دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 15 اسفند 1393      9:0
تهران در صنعا چه می‌خواهد؟

بازی ایران در یمن

تحلیلگران در هفته‌های آتی احتمالا نه تنها شاهد نشانه‌هایی از میانجی‌گری ایران برای سامان دادن به شرایط در یمن خواهند بود، بلکه حتی ممکن است عدم حضور تهران را شاهد باشند.

نویسنده: الکس واتانکا

دیپلماسی ایرانی: در ماه ژانویه که حوثی ها (گروه شیعه زیدی) کنترل را در یمن در دست گرفتند و عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور تحت حمایت غرب در صنعا مجبور به استعفا و فرار از پایتخت شد، بسیاری در منطقه به این نتیجه رسیدند که یکی دیگر از کشورهای عرب تحت کنترل ایران درآمد.

اما در این اظهار رعب و وحشت از افزایش نفوذ ایران در منطقه که بیشتر از سوی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس مطرح می شود، نقش ایران در تحولات یمن احتمالا بزرگنمایی شده است؛ سابقه جنگ و درگیری داخلی در یمن به چندین دهه قبل باز می گردد و ایران هیچگاه نقشی تعیین کننده در روند تحولات ایفا نکرد. اگرچه این مسئله نیز صحت دارد که رد پای ایران در خاک یمن همواره قابل مشاهده بوده است، حتی پیش از انقلاب اسلامی، شاه ایران در دهه 1960 از جنگجویان یمنی در برابر شبه نظامیان مارکسیست حمایت کرد. در زمان حال نیز می توان رد پای ایران را در تحولات یمن مشاهده کرد: اگرچه در روند قدرت گرفتن حوثی ها و طبق برخی ادعاها کودتا در صنعا، نشانه ای از جاه طلبی های تهران دیده نمی شود، اما پس از تحولات یمن نیز نمی توان به طور کلی منکر نقش ایران شد.

داستانی پشت داستان دیگر

نظر جمهوری اسلامی ایران اولین بار در اواخر دهه 1980 و در زمان پایان جنگ هشت ساله عراق و ایران به یمن جلب شد. در سال 1990 زمانی که یمن و عربستان سعودی در پی تصمیم صنعا برای حمایت از عراق پس از حمله صدام حسین به کویت دچار اختلاف نظر شدند، تهران از فرصت بهبود روابط با صنعا استفاده کرد. اما یمن در آن زمان در موقعیتی قرار نداشت که توجه ایران را به خود جلب کند و از این رو، تاثیرگذاری و نفوذ ایران در یمن طی این سال ها بیشتر تاثیرگذاری ایدئولوژیکی بود. برای نمونه، در اوایل دهه 1990، ایران میزبان دانشجویان مذهبی حوثی بود که طبق گزارش های منتشر شده، در حالی به یمن بازگشتند که از پیام انقلابی و مخالف غرب ایران الهام گرفته بودند. یکی از این دانشجویان، حسین بدرالدین حوثی بود که تا زمان دستگیری و درگذشت در سال 2004، رهبری جنبش حوثی را بر عهده داشت.

مداخله مستقیم ایران در امور یمن تحولی مختص سال های اخیر است. در سال های 2004 تا 2010، حوثی ها شش مرتبه با دولت علی عبدالله صالح، رئیس جمهور تحت حمایت عربستان سعودی در یمن، وارد جنگ شدند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که در پی سقوط صدام حسین در عراق در سال 2003 به طور فزاینده از افزایش نفوذ ایران در منطقه بیم داشتند، تهران را به حمایت از حوثی ها متهم کردند. با این حال، تحلیلگران مستقل در مورد حمایت ایران از حوثی ها شک و تردید داشتند. یوست هیلترمان از گروه بحران بین الملل در سال 2004 در این باره گفت: «ایرانی ها به شدت هوشمندانه عمل کردند. آنها هیچ نقش خاصی در روند تحولات در یمن ایفا نکردند، اما در نهایت اتفاقات به آنها نسبت داده شد و اکنون آنان می توانند روی این مسئله سرمایه گذاری کنند.»

