تعارض دیدگاه وزیر جنگ با فرماندهان و مدیران عالی رتبه نیروهای مسلح
آشفتگی نهادی پنتاگون
نویسنده: محمدرضا ریاحی، دکترای تخصصی روابط بین الملل، پژوهشگر مسائل ایالات متحده آمریکا
دیپلماسی ایرانی: صحنه راهبردی جنگهای مدرن از اوکراین تا خلیج فارس نشان میدهد که تجهیزات نوین دفاعی سریعتر از آنچه نظامهای لیبرال دموکراسی قابلیت تولید آن را دارند مصرف میشود. الزامات وضعیت جنگی مانع از آن نشد که وزیر جنگ ایالات متحده از برکناری و جابجایی فرماندهان عالی رتبه نظامی و مدیران عالی غیرنظامی این وزارتخانه و مجموعهی بالادستی نیروهای مسلح صرف نظر نماید. کنگره توانست پیش از تعطیلات طولانی خود و در آستانهی انتخابات میان دورهای سوم نوامبر موضع منفی خود را در برابر عملکرد «هگزت» ثبت نماید. اگرچه روند استیضاح به سرانجام نرسید. بدون تردید اعتبار تعهدات ایالات متحده آمریکا در عرصههای راهبردی ربط وثیقی با سازوکار عریض و طویل راهبری وزارت جنگ، طراحی، ساخت و نگهداری سامانههای دفاعی راهبردی در اختیار دارد .نمایش قدرت پنتاگون در زیر سطح راهبردی خود بدون تردید مانعی بر سر راه اعتبارسازی و عمل به تعهدات در گسترهی کنشگری این بوروکراسی گستردهی دفاعی خواهد بود.
اهمیت موضوع
سازمانهای راهبردی با سطح کلان امنیتی چنانچه در مسیر کار راهه مأموریت نهادی خود از ریل اصلی فاصله بگیرند و دستخوش اختلال و هرج و مرج گردند حقایق درونی خود را زمانی آشکار میسازند که افشای اطلاعات از جانب مقامات آن سازمان صورت پذیرد. زمانی که قدرتهای بزرگ با کاهش سطح اعتماد در پهنههای راهبردی مواجه شوند و شرکایشان از اعتبار آنها برای آیندهشان بهره نگیرند به طور قطع از سطح نفوذشان کاسته میشود. مفهوم این سخن در این گزاره به این معنا نیست که ایالات متحده با زوال برتری نظامی مواجه گردیده است. بلکه چالش کنونی در شاخص «پایداری عملکرد» پنتاگون است.
آن هم در شرایطی که نیروهای مسلح ایالات متحده در وضعیت الزامات جنگی و در مأموریتهای طولانی مدت به سر میبرند.
وزارت جنگ رکن اصلی معماری امنیت ملی ایالات متحده است. چشم انداز تهدیدات نوظهور و همواره در حال تحول، نظارت پنتاگون را بر عملیات پیچیده و متأثر از تشدید رقابت قدرتهای بزرگ دوچندان میکند. مقیاس و پیچیدگی کارکرد دفاعی پنتاگون با گسترهی عملیاتی خود در بیش از ۸۰ کشور و همچنین نگهداری از زرادخانه بزرگ هستهای آمریکا و کمک رسانی در بلایای طبیعی کلان نگری در مدیریت و کارآمدی را میطلبد که نه تنها این سامانه پیچیده و منسجم را هدایت نماید بلکه اثربخشی عملکرد خود را با هزینه مالی در اختیار متعادل سازد. وزیر جنگ ایالات متحده راهبری پنتاگون را باید بر سه اصل استوار سازد : پایبندی به قوانین ایالات متحده ،تضمین قوانین بینالمللی در تمام عملیات اطلاعاتی، نظامی و دفاعی و آمادگی برای پاسخگویی در صورت وقوع ابهامات و تخلفات در برابر نمایندگان کنگره.
