پوست‌اندازی دردناک است

اصلاحات واقعی را از چین بیاموزیم

۲۶ تیر ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۴۹۲۰ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
مجتبی لشکربلوکی در یادداشتی می‌نویسد: از چین می توان هزاران نکته آموخت اما اگر بخواهم یک نکته تجویزی انتخاب کنم چنین خواهد بود: اگر همان راهی را برویم که همیشه می رفتیم به همان جایی می رسیم که همیشه می رسیدیم. باید پوست خودمان را بکنیم، تابوها (محدودیت های ناخودآگاه جامانده از عقاید کهنه و سنتی) را کنار بگذاریم. اهداف جدید انتخاب کنیم و دست مان را در ابزارها باز بگذاریم و نه اینکه هر اقدامی را به بهانه تضاد با تابوها کنار بگذاریم. به قول چینی ها: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد، مهم این است که بتواند موش بگیرد!!
اصلاحات واقعی را از چین بیاموزیم

نویسنده: مجتبی لشکربلوکی

دیپلماسی ایرانی: در این کشور در حدود ۶۰ سال پیش، ۴۸ میلیون نفر از گرسنگی جان دادند (یعنی بیش از نیمی از جمعیت ایران). اما اکنون وضعیت این کشور چیست؟ بر مبنای شاخص برابری قدرت خرید، این کشور با ۲۳هزار میلیارد دلار تولید در صدر کشورهای جهان قرار دارد یعنی از آمریکا و کل اتحادیه اروپا نیز بالاتر. حتما نام این کشور را می دانید؛ چین! 

اما چگونه چنین معجزه ای رخ داد؟ برای این سوال پاسخ های متعددی داده شده و همچنان پاسخ دهی به این سوال ادامه دارد. شاید بتوان مهم‌ترین نکته را در یک جمله خلاصه کرد: این کشور پوست خود را کند و صدها تابو را شکست! بهتر است تصویری قبل از اصلاحات (پوست کندن) را با هم مرور کنیم:

مائو (رهبر انقلابی ایدئولوژیک کمونیست) مبتنی بر اندیشه های آن زمان چه کرد؟

▪️ در عرصه اقتصاد؛ سیاست خودکفایی اقتصادی را انتخاب کرد. واردات محصولات خارجی، کار کردن با خارجی ها و جذب سرمایه خارجی عملی ناپسند و غیر ارزشی به‌حساب می‌‎آمد.

▪️ در عرصه سیاست خارجی؛ سیاست درهای بسته را انتخاب کرد و نمایندگی‌های سیاسی‌اش را در بسیاری از کشورها تعطیل کرد؛ 

▪️ در عرصه فرهنگی، انقلاب فرهنگی به وجود آورد برای حذف عوامل ضدانقلابی از جامعه (بستن مدارس، تأسیس واحدهای ایدئولوژیک به رهبری جوانان و ...) که به کشتار میلیون‌ها چینی به خاطر تصفیه ایدئولوژیک ختم شد. دانشگاه‌های چین به مدت ۴ سال تعطیل و دانشجویان و اساتید برای کار به مزارع فرستاده شدند!

▪️ البته تمام برنامه های مائو ناکام یا اشتباه نبود اما با اینکه مائو چین را به سمت صنعتی شدن پیش برد اما مردم در طول دو دهه حاکمیت بی‌چون‌وچرای اندیشه‌های کمونیستی مائو، فقیرتر شدند و کشور به ورشکستگی نزدیک شد. بعد از مردن مائو، فرد دیگری به قدرت رسید. حاکمان چینی آماده پوست اندازی شدند. چین چگونه پوست خودش را کند؟ 

تحلیل و تجویز راهبردی:

نسل جدید قدرت به رهبری دنگ‌ شیائوپینگ (که جایگزین مائو شده بود)، حزب کمونیست را مجاب کرد که به‌جای آرمان همیشگی و ناموسی مبارزه طبقاتی، رشد اقتصادی و معیشت مردم را هدف اصلی خود قرار دهد. در جامعه‌ای کمونیستی که یک حزب کمونیست بر آن حاکم است ارزش اول و آخر عدالت و برابری (مبتنی بر مبارزه طبقاتی و نفی ثروت و سرمایه داری فردی بود) است اما رهبر جدید چین حرف‌های چارچوب شکنانه داشت: او رسما در سخنرانی هایش چیزهای عجیبی می گفت: ثروت شکوهمند است! ثروتمند شدن ننگ نیست! بگذار برخی از مردم ثروتمند شوند! 

برنامه ریزی متمرکز دولتی جایش را به آزادی نسبی اقتصادی داد. مثلا به کشاورزان اجازه دادند به صورت محدود خودشان تصمیم بگیرند چه بکارند و چگونه محصولاتشان را ارائه کنند، حاصل چه شد؟ بازدهی کشاورزان چهار برابر و بازدهی زمین ها دو برابر شد!

در حوزه صنعت، چون فرهنگ آن زمان چین با کلمه خصوصی مشکل داشت، تصمیم گرفتند که شرکت های مردمی راه بیاندازند. یک نکته جالب آنکه شرکت های غیردولتی نمی توانستند بالای هفت نفر نیرو داشته باشند چون سرمایه دار محسوب می شدند! اما این تابو را نیز شکستند. آن زمان ۹۵ درصد قیمت کالاها در مغازه ها توسط دولت کنترل می شد این مساله به ۵ درصد کاهش پیدا کرد (یعنی کاملا برعکس). 

