آیا بروکسل جایگزین موفقی به جای مینسک خواهد بود؟

بحران قره باغ و مذاکرات بروکسل

۰۶ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۱۲۱۵۴ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
رسول اسماعیل زاده دوزال در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اساسا غرب ول کن قفقاز نیست و شیطنت های غرب در قفقاز قصه دراز دارد و مذاکرات بروکسل نیز خارج از این شیطنت ها نیست. با این حال سران قفقاز جنوبی با شکل گیری این مذاکرات چندان مشکلی ندارند.
بحران قره باغ و مذاکرات بروکسل

نویسنده: دکتر رسول اسماعیل زاده دوزال 

دیپلماسی ایرانی: در حالی که روسیه وارث همه میراث شوروی کمونیست در زیر وزنه سنگین جنگ اوکراین و تحریم های غرب در وضعیت سختی قرار گرفته، غرب با استفاده از فرصت خودفراهم کرده درصدد بیرون راندن روسیه از حاکمیت بر قفقاز جنوبی است. هرچند پوتین خود را پیروز میدان اوکراین می داند و با به رخ کشیدن برترین سلاح های جنگی و نمایش قدرت به زعم او معجزه آسایش درصدد تفوق بر افکار عمومیست و با التیماتوم خود به واسطه قدیروف به غرب مبنی بر حمله برق آسا به لهستان و اشغال این کشور در کمترین زمان و همچنین علی رغم تلاش ها و احضار مقامات دو کشور قفقازی به مسکو و توپ و تشر رفتن به آنها، در مقابل جنب و جوش و رقص دیپلماتیک بروکسل نتوانسته دوام آورد و بازی را که قرار است در استادیوم بروکسل شکل بگیرد، به هم زند. قفقازیان نیز علی رغم وحشت و احتیاطی که نسبت به روسیه دارند، با حضور و ریش سفیدی غرب موافق بوده و از ته دل رضایت دارند.

بدین طریق مذاکرات بروکسل جلوی چشمان پوتین شکل گرفت و روسای متنازع قفقاز به قول ترکان خالا خاطیرین قالماسین گزارش مذاکرات را برای فروکش کردن عصبانیت پوتین و جلوگیری از خطرات احتمالی، به سمع ایشان رساندند.

اساسا غرب ول کن قفقاز نیست و شیطنت های غرب در قفقاز قصه دراز دارد و مذاکرات بروکسل نیز خارج از این شیطنت ها نیست. با این حال سران قفقاز جنوبی با شکل گیری این مذاکرات چندان مشکلی ندارند.

گرجستان اساساً از بدو استقلال، خود را به آغوش غرب انداخت تا بتواند همچون کودک بریده از شیر از پستان غرب ارتزاق کند.

آذربایجان هرچند با ایجاد توازن بین قدرت ها پیگیر سیاست های خود بود، لیکن با توجه به این که دست رد بر سینه گروه مینسک کوبیده و غربی ها را رنجانده و نوعی بی حرمتی و بی‌اعتنایی به غرب نشان داده بود، به دنبال فرصتی بود که این شکاف و جراحت را ترمیم کند. لذا طرح بروکسل فرصت مناسبی در این شرایط بود.
 
پاشینیانِ ارمنستان برخلاف تفکر افراط گرا و روسگرایان پیشرفت های کشورش را در ارتباط با غرب از طریق ترکیه ولو با اعطای هر نوع امتیازی به آذربایجان و ترکیه می داند.

با توجه به این شرایط، حرکت هماهنگ بروکسل برای طرفین بسیار خوش نمایانده شد. با درک شرایط کنونی و رفتار نرم افزارانه و سخت افزارانه پوتین، دو طرف نسبت به ریش سفیدی بروکسلی ها رضایت نشان دادند و حتی از آن استقبال کردند، به طوری که مناقشه قره‌باغ را که زمینه‌های آن از زمان نادرشاه افشار ایجاد شده و با شیطنت روس تزار و با حیلت و زور روس بلشویسم به اوج خود رسیده بود، این بار با وساطت غرب بر سر سفره بروکسل نه در قالب مینسک حل و فصل شود. لذا با کش و قوس های نسبتا طولانی، سرانجام از شرایط موجود و موانع مفقوده استفاده شد و دست توافق دو متنازع قفقازی (پاشینیان و علی اوف) به سوی یکدیگر دراز شد. 

