تحولات اخیر در عراق عوامل ثانویه در تصمیم ترامپ برای ترور سردار سلیمانی بوده اند

گرفتن انتقام سخت، ذیل خروج نظامیان آمریکا از خاورمیانه به معنای کنار گذاشتن راهبرد «نه مذاکره نه جنگ» نیست

۲۰ دی ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۸۷۵۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
رحمن قهرمانپور در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی با تاکید بر این که جمهوری اسلامی ایران، ذیل گرفتن انتقام سخت با حمله موشکی به پایگاه نیروهای امریکایی در عراق بیش و پیش از آن که به دنبال موازنه قوا یا موازنه وحشت بوده باشد، به دنبال ایجاد موازنه معنادار بوده است، پیرامون تاثیر حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به پایگاه های نیروهای آمریکایی مستقر در عراق بر صحنه تحولات این کشور و کل منطقه خاورمیانه خاطر نشان کرد که مهمترین تاثیر و پیامد این حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به کشورهای منطقه ای، به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس بازمی‌گردد که بخشی از سرزمین خود را در اختیار نیروهای نظامی آمریکا قرار داده اند.
گرفتن انتقام سخت، ذیل خروج نظامیان آمریکا از خاورمیانه به معنای کنار گذاشتن راهبرد «نه مذاکره نه جنگ» نیست

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بعد از اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله موشکی به پایگاه عین الاسد و دیگر پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در اربیل، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران خاورمیانه بر این باورند که روند تحولات به سمت کاهش تنش پیش خواهد رفت، اما در عین حال ناظران امر معتقدند که با شکل‌گیری این حمله و پیش از آن ترور سردار سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا، خاورمیانه وارد دوره جدیدی از تحولات شده است. از این رو منطقه غرب آسیا باید آبستن حوادث بسیاری باشد. اما به واقع تاثیر حملات موشکی به پایگاه نیروهای نظامی امریکا در عراق بر صحنه تحولات این کشور و کل منطقه چیست؟ چرا جمهوری اسلامی ایران به فاصله کوتاهی از ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دست به این واکنش در قالب حمله موشکی زد، آن هم در شرایطی که برخی از مقامات و مسئولین داخلی عنوان کرده بودند که جمهوری اسلامی ایران در بستر شرایط احساسی کنونی دست به واکنش و اقدامی علیه ایالات متحده آمریکا نخواهد زد؟! دیپلماسی ایرانی برای یافتن پاسخ این سوالات و پرسش هایی از این دست، گفت وگویی را با رحمن قهرمانپور، کارشناس و پژوهشگر مسائل عراق و تحلیلگر مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه می‌خوانید:

با اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله موشکی به پایگاه عین الاسد و اربیل در پی  ترور سپهبد حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیاری بر این باورند که اکنون صحنه تحولات در عراق و منطقه خاورمیانه دچار تغییرات شگرفی خواهد شد. پیش از این پرداختن به این آثار و تبعات این اقدام، از نگاه شما حمله موشکی ایران به این پایگاه ها در چه قالبی می تواند ارزیابی شود؛ آیا ایران، ذیل انتقام سخت گرفتن با این حمله موشکی به دنبال موازنه قوا بوده است یا موازنه وحشت؟ چرا جمهوری اسلامی ایران به فاصله کوتاهی از ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دست به این واکنش در قالب حمله موشکی زد، آن هم در شرایطی که برخی از مقامات و مسئولین داخلی عنوان کرده بودند که جمهوری اسلامی ایران در بستر شرایط احساسی کنونی دست به واکنش و اقدامی علیه ایالات متحده آمریکا نخواهد زد؟!

