آنکارا نقش ژئوپلتیکی خود را بازتعریف میکند
کنشگری دوگانه جمهوری آذربایجان در روابط با اسرائیل و ترکیه
نویسنده: حمیدرضا جوادی قلعه
دیپلماسی ایرانی: کنشگری جمهوری آذربایجان در معادلات منطقهای بهویژه در پیوند با ترکیه و اسرائیل، بیش از هر زمان دیگری واجد ابعاد چندلایه و تا حدی متعارض شده است. تحولات اخیر در قفقاز جنوبی، بهویژه تلاش ترکیه برای فعالسازی مجدد گذرگاه مرزی علیجان پس از بیش از سه دهه انسداد، نشان میدهد که آنکارا در حال بازتعریف نقش خود بهعنوان یک گره ژئوپلیتیکی در زنجیرههای تأمین جهانی است. این اقدام را باید در چارچوب راهبرد کلان ترکیه برای تبدیلشدن به مسیر امن انتقال کالا و انرژی، در شرایطی که مسیرهای دریایی سنتی با تهدیدات فزاینده مواجهاند، تحلیل کرد.
در این میان، ابتکاری که تحت عنوان «طرح صلح و رفاه» (تریپ) مطرح شده، تلاشی است برای تقویت کریدور میانی و کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی طولانی. اهمیت این طرح نهفقط در کاهش زمان انتقال کالا میان شرق و غرب، بلکه در بازآرایی مسیرهای ژئواقتصادی است که میتواند موازنههای پیشین را به چالش بکشد. در این چارچوب، تأکید ترکیه بر ثبات داخلی و قابلیت اطمینان خود بهعنوان یک مسیر ترانزیتی، بخشی از گفتمان مشروعیتبخش به این راهبرد محسوب میشود.
نکته قابل توجه، تقابل ضمنی این مسیر با طرحهای پیشین غربی، بهویژه طرحی است که بر محور اتصال هند، خلیج فارس و اروپا از طریق اسرائیل استوار بود. در الگوی جدید، مسیر پیشنهادی عملاً اسرائیل را دور میزند و در عوض، بر محور ترکیه – قفقاز تمرکز میکند. این جابهجایی، صرفاً یک تغییر فنی در مسیرهای حملونقل نیست، بلکه نشانهای از بازتعریف اولویتهای ژئوپلیتیکی و ائتلافهای منطقهای نیز بهشمار میرود.
در سطح عملیاتی، راهبرد ترکیه بر دو مسیر کلیدی تکیه دارد؛ یکی اتصال زمینی خلیج فارس به اروپا از طریق عراق و دیگری تقویت کریدور میانی که برای نخستینبار امکان پیوند مستقیم قفقاز به بنادر ترکیه را فراهم میکند. چنین ساختاری در صورت تحقق میتواند جریان انرژی و کالا را از مسیرهای پرهزینه دریایی به خطوط زمینی منتقل کرده و وابستگی به گلوگاههای پرریسک را کاهش دهد.
در این میان، نقش جمهوری آذربایجان از یک بازیگر صرفاً ترانزیتی فراتر رفته و به یک عنصر کلیدی در تأمین انرژی اروپا ارتقا یافته است. باکو، بهواسطه دسترسی به منابع غنی دریای خزر، میتواند در معادلات انرژی اروپا نقشی جایگزین برای روسیه ایفا کند. با این حال، پیچیدگی اصلی در نحوه توازنبخشی این کشور میان روابطش با بازیگران مختلف است.
جمهوری آذربایجان که در سالهای اخیر روابط نزدیکی با اسرائیل داشته، اکنون در چارچوب همکاری فزاینده با ترکیه، در موقعیتی قرار گرفته که ناگزیر از مدیریت نوعی دوگانگی راهبردی است. از یکسو، پیوندهای امنیتی و فناورانه با اسرائیل برای باکو اهمیت دارد، و از سوی دیگر، همگرایی اقتصادی و ژئوپلیتیکی با ترکیه بهعنوان شریک راهبردی، وزن فزایندهای پیدا کرده است. این وضعیت، جمهوری آذربایجان را در نقطه تلاقی منافع متعارض قرار داده و آن را به نمونهای از یک کنشگر چندسطحی در محیط پیچیده منطقهای تبدیل کرده است. بر همین اساس به نظر میرسد که با توجه به تعارض منافع آشکار ترکیه و اسرائیل در سوریه و تلاش نظریهپردازان امنیتی صهیونیست برای تعریف ترکیه به عنوان یک تهدید وجودی، مثلث جمهوری آذربایجان – ترکیه – اسرائیل بیش از هر زمان دیگری در مسیر تقابل قرار دارد.


نظر شما :