تحلیل ساختاری بحران ایران و آمریکا در چارچوب برچر

فعلا در «بحران فعال اما کنترل‌شده» هستیم

۲۶ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۷۰۱ اخبار اصلی خاورمیانه
سید محمد شفیعی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بر اساس چارچوب مدیریت بحران برچر، روابط کنونی ایران و آمریکا در مرحله «بحران فعال اما کنترل‌شده» قرار دارد. مرحله‌ای که در آن تهدید ارزش‌های حیاتی بالا است و احتمال استفاده از زور وجود دارد اما هنوز محدودیت زمانی به سطحی نرسیده است که تصمیم‌گیری را کاملاً فشرده و احساسی کند.
فعلا در «بحران فعال اما کنترل‌شده» هستیم

نویسنده: سید محمد شفیعی، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: در تحلیل درگیری فعلی ایران و ایالات متحده آمریکا بر پایه نظریه «مدیریت بحران» مایکل برچر، نقطه عزیمت نه خودِ درگیری، بلکه نحوه ادراک آن از سوی تصمیم‌گیرندگان است. برچر بحران را وضعیتی تعریف می‌کند که در آن یک بازیگر سیاسی با سه ویژگی هم‌زمان مواجه می‌شود:

۱.تهدید جدی نسبت به ارزش‌های حیاتی
 ۲.محدودیت زمانی برای تصمیم‌گیری
۳.افزایش احتمال توسل به زور

بنابراین، بحران بیش از آنکه صرفاً مجموعه‌ای از رویدادهای عینی باشد، یک وضعیت ادراکی است که در ذهن نخبگان سیاسی–امنیتی شکل می‌گیرد و رفتار آنان را جهت می‌دهد. روابط ایران و آمریکا در بستر یک تعارض ساختاری و مزمن قرار دارد که از سال ۱۳۵۸ شکل گرفته و طی دهه‌های گذشته در قالب‌های مختلف از تحریم اقتصادی و جنگ نیابتی تا تنش هسته‌ای و بازدارندگی منطقه‌ای  بازتولید شده است. در چارچوب برچر، این وضعیت را باید «مرحله پیشا‌بحران» دانست، مرحله‌ای که در آن تضاد منافع وجود دارد اما هنوز سه شرط بحران به طور کامل فعال نشده‌اند. در این سطح، تنش‌ها پایدار اما قابل مدیریت‌اند و بازدارندگی متقابل مانع از لغزش به جنگ مستقیم می‌شود. حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران، توسعه برنامه هسته‌ای ایران، رقابت در عراق و سابقا سوریه و تحریم‌های گسترده اقتصادی، همگی عناصر یک تعارض ساختاری هستند که بستر بالقوه بحران را فراهم می‌کنند. 

با این حال، زمانی می‌توان از «بحران فعال» سخن گفت که یک رویداد مشخص، ادراک تهدید را به سطح ارزش‌های حیاتی ارتقا دهد. در شرایط فعلی از منظر ایالات متحده، پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و احتمال عبور از آستانه هسته‌ای، تهدیدی مستقیم علیه رژیم عدم اشاعه و امنیت متحدان منطقه‌ای واشینگتن تلقی می‌شود. از منظر ایران نیز تهدید حمله مستقیم به تأسیسات هسته‌ای یا زیرساخت‌های نظامی و نیز تلاش برای بی‌ثبات‌سازی داخلی (کمااینکه این تهدیدات اجرایی نیز شده‌اند)، در سطح تهدید به امنیت ملی تعریف می‌شود. در این مرحله، عنصر نخست بحران یعنی تهدید ارزش‌های حیاتی فعال است. عنصر دوم، یعنی محدودیت زمانی، به شدت به نوع رویداد وابسته است. 

در شرایط عادی، زمان تصمیم‌گیری برای هر دو طرف نسبتاً گسترده است و محاسبات راهبردی با تأمل انجام می‌شود. اما در صورت وقوع حمله مستقیم، ترور هدفمند، یا تلفات گسترده نیروهای یکی از طرفین، پنجره زمانی تصمیم‌گیری به شدت کاهش می‌یابد و تمرکز قدرت در سطوح عالی سیاسی – نظامی افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، احتمال خطای محاسباتی نیز بالا می‌رود، مسئله‌ای که در نظریه برچر به عنوان یکی از ویژگی‌های ذاتی بحران شناخته می‌شود. 

سومین عنصر، یعنی افزایش احتمال توسل به زور، در وضعیت کنونی به شکل «کنترل‌شده» وجود دارد. نشانه‌هایی مانند افزایش آماده‌باش نظامی، جابه‌جایی تجهیزات، تهدیدهای علنی و درگیری‌های نیابتی در منطقه حاکی از آن است که ظرفیت درگیری فعال است، اما این ظرفیت هنوز به سطح جنگ مستقیم و فراگیر نرسیده است. بر اساس طبقه‌بندی برچر، چنین وضعیتی را می‌توان «بحران شدید اما مهارپذیر» دانست، بحرانی که در آن بازیگران آگاهانه تلاش می‌کنند دامنه درگیری را محدود نگه دارند. 