از سال گذشته میلادی جابهجایی های ابهام برانگیز فرماندهان عالی رتبه نظامی و مدیران عالی غیرنظامی در ساختار مدیریت و فرماندهی وزارت جنگ، برخی از نمایندگان با سابقه کنگره را بر آن داشت تا «هگزت» وزیر جنگ را در معرض اتهام نسبت به خالی نمودن جایگاههای ارشد این نهاد دفاعی قرار دهند . دال مرکزی برکناری،استعفا و جابهجایی مدیران و فرماندهان ارشد پنتاگون هر آنچه باشد در موقعیتی که موج گستردهای از نظامیان ایالات متحده در پهنههای حساس ژیوپولیتیک فراسرزمینی استقرار دارند جهتگیریهای راهبردی و عملیاتی نیروهای مسلح را دستخوش پیامدهای سلبی این تصمیم قرار میدهد. این رخداد آغاز شکاف و ناهمگونی با شعار و اصل اول آمریکا در عمق و سطح راهبرد و رزم ایالات متحده است.
جابهجایی فرماندهان و مدیران عالی رتبه نیروهای مسلح در ایالات متحده رخدادی سنتی است. ولی زمانی که این تغییرات برای سلسله مراتب درون سازمانی و سایر ارکان حاکمیتی مرتبط عاری از توضیح، مبهم و سوالبرانگیز باشد امری غیرمعمول است.
کارنامه هگزت نه مؤید پیشینه واجد صلاحیت، اعتبار و تجربه در ساز و کار نهادی پیچیده دولتی است و نه تنوعی در عمق تصدی مشاغل مدیریت و فرماندهی وی به چشم میخورد. در این میان فهرست اسامی شخصیتهای نظامی زیر بر ابهامات میافزاید :
۱. «دن دریسکول» وزیر مستعفای ارتش و از طرفداران برجسته طرح تحول نیروهای مسلح در عرصه آینده نگری در فرماندهی است. در شرایطی که وی از حمایت هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات برخوردار بود اختلافنظر وی با هگزت بر سر سبک رهبری و نوسازی در ارتش استعفای دریسکول را رقم زد.
نکته حائز اهمیت رفت و آمد دریسکول به کاخ سفید و به طور مشخص ارتباط با «جی دی ونس» هم اتاقی قدیمیاش در دانشکده حقوق دانشگاه ییل برای پنتاگون سوالبرانگیز شد. به ویژه انتقال یک حس منفی به هگزت مبنی بر این که در آیندهای نزدیک دریسکول جایگزین وی خواهد شد.
۲. «جان فلان» وزیر مستعفای نیروی دریایی که در میانهی جنگ با ایران به دلیل اختلافنظرش با پنتاگون بر سر ساخت و توسعه ناوگان دریایی و چگونگی استقرار این ناوگان در جهان از مقام خود کنار گذاشته شد.
۳. «کریستوفر دوهانو» فرمانده ارتش ایالات متحده در اروپا و آفریقا که هم اکنون نیز در میان رهبران نظامی اروپا از وجاهت و احترام بالایی برخوردار است.
۳. «لیزا فرانچتی» نخستین زنی که در جایگاه رئیس عملیات نیروی دریایی مسئولیت گرفت.
۴. «جفری کروز» مدیر آژانس اطلاعات دفاعی که پس از ارزیابی اطلاعاتی ماه ژوئن مبنی بر تأثیر محدود حملات آمریکا علیه تأسیسات هستهای ایران و تنها به این دلیل که گزارش آژانس اطلاعات دفاعی با ادعای ترامپ در تضاد است از مقام خود برکنار شد.
دامنه جابهجایی ها حتی خارج از چرخهی پنتاگون به حوزه مشاوران امنیت ملی در کاخ سفید از جمله «اندی بیکر» که نقش محوری در سیاست خارجی، امنیت ملی و پیشبرد دستور کار «اول آمریکا» بر عهده داشت نیز رسید.
از زمان تصدی هگزت به عنوان وزیر جنگ بیش از بیست ژنرال، دریاسالار و فرمانده ارشد دفاعی برکنار و یا به نحو دیگری ناگزیر به ترک منصب خود گردیدهاند. هگزت یکی از جنجالیترین گزینههای انتخابی دونالد ترامپ در کابینه دوم وی است. اندیشهورزان سیاستگذاری دفاعی ایالات متحده از جمله «بنجامین فریدمن» و همچنین جامعه اندیشکدههایی که به طرفداری از سیاست خارجی کمتر مداخلهجویانه ایالات متحده اظهار نظر میکنند کمبود تجربه وزیر جنگ کنونی را یک نقطه ضعف بزرگ برای دیوانسالاری عظیم پنتاگون در نظر میگیرند.
