یادداشتی در باب قاضی روث بیدر گینزبرگ

سردمدار مبارزه برابری جنسیتی در ابرقدرت دنیایِ جدید بعد از جنگ سرد

۲۹ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۱۱۲۷۸ آمریکا انتخاب سردبیر
حمیدرضا اکبرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جایگاه رفیع گینزبرگ به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و مشهورترین قضات عضو دیوان در طول تاریخ تشکیل آن، غیرقابل تردید است. این جایگاه، حاصل ۲۷ سال تلاش و ممارست بی‌وقفه او در دیوان است که حتی دو دوره درگیری با سرطان نیز مانع او نشد. همچنین پیش‌زمینه او در طی کردن مدارج ترقی به بهترین نحو در دوران دانشجویی، استادی، وکالت و قضاوت، در این امر بسیار تاثیرگذار بود.
سردمدار مبارزه برابری جنسیتی در ابرقدرت دنیایِ جدید بعد از جنگ سرد

نویسنده: حمیدرضا اکبرپور، دکتری حقوق بین¬الملل عمومی و پژوهشگر مهمان پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: بی‌شک و با همه فراز و فرود نظرهایی که همگان در باب ایالات متحده بیان می‌دارند، این سرزمین به مانند کعبه آمال و آرزوهای مهاجرین در قرن بیستم بوده است. اما پدر و مادر روث علی‌رغم خوشبینی، گمان نمی‌کردند که روزگاری دخترشان به سردمدار مبارزه برابری جنسیتی در ابرقدرت دنیایِ جدید بعد از جنگ سرد تبدیل شود. پدر و مادری یهودی که از ادوسای اوکراین که در آن زمان بخشی از شوروی بود به ایالات متحده کوچ کرده بودند. اما بعدها روث اعتراف کرد که با وجود همه سختی‌ها و دشواری‌هایی که در ایالات متحده وجود داشت اما این کشور، فرصت استثنایی را برای بلوغ علمی و پیشرفت کاری در اختیار او گذاشت.

نخستین گام بلندش که برای اهداف متعالی خود برگزیده بود، تحصیل در رشته حقوق بود. با توجه به شرایط آن زمان، تحصیل دختران در دانشگاه و البته رشته حقوق دشوار بود. علاوه بر آن عملاً آینده‌ای هم برای زنان در این رشته قابل تصور نبود. چرا که زن بودن به عنوان بزرگترین مانع بر سرِ راه همه دختران آن روزگار برای ترقی در مناصب و مشاغلی بود که مردانه پنداشته می‌شد. تحصیل و شاگرد اول شدن در دانشگاه‌های کورنل، هاروارد و کلمبیا نیز باعث نشد از سختی مسیر او کاسته شود تا بتواند در حوزه تحصیلی خود، مشغول به کار شود. خود روث هم به این مسیر پرسنگلاخ آگاهی داشت. معتقد بود علاوه بر زن بودن، مادر بودن و یهودی بودنش نیز بر این دشواری افزوده بود.

اما شخصیت متفاوت و خودساخته روث که همواره تحت تاثیر دو نصیحت مادر بود باعث شد دشواری راه را بر خود هموار کند. در واقع نصیحت‌های مادرانه‌ای که او را از عصبی شدن در برخورد با مشکلات منع کرده بود و تاکید بر مستقل بودن داشت، سبب شد روث قاطعانه‌تر و مصمم‌تر در جهان مردانه آن روزگار شکاف یاد کند و برابری جنسیتی را طلب کند. او به جد تاکید داشت که باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا جهان را اندکی بهتر کنیم.

استادی دانشکده‌ حقوق دانشگاه راتگرز در سال‌های آغازین دهه ۶۰ میلادی، آغاز ورود او به عرصه حقوقی بود. دهه ۷۰ میلادی مصادف شد با ورود او به حوزه مشاوره و وکالت که ماحصل آن به سرانجام رساندن پرونده‌های بسیار تاثیرگذار بود. این تاثیرگذاری در جهت آگاه‌سازی جامعه، سیاستمداران و قانونگذاران از تبعیض جنسیتی سیستماتیک بود. آگاه‌سازی نیز به نوبه خود، آغازین تلاش او برای بسترسازی در جهت برابری جنسیتی بود. بسیاری دوران وکالت او را با اقدامات تورگود مارشال، وکیل و پیشرو جنبش حقوق مدنی ایالات متحده در یک دهه قبل از او مقایسه کرده‌اند. کسی که با اقدامات حقوقی، بستر مناسبی را برای رفع تبعیض نژادی و برابری حقوق در دهه ۶۰ میلادی فراهم کرده بود. حال گینزبرگ نیز در همین مسیر اما در حوزه دیگری قدم بر‌می‌داشت.

