نتانیاهو از پایان یافتن دوران ترامپ نگران است

پنجاه روز سخت آینده خاورمیانه

۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۹۷۸۵۱ اخبار اصلی خاورمیانه
تغییر وزیر دفاع آمریکا و جایگزین کردن او با مارک اسپر در راس پنتاگون پس از انتخابات حتی اگر به منظور آمادگی برای استفاده از ارتش در داخل انجام شده باشد اما بی تردید دونالد ترامپ به این مسئله نیز فکر کرده است که می تواند از این طریق اختیارات خود به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح را با آزادی بیشتری انجام دهد. احتمالا هدف اصلی دور جدید سفرهای جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ به کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز تدارک برای این عملیات باشد. هر چه باشد پنجاه روز باقی مانده تا ریاست جمهوری بایدن با خطرات بزرگی مخصوصا در خاورمیانه محاصره شده رو به روییم.
پنجاه روز سخت آینده خاورمیانه

نویسنده: جلبیر الاشقر

دیپلماسی ایرانی: انتخاب گرایش تحصیلی فیزیک هسته ای از سوی فخری زاده ارتباط محکمی با تعهدات سیاسی و نظامی او داشت زیرا زمانی سپاه پاسداران پروژه "آماد" را آغاز کرد که نخستین گام ها را در برنامه هسته ای ایران برداشته بود. در سال 2011 نیز فخری زاده سازمان پژوهش و نوآوری های دفاعی را تاسیس کرد که جانشین آماد در نظارت بر برنامه تسلیحاتی هسته ای ایران شد. با توجه به آنچه گفته شد ترور فخری زاده اهمیت و خطر کمتری از ترور سلیمانی ندارد. بلکه فراتر، احتمالا از دست دادن فخری زاده برای حکومت ایران خطرناکتر است.

نتخاب ترور فخری زاده در تاریخ 27 ماه گذشته پس از اطمینان یافتن از شکست ترامپ از سوی اسرائیل، پیشی گرفتن از زمان پایان دولت ترامپ است که بیشترین حمایت را از راستگراهای صهیونیست در تاریخ انجام داده است. استدلال کسانی که می گویند این ترور ربطی به تقویم آمریکا ندارد زیرا این عملیات نیاز به برنامه ریزی چند ماهه دارد، قانع کننده نیست. حتی اگر این استدلال را بپذیریم تصمیم اجرایی کردن آن در لحظه گرفته شده و تصمیمی نیست که چند ماه قبل اتخاذ شده باشد.

تصمیم نتانیاهو برای اجرایی کردن ترور در این زمان حساس به دو مسئله ارتباط دارد: نخست این که چنین تروری احتمالا پس از به قدرت رسیدن جو بایدن، نامزد پیروز دموکرات ها بسیار دشوار خواهد بود، اگر ناممکن نباشد، زیرا دولت جدید قصد بازگشت به توافق هسته ای را دارد. دوم این که بنیامین نتانیاهو قصد دارد تهران را به واکنش نشان دادن وادار کند و این مسئله دو هدف را برای اسرائیل محقق می کند: دشوار کردن بازگشت بایدن به توافق هسته ای و نیز فراهم کردن بهانه برای دولت ترامپ به منظور حمله نظامی علیه تاسیسات هسته ای به تنهایی یا با همکاری نیروی هوایی اسرائیل. چنین اتفاقی هنگام خروج جرج بوش نیز رخ داد. در ابتدای سال 2009 دولت صهیونیستی از دولت بوش خواسته بود اجازه پرواز جنگنده های اسرائیلی از آسمان عراق تحت اشغال آمریکا را صادر کند تا این جنگنده ها تاسیسات هسته ای ایران را بمباران کنند اما به علت مخالفت پنتاگون دولت بوش با این درخواست موافقت نکرد. فرماندهان نیروهای مسلح آمریکا برای ماجراجویی هایی که نتایج آن تضمین نشده است و نمی توان دامنه آن را کنترل کرد، اشتیاقی ندارند. واقعیت این است که تهدید همیشگی تهران از طریق جناح تندروی موجود در حکومت مبنی بر آماده بودن برای شعله ور کردن تمام منطقه عامل اصلی بازدارندگی است.

تغییر وزیر دفاع آمریکا و جایگزین کردن او با مارک اسپر در راس پنتاگون پس از انتخابات حتی اگر به منظور آمادگی برای استفاده از ارتش در داخل انجام شده باشد اما بی تردید دونالد ترامپ به این مسئله نیز فکر کرده است که می تواند از این طریق اختیارات خود به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح را با آزادی بیشتری انجام دهد.

در همین راستا احتمالا هدف اصلی دور جدید سفرهای جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ به کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز تدارک برای این عملیات باشد. هر چه باشد پنجاه روز باقی مانده تا ریاست جمهوری بایدن با خطرات بزرگی مخصوصا در خاورمیانه محاصره شده رو به روییم.

منبع: القدس العربی / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11

کلید واژه ها: دونالد ترامپ جو بایدن بنیامین نتانیاهو ایران و امریکا ایران و اسرائیل ایران و امریکا و اسرائیل حمله به ایران جنگ با ایران خاورمیانه بازگشت امریکا به برجام ترور شهید فخری زاده


( ۷ )

نظر شما :

پویا علامه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۱
واقعیت این است که تهدید همیشگی تهران از طریق جناح تندروی موجود در حکومت مبنی بر آماده بودن برای شعله ور کردن تمام منطقه عامل اصلی بازدارندگی است. این جمله خیلی مهمه. ما قطعا به تندرو های داخلی نیاز داریم.
دوستدار ایران ۱۷ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۷
تاکید بیش از حد بر بازدارندگی در نهایت برضد خود عمل می کند و سبب ایجاد اجماعی جهانی علیه ایران خواهد شد . و هزینه های اقدام متقابل از سوی ایران را بسیار افزایش خواهد داد . در یک جنگ احتمالی در خلیج فارس جنوب ایران و تاسیسات اتمی ما به احتمال زیاد نابود خواهد شد هرچند به قیمت نابودی کشورهای حاشیه خلیج فارس هم تمام شود که روی هم رفته سوای عربستان به اندازه مساحت دو استان جنوبی ایران هم نیستند .اشتباه محاسباتی نکنیم که فکر کنیم " یک کمتر از چهار است !" همیشه یک (ایران ) کمتر از چهار ( امارات قطر بحرین و کویت ) نیست بلکه در این مثال بارز و عینی " یک " بسیار بیشتر از " چهار " است . هم از لحاظ جمعیت هم مساحت و هم موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک و ژئوکالچریک .