غافلگیر شدن ریاض و واشنگتن در حمله انصارالله به عربستان، دلیل موج گسترده ایران هراسی

ترامپ به هر دری می‌‌زند با ایران نجنگد

۳۰ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۶۳۸۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
عبدالرضا فرجی راد در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون دلایل موج گسترده ایران هراسی به واسطه حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان بر این باور است: بدون شک این میزان از ایران هراسی و اتهام‌پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی تنها به واسطه غافلگیر شدن عربستان و ایالات متحده آمریکا از ضربه جدی انصارالله یمن به آنها بود. چون این حمله توانست نیروهای نظامی و امنیتی عربستان سعودی را که با تجهیزات نظامی به اصطلاح پیشرفته آمریکایی‌ها مجهز شده است به یک چالش جدی بکشاند و آن را عملاً ناکارآمد کند.
ترامپ به هر دری می‌‌زند با ایران نجنگد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – پس از حمله انصارالله یمن به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی شاهد موج کم سابقه ای از ایران هراسی و اتهام‌پراکنی علیه تهران مبنی بر دخالت در این حملات بودیم. اما به واقع این موج ایران هراسی که اکنون در دستور کار ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی قرار گرفته با چه هدفی در حال پیگیری است؟ دیپلماسی ایرانی برای واکاوی اهداف این تحرکات، گفت و گویی را با عبدالرضا فرجی راد، سفیر اسبق ایران در نروژ، استاد ژئوپلیتیک و کارشناس مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

بعد از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی شاهد موجی گسترده از اتهام پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص این حمله بودیم. اساساً پشت پرده این اتهام زنی ها به چه بازیگر یا بازیگرانی و با چه اهدافی باز می گردد؟

بدون شک این میزان از ایران هراسی و اتهام‌پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی تنها به واسطه غافلگیر شدن عربستان و ایالات متحده آمریکا از ضربه جدی انصارالله یمن به آنها بود. چون این حمله توانست نیروهای نظامی و امنیتی عربستان سعودی را که با تجهیزات نظامی به اصطلاح پیشرفته آمریکایی‌ها مجهز شده است به یک چالش جدی بکشاند و آن را عملاً ناکارآمد کند. به همین دلیل است که در این خصوص مواضع و سخنان بسیار زیاد، متنوع و در عین حال متناقضی از جانب عربستان سعودی، آمریکایی‌ها و دیگر بازیگران مطرح می شود؛ صحبت هایی که هیچ گاه به طور کامل، مستند و متقن ارائه نمی‌شود و همین تشتت در آراء و مواضع غرب و عربستان سعودی سبب شده است که یک نوع دو دستگی شکل گیرد به گونه‌ای که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با لحنی متفاوت صحبت می کند و سعی دارد یک سیاست خویشتندارانه را اتخاذ کند، در صورتی که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه صراحت لهجه بیشتری دارد. لذا واقعیت این است که هنوز یک واکنش درست، منسجم و یک دستی از این اتهام پرکتی ها وجود ندارد. چرا که برآورد کلی در آمریکا پیرامون حمله به تاسیسات نفتی عربستان سعودی صورت نگرفته است. آن هم به این دلیل که سرعت و شدت این حادثه به قدری زیاد است که اکنون کاخ سفید در یک غافلگیری قرار گرفته است و نمی داند چه موضع و واکنش درستی را اتخاذ کند.
از طرف دیگر عربستان سعودی که با تاکید فراوان عنوان می‌کند این حملات، نه از جانب یمن، بلکه از شمال خلیج فارس، آن هم بدون این که مستقیما نامی از ایران ببرند، تنها به این واسطه است که ناکامی و ناتوانی خود در برقراری امنیت و پاسخ به حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن را به حاشیه ببرد و به این ترتیب اعتبار از دست رفته خود را به واسطه این ضربه امنیتی جبران کند. به هر حال حمله به مهمترین و بزرگترین تاسیسات نفتی عربستان سعودی و کاهش تولید و صادرات نفت این کشور تا ۵۰ درصد، اتفاق ساده و کم اهمیتی نیست که بتوان آن را تنها گردن فقیرترین کشور حاضر در خاورمیانه انداخت. چون اگر عربستان بپذیرد این حملات از طرف انصارالله و ارتش یمن صورت گرفته، عملاً تحقیر جدی خود را در جهان، آن هم با دست خود رقم زده است. لذا ریاض با این موج گسترده ایران هراسی و اتهام‌پراکنی علیه تهران، سعی دارد تمام ناکامی ها و شکست های امنیتی خود را به واسطه این حمله جبران کند.