در دهه ۷۰ میلادی و با گسترش موج دوم فمینیست، چهره‌هایی مانند گلوریا استاینم، بتی فریدان و بلا ابزوگ در عرصه سیاسی و اجتماعی به عنوان رهبران موج دوم فمنیست شناخته می‌شدند. این طیف با تاکید بر جریانات سیاسی و اجتماعی، سعی بر مقابله با تبعیض جنسیتی و برقراری برابری حقوق زن و مرد داشتند. گینزبرگ نیز از سوی دیگر، چه در زمان وکالتش و چه زمانی که به عنوان قاضی دادگاه استیناف حوزه ناحیه کلمبیای ایالات متحده آمریکا (دادگاه تجدیدنظر واشنگتن دی.سی) مشغول به فعالیت بود، به عنوان پیشقدم در تحقق همان اهداف اما در عرصه حقوقی شناخته می‌شد.

اما دوران طلایی گینزبرگ از سال ۱۹۹۳ میلادی آغاز شد. در این سال، از سوی بیل کلینتون به عنوان نامزد عضویت در دیوان عالی ایالات متحده معرفی شد. سرانجام در ۱۰ اوت آن سال به عنوان یکی از ۹ قاضی عضو این دیوان شروع به فعالیت کرد. او توانست به عنوان دومین زن در تاریخ ایالات متحده به بالاترین رکن قضایی این کشور ورود کند. قاضی گینزبرگ در این دوران با صلابت بیشتر، قدم در راهی گذاشت که بستر آن را از زمان وکالت بنیان گذاشته بود. در طول ۲۷ سال تصدی مقام قضاوت در دیوان عالی که تا زمان مرگش در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی ادامه داشت، دارای چنان وجاهتی شد که تاثیرگذاریش در سطح عموم جامعه نیز مشهود و عیان بود. این اثرگذاری، مدیون بازیگری به موقع و متناسب با شرایط و تمایلات حزبی و فکری قضات دیوان بود. تا از این رهگذر به رهاوردِ تعادل نسبی در یکی از اثرگذارترین نهادهای تعیین‌کننده در راهبرد ایالات متحده یاری رساند. کما اینکه در سال‌های اولیه به دلیل تناسب مناسب میان تعداد قضات لیبرال و محافظه‌کار، او نقشی میانه را ایفاء کرد تا بتواند به برابری جنسیتی کمک کند. از سوی دیگر در طول سال‌های ابتدای قرن بیست و یکم، که تعادل دیوان به سمت محافظه‌کاران چرخش کرد و نفرات آنان فزونی گرفت، او هر چه بیشتر به سمت قضات لیبرال چرخید تا بتواند با توجه به وزنی که در دیوان دارد، به تعادل آرا و نظرات کمک‌ کند. همین امر سبب شده است که او را به عنوان یک قاضی همیشه معترض بشناسند. البته که این اعتراض‌ها به گواه بسیاری در جهت حفظ دستاوردهایی بوده است که با تسلط محافظه‌کاران بر دیوان، هراس از دست رفتنشان احساس می‌شد. در این میان، با افزایش تمایلات لیبرالی قاضی گینزبرگ، او دچار لغزش‌هایی هم شد. او با موضع‌گیری علنی در دوران انتخابات سال ۲۰۱۶ میلادی، بی‌طرفی دیوان را زیر سوال برد و موجبات انتقادات گسترده به خود را فراهم کرد. تا جایی که مجبور به عذخواهی شد. 

اما با همه این تفاسیر، جایگاه رفیع گینزبرگ به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و مشهورترین قضات عضو دیوان در طول تاریخ تشکیل آن، غیرقابل تردید است. این جایگاه، حاصل ۲۷ سال تلاش و ممارست بی‌وقفه او در دیوان است که حتی دو دوره درگیری با سرطان نیز مانع او نشد. همچنین پیش‌زمینه او در طی کردن مدارج ترقی به بهترین نحو در دوران دانشجویی، استادی، وکالت و قضاوت، در این امر بسیار تاثیرگذار بود. علاقه وافر به حوزه کاری، تعیین اهداف مشخص و تعهد به انجام آن نیز در شکل‌گیری شخصیت اسطوره‌ای او بی‌تاثیر نبود. این امر به حدی قابل توجه است که هرگز حتی برای یک بار هم از جلسات بحث دیوان عالی غیبت نکرد.

در نهایت، ماحصل همه این کوشش‌ها در طول ۶۰ سال فعالیت، دست یافتن به آرزویی بود که او در دوران دانشجویی در سر داشت و اکنون به گواه همگان به آن دست یافته است. آن مقصود، ساختن جهانی بهتر بود که بی‌گمان نقش او به‌ویژه در حوزه حقوق زنان و برابری جنسیتی بسیار پررنگ است. چرا که اگر رهبران موج دوم فمینیسم را روبنای جنبش حقوق زنان و تحقق برابرخواهی در بستر سیاسی و اجتماعی بدانیم، بی‌شک قاضی گینزبرگ را باید زیربنای این جنبش عظیم خطاب کنیم. چرا که در طول چند دهه به بسترسازی حقوقی دست زد و مستقیم و غیرمستقیم بر تحقق حقوق زنان و مبارزه با تبعیض جنسیتی، اثری غیرقابل انکار گذاشت.

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا برابری جنسیتی روث بیدر گینزبرگ فمنیسم جنگ سرد پایان جنگ سرد پسا جنگ سرد مبارزه مدنی


( ۱۱ )

نظر شما :