البته هر کشوری به زعم و نفع اش، خود را در مذاکرات می بیند، زیرا در صورت توافق بر سر صلح پایدار و امضای صلح نامه، آذربایجان به ثبات و تضمین تمامیت ارضی خواهد رسید و از این طریق خواهد توانست برنامه ها و سیاست های توسعه و بازسازی قره باغ  را بدون هیچ مزاحمتی به انجام برساند.

ارمنستان نیز اهداف گوناگونی را در این مذاکرات دنبال می کند. پاشینیان از سویی با اپوزیسیون داخلی درگیر است و از سوی دیگر از فرسایشی بودن درگیری ها و قرار گرفتن کشورش در بن بست جغرافیایی و عدم دسترسی به بازار جهانی تجارت و اقتصاد غرب خسته، فرسوده و متنفر. او با پشتوانه اکثریت مردم خود که مخالف جنگ و خواستار صلح اند، به دنبال پیشرفت همه جانبه و ارتباط با جهان غرب است. این مذاکرات در شرایطی ست که روسیه درگیر جنگ با اوکراین است و برای وی اهمیت زیادی دارد. یعنی از این طریق هم خواسته حامیانش را برآورده خواهد کرد و هم اپوزسیون داخلی را زیرنظر خواهد کرد. مخالفان نیکول پاشینیان با تظاهرات مستمر، دولت را تحت فشار قرار داده و عقب‌نشینی از قره باغ را مذمت کرده و توافقات پاشینیان با رئیس جمهوری آذربایجان را رد و با صراحت اعلام می‌کنند که در صورت بازگشت به قدرت همه توافقات با آذربایجان را لغو خواهند کرد و نسبت به برگرداندن «شوشا» و «هادروت» تلاش خواهند کرد.

در این راستا غرب اهداف خود را دارد و در صورت توافق دائمی خواهد توانست روسیه را از قفقاز بیرون رانده و سابقه خوبی را در سوابق صلح طلبی خود به ثبت برساند. حال، با این اهداف هماهنگ  و به ظاهر غیر متنازع و غیر متضاد، مذاکرات در فضای مثبت شکل گرفته و به ادعا و اعتراف مذاکره‌کنندگان حتی به اهداف اولیه شان هم دست یافته اند. الهام علی اوف با اشاره به توافق قریب الوقوع با پاشینیان در خصوص کریدور "زنگه زور"، روند مذاکرات را سازنده و مثبت و رضایت بخش ارزیابی کرده است. او با اشاره به جایگزینی عبارت "حقوق و امنیت جمعیت ارمنی قره باغ" به جای عبارت "خودمختاری قره باغ" استقبال کرده است. این موضوع برای آذربایجان بسیار اهمیت دارد، زیرا هم تمامیت ارضی آذربایجان تثبیت می شود و هم جمعیت ارمنی به عنوان اتباع آذربایجان تنها در چارچوب مقررات بین المللی و حقوق اقلیت های مذهبی و قومی منتفع می شوند. البته علی اوف از جنگ دوم قره باغ با اعلام لغو عناوین "قره باغ کوهستانی" و "قره باغ خودمختار" منطقه را ولایتی جداناپذیر از سرزمین آذربایجان توصیف کرد و عملا خط بطلانی بر تلاش های ارامنه در ارمنی سازی منطقه کشید. موضع‌گیری قابل توجیه الهام علی اوف به انضمام پیروزی هایش در میدان جنگ و اعلان بطلان جمهوری خودمختار قره باغ و همچنین جمع آوری اسناد مثبته و مورد قبول جامعه بین المللی سبب شد که هم در توافق صلح با وساطت پوتین و هم در مذاکرات بروکسل به موفقیت دیپلماتیک دست یابد و مذاکرات و توافقات را تا حدودی به میل آذربایجان پیش ببرد. با این محاسبه، آذربایجان تاکنون، هم اراضی اشغالی شده را آزاد کرده هم خواسته های جدایی طلبان ارمنی را لغو و باطل اعلام کرده است. این پیروزی بزرگی برای آذربایجان است که به گشایش کریدور زنگه زور دست یابد که هم  تمامیت ارضی خود را تثبیت کرده و هم به دنبال آن با پیش قدم شدنش در این زمینه بر امنیت و حقوق ارامنه تاکید کند، خواسته ای که در مذاکرات از موارد درخواست تیم بروکسل و طرف ارمنی است که در حقیقت پیشنهاد ابتکاری الهام علی اف بوده است. 

