتن تنش ها در این کشور داشت، اما رفته رفته شرایط به گونه‌ای پیش رفت که میزان بازیگردانی واشنگتن در تحولات سوریه رو به کاستی گذاشت، به گونه ای که اکنون مهمترین نشست سیاسی و دیپلماتیک در خصوص حل بحران سوریه و همین نشست سه جانبه سران ایران، روسیه و ترکیه تعلق دارد و به تبع آن نشست آستانه است که می‌تواند نقش اساسی در حل بحران این کشور داشته باشد. لذا تمام تلاش های آغازین کاخ سفید برای نشست ژنو اکنون با شکست مواجه شده است. پس با توجه به نکاتی که گفته شد خروج نیروهای نظامی آمریکا تاثیر شگرف و سرنوشت سازی بر تحولات سوریه و به تبع آن نشست سوچی نخواهد داشت، اگر چه می تواند یکی از موضوعاتی باشد که در این نشست مورد بررسی قرار گیرد.

در راستای نکاتی که به آن اشاره داشتید یقیناً خروج نیروهای نظامی آمریکا بر مسئله شرق فرات و آینده کردهای سوریه تاثیرات بسیار زیادی خواهد داشت. در این راستا نشست سوچی تا چه اندازه می‌تواند متاثر از این تحولات باشد؟

همان گونه که شما به آن اشاره داشتید تنها تاثیر ملموس خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه می‌تواند بر مسئله شرق فرات و آینده کردهای سوریه باشد. در این راستا یقیناً حضور و یا عدم حضور نیروهای آمریکایی به عنوان نیروهای بالانس کننده میان کردها و ارتش ترکیه عمل کرده است، لذا خروج نیروهای نظامی می‌تواند سطح تقابل کردهای ترکیه و سوریه را با ارتش ترکیه دچار تغییرات جدی کند. از این رو شاید این مسئله هم جزء مسایلی باشد که در دستور کار نشست سوچی قرار گیرد.

با توجه به این نکته واکنش ایران در مقابل مسئله کردهای سوریه چه خواهد بود، آن هم در شرایطی که در 7 سال گذشته تهران رفتار دست به عصایی را در خصوص سرنوشت و آینده این منطقه سوریه و کردها داشته است؛ آیا شرایط جدید باعث واکنش و تصمیمات جدی و جدید ایران خواهد شد؟ 

با بررسی نسبت کردها با سه کشور ایران، روسیه و ترکیه به این نکته پی خواهیم برد که کردها به عنوان یکی از اقوام اصیل ایرانی می‌تواند به عنوان یکی از حوزه‌های نفوذ و عمق ژئوپلیتیک ایران در سوریه و حتی منطقه خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد، چرا که اساساً کردهای سوریه هیچ گونه تهدیدی برای منافع، اهداف و حتی یکپارچگی و امنیت ایران، چه در خاک سوریه و چه در داخل ایران و حتی غرب آسیا به شمار نمی رود. اما یقینا این مسئله برای ترکیه به شدت متفاوت است، چرا که ترک ها همواره اعتقاد دارند کردهای سوریه در یک همراهی و حمایت گسترده از جانب کردهای ترکیه و به خصوص نیروهای پ.ک.ک به دنبال تجزیه و جدایی بخشی از خاک ترکیه هستند. لذا قدرت گرفتن این نیروها و گروه های کردی در شمال سوریه می‌تواند در آینده یکی از جدی ترین و حتی جدی ترین تهدید برای امنیت ملی ترکیه قلمداد شود. 
لذا خروج نیروهای آمریکایی و تاثیر آن بر سرنوشت کردهای سوریه به عنوان یکی از مهمترین مسائل امنیت ملی ترکیه به شمار می رود. پس واکنش و اقدام تهران در 7 سال گذشته متناسب با اقتضائات این منطقه از سوریه بوده است. به عبارت دیگر تهران همزمان با این که از کردها در مقابل گروه های تروریستی مانند داعش و النصره حمایت کردند، ولی در عین حال اقتضائات کردها و شرق فرات یک مسئله صرفاً داخلی سوریه می داند که باید از طریق مناسبات و مذاکرات سوری - سوری پیگیری شود، لذا تهران حتی المقدور سعی دارد از دخالت در این مسئله خودداری کند تا از یک سو واکنش و حساسیت ترکیه را در پی نداشته باشد و از آن سو شرایط برای حل مناقشات شرق هرات فراهم شود. لذا معتقدم که تهران دست به واکنش جدی و یا جدیدی در خصوص پرونده کردهای سوریه و مسئله شرق فرات نخواهد زد و به تبع آن در نشست سوچی هم بنا به اقتضائات ترکیه و سوریه عمل خواهد کرد. اما در نهایت مسئله کردهای سوریه و ترکیه در سایه سیاست های ایالات متحده آمریکا تعیین خواهد شد، چرا که واشنگتن از یک‌سو تعاملات گرم و گسترده ای با کردهای سوریه دارد و از سوی دیگر نیز مناسبات جدی با آنکارا برقرار کرده است، حال باید دید که کاخ سفید برای این منطقه از سوریه چه نقشه و برنامه ای دارد.

