درآمدی بر یک چالش ملی و فرا-حکمرانی (بخش هشتم)

عقب‌نشینی از بازدارندگی فعال به دفاع انفعالی و پیامدهای راهبردی آن برای امنیت ایران

۱۱ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۲۵۵ اخبار اصلی خاورمیانه
فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی و مصطفی روستایی در سلسله‌ یادداشت‌های مشترک خود برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسند: در چهار دهه‌ی اخیر، بخش عمده‌ی امنیت ایران بر این فرض بنا شده بود که هر حمله‌ی دشمن، می‌تواند با ضربه‌ای بسیار سنگین‌تر پاسخ داده شود. این امکان، دشمن را از محاسبه‌ی جنگ بازمی‌داشت، زیرا جنگ با ایران چیزی نبود که بتوان با هزینه‌ی کم آغاز کرد. اما وقتی برد به ۵۰۰ کیلومتر کاهش یابد، ایران دیگر نمی‌تواند مراکز حیاتی دشمن را تهدید کند و همین مسئله دشمن را از حالت بازدارندگی به حالت هجوم منتقل می‌کند. در این وضعیت، ایران عملاً از حالت «جلوگیری از جنگ» به حالت «تحمل جنگ» منتقل می‌شود.
عقب‌نشینی از بازدارندگی فعال به دفاع انفعالی و پیامدهای راهبردی آن برای امنیت ایران

نویسندگان: فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی، مصطفی روستایی

دیپلماسی ایرانی: در نظریه‌های امنیتی، کشورها بسته به منابع، موقعیت جغرافیایی و نوع تهدیدات، میان دو الگوی کلان بازدارندگی انتخاب می‌کنند: «بازدارندگی فعال» و «دفاع انفعالی». بازدارندگی فعال یعنی کشور بتواند با تهدید به ضربه‌ی دردناک، هرگونه حمله را از ابتدا بی‌صرفه کند؛ در مقابل، دفاع انفعالی مبتنی بر جذب ضربه، کاهش خسارت، و تلاش برای حفظ زیرساخت‌ها پس از حمله است. ایران طی چهار دهه گذشته، به‌دلیل فقدان سامانه‌های پیشرفته‌ی دفاعی و نبود اتحادهای نظامی رسمی، به سمت بازدارندگی فعال حرکت کرده است. همین بازدارندگی بود که به ایران اجازه داد بدون داشتن نیروی هوایی سنگین یا پیمان‌های بین‌المللی، همچنان از حمله‌ی مستقیم قدرت‌های بزرگ در امان بماند.

اما کاهش برد موشکی به ۵۰۰ کیلومتر، این معادله را زیر و رو می‌کند. در عمل، ایران از جایگاه یک قدرت بازدارنده، به جایگاه کشوری منتقل می‌شود که ناچار است ضربه را تحمل کند و سپس در محدوده‌ای بسیار محدود پاسخ دهد. این تغییر، نه‌فقط یک تحول فنی، بلکه «یک عقب‌نشینی راهبردی خطرناک» است که معماری امنیتی کشور را از اساس تضعیف می‌کند.

در چهار دهه‌ی اخیر، بخش عمده‌ی امنیت ایران بر این فرض بنا شده بود که هر حمله‌ی دشمن، می‌تواند با ضربه‌ای بسیار سنگین‌تر پاسخ داده شود. این امکان، دشمن را از محاسبه‌ی جنگ بازمی‌داشت، زیرا جنگ با ایران چیزی نبود که بتوان با هزینه‌ی کم آغاز کرد. اما وقتی برد به ۵۰۰ کیلومتر کاهش یابد، ایران دیگر نمی‌تواند مراکز حیاتی دشمن را تهدید کند و همین مسئله دشمن را از حالت بازدارندگی به حالت هجوم منتقل می‌کند. در این وضعیت، ایران عملاً از حالت «جلوگیری از جنگ» به حالت «تحمل جنگ» منتقل می‌شود.

در چارچوب دفاع انفعالی، دشمن می‌داند که کشور هدف ناچار است ضربه بخورد، سپس تلاش کند آن ضربه را مدیریت یا جبران کند. اما خاورمیانه محیطی نیست که در آن بتوان به دفاع انفعالی تکیه کرد. کشورهای منطقه، به‌ویژه اسرائیل و عربستان، دکترین امنیتی‌شان بر پایه‌ی «جنگ پیش‌دستانه» است. برای این کشورها، بهترین دفاع، حمله است، نه صبر. بنابراین اگر ایران مجبور شود به دفاع انفعالی تکیه کند، فضای لازم برای اجرای دکترین‌های هجومی دشمن فراهم می‌شود. به‌عبارت دیگر، کاهش برد موشکی به‌گونه‌ای است که انگار کشور به‌جای قفل‌کردن درِ خانه، تصمیم گرفته خطر را بپذیرد و صرفاً مقداری وسایل ایمنی داخل خانه نصب کند.

