غیرقابل قیاس بودن پیونگ یانگ با تهران

امریکا تغییر نظام و تغییر رفتار ایران، هر دو را با هم می‌خواهد

۰۹ تیر ۱۳۹۷ | ۱۸:۴۶ کد : ۱۹۷۷۳۸۸ آمریکا پرونده هسته ای گفتگو
مهدی مطهرنیا در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که با نگاهی جامع و مانع باید زمینه های حل و فصل همه بسترهای تنش را به گونه ای فراهم آورد که در عین حفظ عزت کشور بتوان با شفافیت گسل میان تهران با جامعه بین الملل را ترمیم کرد. این تصمیم بزرگ اکنون باید از سوی نظام جمهوری اسلامی گرفته شود. یا نه بزرگ و یا بله بزرگ.
امریکا تغییر نظام و تغییر رفتار ایران، هر دو را با هم می‌خواهد

دیپلماسی ایرانی – پرونده تنش در روابط ایران و آمریکا در طول چهار دهه گذشته اکنون به یکی از مهم ترین تنش های دیپلماتیک در صحنه بین الملل تبدیل شده است. این پرونده چهل ساله در طول این سال ها با فراز و فروردهایی روبه رو بوده که گاهی تا مرز تقابل پیش نیز رفته و گاهی هم این تنش ها به نسبت کاهش یافته است. اکنون بعد از خروج آمریکا از توافق هسته ای این پرونده دیپلماتیک وارد مرحله جدیدی شده که اکنون جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است. از این رو نیز دیپلماسی ایرانی برای تحلیل و بررسی بهتر این مرحله گفت وگویی را با مهدی مطهرنیا، کارشناس روابط بین الملل انجام داده است که در ادامه می خوانید:  

در چندین مصاحبه با دیپلماسی ایرانی همواره شما راه حل نهایی میان ایران و آمریکا را یا یک بله بزرگ دانستید و یا یک نه بزرگ؛ در سایه تحولات اخیر به خصوص بعد از خروج ایالات متحده از توافق هسته ای شما شرایط حال حاضر را چگونه ارزیابی می کنید؛ آیا تهران – واشنگتن به سمت یک بله بزرگ در حال حرکتند یا نه بزرگ؟

یقینا در باره شرایطی که اکنون صحنه بین الملل در آن به سر می برد می توان گفت که بحران میان ایران و آمریکا باید به یک نقطه تصمیم گیری برسد. چرا که در طول این سال ها این بحران با پیامدها و پژواک های گوناگونی برای جوامع دو کشور و حتی صحنه بین الملل روبه رو است که به صورت یک تنش مزمن دیپلماتیک خود را نشان داده است. تنشی که علاوه بر پایتخت های دو کشور اکنون به یک مساله مهم در عرصه بین الملل بدل شده است. به خصوص بعد از خروج کاخ سفید ار برجام اکنون جهان هم در این بحران به نوعی استصال رسیده است. لذا با این گزاره ها اکنون زمان آن تصمیم گیری مهم فرا رسیده است. چنانی که من در این خصوص پیش بینی های خود را قبل از این در مصاحبه با دیپلماسی ایرانی برای سال 97 اعلام داشتم. در آن مصاحبه گفتم که سال جاری، سال گرفتن یک تصمیم بزرگ برای دو کشور خواهد بود. حال این که این تصمیمی بله یا نه بزرگ باشد باید منتظر تحولات آتی بود.  

اساسا بحران تهران - واشنگتن را می توان در چه بستری تحلیل و تعریف کرد؛ آیا مساله به تفاوت ایدئولوژی باز می گردد و یا باید اختلافات دیپلماتیک را عامل این بحران دانست؟

به نظر می رسد که باید این مساله و بحران را در کانسپتی از سیاست بین الملل تفسیر و تعبیر کرد. در طول این سال ها دو کشور با تضاد منافع راه های مختلفی را برای تقابل برگزیده اند. اکنون هم باید که دو کشور چه گزینه ای را برای این بحران بر خواهند گزید. نکته مهم اینجا است که عرصه تصمیم گیری سیاسی در دو کشور دارای پیچیدگی خاصی بوده و خواهد بود. در هر دو کشور مراکز رسمی، غیر رسمی و کانون های آشکار و پنهان تصمیم گیری متعددی وجود دارد که سبب شده تا به اکنون این بحران کماکان ادامه یابد. به بیان دیگر ساختار سیاسی دو کشور دارای ویژگی های خاصی است که سبب شده تا شرایط روز به روز پیچیده تر از قبل شود.

