خوانش دوباره یک رویداد تاریخی برای تفسیر وضعیت فعلی

آیا روسیه با حمله به اوکراین به دنبال جنگ در اروپاست؟

۲۳ بهمن ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۹۸۰۰ اروپا نگاه ایرانی
بهاء الدین بازرگانی گیلانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اوکراین با حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با روسیه و دارا بودن حدود ۲۸۰۰ کیلومتر مرزهای آبی، حیات و ممات امنیتی روسیه است، زیرا در یک حیطۀ گسترده جغرافیایی، شمال به جنوب اروپا و آبهای شرق و غرب آن از بالتیک تا به دریای سیاه و مدیترانه را به هم متصل می سازد. بدون تردید عضویت اوکراین، این همسایه بلافصل روسیه در ناتو تمام معادلات امنیتی روسیه را به هم می زند و مسکو مجبور است دکترین امنیتی/دفاعی دیگری را اتخاذ کند که به سود هیچ کس در اروپا نیست.
آیا روسیه با حمله به اوکراین به دنبال جنگ در اروپاست؟

دیپلماسی ایرانی: پس از تجمع گسترده نیروهای نظامی و تسلیحات سنگین روسیه نزدیک مرزهای اوکراین ظرف یکی دو ماه گذشته، کشورهای غربی و مخصوصا ایالات متحده، با ابراز نگرانی از این تحرکات، تبلیغات گسترده ای پیرامون جنگ طلبی روسیه به راه انداخته اند و با بسیج کشورهای متحد و افکار عمومی به ارسال انبوه سلاح به اوکراین مبادرت ورزیده اند. آیا واقعا روسیه به دنبال جنگ در اروپا است؟ پیش از پاسخ دادن به این سوال باید به موقعیت ژئوپولیتیکی اوکراین در دو جناح غربی و روسیه بپردازیم.

زمانی برژینسکی، مشاور امنیت ملی روسای جمهور اسبق آمریکا با عطف توجه به این نکتۀ کلیدی که آینده دنیا در قرن جدید در منطقۀ اورآسیا رقم می خورد، در مورد اوکراین مخصوصا چنین گفته بود: "... اکنون اوکراین جایگاه جدید مهمی در صفحۀ شطرنج منطقۀ اورآسیا پیدا کرده و یک نقطۀ محوری در ژئوپولیتیک اورآسیا محسوب می شود. فقط وجود مستقلانۀ این کشور کافی است تا روسیه تغییر کند. بدون اوکراین، رویای امپراتوری اورآسیایی روسیه، پایان می پذیرد."

در واژه شناسی سنتی در زبان اسلاوی کهن، نام کشور اوکراین از Ukraina، به معنی "منطقۀ مرزی"  و "مرز نظامی" مشتق شده است. روسیه و اوکراین در بیش از هزار سال گذشته، تقدیر نظامی مشترکی داشته اند و دو قرن اخیر مشترکا در برابر تهاجمات ناپلئونی و هیتلری جنگیده اند. روسیه با تلفات 27 میلیونی خود در جنگ دوم جهانی عمدتا در دو منطقۀ بلاروس و اوکراین مقابل فاشیسم آلمان ایستادگی کرده است.

بیست سال پیش ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور تازه انتخاب شدۀ روسیه در ماه سپتامبر 2001 نطق تاریخی مهمی در مجلس فدرال آلمان، مخصوصا به زبان آلمانی ایراد کرد. وی در این نطق، ضمن اعلام خاتمه جنگ سرد و تأکید بر اینکه روسیه بخش جداناپذیر اروپاست، دست خود را به سوی همه گونه همکاری با غرب دراز کرد و خواستار همکاری جامع در زمینۀ خلع سلاح، توقف آزمایش‌های هسته ای و عدم بکارگیری سلاح های کشتار جمعی شد تا زمینه برای همکاری های گسترده و زیربنایی اقتصادی بین روسیه و غرب، فراهم آید. به سال 1990 یعنی سال اتحاد دو بخش جداشدۀ آلمان برگردیم که نیروهای نظامی اتحاد شورویِ دوران گورباچف، نه تنها از بخش شرقی آلمان، بلکه از تمام ممالک اروپای شرقی عقب نشستند. یک مورخ و جمعیت شناس فرانسوی دو دهه پیش گفته بود که: "زمانی دنیا باید خویشتنداری و نظارۀ تلخ روس ها در فروپاشی صلح آمیز امپراتوری شان در اواخر قرن بیستم را تحسین کند. روس ها، بر خلاف روال امپراتوری های در حال شکست، به جنگ های مهیب متوسل نشدند و هرچه بود دنیا را به ورطۀ بحران نامعلومی نکشاندند."

