به مناسبت یکصدمین سالگرد امضای پیمان دوستی

روی گور همه تفرقه ها گل بزنید

۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۰۳۶۴۲ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
سید موسی حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: یادم است که در دوران کودکی در روستایی از ولایت بامیان باستان، در کنار آموزش قرآن کریم، کتاب حافظ شیرازی هم می آموختیم که حلاوت آن تا کنون در روح و روانم جاری است و کدام اهل ذوق ساکن در ایران فعلی است که بگوید سنایی غزنوی از دیار غریب است؟ آن وقت است که بهتر درک می کنی استعمارِ پیر چگونه با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، چقدر هوشمندانه و هدفمندانه با شمشیرِ مرزهای سیاسی، در میان این حوزه تمدنی بزرگ و باشکوه افتاد و آن را به نام های مختلف تکه تکه کرد؛ و استعمارگران امروزی چگونه با روشهای نوین این سیاست موثر را ادامه می دهند...!
روی گور همه تفرقه ها گل بزنید

نویسنده: سید موسی حسینی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم طبی کابل، دبیر کانون علمی ـ فرهنگی نخبگان افعانستان

دیپلماسی ایرانی: شاید در بین تمام کشورهای جهان، کمتر دو کشوری را بتوان یافت که به اندازه ایران و افغانستان از لحاظ تاریخی، فرهنگی و اجتماعی قرابت و پیوند و روایت های مشترک داشته باشند. اگر رقابت های استعمارگران جهانی برای تقسیم جهان نبود، اکنون شاید این دو سرزمین با دو نام متفاوت در جغرافیای سیاسی جهان وجود نداشت. 

گاهی که بر حسب اتفاق در  میان مردم جامعه در این طرف و یا آن طرف این مرزهای سیاسی قرار می گیری، احساس می کنی که گفتارها، رفتارها، مراسم، اعیاد، جشن های باستانی، رسم و رسوم خانوادگی، ضرب المثل ها و... همه رنگ و بوی آشنا دارند. وقتی با فروشنده ای در این دیار یا‌ آن دیار صحبت می کنی، یا وقتی در اداره ای درخواست می نویسی و یا آدرسی را بر روی معابر می خوانی، نیازی به واسطه و مترجم برای فهمیدن و فهماندن نداری. چون در درازنای تاریخ با هم بوده ای...

یادم است که در دوران کودکی در روستایی از ولایت بامیان باستان، در کنار آموزش قرآن کریم، کتاب حافظ شیرازی هم می آموختیم که حلاوت آن تا کنون در روح و روانم جاری است و کدام اهل ذوق ساکن در ایران فعلی است که بگوید سنایی غزنوی از دیار غریب است؟ 

آن وقت است که بهتر درک می کنی استعمارِ پیر چگونه با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، چقدر هوشمندانه و هدفمندانه با شمشیرِ مرزهای سیاسی، در میان این حوزه تمدنی بزرگ و باشکوه افتاد و آن را به نام های مختلف تکه تکه کرد؛ و استعمارگران امروزی چگونه با روشهای نوین این سیاست موثر را ادامه می دهند...!

محمد کاظم کاظمی شاعر اندیشمند، این سیاست را چنین توصیف کرده است:

بادی وزید و دشت ســترون درست شد                       طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشــیر روی نقشـــه جغـــرافـــیا دوید                        این سان برای مـــا و تو میهن درست شد
یعنی که از مصـــالح دیـــوار دیگــــران                       یک خــــاکــریز بین تو و من درست شد

لذا آنانکه از میان این دو جامعه، اندک اندیشه و مطالعه ای در تاریخ دارند، حسرتی غمناک از این گذشته نه چندان دور و اندوهی دردناک از این روند جاری و جدایی ها در دل دارند و آمال و آرزویشان این است که کاش این مرزهای جداکننده سیاسی که غرض ورزان در تلاش برای قطور ساختن آن هستند، روزی فقط در حد یک نشانی باشد و بس...
وقتی شهردار هرات باستان، به بهانه تفکیک هویت ملی خواستارجایگزینی کلمه هندی «سرک» به جای «خیابان» شد، نجیب بارور، شاعر اهل افغانستان چنین پاسخ داد:

ارزش خاک بخـــارا و سمــــرقندِ عــــزیز                      نزد ما با گوهــر و لعل بدخشانی یکی‌ است
ما اگرچون شاخه‌ها دوریم از هم، عیب نیست                 ریشــۀ کولابی و بلخــی و تهرانی یکی‌ است
از درفش کــــاویان آواز دیگـــر می‌رســد:                        بازوان کـــاوه و شمشیر سامانی یکی‌ است
چیست فرق شعـــر حافظ، با سـرود مولوی؟                     مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکی‌ است
فرق شعــر بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟                    رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکی‌ است

