جروزالم پست:

دکترین ترامپ؛ همه چیز موقت، ابزار و قابل معامله است

۱۰ دی ۱۳۹۸ | ۰۸:۰۰ کد : ۱۹۸۸۵۱۱ اخبار اصلی آمریکا
دولت امریکا در حال تدوین یک سنت واقعگرایانه امریکایی مرکب از انزوا گرایی دهه ۱۹۲۰ و سیاست های حمایت از تجارت است. امریکا دیگر از ارزش ها سخن نمی گوید یا مطابق رویکرد وودرو ویلسون، نمی خواهد جهان را برای دموکراسی ایمن کند یا مانند دوره ریگان و بوش دیگر در جهان امپراتور شیطانی و محور شرارت وجود ندارد و از آرمان گرایی کِنِدی در مورد رهایی جهان از برده داری خبری نیست.
دکترین ترامپ؛ همه چیز موقت، ابزار و قابل معامله است

دیپلماسی ایرانی: ترامپ در حالی استیضاح را با بی اعتنایی پشت سر می گذارد که مطمئن است سال ۲۰۲۰ سال خوبی برایش خواهد بود.

 او در سال  ۲۰۱۹ سومین سال دکترین ترامپ را به پیش برد که نوعی انجام سیاست و تجارت متناسب با شخصیت اوست.  محور توجه اصلی ترامپ در سال جاری معامله گری  یا نوعی از سیاست خارجی بوده است که اولویت را به منافع امریکا و آن چیزی می دهد که دیگر کشورها می توانند نقداً به امریکا بدهند .این سیاست مورد علاقه دولت های سابق نیست که به دنبال مهار یا تنش زدایی بودند و تنها در مورد سود اندوزی و معامله است.

تصمیم برای خروج از سوریه نمونه بارز این دکترین ترامپ است که طی آن هنگانی که ترامپ با مخالفت وزیر دفاع و مشاوران خود مواجه شد به تدریج  آنها را کنار گذاشت. تصمیم خروج ترامپ از سوریه پس از مشورت با اردوغان صورت گرفت که در پس زمینه آن مایک پمپئو و جیمز جفری قرار داشتند. از نظر ترامپ، ماموریت درست برای امریکا در سوریه موقت، معامله گرانه و تاکتیکی است. از نظر ترامپ هیچ گونه عاطفه و ترحمی در جنگ وجود ندارد. داعش باید نابود می شد و ترامپ می خواست نشان دهد کاری را می تواند انجام دهد که اوباما نتوانست. او در ابتدا با شلیک موشک به حکومت اسد در سال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ نشان داد که برخلاف اوباما خطوط قرمز را نادیده نمی گیرد و این توسعه دکترین ترامپ بود که هدف آن نخست رفع این تصور که امریکا پلیس جهانی است و در ادامه تثبیت سیاست نخست امریکا بود. در دکترین ترامپ، جهان خودش باید مشکلاتش را حل کند و همین نگرش بود که به موجب آن، ترامپ از توافقات و پیمان های مختلف خارج شد. از نگاه ترامپ، دیگران خود باید هزینه خود را بدهند و این وظیفه امریکا نیست.

 ترامپ در سال نخست ریاست جمهوری، با مخالفت های وزیر امور خارجه، رکس تیلرسون و مک مستر، مشاور وقت شورای عالی امنیت ملی اش مواجه شد که نگاهی سنتی تر به نقش امریکا در جهان داشتند. در نهایت  تیلرسون برکنار شد و مک مستر استعفا داد.

ترامپ درسال ۲۰۱۸ مرحله دوم دکترین خود را با درونمایه ای تازه ارائه کرد. جان بولتون، مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه شدند. او از برجام خارج شد و سفارت امریکا را به بیت المقدس انتقال داد و هرچه بیشتر با سیاست های اوباما مخالفت کرد. ترامپ برای مساله شرق سوریه به جلب تعهدات کشورهای عرب خلیح فارس و دولت های اروپایی پرداخت و خود از شرق سوریه خارج شد تا حمله ترکیه ۲۰۰ هزار نفر از مردم را وادار به فرار کند. این مردم که به امریکا اعتماد کرده بودند، متوجه شدند نقش معامله گرانه امریکا تا چه اندازه می تواند ددمنشانه باشد. امریکا اعلام کرد برای حفاظت از نفت جنوب سوریه، در این کشور خواهد ماند. 

