راهبردی که عربستان برای رقابت‌های منطقه‌ای پیش گرفته است

ریاض و سیاست ائتلاف‌سازی برای پیشبرد اهداف خود در عرصه سیاست خارجی

۳۰ دی ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۸۹۶۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مصطفی مطهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: واقعیت این است که ریاض با راهبردهایی از قبیل بزرگنمایی از سوژه های تهدید، در اختیار داشتن منابع مالی از طریق نفت، نعمت بودنِ سرزمین وحی در موقعیت اقلیمی خود، مبدأ تعریفی زبان عربی به منطقه، مرکزیت سنتی جهان تسنن با عملکرد هویتیِ دینی – مذهبی و ... توانسته است مفهوم امنیت را برای خود با وجوه جمعی امنیت پیوند دهد. و شکل نبردهای تمامیت گرای خود در منطقه جلوه تعمیمی ببخشد؛ و این بیانگر این موضوع است که بلوغ سیاسی در حاکمیت سعودی با توجه به اقتضائات زمانی از موقعیت های سطوحی مبتنی بر چالش – تنش – تهدید، توانسته است تا از امکاناتی که دارد برای تامین امنیت خود با تاکید بر گزاره رهبری ریاض در عرصه های مزبور به نحو احسن سود ببرد.
ریاض و سیاست ائتلاف‌سازی برای پیشبرد اهداف خود در عرصه سیاست خارجی

نویسنده: مصطفی مطهری؛ دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان

دیپلماسی ایرانی: پوست اندازی های دولت سعودی در چند ساله ای اخیر تنها به سنت شکنی در عرصه قدرت و سیاست و تحولات شوک محور در عرصه مناسبات سیاسی منتسب به حوزه قدرت (تغییر در ماهیت انتقالی قدرت از شکل عرضی و بلاواسطه (پادشاهی فرزندان عبدالعزیز) و تبدیل آن به یک فرآیند طولی و با واسطه (انتخاب محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد سعودی و عبور از سنت رسمیِ قوام یافته در صلاحیت پادشاهی در خاندان سعودی) ) محدود نشده است. بطوریکه در راستای راهبرد سیاست تغییر در وضع قوانین و اجرای آنها با ماهیت ساختارشکنانه نه تنها خاندان سعودی و مدعیان پادشاهی بلکه جامعه سعودی را نیز شامل شده است. به واقع دگردیسی ها در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی مذهبی اما رقیق و کم اثر، اگرچه عمدتاً کارکردی پوششی با اصالت مکملی – تکمیلی به قامت سازمان سیاسی قدرت طراحی و عملیاتی شده است اما آنچه در این باره مهم به نظر می رسد تصمیم به تغییر و تحول با هر قصد و نیتی سیاسی است. بدان معنا که ولیعهد سعودی حتی اگر تغییر را برای حفظ و بقای خود در مقام ولیعهدی در برابر دیگر مدعیان پادشاهی و برای خنثی سازی فعالیت های مخالفان خود در خاندان سعودی و منتقدانش انجام داده باشد که شاید نتوان قاعده مندی تحول گرا با مضامین بطن گرایانه را در آن مشاهده کرد و یافت، اما باید به این موضوع تاکید کرد که تغییر و تلاش برای تغییر چند سالی است که در دستور کار سعودی ها قرار گرفته است. و در این مسیر تحمیلی یا پذیرشی از تغییر، تلاش کرده اند مبادی و آبشخورهای موضوعی و مصداقی در عرصه داخلی و خارجی را وارد میدان بازی کنند. 

با این حال آنچه در این یادداشت مورد توجه است تصمیمات مبتنی بر تغییر رهیافتی در عرصه خارجی و سیاست خارجی و تلاش برای تشکیل جامعه امنیتی با عناوینی چون سازمان، ائتلاف، اتحاد و ... از سوی ریاض است. بطوریکه از سال 2015 تا کنون 5 نهاد و سازمان با کارکرد امنیتی در زیر سازه راهبردی در میدان سیاست خارجی سعودی تشکیل شده است. از این رو بررسی دلایل و شناخت دغدغه های امنیتی در درون حاکمیت و ساختار سیاسی عربستان سعودی از جمله مواردی است که لازم است مورد توجه و تامل قرار گیرد.