باید متد توافق هسته ای به سایر ابعاد کشور هم تسری پیدا کند. لذا پرونده هسته ای بدون پرونده موشکی، پرونده موشکی بدون پرونده دیپلماسی منطقه ای و حقوق بشری حل و فصل نخواهد شد. همین شرایط هم سبب شده تا کاخ سفید با بهانه غیر هسته ای از توافق هسته ای خارج شود و در آن سو اتحادیه اروپا هم با اما و اگرهای غیر هسته ای بقای برجام را با ابهام روبه رو کند.

اما این ویژگی ها به خصوص در رابطه با تهران چیست که دامنه این بحران را تا به امروز ادامه داده است؟

ما در تهران با حکومت تئوکراتیکی روبه روییم که مدعی دموکراسی و نوعی از مردم سالاری دینی مخصوص به خود است. همین مساله هم سبب شده تا ایران در زمینه دیپلماسی و سیاست خارجی بسیار ایدئولوژی زده عمل کند. اما این ایدئولوژی زدگی به قدری پررنگ بوده است که ستون فقرات حکومت جدید دینی بعد از انقلاب در مبارزه و تقابل با آمریکا بنا شد. همین شرایط هم سبب شده تا در طول این زمان هر گاه که بستر مذاکره با آمریکا پدیدار شده ان مساله مطرح شود که روح و ذات انقلاب در معرض خطر و نابودی قرار دارد. این ترس و هراس تاریخی در طول این 40 سال ناشی از مرجع قرار دادن تمام اصول و ارزش های انقلاب و خلاصه کردن مبانی مردم سالاری دینی در مبارزه با آمریکا است. اکنون همین ترس هم مانع از انجام رفتار درست دیپلماتیک شده است. از این رو برخی با جهت گیری انقلابی رد مذاکره با آمریکا را عامل اساسی در بقای جمهوری اسلامی ایران می دانند. پس این طیف با تمام قوا در برابر پیشنهاد مذاکره با آمریکا مقابله و ستیز بی امان را برای بقای خود خواهند داشت. در کنار این طیف ایدئولوژیک طیف دیگر دارای جهت گیری منفعت طلبانه است که البته زیر طیف ایدئولوژیک خود را مخفی می کند. این طیف در یک پنهان کاری معنادار به دنبال ایجاد بسترهای تداوم تنش میان ایران و آمریکا برای دستیابی به منافع مالی سرشاری است که از این راه به جیب آنان سرازیر می شود. این طیف اکنون بنیان گذاران اقتصاد از هم پاشیده ایران درگیر با آمریکا را اداره می کنند. اما در مقابل این دو طیف اکنون طیفی هم در کشور وجود دارد که معتقد است تهران طی چهار دهه گذشته هزینه های فراوان و در عین حال بی فایده ای را در تنش با آمریکا به کشور تحمیل کرده است. این طیف معتقد است که اکنون باید گزاره های ایران بعد از گذشت 40 سال تغییر کند، چرا که اکنون اقتضائات عرصه بین الملل تغییر یافته است. همین کانون های رسمی و غیر رسمی سبب شده اند که شرایط برای تدوام این بحران هنوز وجود داشته باشد. البته در آمریکا هم شرایط مشابهی را می توان متصور بود که داستان بحران تهران -  واشنگتن را به اینجا رسانده است.

در راستای باور طیف منتقدین به روابط ایران و آمریکا آیا اکنون می توان این طیف را در گذر این چهار قدرتمندتر دید؟

اکنون با تحمیل شدن هزینه های سیاسی و اقتصادی فراوان در طول این سال ها به کشور در سایه بحران میان ایران و آمریکا، مردم این سوال را مطرح می کنند که نتیجه این چهار دهه بحران برای آنها و کشور چه بوده است. لذا به نظر می رسد که دیدگاهی در کشور در حال شکل گیری است که بیان می دارد جامعه دیگر از تداوم این بحران خسته شده است. این دیدگاه اعتقاد دارد که درگیری ها و کشاکش های سیاسی و دیپلماتیک ایران و آمریکا اکنون منافع ایرانیان را در معرض نابودی کامل قرار داده است. در این رابطه بخشی از جامعه به نوعی تطبیق گرایی روی آورده اند که خود را با گذشته نه چندان دور کشور می سنجد و حالشان را هم با دیگر کشورهای پیشرفته جهان مقایسه می کنند. این شرایط اکنون سبب بروز برخی انتقادات جدی در تداوم بحران ایران و آمریکا برای تهران شده است. زمانی که جامعه ریال خود را با دیگر ارزها مقایسه می کند طبیعی است که به شرایط کنونی حمله ور شود. حال در کنار این مساله وضعیت نا به سامان محیط زیستی، سطح رفاه و دیگر ابعاد هم می تواند دایره این تطبیق گرایی و بروز انتقادات را شدت بخشد. در نتیجه این تطبیق گرایی باعث شده تا مردم خواهان یک تصمیمی نهایی و بزرگ در رابطه با آمریکا باشند. حداقل باید تکلیف برای همیشه روشن شود. اگر بنا به جنگ و ستیز باشد خوب تمام ابزار این جنگ باید مهیا شود و تمامی مذاکرات آشکار و پنهان را قطع کرد و برجام را هم ملغی کرد. اگر هم به دنبال مذاکره هستیم باید با تمام قوا به سمت آن بله بزرگ برای حل وفصل همه اختلافات موجود حرکت کنیم. حرکتی که با تغییر در کادر سیاسی و روی کار آمدن روسای جمهوری چه در آمریکا و چه در ایران تغییر نیابد. این شرایط کج دار و مریز در طول این سال ها مردم را به نوعی سردرگمی و ناخرسندی کشانده است.  

