در کارزار ضدایرانی

چرا آلمان آتش بیار معرکه شده است؟

۱۲ آبان ۱۴۰۱ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۱۵۶۱۲ اخبار داخلی انتخاب سردبیر
هادی محمدی در یادداشتی می نویسد: نقش پررنگ برخی کشورهای اروپایی در آتش بیار معرکه شدن است؛ از کمک های مالی آشکار و نهان به لابی های ضد انقلاب گرفته تا باز گذاشتن دست آن ها در تعرض به اماکن دیپلماتیک ایران و این اواخر تلاش برای اعمال تحریم های جدید علیه افراد و نهادهای ایرانی. در میان کشورهای اروپایی نیز به نظر می رسد آلمان نقش بیشتری را برعهده گرفته تا جایی که می توان گفت این روزها آلمان نقش نیابتی آمریکا و لابی بین المللی ضد ایران برای فشار به تهران را در اروپا بازی می کند و سردمدار تنش میان تهران و بروکسل شده است.
چرا آلمان آتش بیار معرکه شده است؟

نویسنده: هادی محمدی، دکترای روابط بین الملل و روزنامه نگار

دیپلماسی ایرانی: بیش از یک ماه و نیم از اعتراضات و اغتشاشات در ایران می گذرد و شاهد هستیم با کاهش  نسبی موج آن در داخل ، برخی کشورهای خارجی همچنان سعی دارند با ریختن بنزین بر این آتش، آن را روشن و گرم نگه دارند. در حالی که به صورت معمول این موضوع از مسائل کاملا داخلی محسوب می شود که باید میان یک ملت و حکومتشان حل و فصل شود نه با دخالت دولت های خارجی که خودشان در این حوزه ها پرونده های چندان جالبی ندارند.

نکته مهم در این میان، نقش پررنگ برخی کشورهای اروپایی در آتش بیار معرکه شدن است؛ از کمک های مالی آشکار و نهان به لابی های ضد انقلاب گرفته تا باز گذاشتن دست آن ها در تعرض به اماکن دیپلماتیک ایران و این اواخر تلاش برای اعمال تحریم های جدید علیه افراد و نهادهای ایرانی. در میان کشورهای اروپایی نیز به نظر می رسد آلمان نقش بیشتری را برعهده گرفته تا جایی که می توان گفت این روزها آلمان نقش نیابتی آمریکا و لابی بین المللی ضد ایران برای فشار به تهران را در اروپا بازی می کند و سردمدار تنش میان تهران و بروکسل شده است.

تهران و برلین، البته به جز یکی دو استثنا، به طور سنتی روابط محترمانه و در برهه هایی گرم و ممتازی با یکدیگر داشته اند. به نوعی ایران محوریت خاصی در سیاست های آلمان در منطقه خلیج فارس داشته و متقابلا  آلمان هم دروازه اصلی ورود ایران به حوزه اقتصادی اروپا و موتور روابط ایران و اتحادیه اروپا محسوب می شده، به همین دلیل هم صهیونیست ها و هم گروهی از تندروها در آمریکا به همراه عناصر اصلی لابی ضدایرانی همواره سعی می کردند و می کنند تا برلین را در مقابل تهران قرار دهند.

ظاهر امر نشان می دهد این مخالفانِ روابط خوب تهران و برلین، در جریان نا آرامی های اخیر کاملا موفق شده اند. بهانه هایی همچون ارتباط دادن ایران با جنگ روسیه و اوکراین، به رغم مواضع رسمی و علنی ایران یا دستور کار خاص حزب سبزها و حضور وزیرخارجه سبز این کشور خانم نالنا بـربوک، زمینه ساز مواضع و اقدامات ضدایرانی برلین شده است.

در واقع برخلاف سال های گذشته، پرونده ایران در آلمان تبدیل به یک موضوع و اولویت سیاست داخلی آن کشور شده که این برای اولین بار در تاریخ روابط دو کشور است به گونه ای که حتی در موضوع میکونوس هم پرونده ایران این چنین تبدیل به یک موضوع حزبی و داخلی نشده بود. به ویژه پس از رفتن خانم مرکل و روی کار آمدن دولت جدید و وزیرخارجه جدید این کشور این رفتار تنش آلود و تحریک آمیز نیز بیشتر و عیان تر شده است.

