طالبان تمامیت خواه و آینده تاریک افغانستان

آیا ترکیب اعلامی حکومت طالبان خواب آسوده را از جمهوری اسلامی خواهد گرفت؟

۱۹ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۵۸۹۰ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
عبدالمحمد طاهری در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است اکنون که لیست وزرای حکومت طالبانی منتشر شد دیگر حجت بر همه در قبال تداوم حمایت از طالبان تمام شده است. اگر از این به بعد در داخل کشور فرد، جریان و گروهی بخواهد کماکان حمایت از طالبان را ادامه دهد مطمئن باشید دیگر نمی تواند روی توجیه و پارامتر تغییر طالبان نسبت به ۲۰ سال پیش مانور دهد، چون قطعاً همین لیست حکومتشان نشان داد که طالبان اگر بدتر از دو دهه پیش نباشد، بهتر نشده است.
آیا ترکیب اعلامی حکومت طالبان خواب آسوده را از جمهوری اسلامی خواهد گرفت؟

دیپلماسی ایرانی – کماکان تحولات افغانستان محور توجه رسانه های منطقه‌ای و جهانی است. در هفته ای که گذشت از یک طرف شاهد تسلط طالبان بر بخشی از دره پنجشیر بودیم به موازات آن احمد مسعود با فراخوان عمومی برای به پاخواستن علیه طالبان، باعث شکل گیری و تشدید اعتراضات مردمی در شهرها و مناطق مختلف افغانستان علیه طالبان و تجاوز پاکستان شد. در کنار آن طالبان بعد از تاخیرهای مکرر نهایتاً بعداظهر سه شنبه هفته جاری لیست وزرای حکومت خود را معرفی کرد، در عین‌ حال چهارشنبه این هفته شاهد برگزاری نشست مجازی با حضور شش وزیر امور خارجه همسایه افغانستان پیرامون تحولات این کشور بودیم. اما در این بین نکته حائز اهمیت به نوع چینش حکومت طالبانی بازمی‌گردد که درست برخلاف ادعای این گروه مبنی بر تشکیل ساختاری فراگیر و ملی با حضور همه اقوام افغانستانی بود، نکته‌ای که بی شک نگرانی بسیاری از کشورها به خصوص همسایگان افغانستان را به دنبال داشته است، چنانی که به اداعا بلومبرگ، ترکیب دولت موقت طالبان اگر چه امید آمریکا را بر باد داد، اما خواب آسوده را هم از چین، روسیه، هند و ایران گرفت. حال سوالی که ذهن را درگیر می‌کند این است که آیا با این اقدام طالبان دیگر می توان ‌روی قول ها و دیگر مواضع طالب ها حساب باز کرد؟ آیا طالبان از ابتدا به دنبال تشکیل حکومتی تمامیت خواه و تصاحب کل قدرت نبوده است؟ اساسا با روی کار آمدن این حکومت تمامیت خواد طالبانی آینده افغانستان چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؟ در این رابطه دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به سوالات فوق و بررسی تحولات این روزهای افغانستان، گفت‌وگویی را با دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار، اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان انجام داده است که در ادامه می خوانید: 

پیشتر در مصاحبه با دیپلماسی ایرانی آنچه که در خصوص تحولات آتی افغانستان مطرح کرده بودید یکی پس از دیگری محقق شد، اما در این نوبت گفت وگو با حضرتعالی تمرکز مصاحبه روی تحولات پنجشیر بگذاریم. بعد از اشغال استانداری پنجشیر توسط طالبان به ناگاه لیست کابینه حکومت طالبانی منتشر شد که نشان می‌دهد طالبان از ابتدا حکومت خود را تشکیل داده بود و فقط سعی داشت با سرکوب مقاومت پنجشیر و خفه کردن هرگونه صدای اعتراضی حکومت خود را بر کل افغانستان اعلام کند. بنابراین پارامترهایی نظیر رایزنی با دیگر شخصیت ها و اقوام افغانستانی برای تشکیل حکومت فراگیر و همچنین وجود اختلافاتی بین دو قوم پشتون «درانی» و «غلجایی» برای تاخیر در اعلام حکوت طالبانی از اساس حقیقت نداشته است. آیا به واقع خفه کردن مقاومت پنجشیر تا به این حد برای طالبان اهمیت داشته است که تشکیل حکومتشان را به بعد از سرکوب این جریان موکول کرده بودند؟ 