خاطرنشان می سازد، در اثنای جنگ قره باغ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران با اشراف اطلاعاتی و تحلیلی تمام بر اوضاع منطقه، در یک موضع گیری منطقی و منطبق با اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و با توجه به مقررات بین‌المللی، ضمن تقبیح جنگ و تاکید بر صلح و حفظ تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان و آزادی اراضی اشغالی، به طور همه جانبه گرایانه و با ملاحظه عمق استراتژی و امنیت منطقه بر تامین امنیت جمعیت ارمنی در قره باغ  تاکید کردند. 

گفتنی است اگر دیپلماسی کشورمان در آن مقطع سخنان رهبر انقلاب را محوریت قرار داده در این خصوص فعالیت خود را توسعه می بخشید، دیپلماسی از حالت رکود و جمود به تاثیرگذاری و اطمینان بخشی در فعلیت می رسید. این فرصتی بسیار طلایی در روابط کشورمان با منطقه قفقاز بود.

برخلاف طرفین نزاع و میانجی غربی، روسیه در هیچ شرایطی، از شکل گیری مذاکرات بروکسل و توافقات احتمالی رضایت ندارد، زیرا ارمنستانی که همچنان به عنوان پایگاه نظامی روسیه بوده و هم اکنون نیز مرزبانی ارمنستان در دست روسیه است. روسیه خود عامل اصلی و در استمرار بخشیدن بحران قره باغ نقش اساسی دارد، لذا، روس ها نسبت به خودمختاری قره باغ از ارامنه مصرتر   هستند.

با این حال، مذاکرات بروکسل در شرایطی برگزار می شود که نه تنها سخن از خودمختاری قره باغ نیست، بلکه به حق باید گفت به سطح تامین امنیت ارمنی ها تقلیل یافته است و بالاتر از آن حتی بر گشایش کریدورها تاکید می شود که پیش از این محل نزاع بود. با این وصف روسیه عملا از نقش آفرینی و تاثیرگذاری محروم  و از قفقاز به بیرون رانده می‌شود. با درک این مخاطره معلوم نیست که روس ها چه موضعی را اتخاذ خواهند کرد. علی رغم آن، بر تداوم مذاکرات برای رسیدن به توافقات تاکید می شود، به طوری که شارل رییس شورای اتحادیه اروپا نیز بر ادامه مذاکرات تاکید کرده و از رضایت طرفین برای ادامه مذاکرات تا رسیدن به یک صلح پایدار خبر داده است. 

اما واقعیت آن است که نتایج این مذاکرات هر چه باشد، در بلندمدت نمی‌تواند به نفع قفقاز تلقی شود، زیرا در اصل، اخلالگری می رود و یکی دیگر می آید. با خروج یکی و ورود دیگری بحران امنیت در قفقاز همچنان باقی خواهد بود و ثبات منطقه مخاطره انگیز خواهد ماند. حضور روسیه چندان با حضور فرانسه یا آمریکا و یا هر کشور اروپایی در قفقاز فرقی ندارد. حضور اینان در منطقه، می تواند منشاء بحران های مذهبی، قومی، سیاسی و اقتصادی باشد. منطق و مصلحت منطقه حکم می کند که با برقراری ارتباط همه جانبه و رهایی ارمنستان از بن‌بست جغرافیایی از راه نقش‌آفرینی کشورهای منطقه اعم از سه کشور قفقازی و همسایگان یعنی روسیه، ایران و ترکیه نسبت به برقراری صلح پایدار اقدام شود و این جز با عقب نشینی روسیه از روحیه توسعه طلبی و مداخله جویانه در قفقاز امکان پذیر نخواهد بود.