نگاه و سیاست های حزب سبز این کشور که از طریق خانم بربوک بر وزارت خارجه و دولت فدرال آلمان حاکم شده باعث شده تا برخلاف مصالح و منافع دیرینه دو کشور موضوعات روزمره و نه چندان عمیق در تصمیم گیری های احساسی و کوتاه بینانه دولت جدید آلمان اثرگذاری زیادی داشته باشد و چنین نگاهی با 
سوء استفاده از جنگ اوکراین که در افکار عمومی آلمان و اروپایی ها یک موضوع جدی و اولویت این قاره شده بتواند سیاست ضد ایرانی خود را در این کشور و در اروپا پیش ببرد. این که با یک شعبده بازی سیاسی و رسانه ای در یک روز موسسه صلح واشنگتن جایزه شجاعت «اوشی» (نه) را به طور مشترک به مسیح علی‌نژاد! و ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهوری اوکراین اهدا کرد، باید در همین چارچوب دید.

متاسفانه ظواهر امر نشان می دهد برلین دچار رفتار احساسی و غیرعقلایی علیه ایران شده و وزیرخارجه آلمان با اقدامات ضد دیپلماسی  و انسداد روابط دیپلماتیک قدیمی دو کشور، با یک قمار خطرناک، خواسته ها و منافع شخصی و حزبی را به دستور کار دولت فدرال تبدیل کرده و به طور مشخص بدون در نظر گرفتن منافع بلندمدت آلمان، علیه ایران در حال حرکت است. مقامات باسابقه و دیپلمات های حرفه ای و سرد و گرم چشیده در برلین می دانند که این مسائل  فروکش خواهد کرد اما رفتار غیرمنطبق با حقوق بین الملل این کشور فراموش نخواهد شد. اگر چه شاید برخی عناصر ضد ایرانی یک شبه بتوانند روابط سال های دور و سنتی ایران و آلمان را تخریب کنند اما به طور قطع ساختن چنین ویرانه ای که ایجاد می شود، به راحتی اتفاق نخواهد افتاد.

متاسفانه شواهد نشان می دهد برای اولین بار یک  گروه شناخته شده ایرانی ضد جمهوری اسلامی ایران که در میان ایرانیان خارج از کشور نیز محبوبیت زیادی ندارند تبدیل به منبع تصمیم سازی علیه ایران در داخل آلمان و متاسفانه برخی کشورهای دیگر اروپایی مانند فرانسه و حتی تا حدودی بروکسل شده اند. تاسف بارتر این که در این فرایند، متخصصان و ایران شناسان برجسته  یا ایرانیان فرهیخته و معتدل به حاشیه رانده شده اند.

ایران هیچ گاه علاقه ای به افزایش تنش با اروپا و مشخصا آلمان نداشته و به عنوان یک همکار و شریک اقتصادی قدیمی به این کشور نگاه و سعی می کند میان خصومت های تداوم دار آمریکا علیه ایران و رفتار اروپا تفکیک قائل شود. بر همین اساس در قبال رفتار جدید اروپا به ویژه آلمان که می کوشد روابط دو طرف را وارد فاز تقابلی کند، با نوعی درایت و خویشتن داری برخورد کرده است. البته طبیعی است که در صورت ادامه رفتارهای تحریک آمیز و غیردوستانه برلین، تهران درنهایت چاره ای ندارد که قاطع و در عین حال متناسب پاسخ دهد.

اروپا و به ویژه آلمان می باید اشتباه محاسباتی نکنند و با تحلیل غلط، منافع خود را به منافع دولت آمریکا گره نزنند و در قبال کشورمان احساسی عمل نکنند و بر اساس مشورت همان گروه ضد ایرانی، سیاست های خود را طراحی نکنند. اروپایی ها می دانند نباید ایران را که عامل ثبات در خاورمیانه و محلی برای رسیدن به راه حل های مشکلات منطقه است به راحتی و بر اساس خواسته های یک شخص یا گروه های فشار ورشکسته  یا لابی های ضد ایرانی از دست بدهند.

ایران، آلمان و اروپا پرونده های مشترک متعددی دارند؛ از برجام و پناهندگان گرفته تا مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، از افغانستان تا عراق و خلیج فارس که همکاری در آن ها قطعا به نفع طرفین است و هرگونه افزایش تنش با بهانه های واهی به سود هیچ کس به ویژه اروپا نیست./خراسان
 

کلید واژه ها: آلمان ایران و آلمان ایران و امریکا ایران و اروپا اغتشاشات ایران تظاهرات ایران کارزار ضد ایرانی ایران هراسی ایران و غرب


( ۲۲ )

نظر شما :

