سند همکاری ایران و چین دهلی نو را لرزاند

هروله هندی‌ها به سمت تهران

۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۹۵۱۸۴ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
امضای سند راهبردی ۲۵ ساله میان ایران و چین، در واقع ضربه گیج‌کننده‌ای بود که زلزله‌ای چند ریشتری را در دهلی‌نو به پا کرد. ابعاد توافق تهران و پکن برای طرف هندی می‌تواند ویرانگر باشد و این موضوعی است نیاز به ساعت‌ها بحث منطقی، مبتنی بر داده‌های مستند در حوزه منافع محلی و منطقه‌ای هند داشته و دارد.
هروله هندی‌ها به سمت تهران

دیپلماسی ایرانی: هندی‌ها به شدت از گسترش روابط ایران و چین آشفته هستند. رفتار زننده و غیرقابل تحمل مقامات دهلی‌نو با کشورهای همسایه‌اشان و بدقولی‌ها و فرصت‌طلبی‌های آنها باعث شده تا در طول سال‌های گذشته تقریبا همه کشورهایی که با این کشور مرز مشترک و دریایی داشته‌اند، به نوعی از هندی‌ها حذر کرده و به سمت چین متمایل شوند. روابط پاکستان و چین برای هندی‌ها یک رابطه آزاردهنده است و اگر ایران نیز به این دایره افزوده شود، هندی‌ها دچار تنگای عجیبی خواهند شد.

رفتارهای فرصت‌طلبانه تجاری هندی‌ها در طول دهه‌های گذشته باعث شد تا دیکتاتورهای حاکم بر میانمار هم از دهلی‌نو فاصله بگیرند و به سمت چین متمایل شوند. بنگلادشی‌ها که روزگاری پاکستان شرقی بودند و با کمک مستقیم هندی‌ها از پاکستان غربی (امروزی) جدا شدند نیز در روابط خود با هند تجدیدنظر کرده و روابطشان را کم کرده‌اند. این موضوع برای سریلانکا و نپال هم صدق می‌کند. به همین دلیل هندی‌ها احساس می‌کنند چینی‌ها در حال محاصره آنها هستند و دست از تلاش برای تکمیل این محاصره بر نمی‌دارند.

اما واقعیت چیز دیگری است؛ این اقدامات سران هند است که باعث دلخوری همسایگان شده و آنها را سمت و سوی دیگری رانده است. به عنوان مثال باید گفت، هندی‌ها در مقابل ایران همواره فرصت‌طلب و موریانه‌وار عمل کرده‌اند و به قول معروف، دنبال «مرده‌خوری» هستند. در دوره تحریم‌های ظالمانه علیه ایران، آنها همواره دنبال سوءاستفاده از موقعیت ایران و نیاز کشورمان به فروش نفت بودند و همیشه در این مورد رفتارهای غیرانسانی داشتند. آنها نفت را می‌خریدند اما انتظار داشتند که ایران چند دلار که چه عرض کنم، دستکم به یک پنجم بهای روز، نفت را به آن‌ها بفروشد. ️در مقابل هم، آنها نه تنها حاضر نبودند به ایران پول نقد بدهند، بلکه در مقابل فروش مواد غذایی مانند برنج و گندم و همچنین نهاده‌های دامی، ذرت و سویا و حتی برخی کالاهای دیگر مانند دارو، مضایقه کرده و قیمت‌های عجیب و غریبی اعلام می‌کردند. آنها بارها آمدند تا در توسعه میادین نفت و گاز ایران مشارکت داشته باشند ولی هیچ‌وقت به تفاهم نرسیدند و دلیلش هم این بود که دنبال استعمارگری بودند. کشوری که خودش 200 سال زیر چکمه‌های انگلیسی‌ها زندگی کرده بود، می‌خواست با کشوری که هیچ وقت مستعمره انگلیس نشد، رفتاری انگلیسی داشته باشد.

در این مورد کارشناسان بهتر می‌دانند که ما در مورد میدان نفتی فرزاد B بارها با طرف هندی وارد مذاکره شدیم و آنها شرایط را به‌گونه‌ای تعیین می‌کردند که مذاکره حتی به دور دوم هم کشیده نمی‌شد! به خیال باطل سران هند، ایران تحت تحریم‌های امریکا ضعیف شده و حالا حاضر است هر امتیازی بدهد و بهترین موقع است تا به سراغ ایرانی‌ها رفته و نفت و گاز مفتی به دست آورند، اما هیچ وقت در این مسیر موفق نشدند. چرا که در ایران نیز کارشناسان ایرانی‌ حاضر نبودند به سیک‌ها و هندوها امتیاز مفت بدهند.

رفتار دیگر هندی‌ها را باید در مورد توسعه بندر چابهار دید. ایران یک امتیاز خوب و بکر به هندی‌ها داد تا آنها با توسعه این بندر مسیر تجاری منحصر به‌فردی را به سمت افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز، روسیه و حتی ترکیه باز کنند ولی باز هم هندی‌ها تعلل کردند و به بهانه تحریم‌های امریکا حاضر نشدند در این زمینه به تعهدات خود عمل کنند. ایران حتی به خاطر هندی‌ها، فعالیت کنسولگری پاکستان در زاهدان را هم محدود کرد و برخی از مراکز فرهنگی پاکستانی در این منطقه را که کار اطلاعاتی می‌کردند را محدود کرد و حتی بست، اما هندی‌ها هیچ‌گاه با ایران راه نیامدند.