ابتدا به ساکن پیرو آنچه که در گفت وگوهای پیشین با شما عنوان کردم قطعاً مقاومت جریان های جهادی در افغانستان به موازات احیای حکومت طالبانی تقویت و تشدید پیدا خواهد کرد کما اینکه نمونه بارز آن را در دره پنجشیر شاهد بودیم. از این رو طالبان سعی کرده است با سرکوب مقاومت پنجشیر عملاً دیگر جریان های جهادی و مقاومت علیه خود را در نطفه خفه کند. چون قطعاً اگر حکومت طالبانی تشکیل می شد و در عین حال برنامه و عملیاتی برای تقابل با مقاومت دره پنجشیر از سوی طالبان اعمال نمی شد سایر جریان های جهادی در افغانستان علیه طالبان نُضج پیدا می‌کرد و در این صورت کار برای تداوم حیات طالبان سخت می شد. پس طالبان ابتدا به ساکن سعی کرد بعد از خروج آمریکا از افغانستان، سقوط دولت اشرف غنی و نیز فرار کسانی چون اسماعیل خان، عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم و ...، دیگر جریان های باقی مانده ضد خود را در جای جای افغانستان تار و مار کند تا عملاً صدای مخالفی علیه حکومت طالبانی وجود نداشته باشد و بعد از آن حکومت مدنظرش را به عنوان حکومت فراگیر و ملی به مردم افغانستان حُقنه کند بدون آنکه کسی معترض و منتقد آن باشد تا در ادامه کسی یا جریانی نتواند پرچم مبارزه علیه حکومت طالبانی را به دست گیرد. لذا آن چنانی که اشاره کردید برخی ادعاها در خصوص اختلاف بین خود اقوام پشتون و یا رایزنی طالبان با دیگر احزاب و شخصیت های افغانستانی برای تشکیل حکومت فراگیر بیشتر تزویر و دروغی از جانب طالبان بود تا بتواند توجیهی برای تاخیر در اعلام حکومت مد نظرش داشته باشد، در حالی که دلیل اصلی تاخیرهای مکرر طالبان در اعلام حکومت، خفه کردن صدای مقاومت در دره پنجشیر بود. اتفاقا از این منظر ما شاهد آن بودیم که در کمترین زمان ممکن یعنی تنها یک روز بعد از اشغال استانداری پنجشیر توسط طالب ها و مطرح کردن ادعای طالبان مبنی بر تسلط کامل بر این دره بود که به ناگاه این گروه لیست اعضای حکومت خود را منتشر کرد. البته نمی توان به طور قاطع دیگر عوامل را در تاخیر اعلام حکومت نادیده گرفت، اما بی شک دلیل اصلی تاخیر در اعلام حکومت طالبان خفه کردن صدای مقاومت در پنجشیر بود.

آیا طالبان علیرغم ادعای اشغال و تسلط کامل بر دره پنجشیر می تواند خود را پیروز تحولات میدانی در افغانستان بداند، چون به اذعان بسیاری این دره به لحاظ جغرافیایی چون طولی حدود ۱۱۰ کیلومتر در عرض ۲ و نیم کیلومتر دارد، لذا اشغال استانداری دره پنجشیر به معنای پایان جریان مقاومت نیست. از این رو احتمال دارد برتری نسبی طالبان حتی با وجود انتشار لیست وزاری حکومتش در ادامه به جنگ فرسایشی و شکست آنان منجر شود به گونه‌ای که حتی تداوم حملات هوایی و پهپادی ناشی از تجاوز ارتش پاکستان و نیز پشتیبانی های سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک اسلام آباد با محوریت (ISI) هم کمکی به شکست طالب ها در آینده نخواهد کرد؟

اول اینکه بی شک پیرو چیزی که قبلا هم اشاره کردم و اکنون شاهد وقوع آن هستیم، افغانستان رفت به سمت جنگ های داخلی. چرا که عملاً دو دستگی و چند دستگی در افغانستان در حال تشدید است و به دنبال آن نزاع های نظامی و امنیتی هم تقویت خواهد شد. به خصوص آنکه قطعاً ادعای طالبان مبنی بر تسلط کامل بر دره پنجشیر صرفاً یک ادعای دروغین است. چون بنا به خاستگاه جغرافیایی این دره قطعاً طالبان نمی‌تواند خود را به طور کامل مسلط و مشرف بر  پنجشیر بداند. اگر شما به تاریخ جنگ های دره پنجشیر هم رجوع کنید می‌بینید که ارتش شوروی با تمام تجهیزات و امکانات خود نتوانست به طور کامل بر این دره مسلط شود، ضمن اینکه بنا بر بیانیه خود جریان مقاومت دره پنجشیر اکنون احمد مسعود و طرفداران وی بر ۶۰ تا ۶۵ درصد این دره مسلط هستند. لذا جریان مقاومت کماکان به حیات خود ادامه می‌دهد و به تبع آن عملیات های نظامی ضد طالبان هم تداوم پیدا خواهد کرد. در این صورت از یک سو احتمالاً شاهد تقویت دیگر جریان های جهادی در برابر طالبان در جای جای افغانستان خواهیم بود و به موازاتش این احتمال وجود دارد که با ارتباط این جریان های جهادی به یکدیگر، جبهه مقاومت واحدی علیه طالبان شکل گیرد که در این صورت مجددا شاهد وقوع جنگ های داخلی در افغانستان خواهیم بود. 

