پیشنهادهایی برای خروج از بنبست
ابتکارات نوین برای مذاکرات ایران و آمریکا
نویسنده: دکتر محمد قراچورلو، پژوهشگر حقوق بینالملل
دیپلماسی ایرانی: با شروعشدن فصل جدید از مذاکرات ایران و آمریکا نگاهها به مواضع طرفین با تردیدهای اساسی معطوف شده است. دو کشور در سال جاری پنج دور مذاکره انجام دادند و بهطورکلی مسیر را برای ادامه گفتوگوها سازنده ارزیابی کرده بودند، اما این موضوع با حمله رژیم صهیونیستی به ایران متوقف شد و اظهارات مقامهای رسمی دولت آمریکا بیانگر عدم پایبندی این کشور به گفتوگوهای دیپلماتیک بود. پس از گذشت هشت ماه طرفین مجدد به سمت میز مذاکره سوق پیدا کردهاند و در روز جمعه ۱۷ بهمن مذاکرات غیر مستقیمی در عمان انجام دادند. اما باتوجهبه تجربیات مذاکرات ۲۰۱۵ که به امضای برجام منتهی شد و مذاکرات نیمهکاره سال جاری، مسیرهای اعتماد برای دولت ایران کاهش یافته است. در این نوشتار ضمن بررسی شرایط مؤثر در این مذاکره به روشهای اعتمادساز جهت ضمانت اجرا خواهیم پرداخت.
گام نخست محدودیت داخلی آمریکا و استثنا امنیتی ایران
چالش اساسی مهم داخلی در آمریکا نزدیکشدن به انتخابات میاندوره این کشور است و دولت ترامپ برای ادامه روند خود و حزب جمهوریخواه برای دور ۲۰۲۸ به پیروزی در این انتخابات نیاز دارد. حزب جمهوریخواه در حال حاضر کنترل مجلس نمایندگان ایالات متحده را در دست دارد، جایی که برای کسب اکثریت (در صورت عدم وجود کرسی خالی) به ۲۱۸ کرسی نیاز است. انتخابات میاندورهای در همه ایالتها برگزار میشود و کنگره جدید در ظهر ۳ ژانویه هر سال فرد پس از انتخابات عمومی آغاز میشود، مگر اینکه طبق قانون روز دیگری تعیین شده باشد. در انتخابات میاندورهای ترکیب نمایندگان کنگره مشخص میشود، همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان ایالات متحده و یکسوم کرسیها (۱۰۰) در سنای ایالات متحده به رأی گذاشته میشوند. ترکیب حزبی کنگره میتواند تأثیر زیادی بر آنچه رئیسجمهوری این کشور میتواند در طول دوره ریاستجمهوری خود انجام دهد داشته باشد. باید توجه داشت که انتخابات میاندورهای در دو مرحله انجام میشود:
الف: انتخابات مقدماتی میاندورهای، هر ایالت تاریخ متفاوتی در اوایل سال دارد.
ب: انتخابات عمومی میاندورهای در اولین سهشنبه ماه نوامبر برگزار میشود.
کلیدیترین موضوعی که میتواند بر این انتخابات تأثیر محسوسی وارد کند موضوع قیمت جهانی نفت است. تأثیر نفت بر اقتصاد و سیاست جهانی غیرقابلچشمپوشی است و تأثیر این صنعت در انتخابات میاندوره ۲۰۲۶ ایالات متحده غیر قابل انکار است و این کالای استراتژیک یک مسئله مهم داخلی برای این کشور خواهد بود . به طور نمونه دنتون سینکوگرانا، تحلیلگر ارشد نفت معتقد است: «مردم از بنزین به عنوان معیاری برای اقتصاد و نحوه احساس خود در مورد آن استفاده میکنند.»
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، اولین انتخابات در دهههای اخیر است که قیمت انرژی میتواند تاثیر محسوسی در کسب اکثریت کرسی نمایندگان در انتخابات کنگره آمریکا داشته باشد، جایی که هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در تلاش هستند بیشترین منفعت سیاسی را کسب کنند، هر دو حزب تا حدودی مساوی از انتشار پرونده آپستین صدمه دیدند و در معرض رسوایی قرار گرفتند. همچنین اهمیت این مقطع زمانی را می توان در اعلام هشدار دولت ایران در نظر گرفت، زیرا به صورت صریح بیان داشته هر گونه مداخله نظامی می تواند به جنگ منطقه ای تبدیل شود و نگرانی از این اتفاق طی چند روز اخیر توسط متحدین منطقهای آمریکا و اتاق فکرهای حزب جمهوریخواه به طور جدی بررسی شده است، زیرا وارد شدن به یک جنگ منطقه ای تابع محدودیت زمان نیست و بیشترین آسیب را دولت فعلی آمریکا خواهد چشید؛ هم اعتماد متحدین منطقه ای و هم به استقبال استیضاح رفتن حزب دموکرات در صورت کسب اکثریت کرسی نمایندگان کنگره این کشور.