ائتلاف عربی متجاوز به یمن، ائتلاف اسلامی مبارزه با تروریسم، ائتلاف ضد قطر، ناتوی عربی و ائتلاف دریای سرخ، ائتلاف هایی هستند که سعودی در جهت پروژه امنیت سازی منطقه براساس طرح ها و برنامه های خود به سمت ایجاد و تشکیل آن گام برداشته است. در واقع این گونه می توان گفت ریاض با در نظر گرفتن دغدغه های امنیتی خود در درون منطقه پرآشوب خاورمیانه در چند ساله اخیر، سیاست ائتلاف سازی را اولویت سیاستگذاری خود در عرصه خارجی قرار داده است.

باید تاکید کرد که با حضور و قدرت گرفتن تکفیری ها در منطقه و افزایش نقش پذیری رقبای سنتی ریاض در منطقه مانند تهران و آنکارا و نیز تغییر در شیوه و میزان بازیگریِ کنشگران دیگر مانند دوحه و ابوظبی که تا پیش از این در عرصه حمایتی ریاض قرار داشتند و با مهیا شدن شرایط  به عرصه خود کنشی با توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های خود روی آورند، سعودی ها در یک وضعیت تهدید آمیز، برای حفظ جایگاه و بقا نقش گرایی سنتی خود، به سمت سیاست همگرایی با عناوین تشکل یافته از سازمان و ائتلاف حرکت کردند؛ که به نظر می رسد به یکی از ستون اصلی و بخش های لاینفک سیاست خارجی سعودی در این روزها تبدیل شده است. 

این بدان معنا است که روند تاکیدی ریاض بر ایجاد ائتلاف صرفاً بر ماهیت اسمی یا پروژه ای از آن در قالب یک دستاورد تبلیغاتی نمی تواند باشد بلکه ریاض با این تغییر روشی (مِتُدیک) در عرصه سیاست خارجی در وجوه حداقلی آن، درصدد است تا چالش را با خلق چالش و بحران پاسخ گو باشد. به عبارت بهتر اینکه ریاض هر گونه پاسخ متناسب با چالش یا تهدید را بر علیه خود و منافع خود در منطقه را با چالش زایی و بحران آفرینی از جنس تهدید با همان میزان تهدید از جنس ائتلاف سازی ها با ماهیت تاثیرگذاری و تاثیرپذیری اعضای ائتلاف مزبور از تهدید بودن پدیده تهدیدی برای منافع شان پاسخ می دهد. بنابراین چینش اعضای ائتلاف با توجه به نزدیکی اعضای آن و مخاطراتِ تلقینی مبتنی بر تهدید احتمالی که سعودی ها آن را به مرکز تهدید تبدیل کرده اند اتفاق می افتد.

به علاوه اینکه اصالت انگیزه ای برای ائتلاف سازی های سعودی با امتیازات تشویقی نیز از سوی ریاض برای مؤتلفین همراه است؛ بطوریکه کسب امتیازاتی از قبیل اعزام نیرو نظامی(مزدور) به سازمان ائتلاف برای  نبرد در مسیر اهداف ریاض در منطقه مورد نظر در ازای دریافت پول های هنگفت و یا با هدف تامین مایحتاج های اقتصادی – مالی، دریافت کمک های مالی در قالب بلاعوض، رونق بخشی اقتصادی، جلب رضایت ریاض برای سرمایه گذاری های کلان در کشور متبوع و ... همگی در مقام یک عامل یا کاتالیزور موجب شده است تا سعودی ها بتوانند با دامنه فعالیت بیشتری به سمت برآورده سازی اهداف امنیتی خود در اشکال ائتلافی و یا سازمانی بر مبنای گروهی گام بردارند و عمل کنند.

