سیزدهمین بخش از سلسله یادداشت های جدید سرکیس نعوم

ایران تلاش می کند «دموکراسی اسلامی» را دنبال کند

۰۲ آبان ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۷۰۳۲ اخبار اصلی خاورمیانه
کشوری مثل ایران که کشورها نهادهاست، تلاش می کند «دموکراسی اسلامی» را دنبال کند که دیگر مردمِ غیرمسلمانش نیز می توانند از آن بهره ببرند. به نظرم باید به صورت غیررسمی مذاکرات میان امریکا و ایران آغاز شود. 
ایران تلاش می کند «دموکراسی اسلامی» را دنبال کند

دیپلماسی ایرانی: امسال برای نهمین سال متوالی است که دیپلماسی ایرانی یادداشت های سرکیس نعوم را منتشر می کند. این یادداشت ها بعد از سفر وی به امریکا و دیدارش با مقامات فعلی و سابق امریکایی به طور مرتب در روزنامه النهار منتشر شده است. به دلیل تغییراتی که در روزنامه النهار ایجاد شده نتوانستیم به همه این یادداشت ها دسترسی داشته باشیم اما آن دسته از یادداشت هایی که امکان دسترسی به آنها وجود داشته و از اهمیت و جذابیت بالایی برخوردار بوده است را تهیه و منتشر می کنیم. در این جا سیزدهمین بخش از این یادداشت ها را می خوانید:


درباره مصر و احتمال شایستگی اش برای رهبری منطقه یا مشارکتش در رهبری آن، در دیدارم با یکی از افراد امریکایی شرکت کننده در فرایند صلح خاورمیانه از ابتدای دهه نود که بعدا یک پژوهشگر مهم در یکی از مراکز تحقیقاتی دوست در واشنگتن شد، گفتم: شاید اگر مصر بتواند مساله فلسطین را حل کند، نقش محوری منطقه ای به دست آورد. البته اگر راه حلش عادلانه باشد یا این که حداقل بر اساس راه حل دو دولتی باشد با وجود این که بعضی ها با وجود معامله قرن دیگر اعتباری برای آن قائل نیستند. اما لااقل شکل ظاهری آن را رعایت کند.

بعد گفتم: به اعتقاد من ترامپ از نتانیاهو حمایت کرد و به اسرائیل دو هدیه طلایی خیلی مهم به حساب اعراب و مسلمانان داد، به این امید که بتواند نظر یهودی های کشورش در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در سال 2020 را جلب کند، انتخاباتی که تصمیم دارد برای انتخاب دور دوم در آن شرکت کند. همچنین می خواهد تا آنجا که ممکن است حمایت بخش عمده ای از آنها را به سمت حزب جمهوریخواه جذب کند، حمایتی که معمولا از حزب دموکرات داشته اند. در هر حال فکر می کنم شما در امریکا باید به این مساله توجه داشته باشید که مهمترین چیز بیت المقدس برای مسلمانان در جهان است که شاید بیشتر از قضیه فلسطین اهمیت داشته باشد.

نظر داد: سوالی دارم که همیشه به آن فکر می کنم تا جوابی برایش پیدا کنم. ما فکر می کردیم که کشورهای عربی منطقه و دیگر کشورها بعد از سوریه ویران خواهند شد. اما شاهدیم که اردن کشور باثباتی است و لبنان از هم نپاشیده است با وجود همه حرف هایی که زده می شد که لبنان به این مرحله می رسد. 

جواب دادم: جوابش ساده است. اولا کشورهای باثبات از جمله اردن ملت واحدی دارند و یک حکومت واحد بر آنها حکومت می کند و سازمان های آنها تقسیم یافته نیست که هر کدام دست کسی باشد. درست است که فلسطینی ها شرق اردن را تغییر دادند، اما در آخر آنها برادران اردنی محسوب می شوند و این علاوه بر آن است که دین واحدی آنها را جمع می کند، همه یا اکثریتشان اهل تسنن غالبی هستند. اما لبنان در آن دولت های طایفه ای و مذهبی به وجود آمده و از لحاظ مذهبی چند ملتی شده، دولتی وجود دارد که رسما با وجود ادعاها و تبلیغاتی که می کنند میان طایفه های گوناگون تقسیم شده است. صفتی که برای آن می توان به کار برد همان چیزی است که شما در امریکا می گویید Dysfonctional.

نظر داد: به نظر می رسد که دموکراسی و لیبرالیسمی که درباره آن صحبت می کردیم در این منطقه چندان مهم نیست.

جواب دادم: البته که مهم است. اما آن طور که ایالات متحده ادعا کرد و برای نشر و حمایت از آن مسئولیت بر عهده گرفت، آن طور که باید در این سطح انجام نشد. چرا؟ برای این که منافعش بالاتر از این ارزش هاست. به خاطر منافعش از حکومت های نظامی و پادشاهی که همه شان استبدادی هستند، حمایت می کند. البته که ایالات متحده به این ارزش ها در داخل کشور خود و میان مردم خود احترام می گذارد. 

