همکاری تهران- ریاض می تواند به گسترس امنیت در منطقه کمک کند

بحرین هماهنگ با عربستان و امارات پیشگام در اقدامات ضد ایرانی

۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۵۴۲۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
امیر موسوی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این نکته تاکید دارد: من فکر نمی کنم که میان بحرین با عربستان سعودی و امارات متحده عربی شکاف و اختلاف جدی در خصوص ایران شکل گرفته باشد و یا اینکه منامه به همراه ابوظبی و ریاض به دنبال اجرای بازی پلیس خوب و پلیس بد در قبال ایران باشند. بلکه من معتقدم اکنون بحرین در پیشانی قدامات ضد ایرانی با هماهنگی عربستان و امارات قرار گرفته است تا زمانی که ریاض به ابوظبی بتوانند مناسبات خود را با تهران به حالت عادی برسانند. در این صورت یقیناً به تدریج منامه نیز دست به تغییر نگاه خود در قبال ما خواهد زد.
بحرین هماهنگ با عربستان و امارات پیشگام در اقدامات ضد ایرانی

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی - علیرغم سکوت معنادار عربستان سعودی و امارات متحده عربی در خصوص تلاش‌های ایالات متحده آمریکا برای تشکیل ائتلاف نظامی و امنیتی در تنگه هرمز و خلیج فارس به منظور اسکورت کشتی های تجاری و نفتکش ها را شاهد هستیم که بحرین به صورت آشکار و عیان حمایت های گسترده و جدی خود را از برنامه های کاخ سفید در منطقه ضد جمهوری اسلامی ایران شکل داده است. این دست تحولات نشان از این دارد که یا احتمالا میان منامه با ابوظبی و ریاض در خصوص تحولات منطقه، به خصوص مسئله ایران یک اختلاف نظر به وجود آمده است و یا این که می‌توان گفت احتمالاً میان بحرین به همراه عربستان سعودی و امارات متحده عربی یک بازی پلیس خوب و پلیس بد در تقابل با جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. دیپلماسی ایرانی بررسی این مسئله را در گفت وگویی با امیر موسوی، مدیر مرکز تحقیقات استراتژیک و روابط بین‌الملل ایران، کارشناس مسائل خاورمیانه و پژوهشگر تحولات جهان عرب ترتیب داده است که در ادامه می خوانید: 

۲۵ و 26 ژوئن (4و 5 تیرماه) منامه پایتخت بحرین میزبان نشست به منظور رونمایی از طرح معامله قرن بود. به فاصله به فاصله 35 روز بعد از آن در 31 ژوئیه (9مرداد) بحرین میزبان یک نشست نظامی بین‌المللی برای بررسی مقابله با ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس بود. این در حالی است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی روزها و هفته های اخیر موضع گیری روشن وعیانی در برابر ایران نداشته اند و به موازات آن یک نوع سکوت را در خصوص ائتلاف نظامی مد نظر امریکا و انگلستان در تنگه هرمز داشته‌اند. پیرو این مسائل شنیده ها حکایت از آن دارد که طبق بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا قرار است کاخ سفید در راستای برنامه های گروه های کاری نشست ضد ایرانی ورشو ۲۹ و ۳۰ مهر ماه نشستی با موضوع امنیت دریایی به میزبانی بحرین برگزار کند. در سایه این نکات و از نگاه شما آیا علاوه بر اختلافات جدی که میان کویت، عمان و قطر با سیاست های عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین شکل گرفته است اکنون می توان این ادعا را داشت که میان منامه با ریاض و ابوظبی هم در خصوص ایران یک شکاف نگاه شکل گرفته است و یا اینکه اساساً بحرین به همراه عربستان سعودی و امارات متحده عربی بازی پلیس خوب و پلیس بد را در قبال جمهوری اسلامی ایران پی گرفته اند؟

من فکر نمی کنم که میان بحرین با عربستان سعودی و امارات متحده عربی شکاف و اختلاف جدی در خصوص ایران شکل گرفته باشد و یا اینکه منامه به همراه ابوظبی و ریاض به دنبال اجرای بازی پلیس خوب و پلیس بد در قبال ایران باشند. بلکه من معتقدم اکنون بحرین در پیشانی قدامات ضد ایرانی با هماهنگی عربستان و امارات قرار گرفته است تا زمانی که ریاض به ابوظبی بتوانند مناسبات خود را با تهران به حالت عادی برسانند. در این صورت یقیناً به تدریج منامه نیز دست به تغییر نگاه خود در قبال ما خواهد زد. چون تمام مسائل اقتصادی و تجاری این کشور و نیز اقتضائات امنیتی بحرین توسط عربستان سعودی تنظیم می شود. از این رو منامه نمی‌تواند خارج از چهارچوب نگاه عربستان گام بردارد.