هر چند این تحلیل بسیار خوشبینانه و ایده آلیست مآبانه می نماید، اما در شرایط کنونی چندان هم دور از ذهن به نظر نمی رسد.

کلید واژه ها: روسیه قفقاز روسیه و قفقاز آذربایجان اروپا اروپا و قفقاز اتحادیه اروپا رسول اسماعیل زاده دوزال بروکسل ارمنستان ارمنستان و آذربایجان


( ۴۰ )

نظر شما :

مجتبی ۰۶ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۱:۴۶
نوشته این به اصطلاح فرد سیاسی بیشتر گرایشات پانترکی و تحریف واقعیت به نفع قوم خاصی است ،((پاشینیانِ ارمنستان برخلاف تفکر افراط گرا و روسگرایان پیشرفت های کشورش را در ارتباط با غرب از طریق ترکیه ولو با اعطای هر نوع امتیازی به آذربایجان و ترکیه می داند.)) اگر منظور شما امتیاز کریدور رنگه زور و قطع مرز ایران است که نه ملت ارمنستان و حاکمیت آن و نه ایران موافق آن نیست ،((او با اشاره به جایگزینی عبارت "حقوق و امنیت جمعیت ارمنی قره باغ" به جای عبارت "خودمختاری قره باغ" استقبال کرده است. این موضوع برای آذربایجان بسیار اهمیت دارد، زیرا هم تمامیت ارضی آذربایجان تثبیت می شود و هم جمعیت ارمنی به عنوان اتباع آذربایجان تنها در چارچوب مقررات بین المللی و حقوق اقلیت های مذهبی و قومی منتفع می شوند)) تضمین باکو چه میتواند باشد ؟؟؟؟؟؟ در فتنه سومقیت تمام کلیساها و قبرستان ارامنه با خاک یکسان شد و کشتار و اخراج ارامنه تسریع شد ،اما چرا نویسنده مقاله از تهدید رهبری نسبت به سیلی بزرگ بر حکومت های درگیر جنگ برای تامین امنیت خود به بیگانگان حرفی نزد ؟؟؟؟؟؟ نویسنده گرامی نمی‌داند که روس‌ها با دادن گذرنامه و هویت شناسنامه روسی قصد ماندگاری دایم در قره باغ دارد ؟؟؟؟؟ در زمین حرف اصلی را روس‌ها میزند ،دیری نیست که به بهانه حمایت از روس‌ها قره باغ روس‌ها همان بلا را بر سر قره باغ بیاورند
آراز ۰۶ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۶:۲۲
مقاله عالی و بی طرفانه ای بود بحران قره باغ باید با در نظر داشتن منافع ملی آذربایجان و ارمنستان و کشورهای همسایه ترکیه و ایران حل و فصل شود
اطلس ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۰۶:۵۲
قره باغ طبق نظر یه خوشبینانه نویسنده محترم پیشنخواهد رفت ، اکثر مقالات این شخص نوعی نفرت قومی مذهبی با چاشنی پانترکی است ،
سعی ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۲۴
مقاله خیلی جالب و جامعی بود خیلی خوب واقعیت قفقاز را به تصویر کشیده است
سعی ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۲۹
مقاله خیلی خوبی بود قرار نیست که همه مقالات تفکرات پانفارسی باشد انگار یادتون رفته همین کشور به دست صفویان و قاجار ساخته شده نه کوروش اوهامی و ارش بی کمان خیالی
خسرو ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۳:۳۵
