پیام خانه تکانی های سیاسی در رژیم صهیونیستی چیست؟

پایان عمر تندروی سیاسی در تل آویو

۲۹ آذر ۱۳۹۱ | ۱۶:۰۱ کد : ۱۹۱۰۳۸۹ گفتگو خاورمیانه
دکتر ماکان عیدی پور ،کارشناس مسائل اسرائیل در گفتگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که می توان خروج افرادی چون لیبرمن از عرصه سیاست را به اتمام دوران خشونت طلبی نظامی در اسرائیل تعبیر کرد
پایان عمر تندروی سیاسی در تل آویو

دیپلماسی ایرانی: گویا فصل خانه تکانی های سیاسی در تل آویو فرارسیده است. از ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی که خستگی را بهانه کرده و از خداحافظی با دنیای سیاست سخن گفت تا تندروترین چهره حاضر در عرصه سیاسی این کشور یعنی آویگدور لیبرمن که تا کمتر از 24 ساعت پیش عنوان وزیر امور خارجه این رژیم را بر پیشانی داشت. لیبرمن رئیس حزب بیت نا را از زمان تشکیل ائتلاف سیاسی در اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو همگان مردی جنگ طلب و غیرقابل نفوذ می خواندند. مردی که برای کوچکترین اختلاف های سلیقه ای درعرصه منطقه ای نسخه لشگرکشی صادر می کند. اکنون آقای لیرمن به دلیل آنچه که فساد مالی خوانده شده وادار به کناره گیری از قدرت شده است. دلایل این استعفا، اوضاع سیاسی روز اسرائیل ، تاثیر این تحولات بر سطح کلان در این رژیم را با دکتر ماکان عیدی پور ،کارشناس مسائل اسرائیل در میان گذاشتیم:

سوال این است که چرا در اسرائیل بحث های فساد مالی و اخلاقی گسترده است و در نهایت هم به استعفای مقامات این کشور منجر می شود؟

حقیقت این است که رژیم صهیونیستی به دلیل نحوه شکل گیری که از نظر اجتماعی و سیاسی داشته است، تقریبا تلفیقی میان نهادهای مذهبی و دموکراتیک خود ایجاد کرده که این مساله منجر به نوعی تکثر در نهادهای نظارتی شده است. به عبارت دیگر قوای مختلف در درون اسرائیل به نوعی از یگدیگر استقلال دارند، به ویژه قوه قضاییه. این مساله وجود ندارد که چنین سازوکاری به دلیل نیت خوب و یا از این منظر که جامعه رژیم صهیونیستی، جامعه شایسته سالاری می باشد، رخ می دهد.بلکه رقابت های سیاسی در رژیم تلاویو به اندازه ای میان گروه های مختلف تنگاتنگ است که سبب می شود اینگونه فسادها و یا حتی مسائلی کوچک تر که به عنوان مثال آنچه که برای رئیس جمهوری پیشین آنها اتفاق افتاد، تبدیل به حربه هایی شود تا در منازعات سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. البته در تمامی کشورها اینگونه است، اما در رژیم صهیونیستی این مسائل پررنگ تر دیده می شود، از آن رو که بحث مذهب نیز در آنجا ریشه داشته و در نتیجه جامعه برخورد تندی با افرادی که فسادهایی از این قبیل دارند، می کند.

این روند تناقضی در این جامعه نیز محسوب می شود، چرا که در برخوردشان در برابر فلسطین اشغالی اخلاقیات را نادیده می گیرند،اما از سوی دیگر کوچک ترین خطاهای انسانی آنها را در جامعه در سطح داخلی نمی بخشند. بنابراین واقعیت این است که نهادهای بسیار زیادی وجود دارد و احزاب اسرائیلی رقابت شدیدی با یکدیگر دارند و هیچ گروهی قدرت را به طور کامل در دست ندارد و حداقل به خودشان اجازه می دهند تا رقابت وجود داشته باشد. همچنین رسانه های اسرائیل در دمیدن به آتش اینگونه اختلاف ها آزاد و قوی هستند.

نتانیاهو امیدوار بود که دولت فراگیر افراطی را تشکیل دهد، اما با توجه به اتفاقاتی که این روزها می افتد، آیا این رویای نتانیاهو متزلزل شده است؟

شرایط امروز  رژیم صهیونیستی دوگانه است که هم مقدمه ای برای روی کار آمدن دولتی است که شعارهای خشن و تندی می دهد و بحث از مقابله با ایران و افراطی گری اسلامی و نا امن شدن و وجود تهدید برای اسرائیل می کند و از سوی دیگر عده ای احساس می کنند که سیاست های گذشته و یا رویکردهای گذشته برای آنها دستاوری نداشته و امنیت رژیم صهیونیستی را نه تنها افزایش نداده، بلکه در نوعی محاصره استراتژیکی هم قرارداده است. بنابراین امروز نمی توان انتظار دولت معتدل و میانه رویی را در اسرائیل داشت. چرا که یا نتانیاهو (عملگرایی افراطی) و یا افراطی تر از وی روی کار خواهد آمد و یا این احتمال نیز وجود دارد که مردم احساس کنند که در بحث هسته ای ایران دیگر کاری از پیش نخواهند برد و باید این مسائل را بپذیرند و یا دیگر تهدیدهایی که دولتمردان گذشته استفاده می کردند کارساز نبوده و در نهایت به عناصر معتدل تری روی آورند که البته لازم به ذکر است در رژیم صهیونیستی نگاه میانه رویی درمورد ایران وجود ندارد، اما در مورد مسائل شهرک سازی و یا غزه و حتی روابط با کشورهای اسلامی همانند مصر کسانی هستند که بر این باورند که باید فشار بر غزه را کم کرده و شهرک سازی را متوقف و شکاف میان خود و سیاستمداران اروپایی را کمتر کنند.

