کشمکش جناحی کابینه ترامپ در دریای خزر منعکس شده است

معادله پیچیده ایران و روسیه برسر نفت و جنگ اوکراین

۲۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۴۰۲۴۵ اخبار اصلی اروپا آسیا و آفریقا
دمیر نظروف در یادداشتی اختصاصی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تلاش زلنسکی برای پیوند دادن جنگ کشورش با یک صحنه جنگ دیگر در خاورمیانه، در درجه اول تلاشی برای فشار آوردن به دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکاست. زلنسکی شکافی بین صهیونیست‌ها و ترامپ بر سر ایران می‌بیند، بنابراین تصمیم به اقدام گرفت.
معادله پیچیده ایران و روسیه برسر نفت و جنگ اوکراین

نویسنده: دمیر نظروف، روزنامه‌نگار و کارشناس علوم سیاسی از غرب سیبری – روسیه

دیپلماسی ایرانی: در اواخر ماه ژوئیه، اوکراینی‌ها به یک کشتی باری ایرانی در دریای خزر حمله کردند و حداقل یک شهروند ایرانی را کشتند. ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین، ادعا کرد که ظاهراً این کشتی در حال حمل قطعات نظامی در مسیر روسیه – ایران بوده است.

تلاش زلنسکی برای پیوند دادن جنگ کشورش با یک صحنه جنگ دیگر در خاورمیانه، در درجه اول تلاشی برای فشار آوردن به دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکاست. زلنسکی شکافی بین صهیونیست‌ها و ترامپ بر سر ایران می‌بیند، بنابراین تصمیم به اقدام گرفت. ابتدا، او با صهیونیست‌ها در کاخ سفید به مصالحه رسید، چیزی که من پس از اظهارات طرفدار اوکراینی لورا لومر و سفر او به کی‌یف متوجه شدم. به عنوان یادآوری، لومر یک صهیونیست افراطی است و قبل از سفر فعلی‌اش به کی‌یف، در گذشته آشکارا از اوکراین انتقاد کرده و آنها را "نازی و فاسد" خوانده بود. بلافاصله پس از سفر او، اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر حمله کرد و سفیر اوکراین در اسرائیل اعلام کرد که "اسرائیل و اوکراین با یک دشمن می‌جنگند." من نتیجه می‌گیرم که با تصمیم زلنسکی برای همراهی یا انجام لطف به صهیونیست‌ها، نوعی ادغام منافع رخ داده است.

نکته مهم دیگر این است که ترامپ اخیراً ادعا کرده که پوتین به او اطمینان داده است که روسیه به ایران سلاح نمی‌فروشد. اکنون، با نگاهی به اظهارات زلنسکی، جامعه غربی بار دیگر به این نتیجه می‌رسد که ترامپ دروغ می‌گوید. منطق دیکتاتور اوکراینی این است که دو متحد مخفی دیرینه روسیه – ترامپ و صهیونیست‌ها – را به جانبداری از اوکراین مجبور کند، کاری که اسرائیل قطعاً انجام نخواهد داد. اما ترامپ، با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، موظف است حداقل با زلنسکی مصالحه کند تا آبروی جمهوری‌خواهان را حفظ کند. سازش به معنای متقاعد کردن روس‌ها برای ورود به مذاکرات صلح در مورد اوکراین است.

چند روز پس از این حادثه، زلنسکی احتیاط کرد و اعلام کرد که نمی‌خواهد «جبهه‌ای جدید باز کند». ظاهراً کسی در اروپا این کمدین سابق را توبیخ کرده، اما واضح است که رفتار دیکتاتور اوکراینی اکنون برای تمام اروپا دردسرساز خواهد شد. اروپا از درگیر شدن در ماجراجویی ترامپ علیه ایران خودداری کرده و واضح است که تحریکات ضد ایرانی زلنسکی را که توسط صهیونیست‌ها دیکته شده است، تحمل نخواهد کرد.

همانطور که عباس عراقچی، وزیر أمور خارجه ایران اشاره کرد، «نفوذ صهیونیست‌ها در این حمله آشکار است.» صهیونیسم می‌خواهد ایران را کاملاً محاصره و منزوی کند، اما آنها می‌دانند که این یک کار غیرممکن است. با این وجود، تحریکات پراکنده در زرادخانه صهیونیستی باقی خواهد ماند.

در مورد محموله نظامی ادعایی مورد حمله اوکراین، این وضعیت سوالات زیادی را مطرح می‌کند. در حال حاضر، چندین نظریه در مورد دخالت غیرمستقیم روس‌ها در حمله به اوکراین وجود دارد. با توجه به مبارزه قدرت جاری در مسکو، هر جهت از قدرت کرملین انگیزه‌های خاص خود را در مورد ایران دارد. حامیان احیای شوروی، که به عنوان بازهای جنگی نیز شناخته می‌شوند، دوست دارند ایران آشکارا و تقریباً رسمی وارد جنگ علیه اوکراین شود و از این طریق بار قابل توجهی را از دوش روسیه بردارد. این سناریو به کرملین اجازه می‌دهد تا نیروهای خود را تقویت کند و سپس، به شیوه خود، مذاکرات صلح در مورد اوکراین را پیش ببرد. برای آنها، ایران یک همراه موقت برای پیشبرد منافع خود است. لیبرال‌های به اصطلاح درون سیستمی، که با بازهای جنگی کرملین مخالف هستند، مدت‌هاست که به دنبال دستیابی به توافق با اوکراین و غرب هستند. بنابراین، آنها مایلند ایران را به عنوان عامل اصلی بی‌ثبات‌کننده در هر موقعیتی در مورد اوکراین به تصویر بکشند تا بر اساس ایران‌ستیزی و همبستگی طرفدار صهیونیستی در غرب جمعی، بتوانند روند بازگشت تدریجی روسیه به آغوش همکاری با ایالات متحده و اروپا را آغاز کنند. آنها برای هر نوع تعامل با اوکراین آماده هستند. هدف اصلی شبه‌لیبرال‌های کرملین پایان دادن به جنگ و نجات اقتصاد روسیه است.