نوشته متعادلی بود با سیاست واقع گرایانه الهام علیف و پاشینیان -- احتمال صلح و ترقی و توافق افزایش یافته است ولی کاش بجای بروکسل ، این توافقات در تهران جاری میشد ولی اشتباهات وزارت خارجه در دو سال گذشته -- این امکان را از ایران گرفت کریدور زنگه زور یک کانال ارتباط اقتصادی و ترانزیتی اتوماتیک برای آذربایجان خواهد بود در قبال کریدور لاچین برای ارمنستان -- قطع مرز مشترک ایران و ارمنستان نبوده و هرگز نخواهد شد ولی اگر ایران بخواهد میتواند با آزاد کردن کامل و بی قید و شرط عبور و مرور در منطقه آزاد تجاری جلفا -- کریدور زنگه زور را بی اثر کند ولی اینکار با امروز و فردا کردن نمیشود باید خیلی سریع انجام شده و همه طرفها را عملا قانع کنیم که مسیر ایران بهترین مسیر ممکن برای تجارت و رفت وآمد است
علی ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۴:۱۷
نوشته ی عاقلانه ای بود وایشان با اشراف براطلاعات موجود تفسیر قابل قبولی ارائه نمودند. برای ارمنستان محصور مانده میان سرزمین های تورکها ( آذربایجان - تورکیه - گرجستان وآذربایجان ایران) بهترین راه حل ، حل وفصل مشکلات خود باتورکهاست .
محمد ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۴:۳۴
مقاله واقع بین و جالبی هست
حشمتي افشار ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۵:۲۶
مقاله وزینی بود از دکتر اسماعیل زاده بزرگوار روسیه عامل اصلی تنش در منطقه قفقاز در سی سال اخیر بوده است .
نوروز ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۵:۳۶
مقاله ای حاکی از شناخت همه جانبه از قفقاز و بدور از هرگونه تعصب وجانبداری است .مقالات واقعگرایانه بدور از حب و بغض و شعار زده این چنینی در ایران بسیار کم است . متاسفانه برخی از دوستان که با نامهای مستعار و از ترس با پوشش منافقانه بجای افکار ، اشخاص را سیاه نمایی می کنند اینجا نیز بیکار ننشسته اند . قطار که به حرکت درمی آید جغله ها سنگ پرانی شان شروع می شود . سیاست جای بچه بازی نیست . خدا به قلم امثال آقای دکتر اسماعیل زاده برکت دهد ، امثال ایشون افزون باد .
عزتی ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۷:۲۷
تحلیل بسیار عالی و عالمانه
اسماعیل پور ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۲۱:۳۰
تشکر ویژه دارم از دکتر اسماعیل زاد بابت این یادداشتی عالی و جامع شان دکتر رسولزاده به عنوان یک فرد خبره و صاحب نظر در امور قفقاز لپ مطلب را در خصوص مناقشه قره باغ بیان فرموده اند در میان مطالب شان آن قسمت مربوط به دیپلماسی منفعل دستگاه دیپلماسی کشورمان در امور قفقاز و مناقشه قره باغ جالب توجه می باشد امید است تصمیم گیران دستگاه وزارت خارجه در امور قفقاز به جای اینکه به طناب پوسیده فعالان رسانه ای پان ایرانیست به چاه برود از نقطه نطرات صاحب نظران واقعی امور قفقاز استفاده کنند تا بیش از این کشورمان از معادلات کشور حذف نشود.
عباسی ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۲۳:۳۲
یادداشت تحلیلی مفیدی بود از چناب اسماعیل زاده تشکر می کنیم.
امیر ۰۸ خرداد ۱۴۰۱ | ۰۰:۱۲
نویسنده دور از حقیقت و منافع ملی قلم زده و تورکگراست و از ترکیه غول ساخته چون ارمنستان روابط اقتصادی غیرمستقیم خیلی بالایی با ارمنستان از مسیر گرجستان دارد و همینطور گردشگری لذا گشایش مرز چندان به بهبود وضعیت ارمنستان اثر ندارد اسراییل و ترکیه که دشمنی و رقابت شدید با پیشرفت ایران دارند مانع ارتباطات واقعی قوی تهران وباکو هستند و تنگه زور برای ارتباط با نخجوان یعنی گلوی علیف در دهن ارمنستان و به ضرر باکوست و مسیر ایران بهترین است و ایران در ارتباط جاده ای سالهای اشغال قره باغ و دادن گاز در عمل ثابت کرده که ثابت قدم و قابل اتکا برای باکوست