در زمانی که دونالد ترامپ درخواست بزرگترین بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری را ارائه داد ناتوانی پنتاگون در مدیریت این بودجه هنگفت نگرانیهای جدی را به همراه داشت .پنتاگون سازمان دفاعی عظیمی است که مدتهاست به تناسب ساز و کار عریض و طویل خود از درون با چالش ناکارآمدی مواجه است. به همین منظور در ژانویه ۲۰۲۳ «موسسه مدیریت دفاعی» با رویکرد تحقیقاتی مستقل با هدف پیشبرد مدیریت عملکرد، سازماندهی و بهبود در بدنه بوروکراتیک آن آغاز به کار کرد.
وقتی از سیستم بوروکراتیک عریض و طویل پنتاگون سخن به میان میآید نباید صرفاً از زاویه یک سازمان دفاعی بزرگ به آن نگریست. پنتاگون با طیف وسیعی از نظامیان و غیرنظامیانی که در استخدام آنند؛ مجموعهای وسیع از حوزههای پزشکی ،گستره آموزشی ، صنایع معظم تجهیزات و فنآوری های نوین دفاعی و دوگانه و کسبوکارهای کوچک دفاعی را در بستر یک ساختار و دیوانسالاری عظیم گنجانده است. همچنین آژانس اطلاعات دفاعی پنتاگون نیز در شمار یکی از مجموعههای حساس ۱۸ گانه جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در سازوکار ریاست جامعه اطلاعاتی یا مدیر اطلاعات ملی است. تا آنجا که در روند پشتیبانی و پایدارسازی مصارف جامعه هدف خود ، طیفی از فروشگاههای زنجیرهای مواد غذایی را در سراسر جهان ضمیمه خود کرده است . به طور قطع این وزارتخانه در شمار پیچیدهترین بوروکراسی های جهان به شمار میرود. در عین حال پنتاگون سازمان دفاعی عظیمی است که مدتهاست به تناسب ساختار و مأموریت کلان خود از درون با چالش ناترازی نهادی در بخشهایی از چرخهی مدیریت کلان خود مواجه است. این سازوکار دفاعی امنیتی بزرگ با چالشهایی دست به گریبان است که به اجمال از چالشهای درونی و حفرههای بیرونی متأثر از فرسایش منازعات فراسرزمینی ایالات متحده و از جمله جنگ با ایران میتوان نام برد.
در هفتهای که گذشت نمایندگانی از طیف جمهوریخواه سنا از ترامپ خواستهاند در خصوص برکناری هگزت که البته نیاز به رأی کنگره دارد تصمیم جدی بگیرد. طرح استیضاح هگزت که از سوی «توماس ماسی» نماینده جمهوری خواه از کنتاکی به صحن کنگره آمد با خروج زودهنگام پنجشنبه گذشته رهبر مجلس نمایندگان از واشنگتن به سرانجام نرسید. در شرایطی که رأیگیری برای استیضاح هگزت میتوانست در روز پنجشنبه گذشته انجام شود ولی ترک زودهنگام واشنگتن از سوی رهبران جمهوریخواه کنگره و از جمله رییس مجلس نمایندگان «مایک جانسون» روند استیضاح را با ناکامی مواجه کرد.
دیگر آن که جایگاه ممتاز کنگره در چرخه حکومت داری ایالات متحده به هر حال توانست برخی از نمایندگان را اندکی پیش از ترک واشنگتن برای یک تعطیلات طولانی تا پس از انتخابات میان دورهای ۳ نوامبر به موضعی منفی در برابر عملکرد هگزت وادار سازد. اگرچه تصویب هر ماده از طرح استیضاح هگزت برای برکناری وی از وزارت جنگ الزاماً رأی دو سوم سنا را نیاز داشت.
