جنگ پنهان در مالی

وقتی فرانسه آزادانه جنایت می کند!

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۰۲۲۸۹ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
سازمان ملل در مالی در گزارش اخیر خود به این نتیجه رسیده است که در تاریخ سوم ژانویه هواپیماهای جنگی فرانسه به جمعیت حاضر در یک مراسم عروسی در روستایی دور افتاده به اسم بونتی حمله کرده و ۲۲ نفر از مهمانان را کشته اند. این گزارش که بر اساس تحقیقات جامع و دقیق و همچنین انجام مصاحبه با صدها شاهد عینی تهیه شده است اظهار می دارد که ۱۹ نفر از مهمانان کشته شده از میان غیرنظامیان غیر مسلح بوده اند. از همین رو، قتل این افراد توسط نیروهای فرانسوی جنایت جنگی محسوب می شود.
وقتی فرانسه آزادانه جنایت می کند!

نویسنده: رمزی بارود

دیپلماسی ایرانی: ماموریت سازمان ملل در مالی (MINUSMA) در گزارش اخیر خود به این نتیجه رسیده است که در تاریخ سوم ژانویه هواپیماهای جنگی فرانسه به جمعیت حاضر در یک مراسم عروسی در روستایی دور افتاده به اسم بونتی حمله کرده و ۲۲ نفر از مهمانان را کشته اند. این گزارش که بر اساس تحقیقات جامع و دقیق و همچنین انجام مصاحبه با صدها شاهد عینی تهیه شده است اظهار می دارد که ۱۹ نفر از مهمانان کشته شده از میان غیرنظامیان غیر مسلح بوده اند. از همین رو، قتل این افراد توسط نیروهای فرانسوی جنایت جنگی محسوب می شود.

برخلاف حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق و جنگ های افغانستان، سوریه، لیبی و یا درگیری ها در کشورهای دیگر، جنگ فرانسه در مالی پوشش رسانه ای چندانی در خارج از حوزه محدود رسانه های فرانسوی زبان نداشته است که موفق شده اند این جنگ را به عنوان مقابله با ستیزه جویان اسلام گرا معرفی کنند.

آنچه در مورد تاریخ مالی جالب است این واقعیت است که علی رغم مرکزیت این کشور در نقشه ژئوپلیتیک منطقه ساحل در آفریقا، همواره روایت های از هم گسسته ای که به ندرت با هم مطابقت دارند به مخاطبین ارائه می شود. با این حال باید گفت آن چه در حال وقوع است کمتر با مبارزات اسلام گرایان و بیش تر با مداخلات خارجی مرتبط است. در حقیقت، احساسات ضد فرانسوی در مالی به بیش از یک قرن پیش یعنی به سال ۱۸۹۲ باز می گردد. در آن زمان، فرانسه توانست یک پادشاهی موفق آفریقایی را تحت سلطه خود درآورد و با استثمار منابع آن و تغییر ساختار سرزمینی اش با هدف تضعیف جمعیت و از بین بردن ترکیب اجتماعی اش گام بردارد.

پایان رسمی استعمار فرانسه در مالی در سال ۱۹۶۰ رقم خورد. ممکن است این تاریخ را پایان یک فصل بدانیم، اما قطعا نباید آن را پایان یک داستان بنامیم. فرانسوی ها با محافظت از منافع خود، استثمار منابع فراوان طبیعی و همکاری با نخبگان فاسد، حضور خود را در مالی، منطقه ساحل و سراسر آفریقا و با هدف استمرار سلطه خود در این منطقه حفظ کردند.

اما بیایید کمی از این تاریخ فاصله بگیریم و به ماه مارس سال ۲۰۱۲ برویم، یعنی زمانی که کاپیتان آمادو سانوگو دولت آمادو تومانی توره را که تنها اسمی از دموکراسی را یدک می کشید سرنگون کرد. کاپیتان سانوگو به بهانه اینکه دولت باماکو در مهار شبه نظامیان جنبش آزادی بخش ملی آزاواد (MNLA) در شمال کشور ناموفق بوده است اقدام به کودتا کرد. با این حال، باید گفت که ادعای سانوگو کاملاً هوشمندانه بود و به خوبی در یک روایت بزرگ طراحی شده توسط دولت های مختلف غربی، به ویژه فرانسه و تقریباً به طور ناگزیر، ایالات متحده می گنجید، چرا که ستیزه جویان اسلامگرا به عنوان بزرگترین تهدید برای بسیاری از مناطق آفریقا، به ویژه منطقه ساحل شناخته می شدند.

