قاره سبز با تردیدهای بزرگی دست به گریبان است

انفعال تحقیرآمیز اروپا، از برجام تا جنگ تجاری چین و امریکا

۱۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۳ کد : ۱۹۸۳۸۲۷ اروپا نگاه ایرانی
بهاء الدین بازرگانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ماه های آتی شاهد کشمکش بر سرِتعیین پست های کلیدی اتحادیه از جمله تعیین رئیس کمیسیون در بروکسل خواهد بود و اروپا در قبال شکل گیری نظامات نوین جهانی که با سرشاخ جدید میان چین و آمریکا درحال ظهور است، همچنان دست کوتاه و در حاشیه باقی خواهد ماند. 
انفعال تحقیرآمیز اروپا، از برجام تا جنگ تجاری چین و امریکا

نوشته: بهاءالدین بازرگانی گیلانی، مترجم و پژوهشگر 

دیپلماسی ایرانی: درست است که درانتخابات جدید پارلمان اروپا، نمایندگان احزاب راستِ پوپولیست و اتحادیه ستیزان، افزایش قابل توجهی یافتند، اما کماکان بیش از دو ثلث کرسی های پارلمان در اختیار جناح های سنتی و طرفداران اتحادیه اروپایی قرار دارد. هیچ معلوم نیست که انتخابات پارلمان، بتواند اتحادیه را از بحران های دائمی اش خارج کند، مسئله برکزیت لاینحل باقی مانده و پوپولیست ها توازن سنتی نیروها را تا حد زیادی در پارلمان تغییر داده اند. ماه های آتی شاهد کشمکش بر سرِتعیین پست های کلیدی اتحادیه از جمله تعیین رئیس کمیسیون در بروکسل خواهد بود و اروپا در قبال شکل گیری نظامات نوین جهانی که با سرشاخ جدید میان چین و آمریکا درحال ظهور است، همچنان دست کوتاه و در حاشیه باقی خواهد ماند. 

مناسبات میان ایالات متحده و چین مختصات این نظم نوین جهانی را درآینده نه چندان دور تعیین خواهد کرد و رهبران اروپایی خوب فهمیده اند که چنانچه نخواهند دراین کارزار، کاملا در حاشیه قرار بگیرند، باید با سرعت دست به کار شوند و سیاست واحدی را در قبال مناقشات جدید میان واشنگتن و پکن در پیش بگیرند. سیاست خارجی و امنیتی همیشه متشتت و مغشوش اتحادیه که سنت دور و درازی به قدمت تاریخ خود اتحادیه دارد، اینک ناتوان تر از هر زمانی برای سرراست کردن چالش های جدید برخاسته از شرق و غرب عالَم است. انفعال تحقیرآمیز اروپا در قبال توافق هسته ای ایران که تمام اعتبار و حیثیت اش را پای آن گذاشته بود، نشان داد که اروپا از اقتدار، تهور و انسجام لازم برای رویارویی با این چالش ها برخوردار نیست.

در سوی دیگرِ دنیا، به وضوح شاهد شروع تدریجی یک جنگ سرد تمام عیار میان چین و آمریکا هستیم. چنین جنگ سردی هم در حوزه های نظامی – در دریای جنوبی چین – ولو فعلا در مقیاس خفیف تر، لیکن در عرصه های بسیار تعیین کننده اقتصادی و مخصوصا تکنولوژیکی با شدت هرچه تمام تر ادامه دارد. تقدیر این جنگ به گونه نامعلومی رقم خواهد خورد، زیرا چین (برخلاف اتحاد شوروی سابق) هرچه شتابان، یکی به پویایی اقتصادی و تجارت آزاد و دیگری به تکنولوژی مدرن که دو نهاد و عاملِ کشنده (Killerapplication) دنیای غرب هستند، مجهز می شود. برنامه فنآوری بلند پروازانه چینی ها موسوم به "ساخت چین 2025" به موازات طرح عظیم اقتصادی – ترانزیتی احیای جاده ابریشم قدیم از سوی چینی ها با تمام توان به پیش می رود. به موجب این برنامه یا انقلاب تکنولوژیک، چین گویا می خواهد در ده رشته کلیدی صنعتی و فنآوری، تا اواسط دهه بعدی میلادی به قدرت مسلط جهان تبدیل شود و با اختصاص صدها میلیارد دلار در این راه بزرگ گام برداشته است. آمریکای دونالد ترامپ نیز خود را برای شروع یک جنگ تجاری بزرگ با چین آماده کرده و این راهبردی است که تقریبا تمام ممالک بزرگ سرمایه داری در بلوک غرب، چه در آمریکای شمالی، در اروپا و یا آسیای شرقی، با نگرانی از خیز خزنده اما مستمر و بلند چینی ها، اینک صراحتا ازآن استقبال می کنند و اساسا چاره ای غیر از این رویارویی هم در خود نمی بینند. شکی نیست که هر دو طرف به انجام مذاکرات سازشی در عرصه های تجاری – که نیاز متقابل به هم دارند – در مقاطع کوتاه مدت نهایتا از خود تفاهم نشان خواهند داد. لیکن در بلند مدت به روشنی می توان دید که تاریخ، سرشاخِ دنیای غرب این بار با زردهای شرقی را شاهد خواهد بود و شروع یک جنگ سرد تمام عیار با چین که دیگر نه صرفا یک تهدید تجاری، بلکه خطر امنیتی و ایدئولوژیکی هم هست اجتناب ناپذیر می نماید.