اکنون کارزار انتخابات میاندورهای کنگره در شرایطی به آستانه نزدیک میشود که فاصله معناداری میان انتظارات قانونگذاران کنگره و عملکرد هگزت وجود دارد. ابهام نمایندگان کنگره درباره روند سوالبرانگیز اولویتهای نیروهای مسلح، تبیین چرایی استعفا و برکناری مقامات پنتاگون و نیروهای مسلح در شمار مواردی است که موضع نمایندگان منتقد از عملکرد این سازوکار عظیم دفاعی را با یکدیگر هم نظر کرده است. تا آنجا که هفته گذشته «البریج کولبی» معاون وزیر جنگ و مشاور ارشد سیاستگذاری پنتاگون بدون ارائهی هیچ بیانیهای نتوانست از سطح نگرانی عمیق نمایندگان کنگره و مطالبه گری ایشان دربارهی موضوع «راهبرد دفاع ملی» بکاهد. در حالیکه معاونت سیاستگذاری پنتاگون و کولبی در نقش مشاور حوزه سیاستگذاری موظف شدند مطابق با قانون مجوز دفاع ملی مصوب کنگره حداکثر تا ۱۵ سپتامبر گزارش محرمانه پنتاگون را دربارهی نحوه این قانون به کمیته خدمات مسلحانه سنا ارائه کنند.
چرا که کولبی باید در برابر ابهامات و سوالات بسیار نمایندگان کنگره همچون دلایل کسری مهمات راهبردی، ضرورت تکمیل سلاحهای پیشرفته و امنیت رأی دهندگان در روز انتخابات کنگرهی یکصدوبیستم در ۳ نوامبر و همچنین ابهامات پیش آمده در برکناری بعضی از مقامات نیروهای مسلح به پرسشهای نمایندگان کنگره پاسخ میداد.
تجزیه و تحلیل
۱. آنچه پنتاگون اکنون در ساز و کار راهبری با آن روبهرو است ناظر بر یک فشار نهادی گسترده، اختلال در بازآماد ، تعمیر و نگهداری و از جمله وفاداری سازمانی است. در این میان یک حفره و گلوگاه عمده در برابر این ساختار معظم دفاعی همانا فاصله گیری از «پایداری عملیاتی» است که بر بنیاد این شاخص راهبردی بوروکراسی عریض و طویل خود را نظام مند نموده است. پایداری عملیاتی پنتاگون بسته به زنجیره تولید ، تعمیر و نگهداری سامانههای دفاعی راهبردی در اختیار است. وقتی نمایش قدرت در دفاع هوایی ،دفاع موشکی و مأموریتهای اسکورت به زیر سطح نقش محوری برسند بدیهی است که مشکل در چندین عرصه گسترش خواهد یافت .ایفای نقش در زیر سطح محوری بر اعتبار تعهدات ایالات متحده در عرصههای راهبردی دیگر تأثیر میگذارد.
ایفای نقش در زیر سطح راهبردی زمانی ملموس میشود که ساز و کار عریض و طویل راهبردی پنتاگون در اجرا، واکنش سریع و بازیابی دچار تحلیل و نقصان شود.
۲. شکنندگی یک ساز و کار دفاعی گسترده ربط وثیقی با میزان فروکش یا تحلیل نظم سازمانی، برنامهریزی ، چسبندگی سازمانی ، ثبات نهادی و مشارکت با متحدان دیرینه آن دارد. بحران در سطح راهبرد دفاعی وقتی آشکار و سپس عمیق میشود که مدیران عالی و فرماندهان ارشد نظامی در برابر ابراز و بیان مقیاس مشکل و هشدارهایی که صادر میکنند به هر نحو نادیده گرفته شوند.
۳. نکته حائز اهمیت این که رهبران جمهوریخواه در مجلس نمایندگان پیش از ترک واشنگتن نگران ابراز رسمی انتقاد و حمله به هگزت در یک رأیگیری سیاسی به دلیل نقش او در هدایت و رهبری جنگ با ایران بودند. از سوی دیگر جمهوریخواهان در واقع رغبتی به استیضاح یک عضو از کابینه و هم حزبی خود نداشتند. چنانکه به نظر میرسد تأخیر در برگزاری جلسات کنگره یا تعطیلی زود هنگام آن برای جلوگیری از تضعیف حزب حاکم بر کاخ سفید به یک موضوع معمول تبدیل شده است.
۴. «توماس ماسی» در واپسین روزهای کنگرهی یکصدونوزدهم در قطعنامه ۳۴ صفحهای خود چنین استدلال میکند که هگزت با سوءاستفاده از حوزهی اختیارات خود چنانچه در قدرت باقی بماند استمرار عملکرد وی تهدیدی برای قانون اساسی است.