نکته کلیدی در این تحلیل آن است که بحران برای ایران و آمریکا یک واقعیت مشترک اما با ادراک‌های متفاوت است. ایالات متحده بحران را قابل مدیریت اما بالقوه بی‌ثبات‌کننده می‌بیند، به این معنا که خواهان جلوگیری از دستیابی ایران به توانمندی بازدارندگی هسته‌ای است، اما تمایل ندارد وارد جنگی شود که هزینه‌های منطقه‌ای و جهانی گسترده داشته باشد. ایران نیز بحران را بخشی از راهبرد مهار آمریکا می‌داند و بر این باور است که واشینگتن به دلیل هزینه‌های بالا و اولویت‌های جهانی دیگر، به ورود به جنگی تمام‌عیار مایل نیست. در نتیجه هر دو طرف بحران را «جدی اما کنترل‌پذیر» ارزیابی می‌کنند. 

از منظر مدیریت بحران، رفتار دو طرف بیشتر به الگوی «مدیریت محدودکننده» نزدیک است تا  اینکه به مدیریت تشدیدکننده یا مصالحه‌ای نزدیک باشد. در این الگو، بازیگران ضمن حفظ بازدارندگی و حتی انجام اقدامات محدود نظامی، تلاش می‌کنند دامنه درگیری از کنترل خارج نشود. استفاده از ابزارهای نیابتی، حملات محدود، پاسخ‌های متناسب و پیام‌های بازدارنده همگی در راستای جلوگیری از عبور بحران به جنگ فراگیر تفسیر می‌شوند. در عین حال، وجود کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم، از طریق کشورهایی مانند عمان، قطر یا در برخی مواقع سوئیس، نقش سوپاپ اطمینان را ایفا می‌کند و مانع از قطع کامل ارتباط می‌شود.

اینکه چرا بحران تاکنون به جنگ مستقیم تبدیل نشده، در چارچوب برچر با سه متغیر قابل توضیح است:

۱. هزینه‌های بسیار بالای جنگ منطقه‌ای که می‌تواند کل خاورمیانه و بازار انرژی جهانی را بی‌ثبات کند.

۲. وجود بازدارندگی متقابل که توان موشکی و شبکه منطقه‌ای ایران در برابر برتری هوایی و فناوری نظامی آمریکا را شامل می‌شود.

۳. محاسبه عقلانی رهبران که می‌دانند تشدید کنترل‌نشده می‌تواند پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی ایجاد کند.

به بیان دیگر، هر دو بازیگر در وضعیت «بازدارندگی بحران‌محور» قرار دارند، در این حالت دو طرف در بحران زندگی می‌کنند اما از عبور به جنگ اجتناب می‌کنند. 

با این حال، نظریه برچر هشدار می‌دهد که بحران‌ها ذاتاً ناپایدارند. اگر یکی از متغیرها مانند افزایش شدید تلفات، حمله مستقیم به زیرساخت حیاتی، یا تغییر در ادراک تهدید دچار جهش شود، بحران می‌تواند وارد مرحله «تشدید سریع» شود. در چنین حالتی، محدودیت زمانی افزایش می‌یابد و فضای تصمیم‌گیری عقلانی کاهش پیدا می‌کند. بنابراین آینده این درگیری بیش از آنکه تابع توان نظامی باشد، به مدیریت ادراکات و کنترل سیگنال‌های بازدارنده وابسته است. 

در جمع‌بندی می‌توان گفت که بر اساس چارچوب مدیریت بحران برچر، روابط کنونی ایران و آمریکا در مرحله «بحران فعال اما کنترل‌شده» قرار دارد. مرحله‌ای که در آن تهدید ارزش‌های حیاتی بالا است و احتمال استفاده از زور وجود دارد اما هنوز محدودیت زمانی به سطحی نرسیده است که تصمیم‌گیری را کاملاً فشرده و احساسی کند. این وضعیت نه صلح است و نه جنگ، بلکه نوعی تعادل ناپایدار در بستر بازدارندگی متقابل است. تداوم این تعادل به توانایی دو طرف در مدیریت ادراک بحران و جلوگیری از خطای محاسباتی وابسته است، خطایی که در منطق برچر می‌تواند یک بحران مهارپذیر را به جنگی پرهزینه و گسترده تبدیل کند.

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا بحران بحران میان ایران و امریکا مایکل برچر سید محمد شفیعی مدیریت بحران ایران ایران آمریکا جنگ جنگ مستقیم بازدارندگی بازدارندگی متقابل


( ۲ )

نظر شما :