با این حال، یمن به مرور زمان به طور فزاینده به صحنه زورآزمایی میان ایران و عربستان تبدیل شد. جنگ داخلی یمن در سال 2009 به خاک عربستان سعودی نیز کشیده شد و ریاض در پی نگرانی از هرگونه اقدام تهران برای کمک به براندازی صالح، به حمایت از وی ادامه داد. تهران در سال 2012 از برکنار شدن صالح از قدرت استقبال کرد و مقامات ایرانی حمایت خود را از حوثی ها ابراز داشتند، اما میزان مداخله آنها در تحولات یمن و حمایت آنها از حوثی ها مشخص نیست.

اکنون نیز کشورهای حوزه خلیج فارس بر این باورند که ایران بر فعالیت های حوثی ها نفوذ دارد و ایران نیز تلاشی برای رفع این اتهامات نمی کند و گاها به آنها دامن می زند.

اما واقعیت امر این است که تحولات اخیر کم و بیش در نتیجه اتحاد حوثی ها با صالح رخ داد که خواستار بازگرداندن خانواده خود به قدرت در یمن است. حوثی ها در ماه سپتامبر سال 2014 تنها به این دلیل توانستند صنعا را تحت کنترل بگیرند که نیروهای ارتش یمن که صالح هنوز روی آنها نفوذ دارد، هیچ مقاومتی در برابر حوثی ها نکردند. سازمان ملل نیز در ماه نوامبر با تحریم صالح و دو تن از فرماندهان حوثی ها به اتهام همکاری برای برکنار کردن هادی از ریاست جمهوری، به طور رسمی به این اتحاد اشاره کرد.

بررسی حقایق

در این مسئله که ایران از سال 2012 به بعد در تلاش بود در روند در حال تغییر در یمن سرمایه گذاری کند، شکی نیست. طیف تندرو در تهران بر این باورند که حوثی ها در یمن می توانند همانند حزب الله در لبنان، متحدی در بازی منطقه ای ایران باشند. اما بر خلاف حزب الله که می تواند امکان دسترسی به دریای مدیترانه را برای ایران فراهم آورد، حوثی ها در یمن نمی توانند برای دسترسی ایران به تنگه باب المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می سازد، یک میانجی باشند.

روند کنونی امور داخلی یمن دو گزینه را برای ایران فراهم می آورد. تهران می تواند به طور فعالانه از جنبش حوثی علیه هادی حمایت کند و امیدوار باشد اتحاد شکننده تشکیل شده علیه هادی در یمن دوام آورد؛ تهران همچنین می تواند با این حقیقت مواجه شود که موضع سیاسی هادی و نه ایدئولوژی های جدایی طلبانه، عامل پیشروی های حوثی ها در یمن بود و از این رو، ایران اهرم فشار قابل توجهی برای استفاده از آشفتگی داخلی در یمن ندارد. مناظرات داخلی در تهران حاکی از این مسئله است که مقامات ایرانی با فرض درست بودن گزینه دوم اقدامات خود را برنامه ریزی می کنند.

اگرچه تحریک و برانگیختن عربستان سعودی برای ایران ترغیب کننده است، اما مقامات این کشور به خوبی می دانند که جنبش حوثی نیروهای کافی و توانایی کنترل یمن را ندارد. گزینه محتمل در شرایط کنونی یمن بروز جنگ داخلی است که عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.

دامن زدن به آتش جنگ داخلی در یمن در حالی که امکان پیروزی در آن وجود ندارد و احتمالا به درگیری تمام عیار فرقه ای تبدیل خواهد شد در نهایت سبب بدنامی ایران خواهد شد؛ بسیاری خواهند گفت ایران بدون در نظر گرفتن خرابی ها، برای افزایش نفوذ خود از درگیری های فرقه ای در کشورهای عربی استفاده می کند. از سوی دیگر، ادامه آشفتگی داخلی در یمن به افزایش قدرت القاعده در شبه جزیره عربی منجر می شود که این مسئله نیز به نفع ایران نیست.

