یادداشت اختصاصی روزنامهنگار روس برای دیپلماسی ایرانی
با این سکوت فراگیر چه کسی مقصر اتفاقات است؟
نویسنده: دمیر نظروف، روزنامهنگار و کارشناس علوم سیاسی از غرب سیبری – روسیه
دیپلماسی ایرانی: تجاوز جدید ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی جای تعجب نداشت. هر دو طرف در حال آماده شدن بودند و یک ماه پیش مشخص شد که جنگ اجتنابناپذیر است. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر با جسارت و افتخار در برابر دشمنان اصلی بشریت ایستاده است. متحدان ایران در محور مقاومت اکنون بخشی از ایران شدهاند و به عنوان یک واحد دیده میشوند. بار دیگر، همان طور که یک سال پیش اتفاق افتاد، و همانطور که مرحوم اربکان اظهار داشت، ایران در نبرد خود تنهاست. چرا؟ پاسخ ساده اما عمیق است.
چه کسی مسئول اتفاقات است؟ همه چیز از سالهای ۲۰۱۱ – ۲۰۱۲ آغاز شد، زمانی که اخوان المسلمین کنترل اکثر کشورهای عربی را در دست داشت. اما آنها به جای اتحاد با ایران، چین و پاکستان، تصمیم گرفتند با تمرکز تمام نیروهای خود علیه بشار اسد در سوریه، صهیونیسم و متحدان منطقهای آن را راضی کنند. اخوان المسلمین در کشورهای عربی با اولویت دادن به سوریه برای جلب رضایت لابی صهیونیستی در ایالات متحده، عمداً رنج فلسطینیان را نادیده گرفتند. اجازه دهید یادآوری کنم که افرادی مانند داوود اوغلو و یوسف قرضاوی با این باور جدی که رهبران جدید «اخوان المسلمین خاورمیانه» خواهند شد، به آتش دامن زدند. ما نتیجه را میدانیم و احزاب اخوان المسلمین مدتها قبل از وقایع کنونی فروپاشیدند. در نتیجه، به دلیل ناتوانی آنها در درک مقیاس فاجعه فلسطین و تفکر منطقی، اخوان المسلمین در انجام مأموریت تاریخی خود شکست خورد و در عوض، تنها مشکلات جدیدی ایجاد کرد که پیامدهای آن را تا به امروز میبینیم. یک مثال ساده: اگر مصر تحت رهبری محمد مرسی هدف خود را آزادسازی فلسطین قرار داده بود، امروز شهدایی مانند سینوار، نصرالله و دیگران با لبخندهای درخشان در قدس را شاهد بودیم.
سپس، در سال ۲۰۲۰، دونالد ترامپ ژنرال قاسم سلیمانی افسانهای و دوستش ابومهدی المهندس را ترور کرد. سکوت عراق مانع از آن شد که این کشور از شر حضور آمریکا خلاص شود و منطقه را متحول کند. خروج آمریکا، با فناوریهای نظامی و غیرنظامیاش، به راحتی میتوانست توسط چینیها جبران شود و عراق به یک بازیگر مهم منطقهای تبدیل شود.
سپس، در سالهای ۲۰۲۲ – ۲۰۲۳، در جریان حمله روسیه به اوکراین، ایران به روسها اجازه داد تا از پهپادهای خود علیه اوکراین استفاده کنند، که این امر اتحادیه اروپا را به اعمال تحریمهای شدید علیه جمهوری اسلامی مجبور کرد و جو بایدن مذاکرات با تهران در مورد وجوه ایران که توسط آمریکاییها توقیف و در کره جنوبی نگهداری میشد را متوقف کرد. رهبری جمهوری اسلامی در آن زمان فرض را بر این گذاشت که روسها شرکای استراتژیک هستند، اما انتظارات آنها برآورده نشد. چند سال بعد، در سوریه، ایرانیها سرانجام فهمیدند که روسها تمام مدت وانمود میکردند که "دوست" هستند. دههها انزوا، تهران را به جستوجوی شرکای خارجی مجبور کرد و بنابراین برخی از جناحهای درون ایران، روسها را به عنوان شریک میدیدند، نه از روی محبت، بلکه به این دلیل که معتقد بودند هیچ جایگزینی ندارند، حتی اگر چین جایگزینی ارائه دهد.
در سال ۲۰۲۳، زمانی که حماس ضربه محکمی به صهیونیستها وارد کرد، امت اهل سنت صرفاً نظارهگر بودند و هیچ کاری نکردند؛ تنها نمایندگان محور مقاومت به حماس کمک کردند. جامعه دانشگاهی اهل سنت در تمام این سالها به دنبال بهانههایی برای توجیه ضعف خود بوده است و این موضع شرمآور آنها را در نسلکشی فلسطینیان شریک میکند. فقط تمام فراخوانها و تحریکات آنها علیه سوریه را با آنچه اکنون در مورد فلسطین میگویند مقایسه کنید.
امروز، ایران مورد تجاوز آمریکایی – صهیونیستی قرار گرفته است. بار دیگر، شاهد بیعملی بخش بزرگی از جهان اسلام هستیم که نمیفهمند برنامههای صهیونیستها محدود به ساخت IMEC نیست. آنها میخواهند خاورمیانه را به طور کامل نابود کنند.
محاسبات غلط، کوتهبینی، اصول فرقهای و اشتباهات احمقانه ژئوپلیتیکی اکثر روشنفکران، متکلمان و تحلیلگران مسلمان سنی به نسلکشی فلسطینیان و سایر مردم منجر شد. برای درک کامل تراژدی آنچه در حال وقوع است، کافیست سعی کنید یک متکلم یا روشنفکر از جامعه سنی را نام ببرید که از لزوم مبارزه مسلحانه علیه صهیونیستها یا اهمیت ساخت جاده ابریشم صحبت کرده باشد. هیچکدام وجود ندارند، یا اگر وجود دارند، صدایشان ضعیف است یا عمداً نادیده گرفته میشود. وای بر کسانی که به روز قیامت فکر نمیکنند.
این منطقه برای مدت طولانی رنج خواهد برد، زیرا جامعه علمی و کلامی اهل سنت هنوز به اندازه کافی بالغ نشده است که بتواند در اجتهاد به موفقیت دست یابد و کسانی که آنچه را که اتفاق میافتد درک میکنند، مجبور به سکوت هستند تا از محکومیت عمومی یک جامعه ناآگاه جلوگیری کنند. در مورد معماران ژئوپلیتیک ترکیه، مصر یا عربستان سعودی، هنوز هیچ فردی در آنجا وجود ندارد که در مورد اتحادیه اسلامی تزهایی را مطرح کند یا پیشرفت در روابط با ایران را خواستار شود و آن را به عنوان یک متحد ببیند. با این وجود، این کشورها مجبور خواهند شد که با تهران همکاری و حتی سیاستهای خارجی خود را هماهنگ کنند. چرا؟ زیرا چین، که به راحتی نفوذ آمریکا در منطقه را کاهش میدهد، این را مطالبه میکند.


نظر شما :