دلیل درشت‌گویی‌های صرف واشنگتن

نیروی دریایی امریکا، آماده رویارویی با ایران نیست

۱۴ مهر ۱۳۹۸ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۸۶۷۰۳ اخبار اصلی خاورمیانه
امروزه، استقرار ناوهای آمریکایی (در خلیج فارس)، چنان واکنشی را در یک دشمن بالقوه بر نمی انگیزد. این دگرش، تا حدودی، نشانگر پایان برتری فنی چشمگیری است که دهه ها، نیروی دریایی آمریکا از آن سود می بُرد. در نتیجه، ناوهای هواپیمابر آمریکایی، دیگر با ورود به قلمرو نیروهای دشمن، ایمن نیستند.
نیروی دریایی امریکا، آماده رویارویی با ایران نیست

نویسنده: مایکل موران (MICHAEL MORAN)

دیپلماسی ایرانی: هر آنچه در پس واکنش ملایم دولت دونالد ترامپ به یورش ادعایی ایران به آرامکو، نهفته باشد، یک نکته روشن است: توانایی آمریکا برای عرض اندام و به رخ کشیدن توان های خود در خلیج فارس با به کارگیری گروه ضربت ناوهای هواپیمابرش، آن چیزی نیست که در گذشته بود و نه آن گونه است که باید باشد.

در گذشته ای نه چندان دور، یک نمایش نوین از دیپلماسی قایق های توپدار، یعنی اعزام ناوهای هواپیما بر یا رزمناوهای موشک انداز، می توانست سیر رخدادها را قاطعانه دگرش دهد. کافی بود یک ناو هواپیمابر در خلیج سید در نزدیکی لیبی مستقر شود (1981)، یا در سواحل لبنان پارک کند (1982)، یا در تنگه تایوان گردش کند (1996) تا همه چیز همانطوری بشود که آمریکا می خواست. در این مورد آخر، پکن چنان کرنش تحقیرآمیزی کرد که هنوز تحلیلگران بر این باورند که آن رخداد، پیشرانی شد برای تقویت نیروی دریایی چین.

اما امروزه، استقرار ناوهای آمریکایی (در خلیج فارس)، چنان واکنشی را در یک دشمن بالقوه بر نمی انگیزد. این دگرش، تا حدودی، نشانگر پایان برتری فنی چشمگیری است که دهه ها، نیروی دریایی آمریکا از آن سود می بُرد. در نتیجه، ناوهای هواپیمابر آمریکایی، دیگر با ورود به قلمرو نیروهای دشمن، ایمن نیستند.

فاکتور جدی تر، به کارگیری سامانه های بازدارندگی منطقه ای (AREA DENIAL SYSTEMS) روسی و چینی، همچون موشک های ضدناو هواپیمابر DF-21 است که یک دهه پیش توسط چین ساخته شد. برد این موشک ها هزار مایل است. بنابراین اعزام یک ناو هواپیمابر به تنگه تایوان برای حمایت از طرفداران دموکراسی، امروزه با خطر یک فاجعه همراه است.

ایران هنوز DF-21 ندارد. با این حال موشک های ضدکشتی نور را در داخل تولید کرده (که مهندسی معکوس یک نسخه قدیمی تر کروز چینی است) که تا برد صد مایلی، خطرآفرین است. در سال 2016، حوثی های یمن با چندین موشک نور، ناوشکن آمریکایی یو.اس.اس ماسون، را هدف گرفتند. در همین تابستان، ترکیبی از این موشک ها و قایق های تندروی ایران، کافی بود تا ناو هواپیمابر لینکولن، از خلیج فارس دور بماند.

این یک لحظه مهم برای راهبردگران نظامی است. حتی در برابر قدرت دست دومی چون ایران، گزینه های واشنگتن بسیار محدود است: کشتی های جنگی و زیردریایی هایی که مجهز به موشک اندازهای دور برد کروز هستند، جنگنده هایی که در کشورهای از نظر سیاسی حساس و غیرقابل اتکای خاورمیانه مستقرند، یا بمب افکن های راهبردی همچون بی 52 و بی 2 اس، که در آن دوردست ها مستقرند. نیروی هوایی مستقر در دریا، که از زمان جنگ دوم جهانی، سلاح اصلی زرادخانه آمریکا در چنین مواردی بود، ناگهان تا حدود زیادی بی خاصیت شده است.

افسرانِ آینده نگر نیروی دریایی آمریکا، از سال ها پیش هشدار می دادند که چنین روزی فرا خواهد رسید. گذشته از این، ناو هواپیمابر لینکلن با نود هواپیمای جنگنده روی آن، در دویست مایلی سواحل عمان مستقر شده است. هرچند هواپیماهای جنگنده اش بردی حدود پانصد مایل دارند، اما در بهترین حالت از رفت و برگشت به سواحل شرقی ایران عاجزند و صدها مایل از پایگاه های دریایی ایران در خلیج فارس دور هستند.

سال ها زمان می خواهد تا آمریکا بتواند برتری دریایی پیشین خود را زنده کند و البته چین، روسیه و دیگران هم توانمندی های بازدارندگی منطقه ای شان را افزایش خواهند داد. برخی بر این گمانند که هواپیماهای اف 35 سی، با برد 1300 مایل و نسخه ارتقاء یافته اف.ای 18 سوپر هورنت با برد 750 مایل، می توانند کارساز باشند اما اینها نیز سال ها با رسیدن به شرایط آرمانی فاصله دارند.

