طرح صلح خاورمیانه صرفا یک طرح است

خلا سیاسی به نام فلسطین

۲۴ خرداد ۱۳۹۵ | ۱۵:۲۲ کد : ۱۹۵۹۷۶۱ نگاه ایرانی خاورمیانه
محمدعلی مهتدی،‌تحلیلگر مسایل خاورمیانه در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی به مساله نشست مذاکرات صلح خاورمیانه و مذاکرات اسرائیل و فلسطین پرداخته است.
خلا سیاسی به نام فلسطین

محمدعلی مهتدی، تحلیلگر مسایل خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: درخواست گفت وگوهای مستقیم از سوی رژیم صهیونیستی در حالی مطرح می شود که طی سال های متمادی، این گفت وگوها میان اسرائیل و فلسطین برگزار شده و از چند سال گذشته _ در زمان محمود عباس_ ادامه گفت وگوها منوط  به توقف شهرک سازی ها بوده است. ایده ای که حتی مورد استقبال آمریکا نیز قرار گرفت. به خصوص آنکه شهرک سازی ها در سرزمین های اشغالی از نظر قانونی قابل قبول نبود. اما دولت نتانیاهو هرگز چنین پیش شرطی را نپذیرفت و همچنان بر گفت وگوهای مستقیم بدون پیش شرط تاکید کرد. نکته اینجاست که حدود 22 سال است که مذاکرات مستقیم چه با شرط چه بدون شرط، به نتیجه نرسیده است. از سویی دیگر شاهد ارایه طرح دو دولت آمریکا بودیم، طرحی که از سوی اسرائیل پذیرفته و عملی نشد. در عین حال سرزمینی برای تشکیل چنین دولتی برای فلسطینی ها وجود ندارد. نوار غزه که اسرائیل از آن خارج شده، اما همچنان در محاصره بوده و اسرائیل کرانه باختری رود اردن را جزء سرزمین اجدادی خود قلمداد می کند. درهمین حال روز به روز نیز بر عملیات شهرک سازی و اسکان مهاجرین صهیونیست افزوده می شود. اسرائیل معتقد نیست که در این منطقه دولتی برای فلسطین تشکیل شود. ادعای اسرائیل مبنی بر مذاکرات مستقیم صرفا گمراه کردن و پاک کردن صورت مساله است. زیرا قرار نیست در مذاکرات مستقیم نتیجه ای حاصل شود؛ مذاکره صرفا برای مذاکره است.  زمانی که آمریکا روی اسرائیل به منظور توقف شهرک سازی ها فشار می آورد، نتانیاهو به وسیله لابی قدرتمند صهیونیستی به آمریکا سفر کرده و دولت اوباما را تهدید کرد. در این سفر نتانیاهو مورد استقبال اوباما قرار نگرفت. از این رو دولت اوباما به این نتیجه رسید که با فشار به جایی نمی رسد.

در عین حال شاهد رویارویی دولت اوباما و دولت نتانیاهو _ نه اسرائیل و آمریکا _ بودیم. در چنین شرایط فرانسه ابتکار عمل را به دست می گیرد. که به طور حتم با آمریکا هماهنگ شده و اقدام  مستقلی از سوی فرانسه یا اروپا به حساب نمی آید. حال چنین تشخیص داده شده که فرانسه پدرخوانده یک طرح جدید باشد.

نکته دیگر آنکه مخالفت اسرائیل با طرح فرانسه صرفا به این دلیل نیست که به سودش نخواهد بود، بلکه بر این اساس که عرب ها تصور کنند، چنین طرحی به سود فلسطین است. زیرا اگر به سود فلسطین نبود، اسرائیل مخالفت نمی کرد. مخالفت نتانیاهو با چنین طرحی یک خیمه شب بازی و فریب اعراب است. از طرفی با توجه به بحرانی که جهان عرب دچار آن شده و فشاری روی اسرائیل وارد نیست، و جنگ های داخلی در کشورهای عربی، اسرائیل دلیلی بر امتیازدهی به تشکیلات خودگردان فلسطین نمی بیند. مباحث مطرح شده در نشست پاریس از دو منظر قابل بررسی است:

