ایران در کارزار انتخاباتی امریکا

یادداشتی از دکتر سید محمدکاظم سجادپور،‌ استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین المللی برای دیپلماسی ایرانی.
ایران در کارزار انتخاباتی امریکا

دیپلماسی ایرانی : با نزدیک شدن موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا، مبارزات انتخاباتی در این کشور شدت گرفته و روز به روز بر حرارت آن افزوده می شود. رای دهندگان امریکایی معمولا بر اساس موضع گیری های اقتصادی کاندیدا ها و وضعیت اقتصادی خود و چگونگی ارتباط بین وضعیت اقتصادی خود و مواضع اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری تصمیم نهایی خود را اتخاذ می کنند. مسائل غیر اقتصادی کمتر جنبه محوری یافته و اولویت اقتصادی عنصر پایدار و باثباتی در چگونگی رای دهی شهروندان امریکایی است. اما در مواردی مباحث سیاست خارجی نیز جلب توجه کرده به خصوص در شرایطی که امریکا دچار بحران های بین المللی است، مباحث سیاست خارجی نیز مطرح شده و کاندیداها سعی می کنند از قوت خود در مورد سیاست خارجی سخن گفته و رای دهندگان را قانع کنند که در اداره موازین ملی امریکا از موضع برتری نسبت به رقیب خود برخوردارند.

در انتخابات آتی امریکا و مبارزات کنونی کاندید حزب جمهوری خواه یعنی میت رامنی و دموکرات باراک اوباما، مباحث سیاست خارجی اصلی ترین موضوع نیست اما یکی از مباحث اصلی است. هرچند در این انتخابات نیز مباحث اقتصادی جذابیت بیشتری دارند اما مباحث سیاست خارجی نیز حساس بوده و دو کاندید سعی می کنند وضعیت خود را در سیاست خارجی برتر نشان دهند. در میان مباحث سیاست خارجی، موضوع ایران بی تردید اصلی ترین مبحث مناقشه آمیز میان دو کاندید است . در سخنرانی عمده رامنی در مورد امور سیاست خارجی که در موسسه نظامی ویرجینیا در هفته اول اکتبر (هفته اول مهر) برگزار شد، بیش از ده بار نام ایران به کار برده شد. در مناظره بین دو کاندید معاونت ریاست جمهوری یعنی جوزف بایدن و پل رایان که پنج شنبه گذشته (بیستم مهر) برگزار شد، ذکر شد که ایران بزرگترین چالش امنیت ملی ایالات متحده است.

مسئله ایران در انتخابات فعلی چگونه قابل بررسی است؟ چگونه می توان موضوع ایران را در انتخابات جاری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا باید مختصات کنونی انتخابات ریاست جمهوری امریکا سپس مختصات مباحث سیاست خارجی در این انتخابات و سرانجام به طور ویژه به مختصات بحث ایران در مبارزات انتخاباتی مورد توجه قرار داد.

 

شخص رامنی به جناح لیکود و راست اسرائیل نزدیک است و در جناح راست اسرائیل که بخشی از جناح راست جهانی است و در یک تقسیم بندی جهانی افرادی مانند هارپر نخست وزیر کانادا نیز قرار دارد، ایران به عنوان یکی از عناصر شکل دهنده هویت راست جهانی پیونده خورده با صهیونیسم است. به این صورت که مشکلات و مباحث مربوط به بحران ها و چالش های درونی رژیم صهیونیستی و مسائل داخلی و خارجی آن با مطرح کردن تهدید ایران و نظامی کردن ذهنیت امنیتی غرب در رابطه با ایران، مورد پوشش قرار می گیرد.

 