اگر چه در کل اقدام سپاه در هدف قرار دادن پایگاه های نیروهای آمریکایی نمی تواند در قالب موازنه قوا تعبیر شود و بیشتر صبغه موازنه وحشت دارد، اما من معتقدم که جمهوری اسلامی ایران، ذیل گرفتن انتقام سخت با این حمله موشکی بیش و پیش از آن که به دنبال موازنه قوا یا موازنه وحشت بوده باشد به دنبال ایجاد موازنه معنادار بوده است. ببینید واقعیت امر این است که بعد از رادیکال شدن فضای سیاسی و اجتماعی ناشی از ترور سردار سلیمانی، مسئولین امر به این نتیجه رسیدند که یا باید در راستای مطالبه افکار عمومی حول محور گرفتن انتقام سخت به دنبال نشان دادن واکنشی جدی به اقدام دولت آمریکا در به شهادت رساندن سردار سلیمانی باشند و یا اینکه صبر کنند پس از ایجاد ثبات در شرایط و کاهش و فروش کردن فضای احساسی اجتماعی و سیاسی داخلی به دنبال انتخاب و اجرای بهترین سناریو برای گرفتن انتقام سخت از ایالات متحده آمریکا باشند. به گونه‌ای که این انتقام کمترین حاشیه و هزینه را برای جمهوری اسلامی ایران در پی داشته باشد و از آن سو افکار عمومی داخلی را هم در خصوص گرفتن انتقام سخت اقناع کند. در این راستا هر چند که بسیاری معتقد بودند بهترین گزینه این است که اکنون جمهوری اسلامی ایران دست به اقدامی نزند و سعی کند با ارزیابی تمام جوانب، ابعاد و زوایای هر اقدامی، بهترین گزینه را در آینده انتخاب کند و فعلا مطلوب این است که ایالات متحده آمریکا را در انتظار گرفتن انتقام سخت نگه دارد، اما در نهایت جمهوری اسلامی ایران به این جمع‌بندی رسید که چون اکنون فضای سیاسی و اجتماعی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی آماده و پذیرای هر واکنش و اقدامی از سوی جمهوری اسلامی ایران برای گرفتن انتقام خون سردار سلیمانی است، بهترین فضا و فرصت است که این واکنش صورت گیرد. در صورتی که احتمال این وجود دارد با گذشت زمان و فروکش کردن احساسات هرگونه واکنش و اقدام از سوی ایران با حساسیت های منطقه ای و بین المللی روبه رو شود و احتمالاً میزان هزینه ها را برای جمهوری اسلامی ایران افزایش دهد.
در این راستا جمهوری اسلامی ایران با حمله موشکی به پایگاه های نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، ضمن این که به این مطالب به افکار عمومی در گرفتن انتقام سخت پاسخ داد، از آن سو یک پیام مهم را به ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای جهان مخابره کرد که جمهوری اسلامی ایران در خصوص حفظ امنیت خود و پیگیری اهداف و منافع ملیش با هیچ کشوری تعارف ندارد، حتی اگر آن کشور ایالات متحده آمریکا باشد. قطعاً این پیام تاثیرات جدی بر روند تحولات عراق و منطقه خواهد داشت، به خصوص که تهران صراحتا عنوان کرد که اگر واشنگتن به حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واکنش نشان دهد، پاسخ بعدی تهران، سخت تر و جدی تر خواهد بود و در راین رابطه نیز واشنگتن، نه تنها واکنش نظامی از خود نشان نداد، بلکه دونالد ترامپ ایران را به مذاکره، همکاری و گفت وگو دعوت کرد. 

به طور مشخص تاثیر این پیام معنادار ایران به واسطه حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکا در عراق چه بود؟ 

مهمترین تاثیر و پیامد این حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به کشورهای منطقه ای، به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس بازمی‌گردد که بخشی از سرزمین خود را در اختیار نیروهای نظامی آمریکا قرار داده اند. ایران با این حمله این هشدار را به این کشورها داد که از اتکا به توان نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا در پاسخگویی به هرگونه اقدام جمهوری اسلامی ایران خودداری کنند. این پیام یقینا توان بازدارندگی بالایی برای ایران خواهد شد و کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین به شکل بسیار جدی به فکر تجدید نظر در برنامه ها و طرح های خود در تقابل با جمهوری اسلامی ایران خواهند بود. کما اینکه تاکنون هیچ کدام از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به طور جدی واکنشی در این خصوص از خود نشان نداده اند و تنها خواستار کاهش تنش از سوی هر دو طرف شده اند.

