دورنمای روابط تهران با آمریکای لاتین

ایران از احساسات ضدآمریکایی استفاده کند

۲۶ آبان ۱۳۹۱ | ۰۱:۴۵ کد : ۱۹۰۸۶۵۱ اخبار اصلی آمریکا
مهدی محتشمی کارشناس مسائل امریکا و امریکای لاتین در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که تهران می تواند از احساسات ضدآمریکایی دولت ها در منطقه آمریکای لاتین به نفع خود استفاده کند
ایران از احساسات ضدآمریکایی استفاده کند

دیپلماسی ایرانی: عمده تحولاتی که شاهد هستیم پس از انتخاب جرج بوش به ریاست جمهوری  در امریکا و نگاهی به پیشینه کشورهای امریکای لاتین است که عمدتا دولت های راست گرا بودند. در حقیقت از سال ۱۹۷۰ به بعد کودتاهایی علیه حکومت های نظامی در امریکای لاتین رخ داد که اکثر دولت هایی که بر سر کار آمدند دولت های راست گرا بودند.

پس از انتخاب بوش وضعیت در کشورهای امریکای لاتین متناسب با انتظاری که مردم و حکومت ها برای پیشبرد اهداف اقتصادی داشتند، برآورده نشد و حتی شاهد آن بودیم که در امریکای لاتین وضعیت دوقطبی پدید آمد. به عبارت دیگرکشورها به دو قطب تقسیم می شدند، یک بخش آن جامعه سرمایه دار و پیشرفته و برخوردار اقتصادی و قشر وسیع دیگری که از ابتدایی ترین امکانات هم برخوردار نبودند. این روند به مرور زمان منجر به این شد که طیف گسترده حکومت های راست یکی پس از دیگری سقوط کرده و دولت های چپ به قدرت برسند. ناگفته نماند هر حکومتی چه جمهموری خواه و یا دموکرات در امریکا، کشورهای امریکای لاتین و مرکزی ر ا به عنوان حیات خلوت خود می داند.

بنابراین به دلیل سرخوردگی هایی که میان توده مردم کشورهای امریکای لاتین ایجاد شد گرایش آنها به سمت حکومت های چپ کشیده شد. همانطور که می دانید در برزیل که یکی از گسترده ترین کشورهای امریکای لاتین است، حکومت چپ کارگری بر سر کار آمد. در آرژانتین که یک حکومت راست گرا و طرفدار امریکا بود نیز همین روند را شاهد بودیم، در نیکاراگوئه، اروگوئه و یا شیلی نیز چنین حکومت هایی بر سر کار آمدند.

این مساله موجب شد تا اندازه ای فضای سیاسی در این کشورها به گونه ای تغییر کند که به لحاظ نوع حکومت ها گرایش آنها به سمت جمهوری اسلامی و بالعکس بیشتر شود. باید به این نکته نیز اشاره کرد که این ارتباطات از دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد آغاز نشد، بلکه در دوران ریاست جمهوری خاتمی اوج روابط ایران و برخی از کشورهای امریکای لاتین شکل گرفت، به عنوان مثال یکی از کشورهای امریکای لاتین کشور ونزوئلا بود که پنجمین اجلاس سالانه اوپک در آن برگزار شد و در این کنفرانس سید محمد خاتمی حضور پیدا کرد که همین مساله مبنایی برای گسترش روابط با این کشور و کشورهای دیگر امریکای لاتین شد.

در دوران احمدی نژاد با توجه به گرایش سیاسی وی که به سمت کشورهای امریکای لاتین و افریقایی بود، این ارتباطات به لحاظ رفت و آمد، افزایش پیدا کرد. اما درباره اینکه این دستاوردها چگونه بوده نیز باید گفت، در برخی از این کشورها همانند ونزوئلا روابط تقویت شده و ایران سرمایه گذاری هایی را در این کشورها کرده است.