بنابراین به نظر می رسد که هر دو زمینه وجود دارد، اما نتانیاهو در زمینه قدرت خود را با تجربه تر از دیگران نشان داده که توانایی تشکیل کابینه و اداره دولت را دارد. چراکه مهم ترین چالش ها در اسرائیل این است که اگر فردی رای آورد چگونه کابینه تشکیل داده و  یا ائتلاف کند و توانایی اداره آن دولت را داشته باشد. در نتیجه فردی همانند نتانیاهو شانس خوبی دارد و می تواند از مساله ایران استفاده کند و شاید برای کارشناسان جا افتاده است که مساله ایران تمام شده، اما برای افکار عمومی همچنان ادامه دار است و کاندیدا می تواند از این مساله در افکارعمومی برای جذب رای استفاده کند. اما پیش بینی مشخصی نمی توان کرد که کدام گروه رای خواهد آورد.

آیا به نظر شما کناره گیری ایهود باراک از سیاست و هم اکنون استعفای آویگدور لیبرمن ضربه ای برای نتانیاهو بوده و یا همچنان از شانس بالایی برخوردار بوده و قدرت دارد؟

به باور من نتانیاهو همچنان قدرت دارد و البته شرط بندی هایی هم کرده است. این نخست وزیر فشارهایی بر غرب آورده و  از آنها دور شده است. همچنین در انتخابات امریکا از رامنی حمایت کرد و این در حالی است که اوباما به قدرت رسیده است. اما علیرغم تمامی این حواشی، جامعه اسرائیل معمولا فردی را که احساس کنند محکم تر ایستادگی می کند و موضع تندتر و قاطع تری دارد، انتخاب می کنند. نتانیاهو نیز این مساله را به خوبی درک کرده و بر این امر واقف است که چه باید بگوید تا افکارعمومی را تحت تاثیر قرار دهد. وی همیشه اعلام می کند که راه حل نهایی و فرمولی برای حل مساله در دست دارد که برگ برنده نخست وزیر بوده و شاید در آینده نیز از آن استفاده کند. اما اینکه از ائتلاف وی خارج می شوند، خیلی مهم نخواهد بود. چراکه رژیم صهیونیستی سیاست محفلی دارد و گروه های مختلف رایزنی های پیچیده ای با یکدیگر دارند و ممکن است در لحظه آخر بسیاری از این استعفاها بازگردد.

تا چه اندازه با این تحلیل موافق هستید که این نسل از سیاستمداران اسرائیلی قدیمی و فرسوده شده و باید جای خود را به نسل جدیدی دهند؟

با توجه به اینکه شیمون پرز همچنان در صحنه سیاسی به عنوان وزنه ای در حال فعالیت است و درنتیجه کهنه شدن آنها معنی ندارد، نتانیاهو، باراک و سایر آنها سربازان جنگ های 6 روزه هستند و در حقیقت فرماندهان زمینی ارتش رژیم صهیونیستی بودند، بنابراین خیر! به باور من آنها قدیمی نشده اند. اما شاید بتوان گفت که تفکر آنها قدیمی شده و اندیشه دیگری جای آن را خواهد گرفت ، چنین روندی امکان دارد. تفکری که اگر فردی با ما مخالف باشد آن را از بین خواهیم  برد و روحیه نظامی اسرائیل شکست ناپذیر است از بین رفته و این ناشی از سن و سال آنها نیست، بلکه به دلیل واقعیت هایی است که حزب الله، حماس و ایران به آنها نشان دادند که اگر فشار را بیشتر کنید سبب خواهد شد تا این مظلومان خود راتقویت کرده و در مقابل شما بایستند. این رویکرد شصت ساله به منطقه رویکرد خصمانه ای است که تغییر نکرده، اما حداقل منطقه در مقابل آنها گارد گرفته است.

کارنامه اسرائیل در افکارعمومی جهان، کارنامه ضعیفی است که حتی بازی هایی را که در دهه های شصت و هفتاد می کرد را دیگر امروزه نمی تواند در رسانه های بین المللی انجام دهد. مساله فلسطین رسانه ای و بین المللی شده و برای همه دنیا و افکار عمومی غرب  اشغال این سرزمین ها به شکل جدی زیر سوال رفته و افکارعمومی جهان اسلام به هیچ وجه دوگانگی گذشته را ندارد. اگر به خاطر داشته باشیم در دورانی در جهان اسلام همانند مصر و یا ایران پیش از انقلاب عده ای از روشنفکران، اسرائیل را اشغالگر نمی دانستند و یا حتی برخی به حق آنها نیز باور داشتند. اما امروزه حتی در غرب نیز افرادی که اینگونه بیندیشند بسیار کمند که اقدامات رژیم صهیونیستی را توجیه کرده و یا از آنها دفاع کنند. بنابراین موقعیت  استراتژیک اسرائیل دشوارتر از گذشته شده است.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14


انتشار اولیه: سه شنبه 25 آذر 1391 / بازانتشار: چهارشنبه 29 آذر 1391

کلید واژه ها: رژیم صهیونیستینتانیاهوآويگدور ليبرمنايهود باراكدكتر ماكان عيدي پور


نظر شما :