مشکلات همکاری با همسایه شمالی

روابط ایران و روسیه پس از توافق هسته‌ای راهبردی نمی‌شود

۲۰ تیر ۱۳۹۴ | ۱۸:۳۰ کد : ۱۹۴۹۷۷۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا پرونده هسته ای
مسعود رضائی، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: پارادایم ذهنی روسیه نسبت به ایران یک پارادایم قدیمی و سنتی است و بیشتر برای دهۀ 80 میلادی کارایی دارد تا زمان کنونی.
روابط ایران و روسیه پس از توافق هسته‌ای راهبردی نمی‌شود

نویسنده: مسعود رضائی، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: پنج شنبه هفته گذشته، روسیه میزبان نشست سران سازمان همکاری شانگهای در شهر «اوفا» پایتخت جمهوری خودمختار باشقیرستان بود. رؤسای جمهور ایران و روسیه در حاشیه این جلسه دیدار دوجانبه داشتند. شنبۀ گذشته نیز دریادار سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش به همراه هیأتی نظامی برای حضور در اجلاس فرماندهان نیروی دریایی کشورهای حاشیه دریای خزر و بازدید از نمایشگاه دستاورد های دفاعی – دریایی روسیه به این کشور سفر کرد و بنابر گزارش های موجود، طرف روسی به هیات ایرانی فروش طیف گسترده ای از تسلیحات و تجهیزات نظامی دریایی را پیشنهاد کرده است.

از طرفی همان طور که سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه گفته بود، به احتمال زیاد موضوع عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای در نشست پیش رو با حمایت روسیه مورد بررسی جدی قرار گیرد. امکان توافق هسته ای میان ایران و شش قدرت جهانی، این شرایط جدید را پیش روی دو کشور قرار داده است. در صورت تحقق چنین فرضیه ای، متعاقباً هر دو کشور عرصه های جدیدی را برای بسط روابط دوجانبه تجربه خواهند کرد. به همین جهت، سطوح مختلف روابط تهران - مسکو و چشم انداز آتی آن از اهمیت فراوان منطقه ای و جهانی برخوردار است. اما با وجود ضرورت های ژئوپلتیکی، منطقه ای و جهانی در روابط ایران و روسیه، شواهد و فرآیندهای شکل گرفته، بیانگر آن است که روابط دو کشور مبتنی بر همکاری و اعتماد متقابل نبوده است. بدون تردید، «سوءظن و بی اعتمادی» را می توان با در نظر گرفتن عنصر «تاریخ»، پارادایم اصلی و غالب روابط دو کشور در نظر گرفت. فارغ از ملاحظات تاریخی، حتی با توجه به فضای چند ماه اخیر در روابط دو کشور هم می توان به دلایل روشنی اشاره کرد که خوش بینی در خصوص نزدیکی و همگرایی بیشتر ایران و روسیه را با ابهام و تردید مواجه می کند.

دو کشور دارای جایگاه ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک هستند؛ این موضوع بیشتر از آنکه باعث نزدیکی دو کشور شده باشد؛ به طور طبیعی آنها را به رقیب یکدیگر تبدیل کرده است. از طرفی، امروزه منطقه گرایی بر جهانی شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می کند بهترین روابط را با همسایگان خود داشته باشد. اما نگاه روسیه به همسایۀ جنوبی اش پیچیده و چندگانه است. بر همین اساس ما هیچ گاه با روس ها، همکاری های جدی و پایداری نداشته ایم؛ دلیل آن هم به غیر از ضعف ایران، به ماهیت تاریخی و فرهنگ حاکم بر سیاست خارجی روسیه برمی گردد. آنها خودشان را خیلی بزرگ می دانند و از همین رو قائل به افزایش و نزدیکی همکاری های خود با ایران نیستند.