سپس در ماه مه ۲۰۱۹ بحران با ایران و بحث برای خروج از افغانستان مطرح شد. دولت در این مقطع دو اقدام شگفت آور انجام داد. نخست آن که از تلافی سرنگونی پهپاد خود به دست ایران امتناع و تنها تحریم های بیشتری را اعمال کرد و در ادامه بولتون که موضع شدیدی در برابر ایران داشت، دولت را ترک کرد.

ایران اکنون تحت فشار قرار دارد ولی از این نکته منفعت می برد که تا زمانی که جان اتباع امریکایی در خطر نباشد، امریکا واکنش نشان نخواهد داد. در نتیجه ایران می تواند به نقش خود در سوریه، عراق و یمن ادامه دهد.

پیام کاخ سفید به متحدان منطقه ای این است که اگر می خواهید با ایران بجنگید مختارید ولی انتظار نداشته باشید ما برای شما این کار را انجام دهیم. این به آن معناست که ترامپ اگرچه از اسرائیل حمایت می کند ولی این حمایت نیز مبتنی بر معامله و نه موضوع عقیدتی و یا بخشی از یک راهبرد  بزرگ است.

ریاست جمهوری معامله گرایانه ترامپ به وارد شدن دولت به افتضاح اوکراین در سال ۲۰۱۹ منجر شد. هنگامی که به سیاست خارجی با نگاه موقت، تاکتیکی و معامله گرانه نگریسته می شود، آنگاه به اوکراین نه به عنوان یک متحد کلیدی غربی بلکه مکانی برای کسب پول نگریسته می شود. اوکراین خواستار حمایت غرب به ویژه از سوی امریکاست، بنابراین دولت امریکا متهم می شود که قصد داشته است در ازای جاسوسی اوکراین از رقبای سیاسی به  آن کشور کمک کند.

البته همه معاملات به خوبی پایان نمی یابند. توافق با افغانستان به هم خورد، مذاکرات با کره شمالی بی نتیجه ماند و مذاکرات با ایران با وساطت عمان و ژاپن بی ثمر بوده است.

در مجموع، ترامپ در مقایسه با سال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ فعالیت کمتر و اعتماد بیشتری دارد. ترامپ نیازی به رای استیضاح ندارد و به انتخابات سال بعد می اندیشد. آرای نظر سنجی ها به نفع او در حال افزایش است. ترامپ در مورد افتضاح اوکراین دست به تلافی زده است و اتهاماتی را علیه آن کشور در مورد دخالت در انتخابات امریکا مطرح می کند و برای رها کردن کردها به حال خود نیز می گوید کردها در جنگ جهانی دوم به امریکا کمک نکردند.

دولت امریکا در حال تدوین یک سنت واقعگرایانه امریکایی مرکب از انزوا گرایی دهه ۱۹۲۰ و سیاست های حمایت از تجارت است. امریکا دیگر از ارزش ها سخن نمی گوید یا مطابق رویکرد وودرو ویلسون، نمی خواهد جهان را برای دموکراسی ایمن کند یا مانند دوره ریگان و بوش دیگر در جهان امپراتور شیطانی و محور شرارت وجود ندارد و از آرمان گرایی کِنِدی در مورد رهایی جهان از برده داری خبری نیست. از نگاه امریکا هیچ بحران عظیم یا ظهور دوباره داعش یا جنگ های بزرگ وجود ندارد. امریکای معامله گر به نوعی دشمنان خود را رها کرده است تا با توانایی خود از خروج امریکا بهره برداری کنند و و دوستانش نیز باید برای انتظارات خود از امریکا دست به معامله بزنند.

تنها سردرگمی کشورهای خارجی این است که آیا این امریکا تازه معامله گر تنها محدود به دوره ریاست جمهوری ترامپ است یا در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

منبع: جروزالم پست / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: دونالد ترامپسیاست خارجی ترامپایالات متحده امریکااستیضاح دونالد ترامپتغییرات در کابینه ترامپ


( ۸ )

نظر شما :