با این وجود برخی معتقدند احمد مسعود امروزه بیشتر یک نماد نوستالژیک است؛ نمادی که شاید در آینده نقشی مهم پیدا کند، اما در حال حاضر امکان دگرگونی شرایط عینی افغانستان را ندارد؟

اتفاقا برخلاف این ارزیابی من معتقدم احمدمسعود هم طلیعه دار عظمت پدرش است و هم اینکه از توانایی لازم، چه به لحاظ سیاسی، چه به لحاظ امنیتی و چه به لحاظ نظامی برای تقویت و یکپارچگی جریان های جهادیِ مقاومتی در برابر طالبان برخوردار است. بله شاید به لحاظ سنی و همچنین تجربیات نظامی در درجه ای پایین تر است پدرش قرار داشته باشد، اما این نکته به این معنا نیست که در حال حاضر احمدمسعود از توان تاثیرگذاری پایینی در تحولات افغانستان برخوردار است. شاهد مثال و موید این نکته به اتفاقات بعد از دعوت احمدمسعود برای تقابل با طالبان باز می گردد. اتفاقا بعد از این دعوت احمدمسعود بود که شاهد سربرآوردن اعتراضات مردمی در شهرهای افغانستان علیه طالبان و پاکستان هستیم. پس می بینید که احمد مسعود یک عنصر تاثیرگذار در تحولات جاری افغانستان است، آن هم درست در شرایطی که به ادعای طالبان، دره پنجشیر از تصرف و تسلط جریان مقاومت احمد مسعود خارج شده بود. لذا حتی اگر این ادعای طالبان را درست بدانیم، نشان می‌دهد که کاهش تسلط سرزمینی جریان مقاومت و حتی عدم تسلط سرزمینی احمد مسعود نمی تواند پارامتری در کاهش نفوذ وی باشد. در نتیجه کسانی که این ادعا را مطرح می‌کنند عملاً هیچ شناختی از تحولات افغانستان ندارند و از وضعیت میدانی این کشور کاملاً پرتِ پرت هستند. افزون بر آن اکنون بعد از تحولات دره پنجشیر دیگر هیچ کس نمی تواند منکر چهره کاریزماتیک احمد مسعود باشد. بنابراین گزاره نماد نوستالژیک بودن چهره احمد مسعود به کل و از اساس مردود است. نفوذ احمد مسعود اکنون علاوه بر افغانستان حتی به دیگر کشورها از تاجیکستان تا ایران و ... هم تسری پیدا کرده است. در همین چند روز شاهد اعتراضات گسترده ای در کشور از مشهد تا تهران و دیگر شهرها ضد طالبان و تجاوز پاکستان به افغانستان بودیم.

بعد از ظهر سه شنبه هفته جاری لیست وزرای حکومت طالبان معرفی شد که برخلاف ادعا ها و مواضع این جریان، نه تنها کابینه ای همه شمول و ملی متشکل از دیگر اقوام افغانی نیست، بلکه قریب به اتفاق آنها پشتون، طالب و مسن هستند. همین نکته مواضع منفی داخلی، منطقه ای و جهانی بسیاری را در قبال طالبان به همراه داشته است، به گونه ای که حتی حامیان طالبان نظیر جمهوری اسلامی ایران را نسبت به ادعاها و قول های این گروه بدبین کرده است. ارزیابی شما از کابینه معرفی شده طالبان چیست؟