با گذشت زمان از ترور سردار سلیمانی و روشن تر شدن برخی ابعاد و زوایای این حادثه تروریستی سوال مهمی که در این میان بیش از پیش خودنمایی می‌کند این است که اگرچه در ظاهر دونالد ترامپ به واسطه کشته شدن یک تبعه آمریکایی در سایه حمله راکتی به پایگاه نیروهای نظامی آمریکایی در کرکوک، حمله مردم معترض بغداد به سفارت آمریکا در این شهر و همچنین آنچه تلاش سردار سلیمانی برای گرفتن انتقام از نیروهای آمریکایی در سایه حمله آمریکا به سه مقر تیپ ۴۵ نیروهای حشد الشعبی دست به ترور سردار سلیمانی زده است، اما بسیاری معتقدند که در کنار این مسائل که می توان عوامل ثانویه باشد، دونالد ترامپ، ذیل نگاه ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا اکنون به این نتیجه و جمع‌بندی رسیده است که با ترور بازیگر مهمی چون سردار سلیمانی به دنبال رادیکال کردن فضای سیاسی و امنیتی عراق باشد تا شرایط را برای افزایش تنش میان تهران و واشنگتن در صحنه تحولات این کشور به جایی برساند که در نهایت دیپلماسی در نقطه جوش محقق شود؛ چیزی شبیه به سناریوی پرونده مذاکرات ایالات متحده آمریکا با کره شمالی. شما کدام یک از این دو سناریو را برای ترور سردار سلیمانی بیشتر نزدیک به واقعیت می دانید؟

اگرچه روند تحولات در عراق به خصوص تحولات بعد از شکل گیری اعتراضات مردمی عراق و به دنبال آن حمله راکتی به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکا در کرکوک و کشته شدن یک تبعه آمریکایی در کنار حمله مردم خشمگین بغداد به سفارت آمریکا در پایتخت این کشور و مسائلی از این دست به موازات تحولاتی مانند استیضاح دونالد ترامپ می تواند به عنوان عوامل ثانویه و کاتالیزور در ترور سردار سلیمانی مطرح شوند، اما من معتقدم که اهمیت و جایگاه ویژه فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روند تحولات عراق و خاورمیانه، به خصوص در چند سال اخیر سبب شده که ما به این باور برسیم که این تصمیم دونالد ترامپ یک تصمیم مقطعی و در بستر وقایع و اتفاقات چند ماه اخیر نبوده است، بلکه این تصمیم باید در قالب یک تصمیم راهبردی و استراتژیک مورد ارزیابی قرار گیرد. برای تبیین و تایید این نکته خود این سوال را مطرح می کنم که بعد از سقوط رژیم بعث عراق در سال ۲۰۰۳ تا به امروز مسئله کشته شدن نیروهای نظامی آمریکایی در عراق، حمله به سفارت و کنسولگری های ایالات متحده آمریکا در شهرها و استان های عراق و نیز حمله راکتی به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکایی در این کشور امری عادی بوده، اما چرا آمریکا در طول این سال ها هیچ گاه دست به اقدامی چنین بزرگ مانند ترور سردار سلیمانی نزده است؟! پس باید این احتمال را داد که سناریوی دوم شما نزدیک به واقعیت باشد و به عنوان عامل اصلی در ترور سردار سلیمانی عمل کند. البته من معتقدم که این مسئله لزوماً به معنای آنچه شما ذیل عنوان "دیپلماسی در نقطه جوش" تعریف کردید، نیست. چرا که اساسا پرونده کره شمالی با جمهوری اسلامی ایران به شدت متفاوت است. به بیان دیگر اقتضائات خاص و ویژگی های ژئوپلیتیک خاورمیانه با آسیای جنوب شرقی متفاوت است. همچنین مختصات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، نظامی، فرهنگی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران نیز با کره شمالی متفاوت است. بنابراین نمی‌توان گفت همان سناریویی که آمریکاییها برای کره شمالی در پیش گرفتند اکنون در خصوص ایران هم به کار گرفته اند. به منظور تکمیل و تبیین بیشتر عرایض خودم به این نکته مهم اشاره می کنم که دونالد ترامپ و ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا به این ارزیابی و جمع‌بندی رسیده است که با برخی اقدامات مانند ترور سردار سلیمانی وضعیت را در عراق و منطقه به نقطه ای برساند که بستر برای تعیین تکلیف نهایی میان ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران روشن شود. اتفاقا در این راستا است که حذف مهره ای کلیدی مانند سردار سلیمانی به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هم در قالب یک فرمانده و استراتژیست نظامی و هم در برخی مواقع به عنوان یک مهره جدی در تعیین سیاست ها و پیگیری مناسبات دیپلماتیک تاثیر پررنگی داشته است، می تواند در تغییر صحنه تحولات عراق و خاورمیانه در راستای این طرح و برنامه آمریکا موثر باشد.