حتی با وجود مناسبات عمیق منامه با تل آویو و واشنگتن؟

پیرو نکته شما اگر چه سایه سنگین نگاه عربستان بر اقتصاد، سیاست و امنیت بحرین ساری و جاری است، اما در این مدت منامه هم توانسته است نزدیکی بیش از حدی به سیاست های رژیم متجاوز صهیونیستی و طرح های ایالات متحده آمریکا ضد جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. در این راستا واشنگتن از پایگاه ناوگان پنجم خود در بحرین برای اقدامات ضد ایران نهایت استفاده را برده است. اما با ان وجود کماکان من معتقدم که اگر ریاض و ابوظبی بتوانند در مذاکرات آتی احتمالی قدری از تخاصم خود با تهران بکاهند، منامه نیز دست به کاهش تنش با ایران خواهد زد.
در این رابطه علاوه بر گفت و گو ها و مذاکراتی که در مکه شکل گرفته است، اخبار حکایت از این دارد که مقامات ریاض به ایران هم سفری داشته اند تا بتوانند در خصوص روابط خود با ایران به یک نگاه مشترک برسند. با این اوصاف من معتقدم که بعد از عید مبارک قربان شاهد تحولات جدیدی در روابط تهران و ریاض خواهیم بود. هرچند که پیش از عربستان سعودی، امارات متحده عربی با یک آهنگ تند تر و به شکل عیان و آشکاری دست به تعدیل مواضع خود در قبال جمهوری اسلامی ایران زده است و به صورت رسمی به ایران سفر کرده است. اما در کل عربستان هم اگرچه گام‌هایی با احتیاط برداشته است، ولی همان مسیر امارات را در قبال ما پیش خواهد گرفت. با این وصف منامه هیچ راهی جز تعدیل نگاه خود با تهران ندارد. 
نکته مهم دیگری که نباید فراموش کرد به تلاش‌های دیپلماتیک فرانسه و شخص امانوئل ماکرون رئیس جمهور این کشور در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن باز می گردد. اکنون با جدی تر شدن طرح توقف در برابر توقف و احتمال اینکه نزدیک به ۱۵ میلیارد دلار به کانال مالی برای حمایت از ایران تزریق شود و همچنین احتمال این که از جانب فرانسه آقای حسن روحانی به نشست جی ۷ دعوت شود، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورها را به این نتیجه رسانده است که نباید از این قافله برای کاهش تنش با جمهوری اسلامی ایران عقب بمانند.
بنابراین اگر در اجلاس پاریس حضور آقای روحانی تحقق یابد، به این معناست که تحول بزرگ در خصوص کاهش تنش با ایران شکل گرفته است. در این راستا طی چند هفته اخیر شاهد بودیم که امارات متحده عربی با اقداماتی نظیر باز کردن ال سی های بانک های ایرانی، فعال کردن حساب های تاجران ایرانی در این کشور و حواله کردن برخی از اموال بلوکه شده در حساب های امارات، ثبات و آرامش نسبی را در بازار ارز ایران شکل داد. پس همه اینها دست به دست هم داده است که کشورهای عربی، به خصوص عربستان سعودی و امارات متحده عربی هم به سمت کاهش تنش با ایران گام بردارند.

اما کاخ سفید در این مسیر سنگ اندازی خود را نخواهد داشت؟

رفتار ایالات متحده آمریکا در این خصوص یک رفتار دوگانه است چون که نمی تواند شرایط را مدیریت کند. لذا از یک سو چراغ سبز خود را به ریاض و ابوظبی نشان داده است تا بتوانند تعدیل تنش خود را با تهران پی بگیرند. از آن سو هم در تلاش هستند تا یک ائتلاف بین المللی نظامی در تنگه هرمز شکل دهند. اما به نظر می‌رسد که کاخ‌سفید چندان هم بی میل نیست که تنش ها در این منطقه کاهش پیدا کند تا بتواند قدری از فشارها بر دولت دونالدترامپ کاسته شود. چرا که شرایط منطقه‌ای هم هیچ راهی برای عربستان سعودی و امارات متحده عربی جز همراهی با ایران باقی نگذاشته است. لذا ریاض و ابوظبی اکنون علاقه دارند همزمان با این که همکاری‌های خود را با تهران ادامه بدهند، در آن سو مناسبات خود با ایالات متحده آمریکا را حفظ کنند.