این همنوایی  وهمدلی یک شاعر ساکن در جغرافیای افغانستان امروزی با صائب «تبریزی» شاعر سده یازدهم و ساکن در تبریز و اصفهان است که کلمه «خیابان» را در شعرش اینگونه به کار برده بود:

چشم می پوشی ز گلکشت خیابانِ بهشت          در کمین جلوه ی سروِ دلارای که ای؟

سیاست های جاری کشورها متاثر از عوامل مختلفی است که گاهی به چنین همدلی ها و پیوندها آسیب می زند. برخی کوتاه اندیشان دو جامعه نیز گاهی در دام سیاست های جداکننده می افتند. اما وظیفه اندیشمندان و دلسوزان این حوزه تمدنی بزرگ و مشترک این است که برای تقویت و توسعه ارتباطات و همدلی ها بین دو جامعه تلاش کنند و در برابر اندیشه های درونی و بیرونی که چون موریانه تلاش دارند ریشه‌های این دوستی ها را به روش های مختلف مورد هجوم و آسیب قرار دهند، عاقلانه و هدفمندانه در صحنه‌ها حضور داشته باشند...

راهکار نجیب بارور در این راستا چنین است:

هر کُجا مـــرز کشیدند، شما پُل بزنید                 حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید
مشتی از خاک «بخارا» و گِل از «نیشابور»              با هم آرید و به مخروبه ی «کابل» بزنید
هرکه از جنگ سخن گفت، بخندید بر او               حرف از پنجـــره ی  رو به تحمل بزنید
نه بگویید، به بت‌های ســـــیاسی نه، نه!                   روی گور همــه‌ی تفـــرقه‌ها گل بزنید
دخــتران قفس‌ افتاده ی «پامیر» عزیز                   گُلی از باغ خــراسان به دوکاکل بزنید
جـــام از «بلخ» بیارید و شراب از «شیراز»             مستی هر دو جهــان را به تغزل بزنید
قاصدک حرف مرا، پیش ز من می‌آرد                 زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تو و او و من و ما هیچ به جایی نرسد                حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید
هرکجا مرز...  ببخشید که تکرار آمد               فرض بر این که کشیدند، دوتا پُل بزنید

به امید همدلی های بیشتر
 

کلید واژه ها: افغانستان جمهوری اسلامی ایران ایران و افغانستان پیمان دوستی ایران و افغانستان


( ۶ )

نظر شما :