در پایان، به این نتیجه می‌رسیم که برای دو قدرت اصلی کرملین – لیبرال‌های درون سیستمی (چمزوف) و بازهای شوروی (پاتروشف) – ایران یا یک همراه موقت (بازها) یا یک ابزار چانه‌زنی (لیبرال‌ها) بوده و هست. هر دو طرف موافقند که ایران رقیب اصلی روسیه در بازارهای نفت و گاز است و هر دو طرف از تصمیم ترامپ برای بمباران ایران استقبال می‌کنند، زیرا این تصمیم بار جنگ آنها علیه اوکراین را کاهش می‌دهد. هر دو طرف در تلاشند تا سهم خود را از بازار نفت و فراتر از آن بازپس گیرند. بر این اساس، برای آنها بسیار مفید است که ایران به یک صحنه عملیات نظامی محدود نشود.

در مورد ریشه‌های این درگیری، اکنون مشخص است که ارائه سلاح به روس‌ها یک اشتباه استراتژیک از سوی ایران بود، زیرا این اقدام، ایرانی‌ها را به یک درگیری کاملاً غیرضروری در کنار متجاوز کشاند. ایران در عوض هیچ چیز قابل توجهی از روس‌ها دریافت نکرد و چیزی هم دریافت نخواهد کرد. برعکس، ارتباط ایران با جامعه بین‌المللی به عنوان یک "مطرود" تنها تقویت شده است. پهپادهای ایرانی برای ارتش روسیه اکنون مدت‌ها در حافظه اروپا به عنوان نمادی از تجاوز پوتین باقی خواهند ماند. 

در عین حال، ایرانی‌ها با خیانت روسیه در سوریه و رفتار دوگانه آنها در بحبوحه تجاوز آمریکایی – صهیونیستی در سال ۲۰۲۵ و امروز مواجه شده‌اند. در واقع، روس‌ها هرگز این واقعیت را پنهان نکرده‌اند که حتی در طول حملات گسترده توسط ایالات متحده و صهیونیست‌ها، قصد حمایت واقعی از ایران را ندارند. دلایل آن همان مواردی است که در بالا ذکر کردم: وابستگی به دلار، روابط با صهیونیست‌ها پس از سال ۱۹۹۱ و ایران به عنوان رقیب اصلی روسیه در صنعت نفت.

مذاکره با زلنسکی بی‌معنی است. این دیکتاتور معتقد است که در اوج سیاست جهانی قرار دارد. با این حال، پس از آتش‌بس، اوکراین باید انتخابات برگزار کند و بسیاری از کارشناسان غربی متقاعد شده‌اند که زلنسکی ریاست جمهوری را از دست خواهد داد. داستان او با داستان چرچیل مقایسه می‌شود که با وجود شکست دادن هیتلر، انتخابات را باخت و به سرعت توسط مردم بریتانیا فراموش شد. حقایق متعددی نشان می‌دهد که زلنسکی با سرنوشت مشابهی روبه‌روست، از جمله پیگرد قانونی به دلیل فساد در دوران جنگ.

با این حال، دیپلماسی از طریق کشورهای ثالث می‌تواند تنش‌ها را کاهش دهد و از جنگ مستقیم بین اوکراین و ایران جلوگیری کند. دولت پنهان ایالات متحده، به رهبری دموکرات‌ها، به چنین سناریویی بسیار بی‌علاقه است، بنابراین اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای موفق شوند، دموکرات‌ها می‌توانند میانجی شوند. این دشوار است، اما غیرواقعی نیست. 

ترکیه خود را به عنوان بستری مهم برای هرگونه مذاکره بین طرفین متخاصم تثبیت کرده است، بنابراین آنکارا می‌تواند به مجرایی برای همکاری نظامی بین اوکراین و ایران برای جلوگیری از جنگ مستقیم تبدیل شود. به دلایل اقتصادی و ژئوپلیتیکی، چنین جنگی برای ترک‌ها بسیار نامطلوب است. 

لهستان نفوذ قابل توجهی در اوکراین دارد، بنابراین ایرانی‌ها باید کانال‌های دیپلماتیک را با لهستانی‌ها باز کنند. با توجه به سابقه مثبت روابط بین ایرانیان و لهستانی‌ها، ورشو ممکن است موافقت کند که کی‌یف را برای توقف تحریکات تحت فشار قرار دهد. از سوی دیگر، لهستانی‌ها حق دارند خواستار گسترش روابط اقتصادی شوند. 

در نهایت، مهمترین عامل در این داستان چین است که ایران و اوکراین حلقه‌های مهمی در جاده ابریشم برای آن هستند، بنابراین پکن به‌راحتی می‌تواند به بستری برای مذاکرات و طرفی تبدیل شود که می‌تواند مکانیسم‌های موثری برای آرام کردن وضعیت درگیری بین اوکراین و ایران ارائه دهد.

در مورد واکنش نظامی از سوی ایران، قطعاً باید این اتفاق بیفتد و هدف حمله باید با هدفی که اوکراین به آن حمله کرده است، مطابقت داشته باشد.

کلید واژه ها: دمیر نظروف دریای خزر روسیه ایران و روسیه ایران و روسیه و اوکراین ایران و اوکراین جنگ اوکراین ایران و روسیه و امریکا ایران و اوکراین و اسرائیل ایران و اوکراین و امریکا ولادیمیر پوتین ولودیمیر زلنسکی


نظر شما :