آنچه در مبانی حقوق بینالملل مورد حمایت جامعه جهانی است، اصل پایبندی کشورها به منافع جهانی است. انتظار میرود در صورت هر گونه حمله نظامی توسط آمریکا یا متحدین این کشور، دولت ایران با تکیه بر اصل استثنای امنیتی به اعمال محدودیت کشتیرانی در منطقه تنگه هرمز اقدام کند. با آنکه این موضوع مغایر با اصول اساسی حقوق دریانوردی و کنوانسیون حقوق دریاهاست، اما زمانی که پای امنیت ملی کشورها مطرح میشود، این شرایط وجود دارد که دولتها به این استثنا استناد کنند و این بار تصمیم دولت ایران در این زمینه میتواند شکلگیری یک محدودیت با سرایت جهانی را باعث شود.
گام دوم شکلگیری منافع منطقهای
مذاکرات دیپلماتیک ایالات متحده و ایران، بخش مهمی از محاسبات ثبات منطقه غرب آسیا را تشکیل میدهد و بر بازارهای انرژی در بخشهای مختلف کالا تأثیر میگذارد. معماری دیپلماسی هستهای جدید بر اساس چارچوبهای تثبیتشدهای بنا شده است که روابط بینالمللی را شکل میدهد. در این چارچوب فرانسه، انگلستان و آلمان به دلیل نداشتن ثبات استقلال در تصمیمگیریها و افزودن بازیگران جدید منطقهای کنار گذاشته شدند. اما در اولین دور مذاکرات هیچ یک از کشورهای که در روزهای اخیر دعوتنامه شرکت در مذاکرات را دریافت کرده بودند دعوت نشدند؛ اما بررسی کوتاه این موضوع مهم است.
ترکیه با ظرفیت عضویت در ناتو و قرارداشتن در موقعیت جغرافیایی آن بین اروپا، خاورمیانه و آسیا، فرصتهای میانجیگری منحصربهفردی را ایجاد میکند، اگرچه این وضعیت اتحاد ممکن است برداشتها از بیطرفی با ایران را پیچیده کند. قطر بهعنوان بازیگر مؤثر در میانجیگری و مذاکرات صلح افغانستان (۲۰۲۰ – ۲۰۲۱) و مذاکرات مختلف گروگانگیری اسرائیل و فلسطین که در سالهای اخیر انجام شده، خود را بهعنوان یک قطب دیپلماتیک مهم تثبیت کرده است.
مصر بهعنوان یکی از ارکان در تسهیل توافقنامه کمپ دیوید (۱۹۷۸) پتانسیل قدرتهای منطقهای را برای مشارکت در راهحلهای دیپلماتیک پایدار نشان میدهد. کنترل مصر بر کانال سوئز، اهرم استراتژیک ذاتی را فراهم میکند درحالیکه مشارکت مداوم آن در تلاشهای میانجیگری اسرائیل و فلسطین، قابلیتهای دیپلماتیک مربوطه و اعتبار منطقهای را حفظ میکند. نقش کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی با چالشهای اساسی مواجه است. هر دو کشور درگذشته بهعنوان متحد استراتژیک یکدیگر شناخته میشدند، اما مواضع آنها در یمن و سومالی شکاف در روابط سیاسی یکدیگر را موجب شده است و به طور محسوسی در حال فاصلهگرفتن از یکدیگر هستند؛ اما به دلیل اهمیت موضوع ایران مواضع برابری اتخاذ کردهاند.
باید در نظر داشت حضور کشورهای حاشیه خلیج فارس در شکلگیری مذاکرات مؤثر است یا خیر؟ در این زمینه دو محور قابلتأمل است که هر کدام از پیامدهای مستقل خود پیروی میکند.
الف، اثربخشی حضور طرفین ثالث برای ایجاد مسیر مؤثر با انجام مذاکرات با وزن بیطرفی. در مذاکرات گذشته کشورهای فرانسه، آلمان و انگلستان آشکارا از مواضع آمریکا حمایت میکردند و کشورهای روسیه و چین نگاه متعادلتری نسبت به مواضع ایران داشتند که این تقسیمبندی بهنوعی توازن قدرت را در مسیر مذاکرات ایجاد میکرد. اما در مذاکرات فعلی حضور بازیگران منطقهای با تردیدهای اساسی مواجه است که اثربخشی انجام مذاکرات را به چالش میکشد. اثربخشی هر توافق بینالمللی بهشدت به سازوکارهای اجرایی و اعتبار نهادهای نظارتی بستگی دارد. تحلیل تاریخی نشان میدهد که چارچوبهای موفق به چهار رکن مستقل نیازمند است که عبارتاند از: (۱) اعتبار نزد همه طرفها، (۲) اهرم اقتصادی یا استراتژیک، (۳) بیطرفی اثباتشده، و (۴) ظرفیت فنی برای اجرا.
