ارزیابی هجدهمین نشست بین المللی دوحه

قطر؛ از قدرت نمایی در برابر عربستان تا نیاز به ایران

۲۶ آذر ۱۳۹۷ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۸۰۶۵۷ اقتصاد و انرژی خاورمیانه انتخاب سردبیر
سید جلال ساداتیان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: اگرچه نمی توان به یک مشارکت جدی میان ایران و قطر به دلیل عدم اطمینان به دوحه اندیشید، ولی در شرایط کنونی، توان اقتصادی قطر و ثروت هنگفت این کشور می تواند پتانسیل های مناسبی را برای ورود سرمایه به ایران شکل دهد؛ به خصوص که یکی از چهار محور اعلامی هجدهمین دوره نشست بین المللی دوحه ناظر بر مسئله امنیت، صلح، میانجیگری و تحولات منطقه به پیشرفت اقتصادی تاکید داشت.
قطر؛ از قدرت نمایی در برابر عربستان تا نیاز به ایران

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – تنها شش روز بعد از سی و نهمین نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در شهر ریاض، پایتخت عربستان با حضور سران عربستان، کویت و بحرین و در غیاب سران سه کشور قطر، عمان و امارات متحده عربی، شاهد برگزاری هجدهمین نشست بین المللی دوحه با نام "سیاست گذاری در دنیای درگیر" به مدت دو روز در چهار محور اساسی امنیت، صلح، میانجیگری، پیشرفت اقتصادی و تحولات منطقه بودیم که دیروز(یکشنبه) به کار خود پایان داد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی اهداف و برنامه های احتمال دوحه در برگزاری این دور از نشست، آن هم به فاصله کمتر از یک هفته از نشست سران شورای همکاری خلیج فارس و نیز تحلیل جایگاه ایران در این میان، گفت وگویی را با سیدجلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در انگلستان و کارشناس مسائل خاورمیانه انجام داده است که در ادامه از نظر می گذارنید:      

شش روز پس از برگزاری نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در ریاض که امیر قطر و پادشاه عمان از حضور در آن سر باز زدند، شنبه و یکشنبه هفته جاری هجدهمین نشست دو روزه بین المللی دوحه برگزار شد. از دیدگاه شما اهداف و برنامه های دوحه از برگزاری این دور از نشست، آن هم در فاصله کمتر از یک هفته از نشست شورای همکاری خلیج فارس چیست، به خصوص که در این دور میهمانانی از جمله محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، ماریا فرناندا اسپینوزا گارسز، رئیس مجمع عمومی سازمان ملل و وزرای امور خارجه ترکیه، ژاپن و عمان و همچنین معاون وزیر امور خارجه بریتانیا در امور خاورمیانه و نادیا مراد، برنده صلح نوبل در این نشست حضور داشتند؟

باید قبول کرد که با تغییر شرایط قطر از پنجم ژوئن 2017  به دلیل همسو نبودن دوحه با جریان عربی به رهبری ریاض، اکنون اهداف برگزاری هجدهمین نشست دو روزه بین المللی دوحه با هفده دور پیشین تفاوت های جدی پیدا کرده است. از این در سایه اقتضائات جدید ناشی از تحریم این کشور اهداف و برنامه های متعددی را می‌توان برای برگزاری این نشست دو روزه در قطر از منظر نگاه دوحه پیدا کرد. 
قطر بعد از تحمل فشارها و تحریم‌های بیش از یک سال و نیمه عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر اکنون به یک ثبات و مدیریت شرایط داخلی خود رسیده است.  در حال حاضر مسئله ذخایر غنی گازی قطر و همچنین اعتبار و نفوذ شبکه الجزیره سبب شده تا دوحه، هم از نظر اقتصادی و تجاری و هم از نظر حفظ وجهه خود نزد افکار عمومی منطقه‌ای و جهانی در برابر فشارها و تحریم های کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، چهره یک کشور مستقل را نشان دهد. لذا همین تلاش های رسانه ای و نیز فعالیت های دیپلماتیک، موقعیت این کشور را در خاورمیانه بهبود بخشیده است.
از طرف دیگر به هر دلیل تنش هایی میان ایران و قطر بر سر پرونده ای مانند سوریه و دیگر مسائل وجود داشته است، اما در این مدت یک سال و نیم دوحه خود را هماهنگ تر از قبل با سیاست های تهران دیده است. لذا مناسبات دو کشور اکنون در وضعیت بهتری قرار دارد. البته این مسئله به معنای همسویی کامل نظرات دو کشور در همه ابعاد نیست، اما میزان همراهی دوحه و تهران در مناسبات منطقه ای به مراتب بهتر از گذشته شده است.
با این تفاسیر قطر سعی دارد تا هرچه بیشتر و پررنگ تر خط سیاسی خود را از عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج فارس جدا کند. در نتیجه از یک سو دعوت سعودی ها را برای شرکت در نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در ریاض قبول نکرد و در سطح بسیار پایینی در این نشست شرکت نمود و از طرف دیگر به فاصله کمتر از یک هفته سعی در برگزاری هجدهمین نشست بین المللی خود کرده تا با نمایش استقلال سیاسی، جایگاه و نفوذ خود را در منطقه و جهان بهبود بخشد. از این رو، می توان گفت، قطر با برگزاری چنین نشستی ضمن این که دیپلماسی عمومی خود را به رخ عربستان کشید که اکنون به واسطه قتل خاشقجی و تجاوز به یمن زیر حملات و فشار افکار عمومی جهانی قرار دارد، عملاً به ریاض نشان داد که حضور در نشست سران شورای همکاری خلیج فارس برای دوحه اهمیتی نداشته است.

