يکشنبه 4 تير 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 30 فروردين 1396      13:12
ترامپ مسائل داخلی را به حاشیه راند

غیرقابل پیش‌بینی‌ شدن آمریکا

سید احمد حسینی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین‌المللی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آمریکا خود را وارد یک جنگ تمام عیار نمی‌سازد اما نشان می‌دهد که آماده ضربه است.

نویسنده: سید احمد حسینی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین المللی

دیپلماسی ایرانی: برخلاف دوران اوباما، که ائتلاف سازی و مشارکت دادن کشورها و شرکاء با هدف سرشکن نمودن هزینه ها و مشروعیت بخشی به اقدامات از ویژگی های رفتاری ایالات متحده آمریکا بود، اکنون این کشور با مدیریت دونالد ترامپ چهره متفاوتی از سیاست خارجی خود به نمایش گذاشته و با تمسک به ابزارهای در اختیار، تلاش دارد ظرفیت ها و قابلیت های متفاوتی برای خود خلق نماید.

هر چند ترامپ در دوران تبلیغات ریاست جمهوری، دوری جستن از کانون های تنش و سروسامان دادن به وضعیت داخلی را از اولویت های خود اعلام نمود اما واقعیت های سیاسی و الزامات قدرت ایجاب کرده که در بعد سیاست خارجی نقش آفرینی و حتی در مواردی تندتر از اسلاف خود عمل نماید.

با این حال، عملکرد صد روزه این دولت نشان از آن دارد که ملاحظه جدی عدم درگیر ساختن نیروی نظامی کشور در منازعات در عین داشتن موضع برتر و موقعیت پیشتازانه را کاملا مد نظر دارد و با شگردهای خاصی آن را دنبال می کند.

آنچه در حمله ناگهانی آمریکا به سوریه و اکنون در گسیل ناوهای جنگی به کره شمالی بچشم می خورد این است که آمریکا تلاش می کند سیاست وحشتی از خود به دیگران تزریق نماید تا همگان این ملاحظه جدی را مد نظر داشته باشند که احتمال رفتار غیرمنتظره ایالات متحده را در محاسبات خود بصورت جدی مدنظر داشته باشند.

در جهت دستیابی به این هدف، مختصات و ویژگی های زیر در رفتارهای آمریکا در دوره ترامپ مشاهده می گردد:

الف – غیرقابل پیش بینی بودن:

یکی از ویژگی های رفتاری آمریکا در دوره کنونی این است که به همگان نشان می دهد هر آن ممکن است در قبال مسائل و چالش هائی که با آن مواجه است، دست به ماشه برد. این امر به خودی خود یک ترس سیستماتیکی را به کشورها و بخصوص جبهه مخالف این کشور تزریق می کند که روی این وجهه رفتاری حساب باز کرده و در لاک محافظه کاری فرو روند و به هدفی در برابر رفتارهای غیرمنتظره و حملات این کشور تبدیل نشوند.

این قبیل اقدامات تاکنون در مورد سوریه به اجرا گذاشته شده و در مورد کره شمالی نیز در حال تکرار شدن است و آمریکا علی رغم اینکه خود را وارد یک جنگ تمام عیار نمی سازد اما این مزیت را نشان می دهد که تنها کشوری است که آماده ضربه است و می تواند بصورت یکجانبه و فارغ از قید و بندها برای خود، تصمیم بگیرد.

ب- پرریسک ساختن موضوعات:

یکی از تاکتیک های کنونی واشنگتن این است که موضوعات فراروی در مناطق مختلف را بشدت امنیتی ساخته و با به حداقل رساندن امکان گفتگو و سازش، سطح ریسک کشورها را بسیار بالا می برد. در نتیجه، امکان گفتگو، نزدیکی مواضع، راه حل های مرحله ای و در مرحله نهائی سازش کم می شود و شکاف بین طرفها به حداکثر می رسد و طرفین بیشتر به راه حل نظامی و امنیتی فکر می کنند.