از سوی دیگر، دفاع انفعالی به‌صورت ساختاری بسیار پرهزینه‌تر از بازدارندگی فعال است. ایران کشوری است با ده‌ها شهر بزرگ، صدها مرکز حیاتی اقتصادی و هزاران کیلومتر خطوط انرژی. هیچ کشور مستقلی نمی‌تواند با بودجه‌ی محدود و زیرساخت‌های گسترده‌ی خود، این حجم از دارایی‌های حیاتی را به‌طور کامل محافظت کند. در مقابل، بازدارندگی فعال با هزینه‌ای بسیار کمتر عمل می‌کند، زیرا دشمن را از حمله منصرف می‌کند پیش از آنکه نیاز به دفاع گسترده باشد. کاهش برد موشکی این مزیت اقتصادی و امنیتی را از میان می‌برد و ایران را مجبور می‌کند وارد مسابقه‌ای نابرابر شود که طبیعتاً در آن دست پایین را دارد.

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این تغییر، «تحمیل زمین نبرد به داخل ایران» است. وقتی ایران نتواند خارج از مرزهای خود هزینه ایجاد کند، دشمن آزاد خواهد بود زمین نبرد را به داخل کشور منتقل کند. این وضعیت در سال‌های گذشته در کشورهایی چون عراق، سوریه و یمن به‌وضوح دیده شد: کشورهایی که نتوانستند تهدید را در بیرون از مرزهایشان متوقف کنند، به مرور مجبور شدند جنگ را در خیابان‌ها و زیرساخت‌هایشان تحمل کنند. ایران ده‌ها سال تلاش کرده میدان اصلی تهدید را در خارج از مرزهای خود نگه دارد؛ اما کاهش برد موشکی دقیقاً خلاف این هدف عمل می‌کند. دشمنی که خیالش از پاسخ سنگین راحت باشد، بی‌پروا‌تر عمل می‌کند و در نتیجه، عمق استراتژیک کشور کوچک‌تر می‌شود.

کاهش برد همچنین اثر مستقیمی بر «معماری ذهنی تصمیم‌گیرندگان دشمن» دارد. بازدارندگی فعال به دشمن می‌فهماند که هر اشتباه کوچک می‌تواند جرقه‌ی زنجیره‌ای از پاسخ‌ها باشد. اما دفاع انفعالی باعث می‌شود دشمن در محاسباتش جسور شود، چون می‌داند کشور هدف تنها قادر است ضربه را جذب کند. این تغییر ادراکی بسیار خطرناک‌تر از تغییرات فنی است. بسیاری از جنگ‌ها نه با تصمیمات دقیق، بلکه با تصور غلط دربارهٔ توانایی‌ها و ضعف‌ها آغاز شده‌اند. اگر دشمن تصور کند ایران دیگر توان پاسخ سنگین ندارد، احتمال تصمیم‌گیری اشتباه از سوی او افزایش می‌یابد و همین عامل می‌تواند منطقه را به‌سمت یک درگیری گسترده هدایت کند.

در کنار این مسائل، باید به پیامدهای ژئوپلیتیکی نیز توجه داشت. بازدارندگی فعال ایران نه‌فقط از خود کشور، بلکه از متحدان منطقه‌ای‌اش نیز محافظت می‌کرد. وقتی دشمن بداند هر حمله به یک گروه محور نفوذ منطقه‌ای ایران، می‌تواند پاسخ ایران را به‌همراه داشته باشد، به‌صورت طبیعی محدودتر عمل می‌کند. اما دفاع انفعالی این حمایت را از میان می‌برد. متحدان ایران در لبنان، یمن، عراق و سوریه در چنین شرایطی در معرض تهدید بیشتری قرار می‌گیرند و همین مسئله باعث کاهش عمق ژئوپلیتیکی ایران در منطقه می‌شود. کشوری که عمق استراتژیکش را از دست دهد، در عمل مجبور است برای دفاع از خود هزینه‌های بیشتری بپردازد.
در نهایت، باید گفت که کاهش برد موشکی ایران به ۵۰۰ کیلومتر، کشور را از جایگاه یک بازیگر بازدارنده که می‌تواند دشمن را از حمله منصرف کند، به بازیگری تبدیل می‌کند که ناچار است آسیب ببیند و سپس واکنش محدود نشان دهد. این تغییر، ایران را به کشوری بدل می‌کند که در برابر تهدیدات منطقه‌ای تنها می‌تواند تا حدودی «دفاع کند»، نه «جلوگیری». این تفاوت در دنیای امروز، تفاوت میان صلح و جنگ است. «بازدارندگی فعال یعنی دشمن جرئت نمی‌کند آغازگر جنگ باشد؛ دفاع انفعالی یعنی دشمن مخیّر است تصمیم بگیرد چه‌زمان، چگونه و در کجا حمله کند». 

ادامه دارد...

کلید واژه ها: حسن فتاحی فریدون علی‌مازندرانی مصطفی روستایی توانایی موشکی ایران قدرت موشکی ایران قدرت موشکی ایران بازدارندگی بازدارندگی موشکی دشمن دفاع دفاع انفعالی بازدارندگی فعال


( ۲ )

نظر شما :