مانفرد ورنر، دبیرکل وقت ناتو و وزیر دفاع اسبق آلمان در ماه می 1990 در گرماگرم تحولات تاریخی منتهی به فروپاشی اتحاد شوروی، گفت که هدف ده سال آینده، ایجاد یک ساختار امنیت اروپایی است که اتحاد شوروی و تمام کشورهای عضو پیمان ورشو را دربر بگیرد و شوروی نیز در این ساختار نقش مهمی ایفا کند. گنشر، وزیر امور خارجه وقت آلمان در همین ایام در سفر به واشنگتن اظهار داشت که با بیکر همکار امریکایی خود تفاهم کرده ایم که پیمان ناتو هرگز به ممالک شرقی اروپا توسعه پیدا نکند. این اظهارات سیاستمداران اروپایی، انسان را به یاد اقدام عاقلانۀ رهبران اروپا پس از شکست ناپلئون و تشکیل در کنگرۀ سال 1815 وین می اندازد که نگذاشتند، فرانسۀ شکست خورده بیش از اندازه تحقیر، منزوی و به حاشیه رانده شود. فرانسه را به فراست در اروپا ادغام نگه داشتند و به این ترتیب حدود یک قرن از بروز جنگ در اروپا جلوگیری کردند. این دقیقا خلاف همان رویه ای بود که اروپایی ها با آلمان شکست خورده و تحقیر شده بعد از جنگ اول در پیش گرفتند و به بروز جنگ عالمگیر دوم مدد رساندند. حالا این کار با فدراسیون روسیه، دومین قدرت هسته ای دنیا در شرف تکوین است.

در کشاکش فروپاشی اتحاد شوروی، علی رغم گفته های مقامات غربی در دهۀ 1990 واقعا چه کسی می توانست باور کند که ناتو، این بازوی اصلی استیلا و هژمونی ایالات متحده، دست روی دست بگذارد و شاهد تنظیم مستقلانۀ مناسبات امنیتی اروپایی ها با همسایۀ هنوز مقتدرشان، روسیه باشد؟ در نیمه سال 1990 که تلاش های زیادی در عضو پذیری کشورهای اروپای شرقی که حالا بیطرف شده بودند، در ناتو بعمل آمد، حتی روسیه نیز تمایل به عضویت از خود نشان داد که با مخالفت ناتو و آمریکا مواجه شد. وقتی در سال 1990 سه کشور لهستان، مجارستان و چک عضو ناتو شدند، شوروی از سر ناتوانی فقط نظاره گر این رخداد بود و فقط بعدها پوتین بود که وقتی در سال 2001 به قدرت رسید خواستار توقف این جریان شد. بیثمر: در سال 2002 سه کشور بالتیک یعنی لیتوانی، استونی و لتونی به همراه بلغارستان، رومانی، اسلواکی و اسلونی به عضویت ناتو درآمدند. سال 2009 آلبانی و کرواسی، سال 2017 مونته نگرو و سال 2020 مقدونیه عضو ناتو شدند.

با عضویت مجموعا 14 کشور جدید در اروپای شرقی در ناتو ظرف این مدت، امروز شرایط به گونه ای پیشرفته است که نیروهای ناتو و آمریکا در 150 کیلومتری سن-پترزبورگ مستقر شده اند و موشکهای ناتو مستقر در این مناطق ظرف فقط پنج دقیقه می توانند به مسکو پایتخت روسیه برسند. ناتو در این مدت تا توانسته به استقرار سلاح و تجهیزات نظامی، مدرن سازی زرادخانه هسته ای و سامانه های موشکی تهاجمی و پدافندی و خروج از توافقات استراتژیکی با روسیه پرداخته و عملا به مسابقه تسلیحاتی جدید با این کشور دامن زده است. مانورهای نظامی ناتو و آمریکا در این مدت در مناطق شرق اروپا و همجوار با روسیه از شماره بیرون است. بودجه سالانه نظامی سی کشور عضو ناتو به هزار میلیارد دلار می رسد، در حالی که بودجه روسیه با 60 میلیارد دلار، فقط کمی بیشتر از بودجه مشابه آلمان و یا ژاپن است. قدرت اقتصادی 50 کشور متحد آمریکا اعم از اتحادیه اروپا، ناتو، ژاپن، کره، استرالیا و دیگران 50 برابر اقتصاد روسیه و بودجه نظامی شان 20 برابر بودجه نظامی آن کشور است. تعداد ناوهای هواپیمابر ناتو، 36 برابر روسیه (با تنها یک ناو) و تعداد سربازان ناتو چهار برابر روسیه است. حالا این روسیه می خواهد با غرب به جنگ برخیزد؟

حالا دارند در حالی به اوکراینِ گویا ناتوان و در محاصره روسیه انبوه سلاح و تجهیزات ارسال می کنند که این کشور خود سنتا دارای صنعت بزرگ و مجرب تسلیحاتی است و دهمین کشور صادرکننده تسلیحات به خارج محسوب می شود. در همین حال ترکیه نیز با استفاده از فرصت مبادرت به انعقاد قرارداد تحویل پهپادهای مدرن و جنگی به اوکراین کرده است. از محل این گونه تحرکات نظامی و انواع قراردادها همه، به جز مردم اوکراین و اقتصاد ضعیف آن سود می برند (در چند ماه گذشته بورس مسکو به پائین تر سطح خود از سال 2014 به این سو کاهش یافته است). در این شرایط آیا غیر منطقی است که روسیه خواستار تضمین امنیتی برای خود شود و در مقابل پذیرش اوکراین در ناتو ایستادگی نماید؟ اوکراین با حدود 1600 کیلومتر مرز مشترک با روسیه و دارا بودن حدود 2800 کیلومتر مرزهای آبی، حیات و ممات امنیتی روسیه است، زیرا در یک حیطۀ گسترده جغرافیایی، شمال به جنوب اروپا و آبهای شرق و غرب آن از بالتیک تا به دریای سیاه و مدیترانه را به هم متصل می سازد. بدون تردید عضویت اوکراین، این همسایه بلافصل روسیه در ناتو تمام معادلات امنیتی روسیه را به هم می زند و مسکو مجبور است دکترین امنیتی/دفاعی دیگری را اتخاذ کند که به سود هیچ کس در اروپا نیست.

