وزیر امور خارجه پاکستان با چه هدفی به ایران سفر کرده ست؟

تلاش‌های متناسب اسلام آباد با دیگر کشورها برای میانجیگری

۲۳ دی ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۸ کد : ۱۹۸۸۸۱۹ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
محسن روحی صفت در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون دلایل حضور وزیر امور خارجه پاکستان در تهران بر این باور است که سفر شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان بیش از آنکه در خصوص مسائلی مانند نگرانی اسلام آباد از بابت افزایش نفوذ هندی ها در بندر چابهار باشد، بیشتر به واسطه تبعات امنیتی ترور سردار سلیمانی بر منطقه بوده است، به ویژه که پاکستان نیز از افزایش ناامنی در منطقه خلیج فارس به شدت ضربه خواهد خورد. چون مهمترین آبراه برای تامین انرژی پاکستان از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تحت الشعاع ناامنی قرار خواهد گرفت.
تلاش‌های متناسب اسلام آباد با دیگر کشورها برای میانجیگری

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان بعد از ورود به ایران و سفر به مشهد مقدس، امروز دوشنبه وارد تهران شد و با دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهوری و محمدجواد ظریف، همتای ایرانی‌اش دیدار کرد. در این راستا برخی گمانه زنی ها بر تلاش های اسلام آباد برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا به خصوص بعد از ترور سردار سلیمانی و حمله موشکی ایران به پایگاه های نیروهای آمریکایی در عراق با سفر شاه محمود قریشی به تهران تاکید دارد. اما به موازات آن برخی معتقدند پاکستان به دلیل نگرانی از افزایش نفوذ هندوستان در بندر چابهار سعی کرده است در کوتاه ترین فاصله ممکن بعد از سفر دسامبر سال گذشته سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هندوستان به ایران، تلاش های دیپلماتیک را برای تقویت حضور پاکستان در بندر چابهار داشته باشد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی اهداف سفر وزیر امور خارجه پاکستان به ایران، گفت وگویی را با محسن روحی صفت، رایزن سابق اقتصادی ایران در مالزی، سرپرست سابق سرکنسول گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، پیشاور، قندهار، رئیس سابق ستاد افغانستان و کارشناس مسائل شبه قاره و جنوب شرق آسیا انجام داده است که در ادامه می خوانید:

شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان امروز دوشنبه طی یک سفر دیپلماتیک وارد تهران شد و با حسن روحانی، رئیس جمهوری و محمد جواد ظریف، همتای ایرانیش دیدار و گفت وگو کرد. در این رابطه بسیاری بر این باورند که این سفر به موازات سفر امیر قطر و نخست وزیر سوریه می‌تواند یک تلاش دیپلماتیک میانجی گرایانه در راستای راهبرد عمران خان، نخست وزیر پاکستان برای کاهش تنش در مناسبات ایران و ایالات متحده آمریکا در شرایط بعد از ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و متعاقبش پاسخ موشکی ایران باشد. اما برخی معتقدند که در کنار این مسئله یقیناً سفر رئیس دستگاه دیپلماسی پاکستان در پاسخ به سفر دسامبر 2019/ آبان ماه سال جاری سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هندوستان به ایران بوده است. چرا که اسلام آباد حساسیت ویژه روی افزایش نفوذ هندیها بر بندر چابهار دارند. از این رو وزیر امور خارجه پاکستان در این سفر سعی کرده است پیرامون افزایش نفوذ اسلام آباد در طرحهای توسعه بندر چابهار نیز تلاش های خود را داشته باشد. از نگاه شما کدام یک از این دلایل می‌تواند به عنوان هدف اصلی سفر وزیر امور خارجه پاکستان به ایران عمل کند؟