نکته مهمی که در ارتباط با کشورهای امریکای لاتین باید در نظر گرفته شود این است که این ارتباطات نباید صرف دولت ها و افراد نباشد، چراکه در این صورت هر اتفاق و تغییری در این کشورها منجر به مشکلاتی برای ایران خواهد شد. به معنای دیگر ایران باید روابط خود را با این کشورها فارغ از اینکه چه شخصی در آن کشور حاکم است تنظیم کند و یا به گونه ای روابط را توسعه دهد که ارتباطات دو کشور را تقویت کرده و دستخوش مشکلات بعدی نشود. به ویژه آنکه جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از این کشورها سرمایه گذاری هایی کرده است که باید بازده لازم را برای منافع کشور داشته باشد.

به طور خلاصه باید گفت احمدی نژاد در طول دوران ریاست جمهوری خود تلاش زیادی برای گسترش ارتباطات با این کشورها داشته است، اما باید دید که به تناسب سرمایه گذاری سیاسی که ایران در قبال این کشورها داشته، بازدهی که متناسب با مصالح و منافع مردم باشد، بوده است. از سوی دیگر آیا می توان از کشورهای امریکای لاتین به عنوان یک هدف اقتصادی و سیاسی بهره برداری لازم را کرد؟باید این مساله را بررسی کرد که تا چه میزان به آن نتایج مطلوب دست پیدا کردیم.

منافع استراتژیکی کشورهای امریکای لاتین برای ایران

ایران با برخی از این کشورها روابط دو سویه ای دارد همانند کشور ونزوئلا که به نظر می رسد این روابط بسیار تقویت شده است، چراکه در بعد سیاسی در مجامع بین المللی و مناسبت ها همیشه هماهنگی ها میان دو کشور بوده است. اما متاسفانه با برخی از کشورها انتظاری که می رفت و توجه و سیاستی که ایران نسبت به آن کشورها داشت، تحقق پیدا نکرد. به عنوان مثل برزیل. این کشور به عنوان هشتمین کشور اقتصادی دنیا شناخته شده و بسیار پیشرفته است که توانسته در مسائل سیاسی و اقتصادی دستاوردهای زیادی داشته باشد. پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در این کشور علیرغم آنکه رئیس جمهور منتخب دیلما روسف از حزب کارگری هم بود، اما روابط ایران و برزیل رو به سردی گرایید.

برخی از کشورهای دیگر موقعیت و جایگاه استراتژیکی ندارند به این دلیل که کشورهای کوچکی بوده و بیشتر کشورهای متقاضی هستند. از جمله آنها می توان نیکاراگوئه، بولیوی و اکوادور را نام برد که توان اقتصادی زیادی که بتوان روابط دو جانبه اقتصادی پایاپای را تشکیل داد، وجود ندارد. البته این کشورها می توانند در برخی مقاطع سودمند باشند، همانند مجامع بین المللی و سازمان ملل که رای دارند، چراکه از نظر سیاسی علیه ایران رای نمی دهند و از این نظر برای ایران نقش مثبتی دارند. اما نمی توان گفت توازن دوسویه ای با این کشورها ایجاد شده است، ضمن آنکه موقعیت برخی از این کشورها برای جمهوری اسلامی از منظر جغرافیایی و سیاسی استراتژیک نیست، به دلیل آنکه کشورهای همسایه و خاص برای ایران موقعیت استراتژیک دارند و نه کشورهایی همانند نیکاراگوئه و اکوادور.

برخی از این کشورهای امریکای لاتین که با آنها اشاره شد در منطقه ای واقع شدند که فارغ از تلاطم های سیاسی که حکومت های چپ بر سرکار آمدند، تحت نظر و کنترل شدید امریکا هستند.

همچنین در پایان درباره مواضع مشترک ضد امریکایی ایران و کشورهای امریکای لاتین نیز گفت، به دلیل آنکه این دولت ها چپ گرا هستند و در شرایط موجود خوشایند و همسو با دولت امریکا نیستند، فرصت و موقعیتی را به وجود می آورد که ایران حداقل به صورت روانی هم که شده در منطقه امریکا دوستانی داشته باشد . چراکه دلیل مواضع سیاسی که آنها دارند با مواضع جمهوری اسلامی ایران همپوشانی دارد. /14

 

کلید واژه ها: امریکاامریکای لاتینکشورهای امریکای لاتین


نظر شما :