در عرصه سیاست خارجی؛ چین بر مبارزه با امپریالیسم متمرکز بود اما نقطه تمرکز «تعامل با خارج به نفع اقتصاد داخل» شد و سیاست ۵۰ ساله عدم مداخله و عدم مقابله انتخاب شد (برای اینکه حضور ذهن پیدا کنید مقایسه کنید عملکرد چین را در حوزه بین الملل با روسیه). چینی‌ها در ازای هر گونه حمایت سیاسی از سایر کشورها،‌ چند امتیاز اقتصادی از کشور مقابل دریافت می‌کردند. با همین ترفند واردات انرژی، کالا و فناوری را به کشور خود ارزان و صادراتشان را تقویت کردند. 

در عرصه سیاست داخلی نیز تابوهایی شکسته شد: عضویت در حزب کمونیست فقط برای کشاورزان و کارگران امکان داشت اما درهای حزب کمونیست را به روی دیگران نیز گشودند! 

در عرصه بین الملل، درهای بسته به درهای باز تبدیل شد و در فعالیت شرکت‌های خارجی تابوشکنی شد. طی سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۵ سرمایه‌گذاری در این کشور رشدی حدود ۵۵۰۰ درصدی پیدا کرد.

از چین می توان هزاران نکته آموخت اما اگر بخواهم یک نکته تجویزی انتخاب کنم چنین خواهد بود: اگر همان راهی را برویم که همیشه می رفتیم به همان جایی می رسیم که همیشه می رسیدیم. باید پوست خودمان را بکنیم، تابوها (محدودیت های ناخودآگاه جامانده از عقاید کهنه و سنتی) را کنار بگذاریم. اهداف جدید انتخاب کنیم و دست مان را در ابزارها باز بگذاریم و نه اینکه هر اقدامی را به بهانه تضاد با تابوها کنار بگذاریم. به قول چینی ها: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد، مهم این است که بتواند موش بگیرد!!

کلید واژه ها: چیندنگ شیائوپینگاصلاحات


( ۱۰ )

نظر شما :

سهراب ۲۶ تیر ۱۳۹۸ | ۲۱:۱۳
بدون در نظر گرفتن رابطه امریکا با چین (مخصوصا رابطه اقتصادی) این بحث کامل نیست، شرکتهای امریکایی در واقع پیشرفت چین را ممکن کردند که در نهایت به نفع امنیت ملی امریکا نبود ولی به نفع شرکتها بود.ما این فرصت رو از دست دادیم. ایران از دهه ۸۰ میلادی به بغثعد بخاطر نیروی عظیم کار و مخصوصا مهندسی میتوانست به قطب نرم افزار و سخت افزار دنیا تبدیل شود ولی بدون شرکتهایی امریکایی غیر ممکن بود.
محمد ۲۷ تیر ۱۳۹۸ | ۰۵:۳۱
نیمی از تاریخ چین! چین تا قبل از شیائوپینگ به حدی از قدرت رسیده بود که غربی ها اون رو به عنوان یه قدرت بپذیرن. یعنی ارتشی قابل با توانمندی اتمی و انسجام سیاسی در چین ایجاد شده بود وگرنه بدون قدرت به عنوان محور اصلی مسائل در جهان توفیقی حاصل نمی کرد.
ابراهیم قدیمی ۲۷ تیر ۱۳۹۸ | ۲۳:۳۴
پس از هر انقلاب نیروهای با کارائی مختلف وبا روابط وتخصص های مختلف مورد نیاز است. چین انقلابی در ابتدا نیاز به سیاست های بریدگی از خارج و توجه به نظم انقلابی وقدرت داخلی داشت.در انزمان با توجه به نیازهای انقلاب امریکا ببر کاغذی نزد او بود. پس از هستهای شدن وپس از انکه امریکا چین را بعنوان قدرت پذیرفت و جایگاه اورا در سازمان ملل به او تحویل داد چین هم از سیاست های پیشین خود که دیگرمورد نیازنبوددست شست.پرزیدنت نیکسون زمان مائوتسه تونگ به چین سفر وبا ایشان ملافات کرد وشالوده ارتباطجدید را هر دو به رسمیت شناختند.یک انقلاب مانند ساختن یک بیمارستان جدید التاسیس است.ابتدا محل مورد نیاز توسط بخش اجتماعی تعیین میگردد سپس نیروی ساختمانی سفت کار ونرم کاروارد میشوند وسپس سپستم تجهیزات ساختمانی وپزشکی توسط متخصصین وارد ونصب میشود ودر انتها پزشکان کار درمان را شروع میکنند.نه پزشک از ابتدا در کار دخالت میکند ونه مهندس ساختمان در انتها طبابت میکند.چین روال صحیح را انتخاب کرد پس از محکم سازی انقلابی و میتوانیم بگوئیم شکست امریکا در ویتنام تنگ شیائو پینگ را پس ازاماده سازی درانقلاب فرهنگی وگذرندان دوره تادیبی کلاه بوقی بر سر پس ازاتمام مرحله اول ومرحله تحویل وتحول پس از انقلاب فرهنگی بکار گرفت.چین وروسیه تغییرات متفکرانه ای دارند.
س ۲۹ تیر ۱۳۹۸ | ۱۲:۴۱
فعلا که این کار شما و دولتی که همه جور جاسوسی توش پیدا شده جز بدبختی مردم و ثروتمند شدن امثال شما و کوچکردن بستگانتون به انطرف مرزها( امریکا و انگلیس و کانادا و غیره)چیزی برای مردم نداشت بله از چین هزاران هزار میشه اموخت مثلا اینکه جلوی زورگویان سرخم نکن و جواب قلدریش رو با قلدری بده