کریمی ۰۸ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۱:۳۶
مقاله حاوی تحلیل بسیار دقیق و اصولی از حوادث منطقه قفقاز جنوبی بوده و نشانگر اشراف اطلاعاتی دقیق نویسنده آن از حوادث تاریخی و اخیر منطقه است. لذا جای تقدیر و تشکر فراوان دارد. در خصوص گروه مینسک باید گفت که این تشکیلات به دلیل عدم کارآیی در طی 30 سال اشغال ارمنستان و بی توجهی به تخریب شهرها، روستاها، مساجد و زیرساخت های آذربایجان و نیز بی توجهی به قتل عام مردم مسلمان آذربایجان علی الخصوص نسل کشی خوجالی از طرف اشغالگران ارمنی دیگر نمی تواند مدعی ایفای نقش جدید باشد. ناگفته نماند که متاسفانه به دلیل اینکه هیچ کشور مسلمانی عضو این گروه نبود همیشه به دلیل گرایشات دینی هر سه کشور عضو از ارمنی ها حمایت می کردند. جا داشت که حداقل یکی از کشورهای اسلامی منطقه یعنی جمهوری اسلامی ایران و یا ترکیه عضو این تشکیلات می شدند. لذا به دلیل جانبداری آشکار گروه مینسک از ارمنستان اشغالگر، این گروه مشروعیت خویش را در حل این بحران عملا" از دست داده است. افزون بر این تجاوز روسیه به اکراین و تحریم گسترده روسیه از طرف غرب عملا" بر این تشکیلات خط بطلان کشیده است. هر چند که تاریخ نشان داده است که همیشه روسیه و غرب به دنبال منافع خویش در منطقه استراتژیک قفقاز بوده اند و بیشتر از منافع مردمان منطقه به منافع خویش توجه نموده اند. ولی یک تفاوت اصلی بین این دو وجود دارد و آن اینکه به دلیل همسایگی روسیه با منطقه همیشه روس ها علاوه بر منافع اقتصادی و استعمار منطقه، تمامیت ارضی کشورهای منطقه را نیز تهدید و حتی بارها نقض کرده اند ولی غربی ها به استعمار اقتصادی بسنده کرده و به دنبال ایجاد آرامش در منطقه بوده اند. لذا در مقابل سئوال نویسنده محترم مقاله باید گفت که بلی غرب و علی الخصوص شورای اروپا می تواند در خصوص برقراری صلح دائمی در منطقه موفق باشد به شرطی که در طرح های خویش جمهوری اسلامی ایران و ترکیه را نیز همراه نماید. چرا که این دو کشور دارای نفوذ زیاد فرهنگی و سیاسی در منطقه بوده و در حفظ ثبات نقش کلیدی دارند. جمهوری اسلامی ایران در راستای منویات مقام معظم رهبری که به صراحت سیاست اصولی کشور را در مواجهه با این بحران بیان نموده اند باید با نزدیکی به آذربایجان و ارمنستان در حل مشکلات و برقراری صلح دائمی اقدام نماید. چرا که ما به دلیل همسایگی با هر دو کشور ضرر و زیان های اقتصادی زیادی در طی دوران اشغال متحمل شده ایم و در شرایط جدید و رفع اشغال باید با فعال نمودن کریدورهای اقتصادی منطقه به دنبال منافع اصولی خویش باشیم. ناگفته نماند که کشور آذربایجان نیز باید در خصوص رعایت حقوق دینی و فرهنگی ارمنی های خویش همانند سایر گروههای اتنیکی و قومیتی آن کشور اقدام نموده و تضمین های لازم را به سازمان های بین المللی در این خصوص بدهد.