همان گونه که در مصاحبه های قبلی با شما اشاره کردم نمی‌توان روی هیچ کدام از مواضع طالبان پیرامون ایجاد حکومتی فراگیر و ملی با حضور همه اقوام و مذاهب افغانستانی حساب باز کرد. اساسا نمی توان روی هیچ قول طالب ها حساب باز کرد. لذا برای من هنوز جای سوال است که جمهوری اسلامی ایران با چه منطقی، با چه خردی، با چه عقلی و با چه بینش سیاسی حرف ها و قول های طالبان را در این خصوص باور کرده است. چون هر کسی که اندک شناختی از طالبان و افراد تشکیل دهنده آن داشته باشد و همچنین کارنامه اعمال این گروه را از زمان تشکیل تا کنون بررسی کند به سادگی و به روشنی در خواهد یافت که طالبان به هیچ عنوان، تاکید می کنم به هیچ عنوان قدرت را با هیچ جریانی تقسیم نمی کند. اکنون که شاهد تشکیل حکومت تماما طالبانی هستیم به بخشی از گفته های خودم در مصاحبه قبلی با شما رجوع می کنم که قطعا بستر وقوعش بیشتر از گذشته شده است و آن هم دستور کار مشخص طالبان برای حذف فیزیکی تمام سیاسیون و نخبگان افغانی است. یقین داشته باشید با شکل گیری حکومت طالبانی از این به بعد هر سیاستمداری که اکنون در افغانستان مانده است باید بیم جان خود را داشته باشد. البته این مهم در چند روز، چند هفته و یا حتی چند ماه آینده روی نمی دهد. یعنی بعید است که به این زودی ها این افراد توسط طالبان محاکمه و اعدام شوند، هر چند که احتمال آن هم کم نیست، اما به دلیل شرایط نابه سامان فعلی دست طالبان برای این مهم بسته است. با این وجود حتی اگر در کوتاه مدت اتفاقی برای آنان روی ندهد و محاکمه و اعدام نشوند، یقین بدانید در میان مدت و طولانی مدت که طالبان سیطره بیشتری بر افغانستان پیدا می کند و به قول خودش امارت اسلامیش را با این وزرایش پی بگیرد آن زمان تک تک این سیاستمداران یا محاکمه و اعدام خواهند شد و یا در یک حادثه تروریستی و بدون مسئولیت‌پذیری طالبان از صحنه تحولات افغانستان حذف می شوند، به خصوص سیاستمدارانی که از عقبه مردمی و حمایت قابل توجهی برخوردارند. به هر حال باید در نظر گرفت که بعد از تحولات و انفجارهای تروریستی فرودگاه کابل و پررنگ شدن نقش داعش افغانستان اکنون دست طالبان برای حذف بازتر شده است. چون می تواند عملیات های تروریستی خود را به این جریان (داعش) محول کند که در این صورت کار طالبان بسیار ساده خواهد شد. چون عملاً داعش افغانستان می تواند به عنوان بازوی عملیاتی و امنیتی طالبان ماموریت حذف تک تک مخالفان سیاسی و حتی اجتماعی و مدنی افغانستان را که سرِ ناسازگاری با حکومت طالبان را دارند انجام دهد بدون آن که مسئولیت و تبعاتی برای طالبان داشته باشد. 

پس به باور شما موضع امیرعبداللهیان در نشست مجازی چهارشنبه هفته جاری وزرای امور خارجه شش کشور همسایه افغانستان با این مضمون که «امیدواریم طالبان به تعهداتی که وعده داده است عمل کند»، قدری خوش بینانه است؟

خوش بینانه نیست، متاسفانه ساده اندایشانه و سطحی است که نشان می دهد تهران یا به دلایلی تهران هم چنان خواهان حمایت از طالبان است یا اینکه شناختی از این جریان ندارد که دومی عذر بدتر از گناه است و یا اینکه به دلایلی که هنوز علنی و عمومی نشده فعلا تهران مماشات را در پیش گرفته است. ببینید طالبان یک جریان تروریستِ رادیکال است که بنا بر خوی و مشی خود، نگاهی تمامیت خواهانه در قبال قدرت دارد. پس طبیعی است که بخواهد قدرت را به صورت یکجا در اختیار بگیرد. من بارها و بارها در مصاحبه با شما این نکته را مطرح کرده و آن را به حامیان داخلی طالبان هم گوشزد کردم و از ادامه حمایت از طالبان انذار دادم. اکنون که لیست وزرای حکومت طالبانی منتشر شد دیگر حجت بر همه در قبال تداوم حمایت از طالبان تمام شده است. اگر از این به بعد در داخل کشور فردی، رسانه ای، جریانی و یا گروهی بخواهد کماکان حمایت از طالبان را ادامه دهد مطمئن باشید دیگر نمی تواند روی توجیه و پارامتر تغییر طالبان نسبت به ۲۰ سال پیش مانور دهد، چون قطعاً همین لیست حکومتشان نشان داد که طالبان اگر بدتر از دو دهه پیش نباشد بهتر نشده است.