نظر داد: چین را ببین، روسیه و ویتنام را ببین. این کشورها از لحاظ اقتصادی باز شدند اما از لحاظ سیاسی بسته شده اند یا بسته مانده اند و هیچ تمایلی هم برای گشایش ندارند. آزادی ها در آنها فراگیر نیست و احترامی به ارزش ها نمی شود با وجود این که تجزیه هم نشده اند.  

نظر دادم: دوست عزیز، کشورهایی که اسم بردی در آنها نه رحمی وجود دارد و نه احساس انسانی. قانونی بر آنها حاکم است و سرکوب و فساد سرپوشی بر نظام و قوانین و سلطه آنهاست. مثال آن کیم جونگ اون است و پدرش که قبل از او بر کره شمالی حکومت می کرد، آیا آنها به زندگی مردمشان و آزادی هایشان به اندازه ای که به حفظ قدرت و حکومت فکر می کنند، توجه می کنند؟ البته نه. حتی اگر مردمشان گرسته شوند برایشان مهم نیست. کما این که چند بار هم مردم به گرسنگی افتادند. همه هم و غم کیم جونگ اون سلاح و تمامیت خواهی قدرت برای خودش است و برای همین همه نوع از آزادی ها را سرکوب می کند. اما کشوری مثل ایران که کشورها نهادهاست، تلاش می کند «دموکراسی اسلامی» را دنبال کند که دیگر مردمِ غیرمسلمانش نیز می توانند از آن بهره ببرند. به نظرم باید به صورت غیررسمی مذاکرات میان امریکا و ایران آغاز شود. 

نظر داد: من هم همین اعتقاد را دارم.

جواب دادم: آماده سازی برای این کار در آینده مهم است برای این که ترامپ می خواهد که ایران پشت میز مذاکره بیاید در حالی که ایران تا سال 2020، موعد انتخابات ریاست جمهوری امریکا مقاومت می کند و منتظر رئیس جمهوری دموکرات بعد از آن می ماند. اگر رئیس جمهور دموکراتی بر سر کار آمد شاید دوباره به مذاکرات برگردد. اما اگر ترامپ برای دور دوم رئیس جمهور شد چه؟ آیا ایران می تواند برای چهار سال دیگر با تشدید شدن تحریم ها و مخاطرات به مقاومت ادامه دهد؟ 

جواب داد: فکر نمی کنم.

جواب دادم: من هم فکر نمی کنم. برای همین باید تغییری روی دهد، چاره ای نیست جز این که زمینه های مذاکرات بر اساس یک دستور کار فراهم شود و آمادگی برای ظرفیت های مناسب برای رسیدن به افق های روشن آماده شود.

ادامه دارد...

کلید واژه ها: سلسله یادداشت های جدید سرکیس نعومایران و امریکامذاکرات ایران و امریکامصراردنکره شمالی


( ۵ )

نظر شما :

iranzamin ۰۳ آبان ۱۳۹۸ | ۰۸:۰۰
به نظر من که بیش از ۲۶ ساله از وطن دور هستم ایران فرق کرده خوب هم فرق کرده؟! آزادی بیان خیلی خوب شده! خیلی آزادیها داده شده که حتی گاهی میگویم آن آزادی کمی زیادی بوده برای به یک کشور اسلامی خدا را شاهد میگیرم!دمکراسی از این بیشتر دیگر نه به فرهنگ ایرانی میخورد نه اسلامی. مردم ایران نباید غرب را الگوی خود حساب کنند!غربیها مثل دایناسورها نسلشان انقراض پیدا میکند از نظر معنوی نابود شدن به دلایل مختلف و یکی از آن دلایل هم همین دمکراسی بیش از حد است.
iranzamin ۰۳ آبان ۱۳۹۸ | ۰۸:۲۳
اگر غربی ها از نظر معنوی نابود نشدن امسال اربعین حسینی (ع) نمیدیدیم که یک زن جوان از سیدنی استرالیا نمی آمد به راهپیمایی اربعین و بعد از سوال خبرنگار از او که چه میداند از امام حسین( ع)اینطوری جواب داد من سه سال هر روز صبح در نانوایی در سیدنی از خواب بیدار میشدم.یعنی سه سال بدونه خانه.و حالا که آمدم اینجا و مردم اینقدر خوب هستند با من دوستانه برخورد میکنند شیفته این مراسم شدم و با حالت گریه گفت من دیگر بر نمیگردم استرالیا میخواهم با همین مردم زندگی کنم مسلمان هم شدم اینقدر دلم برای افسرده شدنش سوخت. یا اینکه یک خانم میلیونر ایرلندی یا انگلیسی یا مرد جوان بلژیکی تمام زندگیش را بی خیال شدند مسلمان شدند و این سومین بارشان بود که در راهپیمایی اربعین شرکت کرده بودند.خیلی ها نمیدانند استرالیا و مهاجرت گاهی به مقدار زیاد سراب میشود.