واقعیت این است که ریاض با راهبردهایی از قبیل بزرگنمایی از سوژه های تهدید، در اختیار داشتن منابع مالی از طریق نفت، نعمت بودنِ سرزمین وحی در موقعیت اقلیمی خود، مبدأ تعریفی زبان عربی به منطقه، مرکزیت سنتی جهان تسنن با عملکرد هویتیِ دینی – مذهبی و ... توانسته است مفهوم امنیت را برای خود با وجوه جمعی امنیت پیوند دهد. و شکل نبردهای تمامیت گرای خود در منطقه جلوه تعمیمی ببخشد؛ و این بیانگر این موضوع است که بلوغ سیاسی در حاکمیت سعودی با توجه به اقتضائات زمانی از موقعیت های سطوحی مبتنی بر چالش – تنش – تهدید، توانسته است تا از امکاناتی که دارد برای تامین امنیت خود با تاکید بر گزاره رهبری ریاض در عرصه های مزبور به نحو احسن سود ببرد. بطوریکه نمود تبلوری و عینیت یافته از این نوع سیاست گذاری ها و هدف گذاری ها از  یک سو برجسته سازی سوژه ای از تهدیدات با وجوه پیشگیری در آینده است؛ و از سوی دیگر سرایتی نشان دادن این تهدیدات برای همه است؛ به عبارت بهتر ریاض درصدد قبولاندن این موضوع است که تهدیدات فعلی مرز نمی شناسد و از جغرافیای سرزمینی ریاض فراتر رفته است؛ بنابراین گزینه ائتلاف را به عنوان گزینه پیشنهادی خود بر دیگران تحمیل می کند که تا کنون نیز به تناسب زمان و کارکردهای دیپلماتیک آن موفق عمل کرده است. 

کلید واژه ها: عربستان سعودیمحمد بن سلمانریاضائتلاف عربستان سعودیسیاست خارجی عربستان


( ۲ )

نظر شما :

مسعود ۳۰ دی ۱۳۹۸ | ۱۹:۰۸
تحلیل بسیار جالبی بود ، دست مریزاد! اینجا برای من عاشق وطن ، عاشق سربلندی و سرافرازی و پیروزی ایران یک سوال ایده ال پیش می آید : بخش بسیار وسیعی از تحولات داخلی و سیاست خارجی عربستان یک واکنش قهری وطبیعی برای حفظ موقعیت و کیان خود در برابر قدرت روبه افزایش و تهدید کننده ی جمهوری اسلامی ایران است و ظاهرا هم سعودیها توانسته اند دراین زمینه به پیشرفتهایی هم برسند! سوال اینجاست ما در برابر تهدیدات این رقیب پر رفیق چکار کرده ایم یاچکار باید بکنیم ؟ صرفنظر از بالابردن قدرت نظامی و بخصوص موشکی چه برنامه ای باید داشته باشیم ؟ همه ی کشورهای جهان همه ی حاکمان عاقل در طول تاریخ نزاعها، هنگام احساس خطر از جانب بیگانگان یکی از اولویتهای اساسیشان یکپارچگی و اتحاد و یگانگی صفوف و به قولی "وحدت کلمه" بوده است ! هیچ کشوری در هیچ جنگ و جدال و رقابتی پیروز نشده مگر اینکه زمینه های این اتحاد و همدلی و" وحدت ملی " را فراهم نموده باشد ! ما اکنون در لب پرتگاه یک جنگ نابرابر و ظالمانه و تحمیلی از طرف دشمنان رنگارنگ به سرکردگی " شیطان بزرگ" آمریکا هستیم ! آیا با این وضعیت درب و داغون داخلی و عدم انسجام و یکپاچگی درونی گام بر داشتن دراین راه عاقلانه است ؟ آیا تلاش برای یک دست و یک وجهی کردن حاکمیت و تحمیل کردن یک دیدگاه و طرز تفکر بر جامعه ی سیاسی ایران و احزاب و تشکل های مختلف عاقلانه و منطقی و شدنی است ومی تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند؟ من درحدی نیستم که مثلا قلع و قمع دگراندیشان از طرف شورای محترم نگهبان برای نمایندگی مجلس را مورد انتقاد قرار دهم و اشکال بگیرم و اصولا حزب را در اسلام به رسمیت نمی شناسم و یابگویم کار بد یاخوبی است ؟ لیکن من می گویم ایران در این شرایط به اتحاد و وحدت کلمه نیاز داردو اقلیت هرچند هم تعدادشان اندک و قلیل باشد به عنوان هم وطن و ذیحق باید قدرت اظهار وجود و اجازه ی شرکت در انتخابات واداره ی کشورشان را داشته باشندو صدایشان باید شنیده شود چه بسا دربسیاری موارد حق با آنها باشد و در حالیکه امروز اقلیت هستند چه بسا فردا وقتی قضاوت را به مردم و صاحبان رای واگذار کردیم آنها اکثریت بودند و ما نفهمیده بودیم ! بیایید با هم آشتی کنیم و تفرقه و پراکندگی را به وحدت و انسجام بدل نموده با هم ایران زمین را از این مصیبت ها و بحران خانمان برانداز رهایی بخشیم !