به موازات این اتفاقات شاهد سفر مایک پمپئو، وزیر امور خارجه به عربستان بودیم. از نگاه شما اهمیت و دستاورد این سفر برای کاخ سفید چیست؟

 من معتقدم که اهمیت و دستاورد این سفر در کاستن از شدت موج ایران هراسی جلوه می کند. چون این سفر پمپئو اتفاقا، نه در جهت افزایش موج ایران‌هراسی، بلکه در راستای کاهش آن صورت خواهد گرفت. از این رو که ماموریت مایک پمپئو در سفر به عربستان سعودی پیگیری دو مسئله بوده است؛ اول حمایت دیپلماتیک و سیاسی واشنگتن از ریاض برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی های امنیتی و نظامی خود و ریاض در سایه این ضربه انصارالله و دوم، تهیه یک گزارش میدانی و ارائه آن به کاخ سفید؛ لذا من معتقدم بعد از ارائه این گزارش از شدت تکاپوی ایالات متحده آمریکا در خصوص اتهام پراکنی علیه ایران کاشته خواهد شد. 
البته در این خصوص یقینا ارائه اسناد و مدارک این حملات از طرف انصارالله یمن نیز می تواند از شدت موج گسترده ایران هراسی بکاهد؛ اسناد و مدارکی که نشان می‌دهد حمله اخیر توسط برخی از عوامل داخلی یمن در عربستان سعودی صورت گرفته، کما اینکه خود انصارالله یمن نیز اعلام کرده با کمک این نیروها در داخل خاک عربستان این حمله صورت گرفته است.

در کنار تحولات سیاسی و دیپلماتیک که به واسطه موج گسترده اتهام‌پراکنی علیه ایران در سایه حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان شکل گرفته است، شاهد برخی اقدامات و پوست اندازی های میدانی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس هستیم؛ از آماده باش نظامی کویت و برخی دیگر از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تا پیوستن رسمی عربستان سعودی و امارات متحده عربی به ائتلاف نظامی مد نظر آمریکا در تنگه هرمز؛ با توجه این دست آیا احتمال یک واکنش نظامی علیه ایران را می توان متصور بود؟

جمهوری اسلامی ایران طی روزهای اخیر به صراحت عنوان داشته است که اگر کوچکترین تعرضی به مرزهای آبی، خاکی و هواییش از جانب کشورهای عربی و یا ایالات متحده آمریکا صورت بگیرد، ضربه بسیار سنگینی را به متجاوزان نشان خواهد داد. همین واکنش قاطع باعث شده است که اکنون طرف های مقابل قدری دست به عصاتر رفتار کنند. البته در راستای این نکات شما من هم معتقدم که هیچ کدام از تحولاتی که اخیرا در سطح میدانی صورت گرفته است، به نفع ایران نیست، کما اینکه این تحولات به نفع هیچ کشور دیگری در منطقه نخواهد بود. باید بپذیریم مادامی که برخی کشورهای منطقه در راستای سیاست‌های مداخله‌جویانه ایالات متحده آمریکا عمل کنند، نمی توان از حساسیت ها، تنش های و تخاصم در این منطقه کاست. چون تنها راه برون رفت از این چالش ها همکاری، همراهی و همسویی کشورهای منطقه برای پایان دادن به هرگونه تخاصم است. البته نکته بسیار مهمی که نباید در این میان فراموش کرد این است که اکنون این تحولات هم بعد از آن صورت گرفت که حاکمیت صراحتا از عدم مذاکره سخت گفت. آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ این تصور را داشت با اخراج جان بولتون از سمت مشاور امنیت ملی کاخ سفید یک چراغ سبز را به تهران نشان داده است و باعث خواهد شد که یک ملاقات و دیداری با آقای روحانی در در نیویورک صورت گیرد که عملاً با این واکنش رسمی ایران، ایالات متحده آمریکا دست به تغییر رفتار زد و در این رابطه به موازات افزایش تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران، دوباره پیگیری مسئله جنگ روانی در سایه احتمال وقوع تنش نظامی را در دستور کار قرار داده است.