در حال حاضر به لحاظ جغرافیائی، سه کانون مناقشه با روسیه بر سر موضوع اوکراین و شبه جزیره کریمه، بحران سوریه و بحران شبه جزیره کره بعنوان اهرم های لازم در اختیار آمریکاست تا از طریق آنها کشورهای اروپائی، ایران و کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس و کشورهای کره، ژاپن و چین را از طریق پر شدت نمودن اختلاف در مسیر سناریوهای خود قرار داده و سمت و سوی تحولات را به گونه ای پیش برد که ایالات متحده آمریکا بعنوان اصلی ترین طرف بحران جلوه کند و کشورها مجبور باشند برای حفظ منافع خود، دیدگاه های واشنگتن را مورد توجه قرار دهند.

طبعا در چنین وضعی، آمریکا راحت تر خواهد بود تا به خواسته ها و انتظارات اقتصادی و مادی خود از کشورهای هدف دست یافته و به سود هنگفتی در پوشش های مختلف نظیر فروش تسلیحات و جنگ افزار و عقد قراردادهای گوناگون، دست یابد.

ج- فرسایشی ساختن منازعات:

برخلاف ژست ظاهری و فضای رسانه ای که دولت آمریکا ترسیم می نماید، قاعدتا این کشور نیازی به تسریع و تعجیل در حل سریع بحرانهای مختلف در گوشه و کنار جهان بخصوص در سه حوزه ای که ذکر آن رفت ندارد و منافعش در طولانی شدن این موضوعات تامین می شود.

در این راستا با دست زدن به اقدامات تحریک آمیز و تحقیر رقبا و حریفان، آنها را در وضعیتی قرار می دهد که انتخاب های دیگری غیر از پافشاری بر مواضع خود نداشته باشند و کماکان تحولات وفق منافع آمریکا پیش رود. در این خصوص دو اقدامی که در سوریه و کره شمالی دنبال می گردد عملا طرفها را در موقعیتی قرار می دهد که برای دفاع از حیثیت و منافع خود در مسیر حفظ مواضع پیش روند و امکان مانور دیگر به حداقل می رسد.

د-به حاشیه بردن مسائل داخلی:

یکی از نقاط آسیب و ضعف آمریکا در شرایط کنونی، نابسامانی ها و چنددستگی های ناشی از روی کار آمدن رئیس جمهور جدید است که اگر فرصت بروز و ظهور پیدا کند می تواند قدرت مانور و نقش آفرینی این کشور در جهان را بشدت دچار آسیب سازد.

اقدامات غیرقابل پیش بینی و تحریک آمیزی که این کشور در مناطق مختلف جهان انجام می دهد باعث به حاشیه رفتن مسائل داخلی و جلب توجهات به خارج می گردد و شرکای غربی این کشور نیز در دو راهی انتخاب سختی قرار می گیرند و مجبور می شوند در جبهه حمایت از آمریکا حرکت نمایند.

جمع بندی:

رفتارهای جدید ایالات متحده در عین حال که در طولانی مدت به ضرر این کشور می باشد و وجهه این کشور را در جهان تخریب و هزینه های آن را افزایش می دهد اما در کوتاه مدت عنصر غیرقابل پیش بینی شدن و وجود سایه یک شمشیر و تهدید بر سر کشورها را تداعی و تلقین می نماید و بسیاری از کشورها را در لاک محافظه کاری فرو می برد و علاوه بر آن باعث تغییر توجهات کشورهائی مانند ایران از پرداختن به نقاط آسیب و ضعف از جمله ابعاد اقتصادی و توسعه و پیشرفت می گردد.

نکته مهم دیگر این است که ممکن است خیزهائی که این کشور برای مواجهه با رقبا و حریفان خود بر می دارد از حد خاصی فراتر رفته و به مرحله تنش و رویاروئی فراگیر منجر گردد و یا اینکه ضربه اعتباری و پرستیژی که به کشورها وارد می شود ممکن است به مرحله ای برسد که باعث واکنش و رفتار متقابل آنان گردد.

طبعا علاوه بر آمادگی های ذاتی و توجه به اهرم ها و بنیان های قدرت، دیپلماسی نقش بسیار مهمی در توجه دادن کشورها به آثار زیانبار این اقدامات دارد و باید علاوه بر مستندسازی و طراحی های حقوقی و قانونی، قدرت نقش آفرینی و یارگیری ایالات متحده را در تنگنا قرار داده و هزینه های اقدامات یکجانبه آنها را تا آنجا که ممکن است، بالا برد.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>