علی ۱۳ آبان ۱۴۰۱ | ۰۴:۳۲
برام جالب بودکه نویسنده می خواهد بگوید که سیاست خارجه آلمان را گروه ایرانی تعیین می کند آنهم بدون دلیل ومدرک تازه دست آخر دست به نصیحت وزارت خارجه آلمان می زند فکر کنم کشور بززگ آلمان را با یک جزیره دور افتاده اشتباه گرفته فکر می کندرابطه دولت و ملت آلمان چنان ضعیف هست که یک گروه ایرانی می تواند سیاست خارجی اش را تغییر بدهد
ناشناس ۱۳ آبان ۱۴۰۱ | ۰۶:۳۵
اشتباه نکنیم و برای بررسی کشورهای غربی ، به آنها جزیره ای نگاه نکنیم . بعد از جنگ جهانی دوم دول غربی ید واحده شدند . آمریکا رییس و مابقی گرد او حلقه ای تشکیل دادند که می بینیم . اعمال امروز آلمان هم نوعی از تقسیم کار است که نصیبش شده . قرار نیست مثلا فرانسه و یا انگلیس همیشه نقش پلیس بد را بازی کنند . اینبار آلمان عهده دار این مسئولیت شده و نقطه به نقطه مشابه فرانسه چندین سال اخیر عمل می کند . البته نقشها با زیرکی انتخاب می شود . حمله ی روسیه به اوکراین . طرح موضوع خنده دار حمایت نظامی ایران از روسیه و آسیب بیشتر آلمان از این جنگ نسبت به سایر دولتهای غربی ، انتخاب آلمان را توجیه پذیرتر می کند . غرب ایران قوی ، خودکفا و مدعی را برنمی تابد با جمهوری اسلامی و یا با هر سیستم دیگر . ظرفیتها و پتانسیلهای ما را از خودمان بهتر می شناسد . برخی کشورها شاه زاده هستند و برخی رعیت زاده . صبر نمی کنند که شاه زاده به بلوغ برسدو ادعای تاج و تخت کند . قبل از قوی شدن ، سر به نیستش می کنند . درک علت دشمنی بعضا تهوع آور غرب با ایران ، خیلی هم سخت نیست ! هوش سیاسی و یا دانش ژئوفلان لازم ندارد . اگر بتوانیم فقط اندکی خودمان را از زیر فشار سنگین تهاجم رسانه ای غرب خارج کنیم ، حقایق را خواهیم دید . البته اگر بتوانیم . چون سخت ترین قسمت ماجرا ، همینجاست .
مسعود اکبری راد ۱۳ آبان ۱۴۰۱ | ۱۵:۳۳
خوش خیالی و ساده دلی محض است که اقدامات رژیم آلمان را تنها ناشی از فریب خوردن و سادلوحی آنان بدانیم و برنامه های پیچیده آنان را دست کم بگیریم. آلمان در طول یکی دو سال گذشته به منظور نزدیکی هر چه بیشتر به واشنگتن دچار چرخش اشکار در سیاست خارجی و داخلی شده، بطوری که برنامه هایش حتی متحدان نزدیک اروپایی مثل فرانسه را نیز خشمگین کرده است. کنار گذاشتن برنامه ی تولید جنگنده ی مشترک با فرانسه و جایگزینی آن با قرار داد خرید اف سی و پنح از امریکا، مخالفت با تعیین سقف قیمت برای گاز وارداتی از امریکا ، که تمام کشورهای اتحادیه اروپا بجز آلمان موافقش بودند، خبرهایی از همدستی نیروهای نیروهای آلمانی در کنار امریکا و انگلیس در تخریب خط لوله ی نورد استریم یک و دو، سخنرانی چند روز پیش شولتش در رابطه با اراده ی این رژیم برای تبدیل شدن به هژمون نظامی در اروپا و... همه و همه نشان از دگردیس ی آشکار و تهاجهی در سپهر سیاسی آلمان است.
مسعود اکبری راد ۱۳ آبان ۱۴۰۱ | ۲۱:۱۵
سوال پرسیدین چرا، ولی تنها جوابی که به ذهن نویسنده رسیده اینه که فریب خوردن و ساده دل هستن آلمانی ها(!) و بعد به خیال خودشون شروع کردن به نصحی و موعظه المان ها. خوش خیال و هپروتی شما بزرگوارانید! گاهی آدم حیرت زده می شه که تا چه حد یک تحلیل می تونه آبکی و بی معنا باشه و بااینحال در رسانه های ایرانی چاپ بشه صرفا بدین دلیل که طرف مثلا دکترا داره! خوبه که همه دیدیم که چقدر مدارک دانشگاهی ایران بخصوص در علوم انسانی معتبر و دارای بار حقیقی معنایی هستند. نشریه تون داره واقعا به لحاظ کیفی افت می کنه، در بعضی از « مقالات» طرف حتی طرز صحیح جمله سازی و جمله بندی رو هم یاد نگرفته. حیفه واقعا.