مختصات انتخابات کنونی امریکا

در حال حاضر انتخابات ریاست جمهوری، حول مسئله شخصیت، وضعیت اقتصادی و جهت سیاست خارجی امریکا شکل گرفته است. در مسئله شخصیت باید گفت که نهایتا بحث در مورد شخصیت اوباما و شخصیت رامنی است. این دو شخصیت نه فقط دو فرد بلکه نمایندگی دو جریان اساسی سیاست و جامعه امریکا را به عهده دارند. اوباما مظهر مهاجران نوپا، رنگین پوست، غیر آنگلوساکسون است و از تبار متفاوتی نسبت به بنیان گذاران اولیه اروپایی امریکا برخوردار است. به عبارت دیگر مسئله نژاد، رنگ پوست و جایگاه طبقاتی و جایگاه اجتماعی او با رامنی که بازتاب شخصیت سفید پوست مسیحی آنگلوساکسون است، تفاوت دارد. خود این دو شخصیت نماینده دو طرز فکر اساسی در امریکا هستند. به این معنی که اوباما مظهر چند فرهنگی امریکا و رامنی مظهر یکدستی سفید پوستی امریکا است. باید در نظر داشت که در امریکا هنوز نژاد مهم و برجسته است. مسئله نژاد با مباحث خارجی و بین المللی نیز دارد. تبار اوباما افریقایی است و تبار رامنی اروپایی. به علاوه ماهیت شکل گرفته شخصیت آن ها در مشاغل و مسئولیت های پیشین آن ها نیز منعکس است. رامنی یک سرمایه دار و شخصی ثروتمند است. در حالی که اوباما شخصیتی خودساخته است که به طور نسبی از طبقات فرودست جامعه پله های ترقی را طی کرده و به اوج اداری امریکا رسیده است. این دو شخصیت در این انتخابات نمایش گر تحول و دگرگونی در جامعه امریکا هستند که این خود به وضعیت اقتصادی و اجتماعی امریکا پیوند می خورد.

وضعیت اقتصادی عامل تعیین کننده ای در این انتخابات است. به این معنی که امریکا در یک دوران پرچالش از نظر اقتصادی به سر می برد و با مباحث بیکاری و مخصوصا بیکاری فارغ التحصیلان جوان دانشگاه ها رو به رو است. بحران عظیم بدهکاری و کسری بودجه نیز از دیگر چالش های اقتصادی امریکا است. بدهکار بودن امریکا یکی از مباحث عمده ای است که بازتاب های گوناگونی در جامعه امریکا دارد. لذا مباحث مربوط به شغل، مالیات، خدمات پزشکی و خدمات درمانی و رسیدگی به اقشار فرودست در این انتخابات بسیار حائز اهمیت است. اوباما سعی می کند که نماینده اقشار میانی و فرودست جامعه باشد و رامنی را مظهر طبقات مرفه و فوقانی جامعه معرفی کند. این مباحث اقتصادی نهایتا اثر خود را در رای گیری خواهند داشت اما به طرز قابل توجهی جهت گیری سیاست خارجی هم نیز در این مبارزات مطرح است. جالب آن است که جهت گیری سیاست خارجی در نهایت تشابهاتی را بین این دو کاندید به نمایش می گذارد. اما تفاوت هایی هم دارد. رامنی سخن از امریکای قدرتمند می کند و این که می تواند قدرت امریکا را به شیوه ویژه و خاص خود بازسازی کند و این وضعیت به نفع باقی اقشار اجتماعی هم هست. اما اوباما نگاه دیگری را در سیاست خارجی دنبال می کند که بر همکاری استوار است. اما باید دید که مباحث سیاست خارجی به طور دقیق تر چگونه قابل توضیح است.

مختصات سیاست خارجی

در مباحث سیاست خارجی، جهت گیری اساسی امریکا و وضعیت بین المللی امریکا اصلی ترین موضوع است. فی الواقع دو امریکا در این مبارزات مطرح است؛ امریکای رامنی که قدرت خود را در تقویت نیروهای نظامی، تاکید بر دوستان سنتی مخصوصا در خاورمیانه رژیم صهیونیستی و به نوعی اعمال قدرت جست و جو می کند و تا حدودی پژواک صدای نومحافظه کاران محسوب می شود. امریکای اوباما، امریکای همکاری گرایانه و اعمال رهبری امریکا از طریق مشارکت جهانی و سیاست چندجانبه است. هرچند که در این میان استفاده از ابزار نظامی برای اوباما مطرح است اما اوباما سعی می کند که طرف مقابل خود را نظامی گرا و خود را از نظر نظامی مسلط و قوی معرفی کند. اما مباحث نظامی در این انتخابات  جایگاه خاصی را دارد. رامنی از اوباما انتقاد می کند که نیروهای مسلح امریکا را تضعیف کرده و باید به افزایش بودجه نظامی دست زد و اگر بودجه نظامی به اندازه کافی وجود داشت، بسیاری از مشکلات به وجود نمی آمد. همین طور در بحث حمایت از متحدان خاص امریکا، رامنی تاکید خاصی بر مسئله اسرائیل می کند. در این میان مسئله ایران مطرح می شود و بخش قابل ملاحظه ای از بحث ایران به رابطه ویژه امریکا و اسرائیل بر می گردد. اما باید در نظر داشت که علاوه بر ایران، مسئله روسیه، چین و مبارزه با فعالیت های ضد امریکایی، چگونگی ارائه تصویر جهانی از امریکا نیز از مباحث عمده سیاست خارجی است اما هیچ یک مانند مسئله ایران برجسته و حساس نیستند. علت این حساسیت، پیوند مسئله ایران با مباحث نظامی از یک سو و مباحث مربوط رابطه تل آویو و واشنگتن است.