با تمام این شرایط، ایران همواره تلاش کرده است تا ابتکاراتی را در روابط با روسیه ارائه کند که عنصر ایرانی را نزد کرملین کاملاً جذاب و قابل اتکا فرض نماید؛ اما این موضوع در مورد روسیه صادق نیست. دلیل آن هم عدم تقارن در اولویت ها و تفاوت در نیازهای دوجانبه، منطقه ای و جهانی آنهاست. در این ارتباط، روسیه به سطح خاصی از تعامل و روابط با ایران اعتقاد دارد. به طور مثال در مذاکرات هسته ای یا تحریم های شورای امنیت نه از ایران حمایت و دفاع کرده و نه در روند مذاکرات علیه ایران کارشکنی. همین رفتار روسیه، رضایت غرب و همچنین نارضایتی آشکار ایران از کیفیت مشارکت روسیه در مذاکرات و روابط دوجانبه را توجیه می کند. از طرفی آنها برای ایران تعریف دارند و آن اینکه با جلوگیری از حملۀ نظامی به ایران، امنیت مرزها و مناطق جنوبی روسیه حفظ شود و به موازات آن هم ایران در نزدیکی به غرب ناکام بماند و به اندازه ای قوی نشود که برای منافع سنتی روسیه مشکل ساز شود؛ آن هم در شرایطی که خاورمیانه، ابزارها و امکان نرم افزاری بیشتری در اختیار ایران برای مشارکت با غرب قرار می دهد که روسیه تا حد زیادی فاقد آن است. بر همین اساس می بینیم روس ها در تعامل با ایران جابجایی راهبردی دارند. در اینجا موضوع به «فقدان تداوم و ثبات در سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران» با عنایت به «عنصر غرب» مربوط می شود که در قالب آن می توان به درک بهتری از شرایط حاکم بر روابط دو کشور پی برد. اما به طور کلی و در یک دسته بندی می توان به دلایل راهبردی نشدن روابط دو کشور اشاره کرد:

نخست، منطق نزدیکی دو کشور از دیدگاه راهبردی- سیاسی و بر مبنای دفع تهدید غرب (آمریکا) و در قالب گسترش همکاری­های نظامی و امنیتی برای افزایش نقش هر دو کشور مهم است. اما اراده روس ها صرفاً به جلوگیری و محدودسازی نفوذ آمریکا در منطقه «خارج نزدیک» واقعیت دارد. یعنی همکاری های دو کشور نه ناشی از درک مشترک تهدید و اراده برای مقابله با آن، بلکه به واسطه نگرانی از تسلط آمریکا بر جهان و تک قطبی شدن نظام بین الملل صورت می گیرد. دو کشور تنها در مورد افغانستان و تا حدودی سوریۀ کنونی همکاری جدی داشته اند و سایر موارد را نمی توان به طور دقیق مصداق همکاری دانست. ظرف سه سال سال اخیر هم نقش آفرینی روسیه در خاورمیانه، بیشتر از آنکه راهبردی باشد، تاکتیکی و واکنشی به پیشروی های غرب بوده است. در شرایط کنونی هم روس ها ایدۀ اتحاد راهبردی را تنها برای چین و هند مطمح نظر دارند. اگرچه عرصه های همکاری چین و هند با آمریکا بسیار بیشتر و گسترده تر از همکاری آنها با روسیه است. سطح مقامات بازدید کننده از کشورها می تواند شاخص مهمی در اهمیت دولت ها برای یکدیگر باشد. عموماً رؤسای جمهور روسیه در شرایط عادی مایل به سفر به ایران در قالب روابط دوجانبه نیستند. در حالی که به طور مثال روس ها در بالاترین سطح سیاسی به چین، هند، ترکیه و یونان سفر می کنند.

انرژی، عامل دیگری در بسیاری از منازعات جهانی است و در روابط ایران و روسیه نیز نقش اساسی ایفا می­کند. اتحادیه اروپا نیازمند تنوع بخشیدن به شرکا و تأمین­کنندگان انرژی خود (به خصوص با توجه به بحران اوکراین) است. اگرچه روسیه به صورت جدی مخالف ناآرامی های عراق و سوریه است، اما سقوط بشار اسد هم (در صورت وقوع) می­تواند پایانی بر پروژۀ گازی ایران- عراق- سوریه باشد که از میدان پارس جنوبی و از طریق پیمودن ایران - عراق - سوریه - لبنان به سمت اروپا حرکت کند. از این منظر، روسیه و ترکیه منافع همسویی دارند. این مسئله می­تواند تضمین کنندۀ موقعیت انحصاری روسیه در بازار صادرات انرژی به اروپا باشد. لذا روسیه در این دعوا ملاحظات ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک مختلفی دارد و حاضر به جان بخشیدن به ایران در این حوزه نیست. بنابراین در بازار انرژی نیز ایران و روسیه متحد یکدیگر نیستند، بلکه رقیب جدی یکدیگرند.