بعد از افزایش تنش میان ایران و ایالات متحده آمریکا با اقدام دونالد ترامپ در ترور سردار سلیمانی و واکنش ایران در حمله موشکی به پایگاه های آمریکا در عراق، شرایط حساسی در منطقه شکل گرفته است که می‌تواند دامنه ناامنی ها را به پاکستان بکشاند. لذا پاکستانی ها نیز به موازات دیگر کشورها خواستار کاهش تنش در مناسبات ایران و آمریکا شدند. به خصوصکه بعد از اتفاقات اخیر بعد از ترور سردار سلیمانی وزارت امور خارجه پاکستان طی یک بیانیه رسمی از نگرانی اسلام آباد در پی افزایش تنشهای منطقه سخن گفت و در ادامه این بیانیه با نقض حاکمیت کشورها توسط دیگر بازیگران فرامنطقه‌ای مخالفت کرد. به موازات این بیانیه وزارت امور خارجه شاهد مواضع ژنرال باجوا، فرمانده کل ارتش پاکستان در دیدار با مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا بودیم که از لزوم خویشتنداری سخن گفت.
این در حالی است که در ایام بعد از ترور سردار سلیمانی واشنگتن فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جدی را به اسلام آباد وارد کرد تا بتواند پاکستان را متقاعد کند مواضعی غیرجانبدارانه و در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کند که در نهایت چنین نشد. در کنار این تحولات سیاسی و دیپلماتیک شاهد تظاهرات و اعتراضات مردمی گسترده در شهرها و بخش های مختلف پاکستان در مخالفت با اقدام ترامپ در ترور سردار سلیمانی بودیم. از لاهور و کراچی گرفته تا پیشاور و راولپندی در حمایت از ایران دست به اعتراض زدند. مجموعه این مسائل نشان می‌دهد که پاکستان بعد از ترور سردار سلیمانی از سوی دو طرف تحت فشار بود. 
بنابراین سفر شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان بیش از آنکه در خصوص مسائلی مانند نگرانی اسلام آباد از بابت افزایش نفوذ هندی ها در بندر چابهار باشد، بیشتر به واسطه تبعات امنیتی ترور سردار سلیمانی بر منطقه بوده است، به ویژه که پاکستان نیز از افزایش ناامنی در منطقه خلیج فارس به شدت ضربه خواهد خورد. چون مهمترین آبراه برای تامین انرژی پاکستان از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تحت الشعاع ناامنی قرار خواهد گرفت. از این رو وزیر امور خارجه پاکستان سعی کرد در سایه حضور خود در تهران تلاش‌هایی را برای کاهش تنش در منطقه انجام دهد. البته من تصور نمی‌کنم این تلاشها برای میانجیگری میان ایران و ایالات متحده آمریکا یا تهران – ریاض صورت گرفته باشد، بلکه بیشتر تلاشهای آقای قریشی برای کاهش تنش و خودداری طرفین از دست دادن به اقدامات حساسیت برانگیز بعدی صورت گرفته باشد.

اما در کنار این نکات سفر دسامبر سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هندوستان تا چه اندازه می تواند در حضور شاه محمود قریشی، همتای پاکستانیش در ایران موثر واقع شده باشد؟

در شرایط کنونی مسائل مهم تری وجود دارد که در اولویت سفر و حضور وزیر امور خارجه پاکستان به ایران قرار دارد. اگرچه یقیناً پیگیری مناسبات دو جانبه با جمهوری اسلامی ایران و همچنین افزایش میزان همکاری های اسلام‌آباد و تهران در پروژه توسعه بندر چابهار می‌تواند از دیگر اهداف این سفر باشد، اما به نظر من در شرایط حساس کنونی فعلا این دست مسائل نمی تواند کانون و دلیل اصلی حضور شاه محمود قریشی در تهران باشد.

اما برخی معتقدند که نگاه رقابتی بندر گوادر و بندر چابهار می‌تواند به عنوان یکی از محورهای نگرانی اسلام‌آباد مطرح باشد؟

در این رابطه جمهوری اسلامی ایران بارها سعی کرده این نگاه رقابتی را کنار بگذارد و تلاش هایی برای افزایش هماهنگی، همراهی و همسویی دو بندر چابهار و بندر گوادر داشته است. نکته مهمتر این است که در شرایط فعلی اتفاق خاصی برای مناسبات تجاری دو کشور روی نداده است که بخواهد به عنوان دلیل حضور آقای قریشی عمل کند. بنابراین می توان این تحلیل را داشت که باید فضای امنیتی و حساس کنونی منطقه را دلیل حضور شاه محمود قریشی در تهران تصور کرد.