مختصات بحث ایران

در بحث ایران باید در نظر داشت که بین دو کاندیدا اشتراک نظرهایی وجود دارد. هر دو ایران را تهدید علیه امنیت ملی ایالات متحده امریکا قلمداد می کنند. ایران به طور پیوسته در دهه ها و سالیان گذشته به عنوان یکی از تهدیدات امنیت ملی امریکا قلمداد شده و در این زمینه هیچ اختلافی بین آن ها نیست. به علاوه، هر دوی آن ها نگران این نیستند که بحث های آن ها در مورد ایران در داخل امریکا ایجاد دردسر کند. به این معنی که یک لابی طرفدار ایران در امریکا وجود ندارد و لذا هر دو کاندید در این زمینه مشترکا انتقاد و مخالفت با ایران را مسئله ای کم هزینه و سودآور در سیاست داخلی امریکا می بینند.

اما در عین حال نقاط افتراق و تفاوت نیز بین این دو کاندید در مورد مسئله ایران دیده می شود. ریشه این افتراق ها همان طور که ذکر شد، مسئله ارتباط سیاست های ایالات متحده و سیاست های اسرائیل است. شخص رامنی به جناح لیکود و راست اسرائیل نزدیک است و در جناح راست اسرائیل که بخشی از جناح راست جهانی است و در یک تقسیم بندی جهانی افرادی مانند هارپر نخست وزیر کانادا نیز قرار دارد، ایران به عنوان یکی از عناصر شکل دهنده هویت راست جهانی پیونده خورده با صهیونیسم است. به این صورت که مشکلات و مباحث مربوط به بحران ها و چالش های درونی رژیم صهیونیستی و مسائل داخلی و خارجی آن با مطرح کردن تهدید ایران و نظامی کردن ذهنیت امنیتی غرب در رابطه با ایران، مورد پوشش قرار می گیرد.

این مسئله یعنی برخورد تند و خشن و گفتمان نظامی در مورد ایران در یک سال گذشته به طور پیوسته ای توسط نتانیاهو مورد استفاده قرار گرفته و بسیاری از کارشناسان سیاسی در ایالات متحده و جهان بر این باورند که یکی از هدف های عمده وی از به کار بردن این گفتمان متمرکز بر سیاست داخلی امریکا و شکست دادن اوباما و زمینه سازی برای پیروزی رامنی بوده است. به عبارت دیگر مسئله پیوند بین جناح راست رژیم صهیونیستی و جناح راست امریکا، یکی از چالش های اصلی سیاست داخلی در امریکا برای اوباما بوده و در این زمینه اختلافات آن ها نه صرفا بر چگونگی اداره مسئله ایران، بلکه بر نحوه استفاده از این بحث در سیاست داخلی امریکا است. در این میان باید به این واقعیت توجه کرد که در طی دو دهه گذشته حزب جمهوری خواه امریکا به طور شگفت انگیز و کم سابقه ای به جناح راست اسرائیل نزدیک تر شده و گفتمان های مذهبی در این رابطه بی اثر نبوده است. مظهر این نزدیکی را می توان در دوره بوش در پیوند مذهبی و فراسیاسی بین اسرائیل و امریکا مشاهده کرد.

 

به نظر نمی رسد هیچ کدام تمایلی به راه اندازی جنگ جدیدی و این بار با ایران داشته باشند. حتی رامنی در نگاه برخی از کارشناسان امریکایی نمی خواهد که در صورتی که پیروز شود، دولت خود را با جنگ آغاز کند. آغاز دولت بحران زده با جنگ چندان سودمند نیست. برای اوباما هم که معتقد است سیاست هایش در مورد ایران از کارایی برخوردار بوده، هرچند که نباید از اندیشه تحرکات نظامی غفلت کرد، راه حل نظامی چندان سودمند نیست.