اما جناب طاهری خود طالبان به واسطه انبوه واکنش های منفی نبست به لیست به اصطلاح وزاریشان ادعای موقتی بودن این کابینه را مطرح کرده اند. با این حال موقتی بودن حضور این افراد می تواند توجیهی برای تشکیل این حکومت با این چینش سیاسی و قومی باشد؟ در کنار آن ذبیح الله مجاهد، سخنگو و معاون وزیر اطلاع‌رسانی حکومت طالبانی در گفت وگوی چهارشنبه خود با برنامه «بدون مرز» از شبکه الجزیره در مواضعی تازه ادعای برگزاری انتخابات و حضور زنان را در ساختار سیاسی افغانستان مطرح کرده است؛ آیا این ادعاها را هم دروغ می دانید؟

بگذارید روی قسمت نخست سوالتان تمرکز کنیم. شک نداشته باشید این حکومت بنا بر ادعای طالب ها حکومت موقتی نیست، بلکه وزرای دائمی، آرمانی و ایده ئال طالبان است. خصوصاً اینکه تا کنون طالبان هیچ گونه بازه زمانی برای مدت کاری این افراد مشخص نکرده اند. بنابراین طالبان تا هر زمانی که بخواهد می‌تواند این حکومت موقت را ادامه دهد یا اصطلاحا کش بدهد. چون کافی است که طالبان وضعیت بحرانی افغانستان، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر امنیتی، اجتماعی، سیاسی و ... را بهانه کند تا ذیل ادعای مدیریت این وضعیت بحرانی، حیات این حکومت موقت را مرتبا تمدید کند. البته من اکراه دارم که واژه کابینه و یا دولت را برای این حکومت و سیستم طالبانی به کار ببرم بنابراین همان حکومت طالبانی را استفاده خواهم کرد. ضمن اینکه طالبان اکنون نعل وارونه زده است. چون ادعای موقتی بودن کابینه این حکومت در تقابل با لیست اعضایش دلیل دیگری بر دروغ گویی جریان تروریست طالبان است. چرا که در منطق سیاسی حکومت موقت در شرایط گذار و بحران ناشی از انقلاب، کودتا و نظایر آن بیشتر ناظر به حکومتی است که با حضور بیشتر احزاب و جریان‌ها شکل بگیرد تا دوره گذار و بحران مدیریت شود، نه اینکه در دوره بحران یک گروه، حزب و جریان بخواهد همه قدرت را یکجا تصاحب کند تا به بحران دامن بزند. بنابراین شک نداشته باشید که اساساً ادعای موقتی بودن این حکومت طالبان و مقطعی بودن حضور افراد در پست ها و مناصب یک دروغ بیشتر نیست. 

حال این تزویر طالبان تا چه زمان می تواند برایشان کارساز باشد. به هر حال این دروغ طالبان تاریخ انقضایی خواهد داشت؟ 

اولا به صراحت عنوان می‌کنم که حکومت مد نظر طالبان تشکیل شد و طالب ها دیگر بنایی هم برای تغییر این حکومت ندارند. دوما مدت زمان لازم برای مانور سیاسی و دیپلماتیک طالبان روی موقتی بودن حکومتشان فقط برای خود آنها تاریخ انقضاء دارد، نه برای مخالفان و منتقدان طالبان. 

یعنی چه؟

به معنای دقیق تر کلمه طالبان شعار موقتی بودن حکومت خود تا زمانی ادامه می‌دهد که بتواند به یک ثبات داخلی و همچنین مناسبات دیپلماتیک حداقلی منطقه ای و بین المللی دست پیدا کند. در صورت رسیدن به این مرحله دیگر برای طالبان کوچک ترین اهمیتی ندارد که مردم افغانستان، کشورهای منطقه و یا فرامنطقه ای ادعای موقتی بودن یا نبودن حکومتشان را باور می کنند یا خیر! چون سیستم و حکومت تمامیت خواه مد نظر طالبانی به ثبات رسیده است و با عبور از دوره گزار که دوره شکننده ای است توانسته به تجمیع قدرت نظامی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و ... دست پیدا کند. آن زمان دیگر کسی می تواند ادعای موقتی بودن حکومت طالبان را زیر سوال ببرد و درخواستی برای تغییر آن مطرح کند؟!  اتفاقا نکته مهمتر شما که در سوال قبلی بی پاسخ ماند می تواند موید این گزاره تحلیلی من باشد که طالبان با چه هدفی ادعای برگزاری انتخابات و حضور زنان را، ان هم پس از تشکیل حکومتشان مطرح کرده است. چون هر دو مسئله و ادعای طالب ها در تضاد کامل با ایدئولوژی و مبانی فکری آنها، چه مبانی سیاسی و چه مبانی اعتقادی و دینی شان است. لذا تردیدی به خود راه ندهید اساساً چیزی به نام برگزاری انتخابات و حضور زنان در ساختار سیاسی افغانستان تا زمان حیات طالبان در این کشور محقق نخواهد شد. اما اینکه چرا این ادعا مطرح شد؟ دلیل آن کاملاً واضح است، چون بعد از دعوت به مبارزه احمد مسعود شاهد اعتراضات و خیزش های مردم در شهرها، استان ها و ولسوالی های افغانستان علیه طالبان و تجاوز صریح و آشکار پاکستان به افغانستان در حمایت از طالبان هستیم. بنابراین طالبان همان گونه که بعد از سقوط کابل و فرار اشرف غنی برای مدیریت شرایط ادعای دروغین ایجاد حکومت فراگیر و ملی را مطرح کرد تا بتواند به تعدیل بدبینی ها، نگرانی ها و مواضع منفی داخلی، منطقه‌ای و جهانی پیرامون احیای طالبان و تشکیل حکومت خود دست پیدا کند، اکنون هم با شکل گیری، تداوم و تشدید اعتراضات مردم افغانستان و دیگر کشورها بعد از انتشار لیست به اصطلاح وزراء و آشکار شدن دروغشان پیرامون حکومت فراگیر و ملی با ادعای موقتی بودن این حکومت و نیز برگزاری انتخابات و حضور زنان در کابینه و ساختار سیاسی افغانستان، سعی می‌کند از شدت این اعتراضات مدنی مردم افغانستان ضد طالبان و حمایت پاکستان، علی الخصوص (ISI) اطلاعات ارتش پاکستان بکاهد. پس شک نداشته باشید ادعای برگزاری انتخابات و حضور زنان در کابینه هم یک دروغ دیگر برای مدیریت شرایط از جانب طالبان است.