فرصت از دیدگاهی دیگر

با توجه به اینکه هادی اکنون به شهر بندری عدن واقع در جنوب یمن عقب نشینی کرده است، این کشور احتمالا به زودی بروز درگیری میان دو بخش شمالی و جنوبی را شاهد خواهد بود. تهران به خوبی از این مسئله آگاه است که سامان دادن به شرایط کنونی در یمن ورای توانایی های سیاسی و مالی ایران است. اگر کمک های مالی ایران به حزب الله در لبنان به صدها میلیون دلار محدود شود، حوثی ها به میلیاردها دلار کمک مالی نیاز دارند و ایران که اکنون در پی تحریم های اقتصادی غرب تحت فشار قرار گرفته است، توانایی فراهم آوردن چنین مبالغی را برای حوثی ها ندارد. تنها پادشاهی های حاشیه خلیج فارس می توانند منابع مالی مورد نیاز برای سر و سامان دادن به یمن را فراهم آورند.

تهران همچنین می بایست اقدامات خود را در یمن همگام و همسو با اهداف دیگر خود در منطقه پیش ببرد. بحران یمن همزمان با افزایش مداخله ایران در دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه صورت گرفت. ایران اکنون به شدت در عراق و سوریه درگیر و احتمالا به دنبال راهی برای کاهش تنش ها با عربستان سعودی است.

از سوی دیگر، بحران کنونی در یمن برای ایران یک فرصت محسوب می شود. حسن روحانی رئیس جمهور ایران در تبلیغات انتخاباتی در سال 2013 حتی یک مرتبه به یمن اشاره نکرد، اما در موقعیت های گوناگون از لزوم بهبود روابط با عربستان سعودی سخن گفت و عقب نشینی ایران در یمن می تواند دستیابی به این هدف را تسهیل کند. تحلیلگران در هفته های آتی احتمالا نه تنها شاهد نشانه هایی از میانجی گری ایران برای سامان دادن به شرایط در یمن خواهند بود، بلکه حتی ممکن است عدم حضور تهران را شاهد باشند. خودداری از دخالت در یمن همچنین نشان خواهد داد طیف میانه رو در ایران همچنان از نفوذ کافی برای پیشبرد اهداف خود برخوردار است.

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی



کلمات کلیدی : حوثی ها - یمن
نظرات کاربران
عادل چایچیان
جمعه 15 اسفند 1393      9:57

بازی شیعه - سنی در خاورمیانه هیچ نتیجه ای جز درگیری و رقابت منفی و در نهایت نابودی منابع کشورهای منطقه نخواهد داشت. مگر ما چند بار این تجربه تلخ را باید تکرار کنیم؟ رقابت منفی دولتهای صفوی و عثمانی را دیدیم که چقدر همدیگر را تضعیف کردند و در نهایت دولتهای فرامنطقه ای بردند. رقابت ناسالم شیعه و سنی در عراق و سوریه باعث خونریزی و جنایات زیادی شده، حال سوژه یمن آغاز گردیده است. بس کنید این ماجراجویی بیهوده را.
محمد
جمعه 15 اسفند 1393      21:29

متاسفانه ایران در باتلاق یمن گرفتار شده و هر چه بیشتر دست و پا بزند بیشتر فرو خواهد رفت دخالت در یمن با میل ما بود ولی خارج شدن از این باتلاق به میل ما نخواهد بود
مهرداد، نگینی ازبدخشان
شنبه 16 اسفند 1393      19:53

"واتانکا" نه وطنخواه
ایرانی
سه شنبه 19 اسفند 1393      13:25

یمن هم به زودی به سرنوشت عراق و سوریه دچار میشه.
م. مهدی
پنجشنبه 6 فروردين 1394      11:44

یمن، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و برخی نقاط دیگر در منطقه و حتی خارج از مننطقه همگی در نقش اهرم های ایران می توانند به کار بیایند و تا کنون نیز آمده اند . این قدرت نفوذ ایران در این کشورها و گروه های تحت حمایتش است که سبب شده تا قدرت های جهانی به توان بالای ایران در حل معادلات مهم بین المللی و منطقه ای اذعان کنند . اندیشکده های غربی( امریکایی-اسراییلی ) به این مهم رسیدند که استراتژی ایران در منطقه جواب داده و تهران توانسته به خوبی اوضاع را مدیرت کند و این را ثابت کند که می تواند به عنوان متحد و تکیه گاهی قابل اعتماد برای شرکای خود باشد .
صداقت
دوشنبه 17 فروردين 1394      17:16

برادر محمد شما که اینقدر به سیاست بلد هستید بروید ودر کنار سردار سلیمانی برای مشاوره از وجودت استفاده شود
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>