این درست که تمایزات فرهنگی اوکراین به آن اندازه هست که بتوان آن را یک واحد مستقل معرفی کرد. اما حضور 17 درصدی روس تباران در شرق اوکراین و از همه مهمتر، نقصان تحرک و پویایی این کشور، امکان آزادی عمل آن را بدون اتکا به قدرت های دیگر منتفی می سازد و اروپا را در حالت همیشه متشنج نگه می دارد. به دلیل همین موقعیت بینابینی امنیتی، اقتصادی، ترانزیتی اوکراین است که آلمان و فرانسه بر خلاف ایالات متحده و بریتانیا خواستار خویشتنداری در بحران اخیر شده، نقش میانجیگری بخود گرفته و مصالحه را به نفع آینده و تقدیر اروپا دانسته اند. وقتی که دولت جدید ائتلافی آلمان برخلاف دیگران، به ارسال سلاح به اوکراین حاضر نشد، این، بیش از همه خشم واشنگتن را برانگیخت. برخی محافل و افکار عمومی بی طرف اروپایی همیشه ای سوال را مطرح می کنند که چه طرف هایی به جز اقتصادهای اروپایی از تحریم اقتصادی روسیه از سال 2014 به این سو متضرر می شوند؟ نکته جالب اینجاست که آمریکا که سخت مخالف راه اندازی پروژه تحویل گاز ارزان سیبری به اروپا موسوم به نورد استریم 2 است، در حقیقت می خواهد گاز مایع بسیار گران قیمت خود را که ضمنا آلودگی های زیست محیطی به همراه دارد، به اروپا بفروشد. این همه سروصدا و بایکوت ها در حالی است که آمریکا خود سالانه حجم زیادی نفت خام از روسیه وارد می کند و روسیه سومین کشور بزرگ صادرکننده نفت به آمریکاست. 40 درصد گاز صادراتی روسیه به اروپا در حالی که خطوط انتقال نورداستریم 2 راه اندازی نشده از مسیرهای ترانزیتی اوکراین عبور می کند و هرگونه منازعه نظامی به ضرر اوکراین، روسیه و اروپاست و کسی جز ایالات متحده را از آن نصیبی نیست.

مترجم و پژوهشگر و متخصص امور اروپا

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: روسیه اروپا اتحادیه اروپا اوکراین روسیه و اوکراین جنگ اوکراین ایالات متحده امریکا ناتو ناتو و روسیه گسترش ناتو گسترش نفوذ جهانی روسیه بهاء الدین بازرگانی گیلانی


( ۱۷ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ | ۱۵:۴۳
اگر روسیه امروز جنگ در اروپا را شروع کند احتمال پیروری ان بسیار زیادتر است تا اجازه دهد ناتو در اوکراین واروپای شرقی مستقرگامل شود و چند سال بعد انها جنگی شروع کنند۔مطمئنا انهاپس از مدتی از استقرارجنگی شروع خواهند گرد۔روسبه ورشو را منحل واز اروپای شرقی خارج شد۔این ناتو بود که با جذب انها در پیمانهای نظامی اهداف جنگ طلبانه را پی گیری گرد۔این شعارانها که روسیه حمله مبکند بخاطر تبرئه خود است از شرایط نظامی واجبار روسیه به جنگ بوجود امده است۔بفرمانده ناتو بایدگفت جناب ژنرال این المان بود که به روسیه با تمام سعی استالین در عدم مداخله در جنگ به روسیه حمله کرد وان فجایع را باعث شد۔شما دردفاع از قربانی وارد اروپا سدید ونه متجاوز ویار گیری در مقابل اتحاد شوروی که متاسفانه اینگونه شد۔چه در اروپا وچه در اسیای جنوب شرقی۔
خسرو ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ | ۲۱:۱۴
عالی بود فقط به این توجه نشده است که چرا روسیه با اینهمه احتیاج به داشتن اکراین در کنارش -- سرزمینهای اکراین ( کریمه و شرق اکراین )را اشغال کرده و بنا را بر دشمنی گذاشته است ؟چرا بهانه به دست امریکا میدهد ؟
امام اول ۲۵ بهمن ۱۴۰۰ | ۲۳:۴۵
جنگ روسیه با اوکراین و بدنبال ان تحریم گاز روسیه بشدت به نفع ایران خواهد بود تا بتواند خلا کمبود گاز در قاره سرد و سبز را جبران کند