مقامات هند که روابط ویژه‌ای با رژیم صهیونیستی و امریکا داشته و فکر می‌کنند با وجود یک میلیارد و 200 میلیون فقیر و صرفا داشتن جمعیتی که 20 درصد از آنها حتی شناسنامه هم ندارند و هنوز در جامعه کاست این کشور ناچار به خوردن موش هستند می‌توانند ادعای ابرقدرتی کرده و در این اندازه ظاهر شوند. اما ایران بدون آنکه اخمی کرده باشد یا رویی تُرش، به سران دهلی‌نو ثابت کرد که خیلی ساده و آسان می‌تواند آنها را به کرنش وادارد. این موضوع البته یک درس بزرگ در حوزه دیپلماسی برای کشورمان هم به شمار می‌رود که باید از آن درس گرفت.

امضای سند راهبردی 25 ساله میان ایران و چین، در واقع ضربه گیج‌کننده‌ای بود که زلزله‌ای چند ریشتری را در دهلی‌نو به پا کرد. ابعاد توافق تهران و پکن برای طرف هندی می‌تواند ویرانگر باشد و این موضوعی است نیاز به ساعت‌ها بحث منطقی، مبتنی بر داده‌های مستند در حوزه منافع محلی و منطقه‌ای هند داشته و دارد. برای طرف هندی روابط ایران و چین، یعنی حضور چین در نقطه‌ای که همه نیازهای انرژی هند، شامل نفت و گاز و حتی مواد پتروشیمی و میعانات گازی از آنجا می‌‌آید. هندی‌ها به هیچ عنوان نمی‌توانند باور کنند که در سایه تکبر و حماقت آنها، چنین تفاهمی امضا شده است.

در مورد احساس خطر هندی‌ها پیش از این هم نوشتیم، اما اثرات مستقیم انتشار خبر امضای چنین سندی میان ایران و چین را می‌توان در عاقل شدن هندی‌ها یافت. آنها چند هفته پس از تلاش شبانه‌روزی سفیرشان در تهران که توانست خود را به رئیس جدید مجلس برساند، قول دادند که هم فاینانس خط راه‌آهن چابهار – زاهدان را بپردازند، هم نسبت به تعهدات خود در توسعه بندر چابهار وارد عمل شوند و هم ده‌ها هزار تن برنجی که توسط ایران خریداری شده بود را به سمت کشورمان روانه کنند، کما اینکه در مورد سایر تعهدات هم آنها اقداماتی کرده‌اند که البته هنوز خبر آن منتشر نشده است.

سفر وزیر دفاع و سپس وزیر امور خارجه هند، آن هم در فاصله کمتر از سه روز بسیار مهم است. هندی‌ها قماربازهای بسیار بدی هستند و حتی به لحاظ امنیتی زورشان به پاکستان بیچاره هم نمی‌رسد و فکر می‌کردند با ایران می‌توانند بازی ناجوانمردانه کنند. سند راهبردی ایران و چین، سیلی آبدار و جانانه‌ای به صورت نخست‌وزیر تندرو و صهیونیست هند بود تا به او یادآوری کند که ایران آن اندازه قدرتمند و عاقل است که فقط با چند برگ سندی که هنوز نهایی نشده، شما را به غلط کردن بیندازد. هندی‌ها هیچ وقت در روابط دوستانه صداقت نداشته و همواره در زمین امریکا بازی می‌کنند اما اینجا بد بازی خوردند.

با این حال، در تهران مقامات کشورمان باید حواسشان جمع باشد که کلاه طرف هندی سرشان نرود. باید به طرف هندی گفت اگر شما هم دوست دارید، حاضریم یک سند 25 ساله هم با شما امضا کنیم، اما باید ابتدا برادری خودتان را ثابت کنید. گاهی اوقات احساس می‌کنم پاکستانی‌ها حق دارند که اجازه نمی‌دهند خط لوله گاز ایران به هند برسد و همان بهتر که نرسد. هیچ تفاوتی میان نارندا مودی و رجب طیب اردغان نیست. میلیاردها دلار هزینه ساخت خط لوله گاز شود، اما بعد که رسید هر روز بازی دربیاورند که منفجر شده، خراب است، بهای گاز زیاد است... در مورد خط لوله گاز به زودی خواهم نوشت./اخبار سوریه

کلید واژه ها: ایران و هند سند همکاری ایران و چین نارندرا مودی


( ۵۹ )

نظر شما :