اما در خصوص برجام شما معتقد به نوعی جامع نگری بودید که علاوه بر مسائل هسته ای باید دیگر ابعاد را هم در بر بگیرد. آیا هنوز این نگاه می تواند کار ساز باشد؟

بله. من پیش از برجام هم اعلام داشتم که باید متد توافق هسته ای به سایر ابعاد کشور هم تسری پیدا کند. لذا پرونده هسته ای بدون پرونده موشکی، پرونده موشکی بدون پرونده دیپلماسی منطقه ای و حقوق بشری حل و فصل نخواهد شد. همین شرایط هم سبب شده تا کاخ سفید با بهانه غیر هسته ای از توافق هسته ای خارج شود و در آن سو اتحادیه اروپا هم با اما و اگرهای غیر هسته ای بقای برجام را با ابهام روبه رو کند. پس با نگاهی جامع و مانع باید زمینه های حل و فصل همه بسترهای تنش را به گونه ای فراهم آورد که در عین حفظ عزت کشور بتوان با شفافیت گسل میان تهران با جامعه بین الملل را ترمیم کرد. این تصمیم بزرگ اکنون باید از سوی نظام جمهوری اسلامی گرفته شود. یا نه بزرگ و یا بله بزرگ.

شما سمت سوی این بحران را در بستر اقدامات ایران چگونه می بینید؟

اگر ایران بتواند مسائل خود را با آمریکا با یک بله بزرگ حل کند، یقینا نظامی تئوکراتیک در خاورمیانه ظهور خواهد یافت که به راحتی می تواند کانون تحولات در منطقه شود که بر همه کشورهای خاورمیانه بدون کوچک ترین مشکلی برتری خواهد یافت. در این صورت ایران به الگو و مدل توسعه ای نه تنها در خاورمیانه، بلکه در شرق بدل خواهد شد. لذا باید گفت که حل و فصل بحران در روابط ایران و آمریکا هم به سود تهران و هم به واشنگتن در مصاف با رقبای خود خواهند بود که تلاش دارند با تشدید منازعه ایران و آمریکا امتیازهای خود را در ابعاد بین المللی و منطقه ای اخذ کنند. اگر این ائتلاف و اتحاد میان تهران و واشنگتن شکل گیرد امکان جولان برخی بازیگران در سایه پروژه ایران هراسی برای بقای حیاتشان وجود نخواهد داشت. در غیر این صورت با تدوام شرایط موجود زمینه ساز نارضایتی های گسترده داخلی خواهد شد که فشار از بیرون و اضمحلال از درون را به بار خواهد آورد.

در راستای نکته پایانی شما آیا مساله تغییر نظام در همین راستا تعبیر و تفسیر می شود؟

آمریکا نه به دنبال تغییر نظام در ایران است و نه تغییر رفتار. بلکه کاخ سفید هر دو مساله را به صورت همزمان دنبال می کند. به بیان دیگر آن چه امروز ایران را تهدید می کند فروپاشی از درون به موازات فشار از بیرون است.  

اما در پایان به باور برخی می توان همان متدلوژی دیپلماتیک پیونگ یانگ را برای تهران در خصوص مناسباتش با واشنگتن پیاده کرد؟

من این مساله را اشتباه محض آمریکا می دانم که تصور کند با رفتار مشابه کره شمالی بتواند با ایران تعامل کند. به هچ وجه پیونگ یانگ با تهران قابل قیاس نیست. همه کشورها و ملتها در این که یک کشور و ملت هستند با هم شباهت داند و این نکته تنها نقطه اشتراک کره شمالی با ایران است. اما هر کشوری گفتمان خاص خود را دارد. لذا برای تعامل باید به ادراک این گفتمان نائل شد.

انتشار اولیه: یکشنبه 3 تیر 1397 / انتشار مجدد: شنبه 9 تیر 1397

کلید واژه ها: پرونده موشکیایرانآمریکابرجاممهدی مطهرنیا


نظر شما :