۵. زیرساختهای تحقیقاتی ،زیر بنای قدرت ایالات متحده در فنآوری دفاعی است.حفظ قابلیتهای راهبردی در جنگ نیز وابسته به نوآوری در ساخت تجهیزات نوین است. نوآوری در ساخت تجهیزات و فنآوریهای نوین دفاعی به تخصیص بودجه وابسته است. براین اساس تخصیص بودجه ، سازمان تحقیقات دفاعی و زنجیره ساخت در مجموع ، ستون فقرات پنتاگون را برساخت میکند. با استناد به گزارش دفتر« معاون وزیر جنگ در امور تحقیقات » مبنی بر بازدید از ۳۰ مجموعه شامل اندیشکدهها و مراکز تحقیقاتی دانشگاهی این گونه استنباط میگردد که هرچند ستون فقرات تحقیقاتی پنتاگون سالم است ولی این سازماندهی بایستی با سرعتی فزاینده خود را با فنآوریهای روزآمد تجاری و دوگانه با پیوست آیندهنگر منطبق سازد.
۶. تصریح هگزت کوچک سازی ستادهای فرماندهی و مجموعه فرماندهان به منظور رسوب بودجه و اختیارات به واحدهای رزم خطوط مقدم است. این که فرماندهان و مدیران عالی پنتاگون به هر نحو جایگزین شوند مبتنی بر اصل و اساس راهبری و کنترل فرماندهی کل قوای مسلح ایالات متحده است. ولی وقتی ارتش ایالات متحده بدون هیچ فرمانده رسمی که میبایست از سوی سنا تایید گردد در عالیترین سطح از مسئولیت خالی بماند موضوعی چالش برانگیز و موجد ریسک راهبردی است.
۷. برخی از افسران بر اساس نژاد، جنسیت و همسویی با سیاستهای دولت بایدن در سیبل کنارهگیری، استعفا و برکناری جای گرفتند. اظهارات اشخاص نظامی و غیرنظامی مستعفی و برکنار شده پنتاگون و نیروهای مسلح ایالات متحده ناظر بر آن است که خط مشیهایی که بر این سطح اعمال شده ، جنبه سیاسی و گزینشی داشته و با چهارچوب مصرح نیرو فاصله معناداری دارد.
۸. تحمیل اراده هگزت بر نیروهای مسلح با تکیه بر استدلالات او و با قرار دادن کنش نهادی و گفتمانی وی در سطح تحلیل راهبردی دفاعی همچون نگرانی از گرایش سیاسی تعدادی از افسران ارتش و اصلاح ساختار بوروکراتیک پنتاگون به مسئله ابهام و معضل عدم روایت گری در این باره میافزاید.
۹. برآیند فوری جابجایی ها و برکناریها در روزهایی که ایالات متحده درگیر کارزار جنگ با ایران گردید در مواجه شدن با چرخهای از مضیقههای نظامی محک خورد . به گونهای که برخی از مدیران ارشد پنتاگون و فرماندهان عالی رتبه ارتش ایالات متحده در اروپا، اقیانوس آرام و آمریکای لاتین به دلیل خطر برهم خوردن موازنه مقابله با تهدید در مناطق جهانی هدف آمریکا از یک سو و همچنین تداوم حضور نیروهای مسلح درگیر در جنگ با ایران به صراحت مخالفت و نارضایتی خود را از این تصمیمات ابزار کردند.
۱۰. چالش نهادی پنتاگون لایههای پنهان دیگری نیز دارد ترامپ اینفلوئنسرهای راستگرای رسانههای اجتماعی را وارد نقشهای دفاعی نمود تا مواضع هگزت را تقویت کنند. این اقدام مرز میان ارتباطات دفاعی و عملکرد حزبی را از میان برداشت. بر این اساس هگزت مجری تمهیدات حزب حاکم بر کاخ سفید با رویکرد سیاسی اقتدارگرایانه شد. در ادامه پنتاگون نیز نظارهگر تضعیف استقلال ارتش از نفوذ سیاسی شد. هر چند این چالش نهادی به معنای نابودی قدرت نظامی ایالات متحده نیست. بلکه بیان یک تحلیل واقع بینانه از این ساز و کار عریض و طویل بوروکراتیک نشان میدهد که در صورت استمرار وضعیت کنونی پنتاگون از یک قدرت روز آمد ، پایدار و پاسخگو فاصله میگیرد.