یه بابایی ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۰
چه نوشته ی احساسی و سطحی !! آدم رو یاد نوشته های یه نویسنده که برا یه سایت خبری روسی کار میکنه میندازه که بیشتر نقالی میکنه تا کار رسانه ای و خبری !! آقای نویسنده کاش بگفته شما چند برگ کاغذ یه پیمانی که هنوز رو هواست اینقدر قدرت داشت !!
p ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۵:۲۴
مطالب بسیار احساسی و خام و سطحی بودند. به عنوان کسی که سالها در هندوستان زندگی کرده، در حالیکه کاملا با نظر نگارنده در خصوص فرصت طلبی هندی ها موافقم ولی به هیچ وجه با تحلیل او در خصوص ضعف و فقر هندی ها موافق نیستم. هندوستان کنونی با 40-50 سال قبل کاملا تغییر کرده چه از لحاظ اقتصادی چه فنی چه رفاه اجتماعی
ناشناس ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۰:۳۹
دقیقا این مطالب درست است هندیها غیر از پول و منافع خودشان، هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست و بسیار بی اخلاق هستند، اصلا اخلاقیات برایشان مهم نیست و گداصفت هستند
علی ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۲:۵۹
در سالهای ۱۹۷۱تا۱۹۷۹ در اوگاندا شخصی بیسواد،وبا مشخصات فیزیکی شبیه شعبان بی مخ تاج بخش را داشت،______ بعد از کودتا بر سر قدرت مطلقه اوگاندا نشست، در اتاق کارش عکس ،هیتلر،ملکه الیزابت،برژنف،کارتر،ملک فیصل،گلدامایر،را در بالای سرش آویخته بود، ودر عین حال،اولین سفرش را به اسراییل انجام داد،ودختر معمر قذافی را به رقم چهارمین همسرش اضافه کرد،وبه زیارت مکه هم رفت،ودست نماینده ملکه الیزابت را هم میبوسید،وسرانجام هم بعد از شکست از ارتش تانزانیا به صدام کافر پناهنده شد،ودر سال ۲۰۰۳ در شهر جده تسلیم مرگ شد،. مصداق حکایت ناراندا مودی است که ازیک طرف مسجد مسلمانها را به آتش میکشد وتبدیل به معبد میکند،،از طرف دیگر با اسراییل روابط برادرانه درد ودر عین حال از ملک سلمان وبن زاید هم اطاعت میکند،،،،ورانندگی ترامپ را میکند ودر سر راهش سر ۲۰۰۰ مسلمان را در وسط خیابان میبرد،وبه پاکستان،چین،سریلانکا،اعلان جنگ میکند، وتابعیت ۲۵۰ میلیون مسلمان هند را لغو میکند،ونزدیک ۳۰۰ میلیون هندی هنوز شناسنامه ندارند،ودر بیغوله ها وقهقرا ودر میان فضولات گاوان زندگی میکنند،واز طرف دیگر نژادپرستی هم میکنند ودیگران را هم نمی پسندند ودر اکثر ممالکی که سابقا مستعمره انگلیس بودند بعنوان برده بی مزد برده شده اند،که هنوز هم در آن ممالک محله ها و کلونیهای مخصوص خود را دایر کرده وهمچنان به زندگی نکبت بارشان ادامه میدهند،وتعجب اینکه نژاد پرستی هم میکنند!!!
احمد محمود ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۳:۲۹
خوش خیالی!!!!!!!!!
محمد ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۹:۳۱
با این مقاله دقیقا یاد روزنامه های دهه سی و چهل افتادم ، روزنامه هایی که ارگان احزاب مختلف بوده و به نفع این و آن مرده باد و زنده باد سر می دادند، و مثلا با لحنی شبیه شما در ستایش برادر بزرگتر (روسیه) مدیحه سرایی می کردند ، برادر من ، تنها افتخار باقی مانده ما این بود که از قرارداد های طویل المدت با ابرقدرتها رها شده ایم ، حال شما به قرارداد با چین که مخالفت اکثریت مردم را هم بر انگیخته افتخار می کنید؟ آیا می توانید فرق بین چین و امریکا را برای ما تشریح کنید ؟
امین ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۴:۱۴
مطلب هر‌چند کمی‌احساسی بود اما حاوی نکات بسیار دقیقی بود. هندی ها واقعاً در همه زمینه ها ناشی هستند
دکتر مچمود جوادی ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۵
با سلام! دیدگاهم را با سخن متفکران گرامی کشورم آغاز می کنم. هرچیز به جای خویش نیکوست جای گل گل باش جای خار خار نوشتار سفر وزیر دفاع هند را خوانده ام. در جهان سیاست و دیپلماسی باید رک و راست و صادق بود همانگونه که در این نوشتار شما باشفا فیت وبدون رو دربایستی به مسئولان هند یاد آور شده اید. با سپاس
البرز ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۰:۳۵
چقدر تحقیرآمیز و بی ادبانه نسبت به همسایگان ما نوشتهدشده است . امیدوارم کسی این نوشته را جدی نگیرد.
میثم ۳۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۴:۴۳
این نظر و نوشته دکتر معفری کاملا واقع بینانه بر مبنای حقایق است گویا دوستان خبر از روابط بین الملل نداشته و چرندیات گل و بلبل را باور کرده اند!!!