ب، رویهسازی یکجانبه آمریکا، دولت دوم ترامپ تصمیمات یکجانبهای را اعمال میکند و از تعدادی کشور برای اعمال آن دعوت میکند، این موضوع را در روند حل اختلاف ارمنستان و آذربایجان، آتشبس غزه، مذاکرات صلح اوکراین شاهد بودهایم. البته اقدام به ربایش رئیسجمهوری قانونی ونزوئلا و اعمال فشار برای تصرف جزیره گرینلند نیز در همین محور یکجانبهگرایی سیاسی قرار دارد. این کشور در حال حاضر بر خلاف اصول بنیادین منشور ملل متحد [اصل عدم مداخله – عدم توسل بهزور]، اعلامیه روابط دوستانه ۱۹۷۰ و اعلامیه حاکمیت قانون ۲۰۱۲ و پیمان آینده ۲۰۲۴ ایفای نقش میکند و در حال شکلدهی رویهای است تا بهعنوان یک قدرت مستقل سیاستهای خود را بر جامعه جهانی دیکته و نقش سازمان ملل را در معادلات جهانی بیاثر کند.
پس از بررسی اجمالی دو چالش اساسی انتخابات میاندورهای آمریکا و شکلگیری بازیگران منطقهای به موضوع اصلی خواهیم پرداخت. مذاکرات پیرامون فعالیتهای هستهای ایران در طول مدت دو دهه اخیر همواره با فرازوفرودهای متعددی مواجه شده است که یکبار پس از امضای برجام و با شکلگیری دولت جدید در آمریکا بیفایده شد و دومی با حمله رژیم صهیونیستی در میان مذاکرات حاصل گفتوگوها بیثمر شد. حال با توجه به تجربیات گذشته کلیدیترین سؤال و خواسته دولت ایران در فراهم آمدن ضمانت اجراست. در گذشته شاهد بودیم دولت امریکا هیچگونه اعتباری به امضای توافقنامه خود نمیدهد و با هر نوع تغییر سیاسی در انتخابات به مذاکرات خود پایبند نخواهد بود؛ لذا ضمانت اجرای سیاسی و حقوقی گزینه مناسبی نخواهد بود حال آنکه تصویب مذاکرات پیشرو در کنگره آمریکا نیز بسیار مهم است. با توجه به سیاستهای تحریمی این کشور و بهطور ویژه قانون تجارت با دشمن ۱۹۱۷، قانون محصولات مستقیم خارجی ۱۹۵۹ و قانون اداره صادرات ۱۹۷۹، بهعنوان پایه اساسی تحریمهای این کشور و قانون تحریمهای ایران و لیبی مصوب ۱۹۹۶ و قانون جامع تحریم¬ها، پاسخگویی و واگذاری ایران در سال ۲۰۱۰ بهعنوان ابزار اصلی اعمال تحریمهای ایران، بهترین راهحل در پرونده هستهای ایران حضور و شراکت شرکتهای فعال نفت و گاز و صنعتی این کشور در پروژههای ایران است، بنابراین پیشنهادهای ذیل مورد توجه است:
اول: صرفنظر از پیشینه مذاکرات، متغیرهای دخیل در روند مذاکرات قبلی تا کنون و صرفاً با هدف موفقیت مذاکرات بر اساس دیدگاه برد – برد برای طرفین؛
دوم: پیشنهاد میشود یک آلترناتیو جدید از طرف هیات ایرانی بهطرف آمریکایی ارائه شود تا ضمن تأمین منافع ملی ایران، انگیزه طرف مقابل برای دوری از تنش را افزایش دهد؛
سوم: پیشنهاد مدل قراردادی «EPCF» بهطرف مقابل برای ساخت ۲۰ نیروگاه هسته ای برق در جنوب کشور؛
چهارم: پیشنهاد انعقاد موافقتنامه خرید ۵۰۰ فروند هواپیمایی مسافری و باری بوینگ در قالب قرارداد لیزینگ 10 ساله؛
پنجم: پیشنهاد مشارکت شرکتهای آمریکایی در تکمیل کریدورهای شمال – جنوب ایران؛
ششم: پیشنهاد مشارکت شرکتهای آمریکایی در ابرپروژه آب و انرژی مشترک ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس (پروژه صلح هرمز)؛
هفتم: پیشنهاد مشارکت شرکت آمریکایی تسلا با ایرانخودرو در تولید خودروهای برقی، شخصی و عمومی؛
هشتم: بررسی پیشنهاد بازگشایی یا افتتاح سرکنسولگریهای ایران در واشنگتندیسی، تگزاس و لسآنجلس؛
پیشنهادها فوق بهصورت یک بسته پیشنهادی در کنار دستور کار هستهای میتواند قابلارائه باشد با این هدف که یخ روابط دوجانبه شکسته شود و حسننیت و صلحدوستی طرف ایرانی به رخ طرف آمریکایی کشیده شود، الفبای مذاکرات حقوق بینالملل با درهمآمیختگی منافع ثبات پیدا میکند.


نظر شما :