از طرفی روس ها متوجه شده اند که ایران قدرت جدید نوظهور در منطقه است و از زمانی که روحانی روی کار آمده پیشرفت های فوق العاده ای در مذاکرات با غرب روی داده، رفتار و مشروعیت بین المللی ایران در جایگاه بهتری قرار گرفته و حتی رکورد مذاکرات جهانی در دیدارهای هسته ای با ایران زده شده است. این موضوع و قابلیت جدید ایران در ایجاد کانال مستقیم با آمریکا به هیچ وجه خوشایند روسیه نیست. افزون بر آن، با وجود نزدیکی مواضع ایران و روسیه در خصوص تحولات خاورمیانه و سوریه، عربستان سعودی به­عنوان رقیب دیرینه ایران، گفتگوهایی مهم را در خصوص خرید تسلیحات سنگین با روسیه انجام داده است که این موضوع، توازن قوا را به ضرر ایران تغییر خواهد داد. ایگور سواستیانوف، معاون شرکت صادرات سلاح "روس اوبورون اکسپورت" به تازگی از آمادگی مسکو برای ارسال سامانه موشکی "اسکندر- ام" به عربستان سعودی خبر داده است. حال تصمیم سیاستمداران روس برای صادرات این سلاح عملیاتی - تاکتیکی می تواند پیام مشخصی هم برای غرب و هم ایران باشد. در خصوص غرب پیام روشن است؛ اما در مورد ایران، می تواند حاوی پیامی برای منصرف کردن ایران از نزدیکی احتمالی به آمریکا در فردای توافق هسته ای قلمداد شود. برخی از کارشناسان و مقامات روس آشکارا اعلام کرده اند که "یک ایران طرفدار آمریکا، برای روسیه به مراتب از یک ایران مجهز به سلاح هسته ای خطرناک تر است". نکتۀ جالب اینکه به اعتقاد متخصصان روسی، موشک اسکندر- ام به طور خاص برای از بین بردن سیستم های دفاع موشکی و اهداف زمینی طراحی شده است. درست زمانی که عربستان برای ایران از یک رقیب منطقه ای به یک تهدید جدی منطقه ای تبدیل شده است، این امر از طرف مسکو بدون در نظر گرفتن ملاحظات تهران در حال رخ دادن است. با درک این موضوع که روسیه در شرایط تحریم و بحران اوکراین، به منافع اقتصادی این معامله می اندیشد، اما در چنین شرایطی اگر همین امروز ایران با اوکراین و یا گرجستان سطح پیوندهای نظامی و یا حتی اقتصادی خود را افزایش دهد، روس ها یقیناً مراتب ناخشنودی خود را به صورت آشکارا در مقابل دوربین اعلام می کنند و سریعاً با اقداماتی سیاسی، هشدارهایی به ایران می دهند.

موضوع اس 300 نیز در روابط دو کشور نکات آموزنده ای به همراه خود دارد. در جریان دیدار رؤسای جمهور دو کشور در مسکو در مارس 2001، موضوع تحویل این سامانه به ایران، به صورت جدی مطرح شد. با این حال، مقامات روس در ابتدا از فروش این سامانه به ایران خودداری کردند. ملاحظۀ آنها ابتدا این بود که این سامانه موشکی، بیش از هر ابزار نظامی دیگر، سبب واکنش منفی در غرب می شود. این موضوع در جریان فروش سامانه مذکور به قبرس در سال 1998 مشاهده شد؛ اقدامی که پس از آن، ترکیه واکنش شدیدی نشان داده و یک بحران دیپلماتیک بزرگ در منطقه شرق مدیترانه به وجود آمد. اما سال 2007 درست زمانی که بحث استقرار سامانه های موشکی آمریکا در شرق اروپا (چک و لهستان) مطرح شد، روسیه با فروش آن به ایران در واکنش به غرب موافقت کرد. با این حال، در سال 2010، دیمیتری مدودیف به عنوان بخشی از سیاست احیای روابط خود با آمریکا در چارچوب استراتژی «از سرگیری مجدد» با اوباما، تحویل اس 300 را به ایران ممنوع اعلام کرد. موضوعی که می توان آن را ادامۀ توافق مخفیانۀ سال 1995 گور- چرنومیردین میان ایالات متحده و روسیه تلقی کرد که روس ها در آن زمان متعهد به کاهش فروش تسلیحات به ایران شده بودند. این بار نیز تصمیم روسیه درباره این سامانه، تحت تأثیر ماهیت روابطش با آمریکا اتخاذ شد. این امر، امتیازی بود که از سوی روس ها در مقابل تجدیدنظر آمریکا در طرح های خود مبنی بر استقرار سامانه موشکی در اروپای شرقی اعطا می شد.