اگرچه ایالات متحده آمریکا نتوانست در نشست پنج‌شنبه هفته گذشته شورای امنیت سازمان ملل اقدامی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت دهد، اما به نظر می‌رسد که زمزمه ارجاع این پرونده به این شورا در دستور کار جدی کاخ سفید است. آیا در سایه نبود مدارک، واشنگتن خواهد توانست از این مجرا اقدامی علیه تهران سامان دهد؟

همان گونه که شما گفتید یقیناً برای هر گونه اقدامی علیه ایران در شورای امنیت به مدارک و اسناد کافی نیاز است و صرف برخی ادعاهای واهی و مواضع شفاهی سران و مقامات عربستانی و آمریکایی مبنی بر اینکه این حملات، نه از جانب یمن، بلکه از شمال غربی خلیج فارس صورت گرفته است، نمی تواند کافی باشد. چون ریاض و واشنگتن به منظور هر اقدامی علیه تهران در شورای امنیت باید بتوانند ادعای خود را با ارائه عکس، گزارش کارشناسی، نشن دادن نقطه دقیق پرتاب موشک و یا پرواز پهپاد و نظایر آن ثابت کنند، آن هم در شرایطی که آمریکا اشراف کامل هوایی بر منطقه و حتی بر کل عراق دارد. از این رو شوی عربستان سعودی با نشان دادن چند تکه پاره آهن هم نمی تواند چیزی را علیه ایران ثابت کند، کما اینکه در همان نشست و شوی سیاسی نیز صراحتاً ایران را عامل حمله معرفی نکردند. لذا باید دید که طی روزها و هفته‌های آینده آیا عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا خواهد توانست به اسناد و مدارک لازم در این خصوص دست پیدا کنند یا خیر؛ البته در این میان یقیناً واکنش انصارالله و ارائه اسناد و مدارک لازم در خصوص این حمله می تواند اثرات جدی داشته باشد و هرگونه اتهامی را از ایران دور کند و به همان اندازه تلاش های واشنگتن و کاخ سفید را ناکام بگذارد.

به موازات این تحولات در همان ساعت اولیه حمله به عربستان سناتور لیندسی گراهام به صراحت عنوان داشت که باید در تقابل با این حملات به تاسیسات نفتی آرامکو، حمله به تاسیسات نفتی ایران صورت گیرد و اکنون پافشاری وی بر این مواضع به کانون اختلافات جدیش با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا بدل شده است. مضافا شاهد سفر مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا به عربستان سعودی به منظور تشدید جریان سازی ها علیه ایران هستیم. البته در این میان سخنان دوپهلو و چند پهلوی دونالد ترامپ هم یک نوع ابهام بسیار جدی را در مواضع کاخ سفید ایجاد کرده است؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست. آیا چنان که محمد جواد ظرف عنوان کرده است تلاش‌های کسانی چون گراهام و مایک پمپئو در نهایت دونالد ترامپ را به سمت اقدام نظامی علیه ایران سوق خواهد داد؟