 

اما مسئله دیگری که در بین این دو کاندید در رابطه با مسئله ایران متفاوت است، کیفیت برنامه هسته ای ایران است و در این زمینه دو نکته اساسی وجود دارد. یکی از این دو نکته کارایی تحریم ها است. آیا تحریم هایی که علیه ایران اعمال شده توانسته تهدید هسته ای ایران را برای امریکا و اسرائیل کمتر کند یا تغییری در این زمینه به وجود نیامده است؟ گروه راست تلاش دارد بگوید که این تحریم ها کارا و کافی نبوده تا از این طریق اول به تحریم های بیشتری علیه ایران دست بزند و از طرف دیگر زمینه را برای خشن تر کردن فضا علیه ایران فراهم کند. اما نکته دوم ارزیابی از کیفیت واکنش نسبت به برنامه هسته ای است. در این زمینه بحث فنی و دقیقی در مورد مفهوم موسوم به خط قرمز وجود دارد. جناح راست، رامنی و نتانیاهو خط قرمز را توانایی (Capability) ایران می بینند. به این معنی که هر اندازه توانایی عمومی هسته ای ایران بالا رود، برای اسرائیل و امریکا خطرناک تر است. اما دولت اوباما تاکید می کند که خط قرمز به معنی لزوم تغییر خط مشی امریکا درباره برنامه هسته ای ایران، نظامی شدن برنامه هسته ای و تولید بمب هسته ای است. این تفاوت یکی از تفاوت های ظریفی است که در انواع مناظره ها و گفت وگو ها و کشمکش های انتخاباتی مشاهده می شود. جناح راست به شدت بر طبل جنگ می کوبد تا بتواند ناکارآمدی سیاست اوباما را به نمایش بگذارد. هدف از طرح جنگ در رابطه با ایران جذب آرای بیشتر و نشان دادن امریکای قدرتمند تری است. اما اوباما هم با توجه به این که در جامعه امریکا تمایل و علاقه ای در سطح عمومی به باز کردن جنگ جدیدی وجود ندارد و دو جنگ عراق و افغانستان به اندازه کافی انرژی و حوصله مردم امریکا را صرف خود کرده اند، تلاش می کند طرف مقابل یعنی رامنی را جنگ طلب و آتش افروز معرفی کند. در مدت اخیر رامنی با توجه به این که از طرف اوباما جنگ طلب معرفی شده است، سعی کرده در عین حفظ موضع تند و سخت خود در مقابل ایران، تعدیل هایی هم ایجاد کند تا از معرفی شدن به عنوان یک چهره جنگ طلب فرار کند. اما به هر حال در فاصله کوتاهی که تا انتخابات وجود دارد، این مسئله یعنی چگونگی برخورد با مسئله ایران بسیار حائز اهمیت است و فی الواقع به راحتی می توان گفت مباحث مربوط به ایران از یک سو ربطی به ایران ندارد و به نحوه گفتمان های داخلی در امریکا و روابط رژیم صهیونیستی و جناح های سیاسی در امریکا دارد. با این وجود مرتبا نام ایران تکرار می شود.

اما یک پرسش اساسی مطرح است و آن هم این که اگر هر یک از این دو کاندیدا به قدرت برسند در مورد ایران چه سیاستی را دنبال خواهند کرد؟ پاسخ به این سوال از یک جهت روشن نیست. اما این مسئله روشن است که به نظر نمی رسد هیچ کدام تمایلی به راه اندازی جنگ جدیدی داشته باشند. حتی رامنی در نگاه برخی از کارشناسان امریکایی نمی خواهد که در صورتی که پیروز شود، دولت خود را با جنگ آغاز کند. آغاز دولت بحران زده با جنگ چندان سودمند نیست. برای اوباما هم که معتقد است سیاست هایش در مورد ایران از کارایی برخوردار بوده، هرچند که نباید از اندیشه تحرکات نظامی غفلت کرد، راه حل نظامی چندان سودمند نیست.

نتیجه این نگاه کوتاه به آینده این است که بحث ایران و حمله نظامی به ایران به عنوان یک کالای انتخاباتی تا چند هفته دیگر کارایی خود را از دست خواهد داد. هرچند که از نظر استراتژیک در این زمینه باید دقت داشت. در مجموع از آن چه گفته شد به نظر می رسد انتخابات کنونی امریکا هرچند با مباحث اقتصادی و لشگرکشی دو اردوگاه و دو تفکر اجتماعی در امریکا در پیوند است و رای دهندگان عمدتا بر اساس مباحث داخلی رای خواهند داد، اما مباحث سیاست خارجی و مسئله ایران به طرز شگفت انگیزی برجسته است. برجستگی مسئله ایران را باید عمدتا در کیفیت مباحث سیاست داخلی امریکا و پیوند جناح های داخلی امریکا با جناح های درونی رژیم صهیونیستی در نظر گرفت./12

کلید واژه ها: امریکااسرائیلايرانانتخابات رياست جمهوريسيد محمدكاظم سجادپور


نظر شما :