با طولانی شدن موضوع پس از چند سال و عدم تحویل آن، در اواخر فروردین ماه ولادیمیر پوتین دستور لغو ممنوعیت فروش آن را صادر کرد؛ این فرمان از یکسو تاکتیکی و برای پیچیده تر کردن بازی خود با غرب بر سر اوکراین بود و از دیگر سو به این نگرانی کرملین برمی گشت که موقعیتش در جهان در پی بهبود روابط تهران - واشنگتن به خطر بیافتد. به همین جهت اکنون می بینیم همچنان روس ها در عمل به آن تعهد تردید دارند و هیچ جدول زمان بندی هم برای واگذاری آن قائل نیستند. گفتۀ سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در مورد «عدم تحویل این سامانه در آیندۀ نزدیک» شاهدی بر این رفتار دوگانه است. در صورتی که مقامات مسکو، توقف خط تولید این سامانه را بهانه می کنند می توانند اس 400 را به ایران تحویل دهند که هم اکنون درصدد فروش آن به برخی کشورها هستند. اما به احتمال زیاد اس 300 را تحویل نخواهند داد؛ و بنابر مشاهدۀ نیاز و ضرورت طرف ایرانی به سامانه های دفاع موشکی و هوایی، اصرار دارند تحویل سامانۀ متفاوت آنتی -2500 را جایگزین اس 300 کنند.

علاوه بر این، در این ماجرا روسیه مایل است تا منافع سایر بازیگران منطقه ای را نیز لحاظ کند. در نظر داشتن منافع اسرائیل برای روسیه در درجه اول قرار دارد و همان طور که «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور این کشور نیز در اظهاراتی عنوان کرده است «روسیه به روابط و پیوندهای دوستانه و بسیار قوی خود با اسرائیل پایبند و متعهد است.» علاوه بر این، شکی نیست که اس 300 قادر است به ابزاری پایدار در دست مسکو برای چانه زنی در مقابل آمریکا، عربستان و اسرائیل قرار گیرد. این موضوع و نفس عمل آن در سایر موارد نیز به نوبۀ خود شک و تردیدها را نسبت به ارتقاء روابط ایران و روسیه بیشتر می کند. به همین دلیل، آنچنان نمی توان به همسویی سیاست ها و منافع دو کشور پس از توافق هسته ای هم امیدوار بود.

واقعیت این است که در محیط منطقه‏ای ایران تضادهای امنیتی متقاطع وجود دارد و بهره گیری از پیمان های امنیتی، مطلوبیت زیادی را برای ایران ایجاد می‏کند؛ اما در خصوص پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای نیز با عنایت به رویکرد کنونی روسیه و حتی چین، این اطمینان وجود ندارد که آیا ایران با سرمایه­گذاری روی این بلوک­بندی دستاوری کسب خواهد آورد یا خیر؟ لذا اگر جمهوری اسلامی ایران خواهان گسترش مناسبات دفاعی و امنیتی با فدراسیون روسیه است، تحقق این موضوع باید با توجه به نقشۀ روندهای امنیتی موجود در جهان و روابط دفاعی - امنیتی جدید با مختصات قرن بیست و یکم باشد. مختصاتی که کشورها امنیت خود را به یک نهاد و یا جبهۀ امنیتی محدود نمی کنند.

با این حال مشکل اینجاست که پارادایم ذهنی روسیه نسبت به ایران یک پارادایم قدیمی و سنتی است و بیشتر برای دهۀ 80 میلادی کارایی دارد تا زمان کنونی. هرچند ما نیز در مقاطعی در قلمرو حساس سیاست خارجی به جای تمرکز بر «ضرورت»، بر «تمایل» پافشاری کرده ایم و در پی این اشتباه به این ذهنیت روس ها ناخواسته کمک کرده ایم؛ به همین جهت ساختار روابط ما با روسیه دچار مشکل شده است و روسیه فکر می کند مدتهاست در حال حمایت از ایران است. طبیعتاً تحت این شرایط، فکر کردن و یا سخن راندن از «روابط راهبردی» با واقعیت های موجود در روابط دو کشور همخوانی ندارد. تا حدودی فضای پس از توافق هسته ای، می تواند ساختار پیشین و حاکم بر روابط دو کشور را به آرامی تغییر دهد.

کلید واژه ها: ایران و روسیهروس ها درایراناس 300


( ۲ )

نظر شما :