برای روشن ترشدن افکار، اینجا نمونه ای از اظهارات ترامپ، این رهبر جبش جدید شوونیست های سفید آمریکایی را درقبال چین بازگو می کنم: "...چین دوست ما نیست. چین شغل و کار ما را می دزدد. چین نورافکن ویرانگر بر سرِ صنایع ما می افکند و به سرعت برق از آن تصویر می گیرد. اعمال تعرفه تنها راهی است که بتوانیم چین را بر سر عقل آوریم. جنگ تجاری کارِ خوبی است و ما به سادگی برنده این جنگ خواهیم شد."

آمریکای ترامپ کار را با اعمال تعرفه سنگین 25 درصدی بر کالاهای وارداتی از چین به حجم 250 میلیارد دلار شروع کرده است. او درعین حال برای اینکه بر سر میز مذاکرات تجاری، چین را تحت فشار سنگین قرار دهد و بازارهای چینی را به روی صادرات آمریکا گشوده تر ببیند، به تازگی تصمیم گرفته است همین میزان تعرفه ها را بر سایر اقلام وارداتی آمریکا از چین این دفعه به حجم 300 میلیارد دیگر، مورد بررسی جدی قرار دهد. در این صورت هرچه مخاطره آمیزتر شدن ابعاد یک جنگ تجاری بزرگ میان واشنگتن و پکن اجتناب ناپذیر خواهد بود. آمریکا که در یک محاسبه راهبردی موازی، از ماه ها پیش کمپانی معظم هواوی، این نماد تکنولوژیک و رویای چینی ها را هدف نخست اقدامات خود قرار داده بود، هفته پیش با اعلام "وضعیت اضطراری ملی" این شرکت را در لیست سیاه آمریکا قرار داد. هوآوی دومین تولید کننده بزرگ تلفن های هوشمند دنیا بعد از سامسونگ کره جنوبی محسوب می شود و سال گذشته 200 میلیارد دلار از همین نوع تلفن ها را در سراسر دنیا فروخت. بعد از 90 روز بخشودگی، گویا قرار است تمام شرکت های آمریکایی مناسبات خود را با شرکت معظم چینی قطع کنند و هر معامله ای با آن را با اخذ "مجوز مخصوص" از نهادهای رسمی آمریکایی انجام دهند. آمریکا مضافا از شرکت های معظم ممالک هم پیمان خواسته است همین کار را بکنند و مخصوصا در توسعه تلفن موبایل های نسل پنجم با شرکت چینی همکاری نکنند. از هم اکنون بسیاری از کمپانی های بزرگ فنآوری در این عرصه نظیر گوگل، اینتل، وودافون، آمازون، سونی و غیره در اجرای این بایکوت اعلام آمادگی کرده اند. چنین تصمیماتی برای شرکت هوآوی یک فاجعه خواهد بود. هوآوی همچنان به واردات میکروچیپس ها از آمریکا وابسته است و سال گذشته چین برای واردات میکروچیپس از سراسر دنیا بیش از 300 میلیارد دلار هزینه کرد، یعنی بیشتر از کل واردات نفت خام کشور. توسعه میکروچیپس ها توسط هوآوی هنوز تا مدت ها به طول می انجامد. از این طرف چینی ها هم بیکار ننشسته اند و در پاسخ اعلام کرده اند که جلوی صادرات فلز کمیاب و گرانبهای لیتیوم را که برای تولید باطری های مدرن مورد نیاز است، به آمریکا خواهند گرفت. چین از مدت ها پیش انحصار استخراج و فرآوری این فلز استراتژیک را از کنگو در آفریقا گرفته تا پرو و آرژانتین در آمریکای جنوبی و جاهای دیگر با انجام سرمایه گذاری های کلان در اختیار گرفته است.