فدوی ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۱۸
سیاست تفرفه افکنی یکی از موثرترین ابزارها برای به زانو در آوردن مردمان مشرق زمین در برابر غرب نوظهور بوده و هست . آنچه گذشته ، گذشته و جبران پذیر نیست ، حال را باید دریافت و اینکه این سیاست در این دوران چگونه پیگیری می شود . بررسی وضع موجود ما را به این نتیحه می رساند که این سیاست در این دوران شدیدتر و البته پیچیده تر اجرا می شود . اصلی ترین حربه ی این سیاست نیز نزاع جغرافیا و فرهنگ است . " چون در فلان روستا مردم به فلان زبان صحبت می کنند پس آن منطقه تا شعاع فلان کیلومتر مال ماست " جمله ای که مدام در خاورمیانه می شنویم اما در غرب مدتهاست که جغرافیا در فرهنگ هضم شده است . در همین سایت و در قسمت نظرات ببینید که چگونه این حرفهای عوامانه و البته بسیار خطرناک نُقل محفل است . تا این تفکرات زنده است باید هم انگلیس با آن مساحت کم ، جمعیت محدود و ثروتهای طبیعی ناچیز بر بلاد اسلامی به صورت فرهنگی و صنعتی و نظامی و ... حکمرانی کند . آمریکا ، فرزند خوانده ی قلدرش دیگر بماند . عراق ، سوریه ، افغانستان ، قفقاز ، آسیای میانه ، شمال آفریقا و هر نقطه ای از خاورمیانه و کلا جهان اسلام که در آَشوب است ( متاسفانه همه جایش ) پای استعمار از یک طرف و کری خوانی قبیله ای از طرف دیگر در میان است . البته کدوم استعمارگر شیر پاک خورده ای است که از فضای مجازی و کامنتها برای دمیدن بر آتش تفرقه ، غافل شود . ... در افغانستان ، اشرف غنی پشتون از دری که پسر عموی تنی یکدیگر هستند نفرت دارد و به سراغ ترکیه ای می رود که اساسا هیچ خویشاوندی با آنها ندارد . این نفرتهای درون خانوادگی یک شبه بوجود نیامده . تاریخ استعمار را باید با حوصله و خط به خط خواند .
شریف- کابل ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۳۰
سپاس تشکر و ممنون از این بیان شجاعانه شما در این دیاری که اطراف شما را بیماران تفرقه بیانداز، و دیوار بنا کن فرا گرفته.
آراز تبریزی ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۴۸
درود بر ایران زمین وکل اقوام وساکنانش چه افغانستانی چه آذری چه ایرانی
خسرو ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۲۸
عالی بود کاش بین ایران و افغانستان مرزی نبود و مردمان به مزار شریف و هرات و بلخ و مشهد بدون واهمه میرفتند
زیتون ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۹:۳۵
از نظر ژئوپولتیک و نظامی باید بررسی بشه آیا میشه از نوار شمالی افغانستان و تاجیکستان دفاع پایدار و موثر کرد یا نه ......با شعر گفتن نیست.....ممکنه از شمال ازبک ها و از جنوب پاکستان حضرت ملکه فشار بیارن و دو.باره عقبه را قطع کنن.....شما باید اول برادریتون را ثابت کنید تا جریان مداوم سلاح بداخل افغانستان و تاجیکستان تضمین بشه (بستن با روس ها یا انگلیسی یا امریکاییها یا پاکستانی ها دوباره تکرار نمیشه....)
اشکان ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۹:۴۱
بی تعارف بگوییم ایران به لحاظ فرهنگی علمی نظامی بهداشتی ورزشی و ... از بقیه کشورهای خاورمیانه بسیار جلو هست و از افغانستان سالهای نوری بسیاری جلوتر هست و مقایسه این در یک بوته مسخره آور هست ترکیه با آن همه ادعای غربی بودن و اروپایی بودنش من هر روز شاهدم در تلویزیونشان تیزر و کلیپ عدم خشونت علیه زنان و فرستادن کودکان به مدرسه پخش میکند سرنخ دادم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و برای همین پتانسیلهای بالا ست که غرب و شرق نمیخواهند ایران را از دست بدهند و آمریکا این همه صغری کبری میچیند تا ایران را بچنگ بیاورد اما ما خود دو دوستی خود را تقدیم چینی هایی کرده ایم که جشنواره سگ خوردن راه میندازند با افتخار
به فدوی و اشکان ۱۲ تیر ۱۴۰۰ | ۰۹:۰۶
جناب فدوی شما خودتون در نظر های قبلی تان یکی از آنهایی هستید که دانسته یا ندانسته به تفرقه مشغول می شوید... و جناب اشکان بهتر است از بالا شهر سری به حاشیه شهر و سایر جاهای دیگر بزنید تا دچار خود برتربینی نشوید...
دریا ۱۸ تیر ۱۴۰۰ | ۲۲:۴۶
اولا نویسنده طوری نوشته که انگار هیچ کشوری زبان هیچ کشوریو بلد نیست همه هر جا رفتن با خودش ی مترجم میبره خودت انگلیسی یاد بگیر برو با کل دنیا حرف بزن بعدم زبان مادری چندین کشورها و فرهنگشون باهم مشترکن انگار نویسنده فقط فارسی بلده رفته افغانستان تونسته حرف بزنه ذوق کرده این واقعا خنده داره
کوروش ۱۸ تیر ۱۴۰۰ | ۲۲:۵۷
اغا اشکان کدوم کشور زندگی میکنی برو کنار ی سطل آشغال وایستا ی ساعت همونجا ببین به همون سطل آشغال چند نفر بیچاره بخاطر ی تکه نون سرشونو تا نصف خم میکنن همون جا نظام سلامت و علم و اقتصاد کشور دستت میاد مگر اینکه از مسئولین باشی و نفعت در انکار مشکل و بدبختی مردم باشد
دنیز ۱۹ تیر ۱۴۰۰ | ۰۰:۰۳
جناب فدوی مدتهاست در غرب آزادی زبان وجود دارد کسی شهروند درجه چند بخاطر زبان ودینش محسوب نمیشود تحقیرهایی که در ایران برای سایر زبانها وجود دارد اگر در همین اروپایی که ازش دم میزنی هرگز دست از تظاهرات نمی کشیدند
استاد تبریزی ۱۹ تیر ۱۴۰۰ | ۰۰:۱۸
جناب فدوی نظرت تضاد وجود داره از طرفی میگی در غرب فرهنگ در جغرافیا حذف شده و شاکی هستی که چرا در خاورمیانه مثلا میگن چون در فلان جا زبان ما حرف میزنن پس مال ماست اما از طرفی پشتون را پسر عموی دری معرفی میکنی و ترکیه را غریبه بالاخره موافقی زبان مهمه یا نه اگه مهم نیست چرا پشتون باید پسر عموی دری باشد و ترکیه غریبه اگه هم مهمه باید برای همه مهم باشه نه اینکه فقط زبان شما مهم باشه