از تحولات سیاسی، نظامی و امنیتی عبور کنیم و تمرکز خود را روی تحولات اجتماعی و مدنی این روزهای افغانستان بگذاریم. آن چنانی که اشاره داشتید بعد از تجاوز ارتش پاکستان به افغانستان، اشغال استانداری پنجشیر توسط طالبان و ادعای تسلط بر این دوره و نیز انتشار لیست وزرای حکومت طالبانی شاهد شکل گیری جریان های اجتماعی و مدنی با محوریت زنان در شهرها و مناطق مختلف افغانستان ضد طالبان و پاکستان هستیم. آیا این بازیگر جدید می‌تواند خود را به تحولات افغانستان تحمیل کند؟

بی شک نباید جایگاه و وزن نیروهای اجتماعی و مدنی افغانستان را ندیده گرفت. چون آنچه که در طول ۲۰ سال گذشته تغییر کرده ، نه مشی سیاسی، اعتقادی و ایدئولوژیک طالبان که جامعه مدنی و اجتماعی در افغانستان است. مطمئن باشید طالبان امروز به مراتب رادیکال تر، خش تر و متحجرتر از طالبان دو دهه پیش است، اما در این بین جامعه مدنی در افغانستان شکل گرفته است که برای حقوق زنان، دختران، جوانان، روزنامه نگاران، گردش آزاد اطلاعات، دموکراسی، انتخابات، فعالیت سیاسی و ... به شدت ارزش قائل است. لذا نمی‌توان با سرکوب و اسلحه جلوی این جریان مدنی را گرفت. چرا که قدرت این جریان به اندازه قدرت تک تک مردم و ملت افغانستان است. اگر طالبان می‌خواهد این جریان را سرکوب کند باید کل مردم افغانستان را از دم گلوله بگذراند که البته من معتقدم طالبان برای حفظ قدرت و بقای حکومتش ابایی از کشتن کل مردم ندارد، اما تبعات سیاسی و دیپلماتیک آن را نمی‌تواند تحمل کند. چون سرکوب و قتل عام مردم قطعاً هم باعث تقابل کشورهای منطقه  ای و هم بازیگران جهانی خواهد شد به گونه ای که شاید دوباره شاهد لشکرکشی به افغانستان برای نابودی حکومت طالبان باشیم. بنابراین اکنون طالبان در برابر بازیگری قرار گرفته است که وسعت عملش به اندازه کل مساحت افغانستان است. با این اوصاف طالبان نمی داند با آن چگونه برخورد کند. از این رو فعلاً و به طور موقت سعی می کند با آن مماشات کند. چون طالبان تنها تجربه سرکوب و لت و پار کردن مخالفان خود را از طریق ترور، عملیات انتحاری و یا جنگ های نظامی داشته است، اما نمی‌داند با بازیگر جدید تحولات افغانستان یعنی جریان‌های مدنی و اجتماعی چگونه برخورد کند. این نکته ای است که حتی خود اعضای طالبان هم به صراحت به آن اعتراف کرده اند که نمی دانند چگونه با جریان های اجتماعی و مدنی در افغانستان برخورد کنند، چون این تجربه را ندارند. بی شک نمی‌توان با ترور، عملیات انتحاری، جنگ نظامی و ... در مقابل آن قد علم کرد. اگر طالبان دست به اسلحه ببرد و بخواهد این جریان را سرکوب کند قدرت آن بیشتر خواهد شد. تقابل با جریان های مدنی و اجتماعی افغانستان متفاوت از جنگ با آمریکا، تقابل با جریان مقاومت دره پنجشیر و نظایر آن است. از این روست که طالبان از یک سو با تزویر، ریا و دروغگویی مدتی شعار حکومت فراگیر را مطرح می‌کند و بعد از آن با مشخص شدن دروغش، ادعای موقتی بودن حکومت را بر زبان می راند و در ادامه به دروغ خود را ملزم به برگزاری انتخابات و حضور زنان می کند و از طرف دیگر سعی می کند با نشان دادن یک چهره منعطف، قول دادن مجوز به اعتراضات مردمی و شنیدن انتقادات را بدهد تا کنترل و مدیریت جریان مدنی افغانستان را به دست بگبرد. این در حالی است که روز به روز با گذشته حیات حکومتِ طالبانی این نگاه و قدرت تمامیت خواه در طالبان پررنگ تر می شود و به دنبال آن شاهد یک فضای بسته تر و محدود تر خواهیم بود، چنانی که در همین دو سه روزه پاسخ طالبان به اعتراضات مردم فقط گلوله بوده است و از آن طرف طالبان با بازداشت و دستگیری عمده روزنامه نگاران و خبرنگاران و ضرب و شتم و مجروح کردن آنها سعی کرده است این صداها را خفه کند. اما شک نداشته باشید که جریان های مدنی و اجتماعی در افغانستان از آن میزان هوشمندی برخوردار هستند که برای تک تک این سناریوها طالبان برنامه لازم را داشته باشند.