پیرو تاکید شما اگر محور و کانون اصلی حضور شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان مسئله میانجیگری و نگرانی اسلام‌آباد از بابت افزایش تنش در روابط تهران و واشنگتن است، اساساً این کشور تا چه اندازه می‌تواند در این راستا موفق عمل کند. به خصوصکه تلاش های کشورهایی مانند عمان، سوئیس، ژاپن و حتی فرانسه با شکست مواجه شده است؟ آیا وزن سیاسی و دیپلماتیک اسلام آباد در قیاس با توکیو، مسقط، پاریس، برن و حتی اخیرا دوحه می تواند منشا اثر مثبت باشد؟

من هم با نظر شما موافق هستم. چون در ارزیابی جایگاه و وزن سیاسی و دیپلماتیک پاکستان در قیاس با عمان، ژاپن، سوئیس، فرانسه و نظایر آنها یقیناً تلاش‌های دیپلماتیک میانجی گرایانه اسلام آباد توأم با موفقیت نخواهد بود. اما من باز هم تاکید می‌کنم که در شرایط حساس کنونی اسلام‌آباد بیش از آنکه به دنبال میانجیگری باشد، بیشتر خواهان کاهش تنش و تلاش برای خودداری طرفین از دست دادن به اقدامات حساسیت‌برانگیز بعدی است. یعنی خود اسلام آباد با اشراف بر وزن سیاسی و دیپلماتیکش به جای آن که تلاشی برای میانجیگری داشته باشد، سعی کرده است از افزایش تنش ها در کوتاه مدت جلوگیری کند و به نظر من وزن سیاسی و دیپلماتیک پاکستان می تواند این هدف اسلام آباد را محقق کند. البته راهبرد میانجیگری عمران خان به یک پروسه مداوم سفرهای دیپلماتیک میان تهران، ریاض و واشنگتن نیاز دارد تا بتواند به یک نتیجه برسد. ضمن این که پاکستان سعی کرده است با این تلاش‌های دیپلماتیک میانجی گرایانه خود از یک طرف پاسخی به افکار عمومی داخلی داده باشد و همچنین یک توازن مثبت را در حفظ مناسباتش با جمهوری اسلامی ایران به نسبت با کشورهایی مانند عربستان، امارات متحده عربی و بحرین داشته باشد. 

ذیل نکته مهم شما آیا پاکستانی که از یک طرف وابستگی نظامی و امنیتی بسیار پررنگی به ایالات متحده آمریکا دارد و از آن سو به شدت نیازمند کمک‌های مالی عربستان سعودی و امارات متحده عربی است، می‌تواند به عنوان یک بازیگر میانجیگر بدون جانبداری عمل کند؟

اگرچه پاکستان نیازهای مالی و امنیتی گسترده ای به ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارد، اما تمام تلاش های اسلام آباد به خصوص در دوران عمران خان این بوده است که از برخورد جانبدارانه در رقابت ایران و عربستان سعودی و یا تنش میان تهران و واشنگتن خودداری کند. در این راستا نخست وزیر پاکستان بارها عنوان کرده است که دیگر ارتش این کشور از جانب هیچ کشوری وارد هیچ جنگی نخواهد شد. چون در شرایط کنونی منافع ملی پاکستان ایجاب می‌کند که به جای حضور در جنگ ها در راستای اهداف واشنگتن و ریاض به دنبال پیگیری سیاست کاهش تنش و میانجیگری باشد. از طرف دیگر پاکستان به موازات نیاز شدید به ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی در تامین نیازهای نظامی و اقتصادی خود به شدت به گسترش همکاری با جمهوری اسلامی در برقراری امنیت در کنار مرزهای مشترک با ایران نیازمند است. بنابراین به جبر شرایط و اقتضائات ژئوپلیتیکی هم که شده، پاکستان ناچار است که یک موازنه قوا را در مناسبات خود ایجاد کند و به عنوان یک بازیگر میانجیگر بدون جانبداری عمل کند تا بتواند نیازهای خود را در برقراری ارتباط با همه بازیگران از جمهوری اسلامی ایران گرفته تا آمریکا عربستان، سعودی و امارات متحده عربی پی بگیرد.

کلید واژه ها: محسن روحی صفتایرانپاکستانآمریکاترور سردار سلیمانیعربستانامارات متحده عربیشاه محمود قریشیبندر چابهاربندر گوادر پاکستان


( ۳ )

نظر شما :

افخمی ۲۳ دی ۱۳۹۸ | ۱۹:۳۹
مردن بدون جنگ با آل وهاب عربستان یک ناکامی بزرگ لااقل برای بنده میباشد.سرباز روح الله.