در حال حاضر، تنها یکی از یازده ناو بزرگ هواپیمابر آمریکا که ساخته شده یا در حال ساخت هستند، قادر به پرواز دادن هواپیماهای F-35 Lightning II هستند. نیروی دریایی منتظر سال 2020 است تا دیگر ناوهای هواپیمابر نیز بتوانند چنین کاری انجام دهند. تا آن زمان، اگر مشکلی برای ناوهای هواپیمابر پیش بیاید، نمی توانند ایمن بمانند.

منبع: فارن پالسی / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: ناوهای آمریکاییایران و امریکاخلیج فارسامنیت در خلیج فارسجنگ با ایران


( ۷ )

نظر شما :

احسان ۱۴ مهر ۱۳۹۸ | ۲۰:۴۴
اصولا ناوهای هواپیما بر دیگر آن خاصیت قبلی را ندارند و با توجه به مانور پذیری اندک شده اند تابوت های متحرک آنهم با وجود موشک های کروز و قایق های تندرو حتی اگر زیر دریایی های کوچک و موشک های هایپرسونیک که عملا غیر قابل اجتناب هستند و آمریکا خوب میداند که همکنون ایران انواع مختلف این گونه موشک ها را در اختیار دارد را در نظر نگیریم !!! اما در مورد جنگنده f35پروژه میلیارد دلاری آمریکا هم باید نکاتی را در نظر گرفت این جنگنده بیشتر از آن چیزی که حتی فکرش را بکنید نقاط ضعف عمده دارد و یک پاشنه آشیل بزرگ در قدرت مانور پذیری در رویارویی نزدیک!!!و به قولی داگ فلایت این پاشنه آشیل به حدی برجسته است که به اذعان کارشناسان هوایی حتی در صورت ارتقای f5 های تایگر قدیمی با موتوری چابک تر والبته سیستم راداری والکترونیک پیشرفته تر تحت یک عملیات شبیخون از نزدیک f35 در برابر آنها هم به شدت آسیب پذیر هستند حتی اگر قابلیت هک شدن سیستم ارتباطی آنها را در نظر نگیریم و البته افسانه ای رادارگریزی این جنگنده هم همین چند روز پیش توسط یک شرکت آلمانی به پایان رسید اگرچه پیش از آن هم به صورت محرمانه توسط دیگر کشورها به آمریکا گوش زد شده بود و به همین علت این جنگنده ها حتی جرات نزدیک شدن به مرزهای ما را نیافته و نمی یابند زیرا عملا در صورت شناسایی این جنگنده برای سیستم های پدافندی با دیگر جنگنده ها فرقی نمی کنند و ثابت شده حتی اگر در ارتفاع بالاتر پرواز کند ابزار مورد نیاز برای از میان رفتن آن وجود دارد حتی بدون در نظر دیگر گزینه یعنی هدف گرفتن این جنگنده با پهبادهای جت و یورش فوجی این پهباد ها!!! بنابراین ارتش آمریکا خوب می داند حتی در صورت تجهیز ناوهای هواپیما بر خود به امکانات مورد نیاز f35 در موقعیت عملیات حتی اگر این جنگنده بتواند عملیات را با موفقیت به پایان برساند که بعید است امکان بازگشت به آشیانه را ندارد!!! نکته جالب اینجاست که برای روزگاری از سوی آمریکا و البته خود تحقیر کنندگان داخلی اینگونه تحلیل ها به تمسخر گرفته می شد حتی برایان هوگ این ابزار را فتوشاپ معرفی میکرد اما خوب به نظر می رسد این فتو شاپ ها آنقدرها هم که فکر می شد غیر واقعی نبود اکنون ناوهای هواپیما بر آمریکا درشعاع ۵۰۰ مایلی موضع می گیرند و مرکز فرماندهی هوایی خاورمیانه ای هم به کارولینا منتقل میشود آنهم در میانه جنگ های یمن افغانستان و سوریه!!! میشود گفت این امر اتفاقی است؟ آمریکا به خوبی میداند در صورت کمترین خطا این شعاع به ۲۰۰۰هزار مایل هم خواهد رسید و اگر سریعتر نجنبد باید خلیج فارس را برای فتوشاپ کاران بگذارد و خارج شود!!! اگرچه همین الان هم در حال ترک قدم به قدم آن است به قول قدما دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد بهرحال عصر دیجیتال و الکترونیک در کنار چالش ها و مشقات ذاتی خود مزیت هایی هم دارد از جمله آنکه دیگر ایجاد انحصار در فناوری وپیشرفت به کاری سخت و شاید غیر ممکن تبدیل شده است و قرار دادن ملت ها در نا آگاهی وترس کار آسانی نیست به همین علت یک ملت با اعتماد به نفس وریشه دار میتواند همه افسانه ها را با همت خود به چالش بکشد و این امر دور از دسترس نیست وهر ملتی که پیشگام این امر باشد به لحاظ الهام بخشی در موقعیت ممتازی قرار خواهد گرفت و البته دچار چالش های بسیاری خواهد شد اما در صورت ادامه راه آینده ای روشن خواهد داشت به همین علت قرن بیست و یکم قرن شگفتی ها و آغار افسانه هایی جدید است