من معتقدم که اکنون ترامپ به شدت هوشمندانه‌تر عمل می‌کند و با پیگیری یک سیاست خویشتن دارانه از هرگونه درگیری و تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران در آستانه انتخابات ۲۰۲۰ خودداری می کند. لذا در سایه همین سیاست‌ها است که وی مسئله افزایش میزان تحریم ها علیه ایران را با تحریم بانک مرکزی پی گرفته و در کنار آن خواهان ارائه طرح های بیشتر تحریمی از جانب مشاورینش برای افزایش میزان فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران است. این دست رفتارها و اقدامات ترامپ نشان از این دارد که وی می‌خواهد از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران دوری گزیند. 
البته در این میان فشار عربستان و مبلغی که به دونالد ترامپ پیشنهاد خواهد شد نیز می‌تواند اثرگذار باشد. یعنی اگر کاخ سفید ببیند که مبلغ پیشنهادی عربستان سعودی برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، مبلغی دندانگیر است، شاید اطرافیان ترامپ، او را مجاب کنند که دست به یک اقدام نظامی محدود بزند، اما نکته مهم اینجاست که به واسطه مواضع صریح و قاطع سران و مقامات ایرانی در خصوص واکنش جدی به هرگونه تجاوز، احتمالا دونالد ترامپ حتی از همین اقدام محدود نظامی هم سر باز خواهد زد و سعی خواهد کرد که پمپئو، محمد بن سلمان و کسانی چون لیندسی گراهام را با اقدامات بیشتر تحریمی راضی نگه دارد. هر چند که من معتقدم شخصی مانند دونالد ترامپ به هیچ وجه تمایلی به پایان دادن به جنگ یمن ندارد. چون در این صورت سود سرشار ناشی از فروش تسلیحات به عربستان سعودی و امارات متحده عربی قطع خواهد شد و گرنه با اشراف، تسلط و نفوذی که ایالات متحده آمریکا بر شخص محمد بن سلمان دارد یقیناً با کوچکترین درخواست واشنگتن، ریاض رسماً قطع حملات و تجاوزات خود را به یمن اعلام خواهد کرد و دست به آتش بس خواهد زد و مطمئن باشید در کمتر از ۲۴ ساعت انصارالله یمن نیز این آتش بس را خواهد پذیرفت. پس اکنون مشکل از جانب آمریکایی ها برای ادامه این تجاوز به یمنی هاست وگرنه انصارالله بارها اعلام داشته است که ضمن پاسخ قاطع و کوبنده به هر گونه تجاوز، آمادگی لازم برای پایان دادن به جنگ و پیگیری آتش بس و صلح را با طرف های متجاوز دارد. 

به واکنش کشورهای اروپایی، به خصوص آلمان، فرانسه و انگلستان بپردازیم. در این میان به نظر می رسد که لندن، پاریس و برلین فقط به مواضع دیپلماتیک در خصوص محکومیت این حمله بسنده کردند و به صورت مستقیم و صریح جمهوری اسلامی ایران را محکوم نکرده اند. آیا این دست مواضع نشان می دهد که شکافی میان آمریکا و کشورهای عربی با مواضع اروپایی ها وجود دارد؟ از طرف دیگر این مسئله تا چه اندازه می‌تواند تلاش های دیپلماتیک قاره سبز را در رابطه با برجام را تحت الشعاع قرار دهد؟

من بسیار بعید می دانم که اروپایی ها به این سادگی از توافق هسته‌ای دست بردارند. چون اولویت و تمرکز تروئیکای اروپا روی توافق هسته‌ای و حفظ آن است. در این راستا شاهد بودیم که در بحبوحه اتهام‌پراکنی علیه ایران به واسطه انجام حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی، ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه عنوان داشت که ایران باید به برجام متعهد بماند. این دست مواضع اروپایی ها این مسئله را نشان می‌دهد که قاره سبز با محوریت فرانسه کماکان برنامه های جدی برای حفظ برجام دارد. ضمن این که اروپایی ها به این واقعیت رسیده اند که جنگ یمن به تدریج به یک چالش امنیتی بزرگ در منطقه و جهان بدل شده است. از این رو قاره سبز سعی دارد که با مواضع کلی و درگیر نشدن با ایران از گسترده تر شدن این ناامنی ها بکاهد و تا جای ممکن از تداوم و گسترش حملات انصارالله یمن به عربستان سعودی و امارات متحده عربی جلوگیری کند. 

کلید واژه ها: عبدالرضا فرجی رادایرانعربستان سعودیآمریکادونالد ترامپبرجامانصار الله یمنحمله به تاسیسات نفتی عربستان


( ۷ )

نظر شما :

بی سواد ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۶
جناب اقای راد ترامپ هدفش جنگ با ایران نیست اما به مرور زمان خواهید دید که کشور های دیگر را با خود همراه می کند و بعد با کمترین هزینه با ایران برخورد خواهد برای ترامپ زمان مهم نیست چرا که او با صبر اهداف خود را پیگیری می کند اما ایران زمان برایش مهم است و هر چه زودتر باید تکلیف بلا تکلیفی را روشن کند چون کم کم ذخایر ارزی ایران در حال کاهش و خرج دولت بسیار زیاد.