شما اخیراً از تشکیل یک ائتلاف بزرگ نظامی از ایران تا فلسطین سخن گفتید. در کنار آن محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه دوشنبه هفته جاری از تغییر در ساختار شورای همکاری خلیج فارس نکاتی را مطرح کرد. آیا در این شرایط این دست نگاه ها و مواضع می تواند به واقعیت نزدیک باشد و یا صرفاً تحلیلی با رنگ و روی غیر واقعی است؟

من معتقدم که اکنون این تحولات منطقه به سمت یک اتفاق بزرگ در حال پیشروی است. یعنی شرایط به گونه‌ای در حال رقم خوردن است که می‌توان این انتظار را داشت. لذا این تحلیل را می توان منطبق بر واقعیت دانست. به هرحال اکنون امارات، قطر و عمان به همراه عراق سفرهایی را به ایران داشته و در مورد مسائل امنیتی و دیپلماتیک مذاکراتی با تهران شکل گرفته است. پس بعید نیست که در در آینده نزدیک ریاض هم اقدام مشابهی را انجام دهد. از این رو احتمال دارد شورای همکاری خلیج فارس با حضور ایران، عراق به همراه یمن یک ساختار جدید را به خود بگیرد و همکاری‌های گسترده منطقه‌ای ابتدا در سطح امنیتی و نظامی به واقعیت بپیوندد. البته این مسئله چندان ساده نخواهد بود و مستلزم شرایط بسیار پیچیده و مذاکرات طولانی مدت است. اما نمی‌توان آن را دور از دسترس و غیر واقعی دانست. به خصوص که قطری ها و عراقی ها هم بسیار تمایل دارند ساختار شورای همکاری خلیج فارس تغییر یابد.

با این تفاسیر آیا هسته تیم ب با خروج احتمالی بن زائد و بن سلمان در حال فروپاشیدن است؟

من معتقدم که اساساً تیم ب پس از نشست بحرین به یک شکست و ناکامی بسیار بزرگ رسید. اما تیرخلاص واقعی به این تیم زمانی وارد شد که تهران اقدام به ساقط کردن پهپاد متجاوز آمریکایی گرفت و چون پس از آن ایالات متحده نتوانست پاسخی به این تصمیم تهران بگیرد، کشورهای عربی به این باور رسیدند که اساساً نمی‌توانند امنیت خود را با تکیه بر توان نظامی واشنگتن در منطقه رقم بزنند. لذا شرایط دست به دست هم داد تا امارات متحده عربی و عربستان سعودی مواضع وسیایت های خود را تغییر دهند. البته در این راستا شکست‌های مکرر این بازیگران در لیبی، سودان و به خصوص یمن هم بی تاثیر نبوده است. مضاف بر آن اقتضائات جدید امنیتی در تنگه هرمز و خلیج فارس نیز می‌تواند کانون نگرانی ریاض و ابوظبی باشد. همه این عوامل دست به دست هم داده است تا محمد بن زائد و حتی شخصی مانند به محمد بن سلمان به این نتیجه برسند که راهی جز تغییر مواضع در منطقه وجود ندارد. پس تیم ب، نه الان بلکه از نشست منامه در حال از هم فروپاشیده بوده است.

علیرغم تمام نکاتی که به آن اشاره داشتید بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه بر این باورند که اساساً تغییر مواضع ابوظبی و ریاض در قبال تحولات منطقه، به خصوص جمهوری اسلامی ایران نمی تواند بدون یک سناریو و برنامه ریزی شکل گرفته باشد. در این راستا امکان دارد عربستان سعودی و امارات متحده عربی با نزدیک شدن به ایران به دنبال حل و فصل دیپلماتیک جنگ یمن و تجزیه این کشور باشند. یا اینکه با خرید زمان به دنبال بازیابی توان نظامی، امنیتی و اقتصادی خود در منطقه باشند. در کنار آن این امکان وجود دارد که با یک سیاست سکوت، منابع مالی تشکیل ائتلاف نظامی در منطقه را تقبل کنند تا بتواند ایران را در تنگه هرمز درگیر کنند و به موازات آن امینت این آبراه مهم را برای انتقال انرژی به سود خود فراهم کنند. اینها علاوه بر آن است که این احتمال نیز وجود دارد دونالد ترامپ در سایه کاهش تخاصم میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی با جمهوری اسلامی ایران به دنبال مذاکره با تهران از طریق این بازیگران تا قبل از انتخابات ۲۰۲۰ باشد. از نگاه شما می توان این سناریوها  نزدیک به واقعیت دانست؟