نخست آنکه با توجه به تحولات منطقه نوع جمود یا رکود مساله فلسطین، کشورها به دنبال طرح مساله ای هستند تا خلا سیاسی نسبت مساله فلسطین پر شود. درواقع مساله فلسطین نباید دچار خلا سیاسی شود. بر این اساس باید طرحی ولو اینکه به نتیجه نرسد، ارایه شود. ارایه طرح صرفا بر اساس این ادعاست که همچنان درباره مساله فلسطین مذاکره صورت می گیرد، اما نتیجه مهم نیست.

دوم آنکه، برگزاری چنین نشست و ارایه طرح، موجب می شود تشکیلات خودگردان، از زیر فشار افکار عمومی فلسطینان خارج شود. آنها می توانند به افکار عمومی خود بگویند که همچنان در حال مذاکره هستند. تشکیلات خودگردان سال ها بیکار بوده و کاری جز همکاری امنیتی با اسرائیل به منظور بازداشت انقلابیون و سرکوب انتفاضه ندارد.

مساله مهم، ارایه طرحی است که از سوی فرانسه ارایه شده و آن طرح ابتکار عمل اعراب است. طرحی که در سال 2002 از سوی ملک عبدالله در زمان ولیعهدی خود ارایه کرده و بر اساس آن اسرائیل باید از اراضی اشغال شده از سال 67 عقب نشینی کرده تا اعراب نیز اسرائیل را به رسمیت بشناسند. طرحی که در همان زمان از سوی نخست وزیر وقت اسرائیل پذیرفته نشد و بیان کرد این طرح حتی ارزش مرکبی که با آن نوشته شده را ندارد. و این طرح عقیم ماند. اما امروز در نشست پاریس صحبت از تعدیل آن است. تعدیل طرح یعنی اقدامی در راستای پذیرش اسرائیل. چنانچه این طرح تعدیل شود، درواقع  فلسطینی ها امتیازهای بیشتری به اسرائیل پرداخت کرده اند. این مساله یعنی هم تشکیلات خودگردان و هم رژیم های عربی که خواهان عقب نشینی اسرائیل از اراضی سال 67 هستند، اینک حضور اسرائیل را پذیرفته اند.

نکته دیگر در این نشست موضوع تبادل اراضی است. در واقع به دنبال آن هستند تا اراضی بی ارزشی شاید در صحرای نقب به فلسطینی ها داده و در مقابل کرانه باختری تحت تسلط اسرائیل باشد. اگر چنین طرحی پذیرفته شود، نتیجه خطرناکی در پی خواهد داشت. بر این اساس فلسطین، یهودی بودن دولت اسرائیل را پذیرفته و آنها از طرح ملک عبدالله نیز عقب نشینی کرده اند. البته حتی اگر چنین تعدیل هایی صورت گیرد، باز اسرائیل نخواهد پذیرفت.

اصولا اسرائیل اعتقادی به وجود ملت فلسطین ندارد. اسرائیل اعتقادی ندارد که در سرزمینی دولتی مستقل به نام فلسطین تشکیل شود.اسرائیل تاکید می کند بین دریای مدیترانه و رود اردن محلی برای تشکیل یک دولت نیست. یک دولت وجود دارد و آن هم دولت اسرائیل است. اسرائیل، کرانه  باختری را سرزمین اجدادی خود می داند. تا چنین دیدگاهی وجود دارد، ابتکار عمل یا ارایه طرح چه در پاریس و چه در هرکجا دیگر باشد، به نتیجه نخواهد رسید. و این مساله صرفا باعث می شود، تشکیلات خودگردان فلسطین امتیازهای بیشتری به اسرائیل بدهد و در نهایت با دستان خالی به میان مردم فلسطینی بازگردد.

کلید واژه ها: صلح خاورميانهاسرائیلفلسطینمحمدعلي مهتدي


نظر شما :