علیرغم این که شما به عدم ارتباط میان دو نشست سوچی و ورشو اشاره داشتید، اما نمی توان اشتراکات محتوایی و موضوعی این نشست را از نظر دور داشت. در این راستا یکی از مهمترین وجوه و نکات این دو نشست، تقابل جدید دو دیدگاه متفاوت و به شدت متناقض در خصوص آینده امنیت و صلح در خاورمیانه است. از نگاه شما تقابل این دو نگاه و  دو جبهه موجود در نشست سوچی و ورشو چه اقتضائاتی را برای منطقه غرب آسیا رقم خواهد زد؟

پاسخ به سوال مهم شما در گرو شدت و میزان همگرایی و یا احیانا تقابل دو جبهه حاضر در دو نشست دارد. در حال حاضر در یک سو جبهه ایران، ترکیه، روسیه، سوریه، عراق، لبنان، یمن و تا اندازه ای قطر در تقابل با جبهه ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین اقتضائات و شرایط خاصی را برای امنیت و صلح در خاورمیانه رقم زده است. با توجه به این نکته اگر میزان و شدت تقابل در دو جبهه افزایش پیدا کند به تبع آن نیز صلح و امنیت در خاورمیانه به شدت کم رنگ خواهد شد. اما اگر به هر دلیلی شدت این تقابل کاهش پیدا کند و به موازاتش نوعی همگرایی در دستور کار دو گروه قرار گیرد می توان امید داشت که امنیت و صلح در خاورمیانه بیش از پیش تحقق پیدا کند. حال باید دید که آینده چه سرنوشتی را برای غرب آسیا رقم خواهد زد.

کلید واژه ها: شعیب بهمننشست سوچینشست ورشوایرانروسیهترکیهآمریکاشرق فراتسوریهکردهای سوریهپ.ک.ک


( ۴ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۷:۴۸
خروج از سوریه خروج از منطقه نیست.ایا مرزها برای برخی نیروها قابل احترام است.نشست ورشو نشستی برای اتحاد پس ازاتحاد مشترک انها در ایجاد وشکست داعش است.برای همین منظور است که اقای نتان یاهو هلهله جنگ میزند.جنگی دیگر وتخریب کشورهای خلیج فارس پس از تخریب عراق وسوریه.
ابراهیم قدیمی ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۹:۱۰
کردها گرایش های امریکائی ندارند گرچه پذیرائی شدند.گرایش سوسیال قبیلهای انها بیشتر است.لذا میتوان گفت با گرایش سوسیال اسرائیلی نزدیکی بیشتر دارند. رکت ها در منطقه اسرائیلی است ومنظور فشار برکشورهای منطقه است.همه خوب میدانند که کردها ایرانی اند .حرکتها در منطقه با هدایت اسرائیل است.موشکی در کف مهار اشتری.
خسرو ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۱:۵۱
واژه کردهای سوریه را نباید به عناصر پ ک ک موجود که پیاده نظام امریکا هستند اطلاق کرد زیرا آنها از هم اکنون آماده هر نبردی برعلیه ایران وبه دستور امریکا هستند