بله تمام این سناریو ها و دیگر سناریوهای دیگر می تواند وجود داشته باشد. چون به هر حال علیرغم تمام نکاتی که به آن اشاره داشتم این واقعیت را نمی‌توان کتمان کرد که امارات متحده عربی و عربستان سعودی با میل و رغبت به سمت تعدیل مواضع خود با جمهوری اسلامی ایران پیش نرفته اند، بلکه شرایط این خواست را بر آنها تحمیل کرده است. از آن سو میزان گستردگی و عمق مناسبات نظامی، امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک عربستان سعودی و امارات متحده عربی با رژیم متجاوز صهیونیستی و همچنین ایالات متحده به گونه ای است که این بازیگران نمی توانند بدون هماهنگی با هم دیگر دست به اقدامی بزنند. اما به یاد داشته باشید که ایران هم نسبت به کوچکترین تحولات در منطقه بسیار هوشیار و آگاه است. ولی با وجود سال‌ها تخاصم و برنامه‌ریزی عربستان سعودی و امارات متحده عربی علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران باز هم توان آن را دارد که گذشته را نادیده بگیرد و به سمت آینده ای با ثبات و امنیت بیشتر در منطقه گام بردارد.
 جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که امنیت مقوله ای است که باید همه کشورها از آن برخوردار باشند. چون ناامنی در منطقه به معنای درگیر شدن همه کشورها با آن است. نمی توان یک کشوری مانند یمن، عراق، سوریه و فلسطین در منطقه دچار ناامنی و جنگ شود و دیگر کشورها برخوردار از امنیت باشند. با این وصف حتی اگر سناریوهای مطرح شده به عنوان برنامه و نقشه عربستان سعودی و امارات متحده عربی در نزدیک شدن به ایران مطرح باشد، جمهوری اسلامی ایران این هوشمندی را دارد که پاسخ قاطع و مناسبی به این طرح‌ها و نقش‌ها بدهد. 
چون اگرچه ایران از هر گونه پیشنهاد برای کاهش تنش و افزایش امنیت و ثبات در منطقه استقبال می کند، اما از هوشیاری و هوشمندی خود برای پیش‌بینی هرگونه سناریو هم دست نخواهد کشید. تمام این نکاتی که شما به آن اشاره کردید و دیگر سناریوها، چه در نگاهی واقع بینانه و حتی در نگاه بدبینانه نمی تواند دور از واقعیت باشد. لذا تک تک این مسائل در وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی کشور و دیگر مراکز تصمیم‌گیری به دقت مورد ارزیابی و بررسی قرار خواهد گرفت تا متناسب با هر کدام از آنها واکنش و اقدام لازم از جانب جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد. پس این گونه نیست که ایران با یک خوش خیالی و خام اندیشی به تغییر مواضع امارات متحده عربی و عربستان سعودی نگاه کند. اما در عین حال تهران به این مسئله اعتقاد دارد که با همکاری این کشورها می توان امنیت را برای کل منطقه و جهان به ارمغان آورد. شما شاهد بودید که در سایه همین مناسبات نیم بندی که اکنون شکل گرفته است و طی یکی دو بار تماسی که میان مقامات تهران و ریاض صورت گرفت شاهد آزاد شدن شیخ زکزاکی در نیجریه بودیم. پس می توان با گسترش این همکاری ها وضعیت بهتری را برای کل منطقه رقم زد.


 

کلید واژه ها: امیر موسویعربستان سعودیامارات متحده عربیایرانآمریکاخلیج فارستنگه هرمزاسرائیلفرانسه


( ۱ )

نظر شما :

یحیی ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۲
آقای موسوی گفته است : "ولی با وجود سال‌ها تخاصم و برنامه‌ریزی عربستان سعودی و امارات متحده عربی علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران باز هم توان آن را دارد که گذشته را نادیده بگیرد و به سمت آینده ای با ثبات و امنیت بیشتر در منطقه گام بردارد." مشکل همین طرز برخورد است. به جای آوانس دادن به چنین کشورهایی بهتر است چالش و گره اصلی سیاست خارجی(مسئله دشمنی امریکا با ما که ناشی از دشمنی بی حساب و کتاب ما نسبت به اسراییل است) باز شود آنگاه خواهید دید چنین کشورهایی در برابر جمهوری اسلامی وزنی نخواهند داشت.