اروپایی ها خوب می دانند که تشدید این گونه رویارویی ها بر وضعیتِ به خودی خود نامتعادل اقتصاد های اروپایی و نیز بر اقتصاد جهانی تأثیر سوء خواهد داشت و برشکنندگی این اقتصادها خواهد افزود. حتی اگر جنگ تجاری جدید نوعا به توافق هم منجر شود، که البته دیر یا زود با عقب نشینی چینی ها عجالتا به سازش خواهند رسید (نگاه کنید به اعلام قطع واردات نفت چین از ایران که معمولا دم دستی ترین عقب نشینی و امتیاز دهی چینی ها است)، اما تنش بلند مدت در مناسبات این دو با توجه به اقتدار روزافزون چینی ها و خالی شدن دست ایالات متحده از ذخائر استراتژیک اش، قهرا ادامه، بلکه تشدید هم خواهد یافت. اروپایی ها که با نگرانی نظاره گر چنین فرآیندی هستند، با توجه به وضعیت اقتصادی نابسامان خود، میان نگاه سوداگرانه به اقتصادها و به بازارهای هرچه پویاتر و اغواکننده چین و ماچین در شرق از یک سو و به پیوندهای تاریخی و هنوز پایدار خود با آمریکای شمالی از سوی دیگر، حقیقتا مردد مانده و از تصمیم گیری پایدار و راهبردی عاجز هستند. اروپا امروزه اولویت سیاست خارجی و اقتصادی خود را نه فقط در قبال آمریکا، بلکه هرچه بیشتر در آسیای شرقی و در اورآسیا، در قبال چین و روسیه می بیند. ایالات متحده نیز راهبردهای اساسی خود را در رویارویی با چین می بیند و می داند که آینده دنیا اینک در شرق دور و در اورآسیا رقم خواهد خورد و لذا چاره ای جز سبک کردن تدریجی بار خود در سایر مناطق دنیا از جمله در منطقه خاورمیانه و نزدیک ندارد. عدم مداخله موثردر جنگ داخلی سوریه و تفاهم با مسکو در این زمینه، خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از عراق، کاهش نیروهای این کشور در افغانستان و اینک مذاکره با طالبان و پیش تر مصالحه بر سر مسئله هسته ای ایران، همگی در این چارچوب قابل تعریف هستند. 

در حاشیه باید افزود که نمایش تازه آمریکای ترامپ با ایران، خروج از برجام و اعمال تحریم های شدید و یا جنگ، با استراتژی گفته شده آمریکا همخوانی ندارد و فاقد اصالت است. چنین جابه جایی های احتمالی و انتقال نسبی کانون های قدرت سیاسی و نظامی دنیای غرب از منطقه به شرق دور، دور نیست، واقعی است و با تعامل خردمندانه، واقعیت نگر، تفاهم آمیز و تنش زدائی رهبران ممالک مسلمان منطقه به ویژه ایران که نقش همیشه الگو و پیشرو و تاریخی در منطقه داشته است در روند آن تسریع خواهد شد و "عکس چنین رویکردی"، البته روند آن را کند یا متوقف خواهدکرد. دنیای غرب به خوبی دریافته که ایران طی دو سه دهه گذشته آشکارا در مسیر انتقال به دوران آرامش خود از جنبه های داخلی و خارجی قرار گرفته و عموما با مسئولیت عمل کرده است و لذا تنش و جنگ با این کشور در شرایط موجود فاقد معنا خواهد بود. منطقه نیز درحال گذار تاریخی و دگردیسی عمیق فکری، اجتماعی و جمعیت شناختی است و پوست اندازی سیاسی آن امری قهری خواهد بود. تحت این فرآیند، برخی رژیم های منطقه که ماترک دوران های گذشته و نظامات غیر دموکراتیک هستند، دیر یا زود، خود به خود اصلاح یا تغییر خواهند کرد و هیچ نیازی به جنگ، نزاع و سرشاخ جدید در منطقه نیست. منطقه دوران تاریخی خطیر و تعیین کننده ای را از سر می گذراند.    

کلید واژه ها: اتحادیه اروپاایالات متحده امریکاچینایران و امریکاچین و امریکا


( ۴ )

نظر شما :