بسیار جالب اما به هیچ عنوان تعجب برانگیز نخواهد بود اگر بگوییم که کودتای سانوگو خشم دولت های آفریقایی را برانگیخت اما باعث خوشحالی قدرت های غربی شد و این چنین بود که اوضاع در مالی روزبه روز رو به وخامت نهاد. در ماه های بعد، شبه نظامیان شمالی موفق شدند بسیاری از مناطق فقیرنشین در این ناحیه را در دست بگیرند و حرکتشان را به سمت خود باماکو ادامه دهند. در همین رابطه، باید گفت که هیچ گونه مقابله ای با کودتای نظامی در مالی انجام نشد. در عوض، به درخواست فرانسه و سایر دولت های پرنفوذ، دولت کودتا به یک دولت انتقالی تغییر شکل داده و تحت نفوذ طرفداران سانوگو باقی مانده است.

در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۲ شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۲۰۸۵ را تصویب کرد که اجازه استقرار مأموریت پشتیبانی بین المللی به رهبری آفریقا را می داد. فرانسه با استناد به آن چه از آن به عنوان مأموریت سازمان ملل یاد می شود، جنگ خود را با نام «عملیات سروال» شروع کرد. این سناریو در مالی تکرار همان چیزی است که در لیبی شاهد بودیم. در ۱۷ مارس ۲۰۱۱، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۱۹۷۳ را در رابطه با لیبی تصویب کرد که بلافاصله و به راحتی تبدیل به اعلام جنگ از سوی قدرت های بین المللی در این کشور شد. هر دو سناریو برای دو کشور آفریقایی بسیار گران تمام شده است. به جای «نجات» آنها، مداخلات خارجی باعث شده تا خشونت حتی بیشتر هم بشود که نتیجه آن چیزی جز مداخله بیش تر و جنگ های نیابتی نبوده است.

در تاریخ ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۴ فرانسه با ارائه فهرست تلفات هر دو طرف اعلام کرد که عملیات سروال را با موفقیت به پایان رسانده است. اگر چه پیگیری های بین المللی بسیار کمی در این رابطه انجام شد، اما کمی بعدتر یعنی در روز اول اوت، این کشور از آغاز یک مأموریت نظامی دیگر با نام «عملیات بارخانه» خبر داد. این بار فرانسه به همراه «ائتلاف داوطلبان» خود موسوم به «جی ۵ ساحل» در این جنگ شرکت می کرد. این ائتلاف جدید متشکل از مستعمرات سابق فرانسه یعنی بورکینافاسو، چاد، مالی، موریتانی و نیجر بود. هدف مداخله بی پایان فرانسه در منطقه ساحل حمایت مادی و آموزش نیروهای «جی ۵ ساحل» در «جنگ علیه تروریسم» اعلام شده است. با این حال، دویچه وله گزارش می دهد که «خوش بینی» همراه با عملیات سروال در عملیات بارخانه به چشم نمی خورد. اخیراً این آژانس خبری آلمانی گزارش داده که «اوضاع امنیتی، نه تنها [در] شمال بلکه [در] مرکز مالی هم بدتر شده است» و به دلیل آشوب و هرج و مرج، کشاورزان زمین های خود را رها کرده و در حال فرار به مناطق امن تر هستند. در همین زمینه، دویچه وله می نویسد که گروه های شبه نظامی عملیات فراوانی تنها در راستای تحقق اهداف خودشان انجام داده اند.

در واقع، هرج و مرج در خیابان ها نشان دهنده هرج و مرج در داخل دولت است. حتی با حضور شدید نظامی فرانسه، بی ثباتی همچنان گریبان مالی را گرفته و همین سال گذشته بود که این کشور آخرین کودتای نظامی خودش را تجربه کرد. بدتر از آن اما این واقعیت است که نیروهای مختلف طَوارِق که مدتهاست استثمار این کشور توسط خارجیان را به چالش می کشند، در حال اتحاد تحت یک پرچم واحد هستند. باید بگوییم که آینده مالی خیلی امیدوار کننده به نظر نمی رسد.