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: عبدالمحمد طاهری ایران افغانستان طالبان داعش افغانستان (ولایت خراسان) احمد مسعود دره پنجشیر پاکستان آی اس آی


( ۷ )

نظر شما :

مسعود ۱۹ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۱:۰۰
خیرالکلام ، اینکه تا این لحظه هم برنده ی اصلی تحولات منطقه و افغانستان جمهوری الامی ایران است و تا این لحظه هم هیچ اشاره و نشانه ی قابل درک و قابل استنادی در باره ی مخالفت و دشمنی و رویارویی طالبان با جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد!؟ اما طالبان ثابت کرده ات که اهل چانه زنی و معامله است و اینکه ایران اعلام کرده سرنوشت و آینده ی سیاسی شیعیان افغانستان برایش مهم است و اظهارنگرانی کرده است ، درت آن چیزی است که طالبان منتظر آن است !؟ شما دقت کنید جناب مولوی " عبدالحمید" در رابطه با حاکمیت طالبان و مسئله ی مقاومت پنجشیر و احمد مسعود چه موضعی داشتند؟ کوتاه و مختصر می خواهند و ضعیت شیعیان افغانستان را به وضعیت سنی های ایران مرتبط کنند!! اینکه ایران رهبر جهان تشیع است طالبان هم رهبریت جهان تسنن را دارد " نکته ی مهم و جای بحث و تامل اینجاست "!! و در برابر بهبود وضع اهل تسنن در ایران وضع اهل تشیع در افغانستان رعایت می شود و بدین ترتیب طالبان و همفکران داخلی آنها در ایران می خواهند یک نوع بالانس و گارانتی از ایران بگیرند که مثلا طالبان از گزند رزمندگان "فاطمیون" ووو در امان باشند!؟
ناشناس ۱۹ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۱:۲۲
متاسفانه در کابینه تازه کشورمان از قومیت های ترک و عرب وزیری نیست مانند کابینه طالبان که همه اش پشتون هستند ابن کابینه هم از برادران فارس زبان است فقط این برای نظام مردم سالار خوب نیست ما با این وضعیت برا طالب ها نمی تونیم خرده بگیریم
فدوی ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۲
جناب ناشناس 11:22 وزیر بهداشت سرابی است . در خارج اطلاع رسانیشان ضعیف است یا آنجا هم ایترنت ها دیزلیه ؟
فدوی ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۶
با احترام به آقای عبد المحمد طاهری ؛ مصاحبه ی شما را با دقت خواندم و مدام شاهد ناراحتی شما از این موضوع بودم که چرا ایران در برابر طالبان نمی ایستد و چه و چه و چه . اما هر چه بیشتر خواندم کمتر دیدم یا اصلا ندیدم که ایران قرار است چگونه در برابر طالبان بایستد ؟ اما چند نکته . اول ؛ نمی دانم جناب طاهری اصلاح طلب هستند یا نه و کلی می گویم که ، حالا که اصلاح طلبها دستشان از دولت کوتاه است فیلشان یاد هندوستان ( بخوانید مقاومت ) کرده و پیوسته معترض هستند که چرا ایران از مقاومت افغانستان حمایت نمی کند ؟ یادمان نرفته که به عراق و سوریه رسید ، مقاومت محکوم بود و سفره ی مردم در اولویت در حالی که داعش تا پشت مرزهای ایران آمده بود و رسما قصد ایران را داشت . چه شده که آن زمان به لفظ مقاومت حساس بودید و حالا لحظه ای این کلمه از دهانتان نمی افتد ؟ دوم ؛ گناه ناکرده ی طالبان را می شویید ‌؟ چه کسی گفته طالبان همان طالبان بیست سال قبل است ؟ علم غیب دارید ؟ یا عجله دارید که دولت فعلی را که از جنس اصلاح طلبها نیست در مخمصه ای جدید بیاندازید ؟ سوم ؛ در حالیکه سایر کشورها از همسایه تا دور دست آرام آرام در حال پذیرفتن طالبان هستند و در عین حال این گروه هیچ تهدید مستقیمی بر علیه ایران نه در گذشته و نه حالا نبوده ، کدام عقل سلیم می گوید که ایران ساز ناسازگار بزند . مگر بزرگان خودتان در جبهه ی اصلاحات بارها نگفته اند که مصلحت را بر احساسات ترجیح دهید . خب این هم برای خودش مصلحتی است دیگر . چهارم ؛ از یک کارشناس محترم بعید است که آرزوهایش را به عنوان واقعیت میدانی به زبان آورد . وقتی این مصاحبه خوانده می شود این حس به مخاطب دست می دهد که جامعه افغانستان یکپارچه و متحد آماده ی اخراج طالبان از قدرت است در حالی که می دانیم اگر طالبان آرزوی چند دهه اخیر مردم افعانستان یعنی امنیت را برقرار کند به سرعت توسط جامعه ی افغان ها پذیرفته خواهد شد و الا اگر به تحجر باشد که حکومت عربستان دستکمی از طالبان ندارد پس چرا جامعه مدنی آنجا کاری نمی کند و چرا از مقاومت در عربستان نمی گویید؟ مگر شما شاهد بمب گذاری آنها در ایران و گردن زدنن شهروندانشان توسط حکومت عربستان نیستید ؟ پنجم ؛ شک ندارم که اگر دولت فعلی ایران از اصلاح طلبها بود ، ذره ای از افعانستان نه می گفتند و نه می نوشتند اما حالا افغانستان را فرصتی برای فشار بر دولتی می دانند که از جنس خودشان نیست و در این مسیر حتی از اصطلاح " مقاومت " که کمترین اعتقادی به آن ندارند ، استفاده ی ابزاری می کنند و با کمال تعجب می بینیم که جبهه ی اصلاحات تازگیها بدجوری بیرق " از تهران تا کابل ، یک یا حسین دیگر " را در آسمان می چرخاند ... و در آخر سیاست فعلی ایران ( صبر همراه با توصیه های مشفقانه ، گفتگو با طالبان و همسایگان افعانستان ، رصد میدانی ، اجازه به اعتراضهای مردمی به طالبان در داخل ایران و در کنار همه ی آنها ارائه ی سیگنال " تو می توانی حکومت خوبی باشی " به طالبان ) اگر نگوییم‌ کاملا ایده آل اما به صلاح بسیار نزدیک است . و اینم اصافه کنم که فدوی از باند بازهای سازمان یافته که نامش را "حزب" می گذارند ، متنفر است پس مدیونید اگر فکر کنید این کامنت را یک اصولگر نوشته است .
به ناشناس ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۰۷:۴۰
اولا عرب ستیزی و سنی ستیزی رو خود صفویان تو ایرانوباب کردن بعدم وقتی فرمانده کل قوا ترک هست چی میگی شمخانی عرب هم دبیر شورایعالی امنیت ملیه بعدم مگه همه ایرانی نیستیم که انقدر قومیت قومیت میکنید از اقوام گیلک و لر و...خیلی کمتر پست و مقام داشتن فقط اونا یه چیزی به اسم کشور حالیشونه که شما حالیت نیست میخواید ایران و به روز عراق و لبنان دربیارید نخست وزیر و رئیس جمهور و وزیر خارجه بر اساس قومیت حکم بگیرن ضمنا منم فارس نیستم از این کلاه قومگرایی هم‌چیزی به شما نمیرسه ارمنستان و آذرباییجان جنگ داشتن تو خداآفرین چند تا خونه خراب شد ترکیه و باکو با ایران بخوان بجنگن معلومه چی سرتون میاید