نتیجهگیری
۱. در شرایطی که فرماندهان عالی نظامی و غیرنظامی پنتاگون که از بالاترین تخصص و تجارب در صحنه میدانی جنگ برخوردارند بدون روایت گری درست کنار میروند، بدیهی است که لایههای زیرین وزارت جنگ احساس امنیت کمتری خواهند داشت؛
۲. فراز و فرود و خلاء ساختاری تحت تأثیر تنزل روند معمول بهرهمندی کافی از نخبگان و خبرگان نظامی به هر حال بر سازمان رزم و راهبرد نیروهای مسلح ایالات متحده واجد آثار سلبی خواهد بود. ولی با نظر به پیچیدگیها و ظرافتهای حاکم بر حوزه دفاع و امنیت ایالات متحده میتواند به اشکال زیر بروز و ظهور یابد:
الف. سامانههای دفاعی که هر نوع و رده از آن برای مواجهه با سبک خاصی از مدیریت و رزم در صحنه راهبردی جنگ تمهید گردیده است از پیامد و خلاء تصمیمات وزیر جنگ تأثیر میپذیرد؛
ب. جابهجایی های نیروهای مسلح در سطوح فرماندهی و مدیریت به سبک هگزت به لایههای مدیریت و رهبری سیاسی نزدیکتر میشود. اسلوب و سبک راهبری با رویکرد سیاسی نشان از وقوع یک عارضه در عرصهی مدیریت راهبردی نظامی کلان در سطح پنتاگون دارد؛
۳. پنتاگون با مسئولیت هگزت دست به گریبان سه گلوگاه عمده است:
الف. کاهش انباشت تسلیحات راهبردی؛
ب. بحران متأثر از خلاء مدیران ارشد و فرماندهان عالی رتبه نظامی نیروهای مسلح؛
پ. کاهش محسوس پاسخگویی عمومی و رسانهای با گذشت ۴ ماه استمرار دامنه سکوت و اطلاع رسانی رسمی پنتاگون ناظر بر این که هیچ نشست خبری برگزار نخواهد شد؛
۴. به هر حال مدتی سپری خواهد شد تا دونالد ترامپ گسل ناشی از جای خالی رهبران نیروهای مسلح شامل غیرنظامی و نظامی ( یونیفورم پوش) را احساس نماید. اظهار نقد و نگرانی فرماندهان عالیرتبه پنتاگون در ساختار فرماندهی کل نیروهای مسلح ایالات متحده با رئیس جمهور امری معمول و نظام مند است. ولی امتداد چرخهی به حاشیه راندن و استعفای معنادار مدیران عالی این ساز و کار عریض و طویل نظامی پدیدهای غیرمعمول است. عدم بازیابی و یا استمرار خلأهای دفاعی امنیتی تحت تأثیر انفکاک نخبگان و خبرگان دفاعی عارضهای کلان و غیرمعمول در مسیر تحول و نوآوری دفاعی ایالات متحده است؛
۵. اگرچه قطعنامه استیضاح وزیر جنگ ایالات متحده با ترک زود هنگام رهبر مجلس نمایندگان و همچنین نمایندگان کنگره به حوزه انتخابیه خود به سرانجام نرسید . ولی همچنان عملکرد هگزت به خاطر جنگ با ایران، ادامهی استقرار نیروهای نظامی و ربودن نیکولاس مادورو رئیس جمهور وقت ونزوئلا بر مدار خط انتقادات شدید واپسین روزهای عمر کنگرهی یکصدونوزدهم قرار گرفت؛
۶. امتداد راهبرد دفاعی پنتاگون همچون گذشته دستیابی به سلاحهای جدیدی است که هر کدام برای پر کردن یک بخش از نردبان تنش کاربرد دارد. گسل انسجام در سطوح مدیریت غیرنظامی و فرماندهان عالی پنتاگون تأخیر در ترمیم شکافهای بازدارندگی را در این ساختار عریض و طویل دفاعی برسازی میکند.


نظر شما :