پس با این وجود، هدف مداخله فرانسه چه می تواند باشد؟ مطمئناً برای «بازگرداندن دموکراسی» یا «ثبات» در مالی نیست. کارن جیس در مقاله اخیر خود می نویسد که «منافع فرانسه در منطقه در درجه اول از نوع منافع اقتصادی است و اقدامات نظامی اش برای اطمینان از دسترسی این کشور به نفت و اورانیوم در این ناحیه است.» برای درک بهتر این مسئله، کافی است تا تنها به یک نمونه اشاره کنیم که نشان از حیاتی بودن منابع و ثروت طبیعی مالی برای اقتصاد فرانسه دارد: «شاید باور کردنی نباشد که ۷۵ درصد از برق تولید شده در فرانسه توسط نیروگاه های هسته ای این کشور وابسته به اورانیوم استخراج شده در منطقه کیدال در آن سوی مرز مالی است.» بنابراین تعجب آور نیست که فرانسه به محض این که شبه نظامیان کیدال در آوریل ۲۰۱۲ این منطقه را به عنوان بخشی از کشور مستقل آزاواد دانستند، آمادگی خود را برای ورود به جنگ اعلام کرد.

ارتش فرانسه تخلف خود در بمباران عروسی بونتی را انکار می کند و ادعا می کند که همه قربانیان این حادثه «جهادگرا» بوده اند. داستان باید در اینجا به پایان برسد، اما تا زمانی که مالی تحت استثمار خارجیان است، این داستان ادامه خواهد یافت و تا زمانی که فقر و نابرابری وجود داشته باشد، شورش ها و کودتاهای نظامی هم وجود خواهد داشت.

منبع: مونیتور دِ اورینته / ترجمه: علی مفتح 

کلید واژه ها: فرانسه مالی آفریقا نیروهای فرانسوی


( ۱۳ )

نظر شما :

فرهاد ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۲۱:۱۲
همین جنایتها و بدتر از اون رو ترکیه در بیخ گوش ما میکنه ولی همین سایتها هیچ تمایلی به انتشار اونها ندارن. به شما چه که در آفریقا چی میگذره وقتی اخبار 500 کیلومتری خودتون رو هم دوست ندارید پوشش بدید و تحلیل کنید؟
حبیبی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۰۹:۵۸
تاریخ اورپا سراسر جنگ وخونریزیست،تصور کنید،جنایات رومیان،سزار،اسکندر،تا جنگهای صلیبی،ناپلیون،ایوان مخوف،تا هیتلر موسیلینی،استالین، تا حال حاضر، تمام مستمرات جهان از قاره افریقا تا قاره امریکا،تا استرالیا،هند وچین وخاورمیانه یعنی تمام دنیا را به ویرانی وجنگ کشیده اند، تنها در دو جنگ جهانی که مرتکب شده اند بیش از ۱۰۰ میلیون انسان کشته اند، بیش از ۱۵۰ میلیون سرخپوست،وبیش از ۲۰۰ میلیون ابورجین ومایوری سیاهپوست کشته اند، فرانسه در جنگ استقلال الجزایریها بیش از ۵/۵میلیون انسان کشته،و۱/۵میلیون رواندایی کشته،هکذا در تونس،شام،ویتنام لایوس ووو میلیونها انسان بیگناه کشته، تنها ناپلیون بناپارت طی سلسله جنگهایش بیش از ۲۰۰ میلیون انسان را از روسیه تامصر کشته، یعنی اینها هزاران سال است از خون انسانها تغذیه میکنند، به ان سبب در تمام نقاطی که حضور داراند بجز بحران وجنگ ارمغان دیگری ندارند، نژاد پرستی اپارتاید در ژنهایشان نهادینه شده، موسس تمام گروهای تروریستی اورپاییان هستند مثل :اسالا،مافیا،pkk,pyd, طالبان،داعش،الشباب،بوک حرام،ووووو،لذا با اینکه بیش از ۷۵ در صد جهان را تصاحب وتسخیر کرده اند ،ولی در صدد تصاحب ۲۵ در صد باقیمانده هستند وبه ان سبب هر روز شاهد کشتاری نو توسط شان هستیم. در حال حاضر در بیش از ۳۰ کشور جهان مشغول جنگ هستند(( سوریه،یمن،لیبی،افغانستان،لبنان،فلسطین،قره باغ، هند کشمیر،عراق،سومالی،مالی،وووووو)) ولی تنها خدای بزرگ است که از عهده این قوم لوط برامده و چون الوده به ویروس هموسکسویل وهمجنسبازی هستند نسلشان شرو ع به انقراض است، مکرو ومکر الله والله خیر الماکرین.