در همان ساعات اولیه بعد از اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در حمله موشکی به پایگاه های نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا در عراق، مقام معظم رهبری در سخنانی صراحتا عنوان کردند که این حملات موشکی، نه انتقام سخت موعود ایران، بلکه یک سیلی از طرف جمهوری اسلامی به آمریکا بوده است و انتقام سخت تنها با خروج تمام نیروهای نظامی آمریکا، نه از عراق، بلکه از کل منطقه خاورمیانه رقم خواهد خورد. پیرو این گفته ها آیا اساساً می‌توان گفت که روند تحولات بعد از ترور سردار سلیمانی و حمله موشکی جمهوری اسلامی ایران به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکا مستقر در عراق راهبرد "نه مذاکره و نه جنگ" را به حاشیه ببرد. چرا که بسیاری معتقدند اکنون تلاش برای بیرون کردن نیروهای نظامی آمریکا از خاورمیانه توسط جمهوری اسلامی ایران به‌تدریج بستر افزایش تنش و وقوع جنگ نظامی را در منطقه غرب آسیا نوید می دهد؟

ببینید اگر چه مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود فرمودند که مسئله حمله موشکی به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکایی در عراق یک سیلی از جانب جمهوری اسلامی ایران است و نمی‌توان آن را انتقام ما در نظر گرفت، اما پیگیری مسئله خروج نیروهای نظامی آمریکایی از عراق و خاورمیانه از سوی تهران در قالب تحقق وعده انتقام سخت لزوماً به معنای تداوم تنش و شکل‌گیری جنگ نیست. چون ایران می‌خواهد با یک هوشمندی سیاسی به سمت تغییر روندها، رویدادها و تحولات جاری در خاورمیانه برود که در نهایت شرایط را به این سمت ببرد که خروج نیروهای نظامی آمریکا با کمترین تنش رقم بخورد. 
البته این نکات جنبه تئوریک برنامه ها، طرح ها و اقدامات جمهوری اسلامی ایران برای پیگیری انتقام سخت است. اما این که این تئوری در صحنه عمل تا چه اندازه محقق خواهد شد و در کنار آن این مسئله تا چه اندازه می‌تواند مسبب شکل گیری تنش‌ها، افزایش ناامنی و یا در نهایت وقوع بحران و جنگ گسترده در خاورمیانه شود، به بررسی بیشتر تحولات جاری در غرب آسیا و اتفاقاتی نیاز دارد که طی هفته ها و ماه های آینده روی می دهد. خصوصاً در این میان باید منتظر ماند و دید که انتخابات پیش رو در ایالات متحده آمریکا چه سرنوشت سیاسی برای ترامپ و دولت آتی در این کشور رقم می زند. آن زمان می توان با قاطعیت بیشتری در این خصوص نظر داد.

کلید واژه ها: رحمن قهرمانپورایرانآمریکاترور سردار سلیمانیحمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسدخاورمیانهعراقدونالد ترامپ


( ۲ )

نظر شما :