اما در نگاهی کلان تر می توان این دست از اقدامات قطر را تغییر راهبرد این کشور و گرایش به سمت یک ائتلاف سازی در برابر عربستان سعودی در منطقه دانست یا این رفتارها نوعی تلاش برای تدوام مقاومت در برابر فشارهای ریاض است؟ 

در یک نگاهی واقع بینانه می توان گفت که پاسخ به این سوال شما می تواند هر دو وجه را در خود مستطر داشته باشد. هم تداوم مقاومت در برابر فشار و تحریم عربستان و هم نوعی تلاش برای ایجاد یک ائتلاف منطقه ای جدید، به خصوص که بارها سران و مقامات دوحه از نیاز و ضرورت شکل گیری یک ائتلاف جدید منطقه ای و مرگ تدریجی شواری همکاری خلیج فارس سخن گفته اند. اما در این میان باید عنوان داشت که مسئله ائتلاف اساساً یک بار معنایی خاصی را ایجاد می‌کند. چرا که کشورهای حاضر در یک ائتلاف باید بیشترین میزان هماهنگی را در یک مسئله داشته باشند. اکنون چنین فضایی میان ایران و قطر، علیرغم بهبود مناسبات دو کشور وجود ندارد. هر چند که من تلاش دوحه را برای ایجاد این ائتلاف کتمان نمی‌کنم. یقیناً قطر سعی دارد با ایجاد یک ائتلاف در برابر شورای همکاری خلیج فارس، قدرت نمایی بیشتری داشته باشد و حتی نیم نگاهی به تصرف جایگاه عربستان در میان کشورهای عربی دارد. مضافا که با نگاهی به کشور ها و شخصیت های دعوت شده به این نشست می توان این تحلیل را هم داشت که اکنون قطر به دنبال استفاده از ظرفیت و پتانسیل تمام کشورها، سازمان ها و نهادهای جهانی برای افزایش نفوذ و قدرت خود است تا بتواند در برابر فشارهای عربستان سعودی هر چه بیشتر و بهتر مقاومت کند و از طرف دیگر در رقابت با عربستان و ریاض از او پیشی گیرد. لذا چنانی که اشاره داشتید علاوه بر محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان، شخصیت هایی نظیر آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، ماریا فرناندا اسپینوزا گارسز، رئیس مجمع عمومی سازمان ملل و وزرای خارجه ترکیه، ژاپن و عمان و همچنین معاون وزیر خارجه بریتانیا در امور خاورمیانه و نادیا مراد، برنده صلح نوبل نیز در این نشست حضور داشتند. 
با نگاهی به مدعوین و حاضرین در هجدهمین نشست بین المللی دوحه می توان گفت که قطر، هم به ظرفیت‌های اقتصادی ترکیه ایران و ژاپن و عمان چشم دوخته و هم به ظرفیت‌های سیاسی و دیپلماتیک سازمان ملل نگاه دارد تا استقلال رویه خود در سایه نمایش عدم انزوایش به جهان نشان دهد. در حال حاضر نیز مساله تبعات سنگین سیاسی و اقتصادی تجاوز عربستان سعودی و امارات متحده عربی به یمن و رسوایی قتل جمال خاشقجی دامن ریاض و شخص محمد بن سلمان را گرفته، بهترین فرصت برای پیاده کردن این طرح قطر به وجود آمده است.  

با این تفاسیر و نیم نگاه دوحه به ایجاد یک ائتلاف جدید، منطقه خاورمیانه و غرب آسیا در سایه تقابل این ائتلاف با ائتلاف عربی با محوریت ریاض به کجا خواهد کشید؟ 

اکنون بسیار زود است که بخواهیم در مورد تشکیل ائتلاف مدنظر دوحه سخن بگوییم. من پیشتر گفتم مسئله ائتلاف و تشکیل آن از لحاظ سیاسی و دیپلماتیک کار چندان آسانی نیست، به خصوص که میان تهران و دوحه مسائل حل نشده بسیاری وجود دارد. از آن طرف ترکیه نیز اقتضائات خاص خود را در منطقه دنبال می‌کند. اگر چه در ظاهر آنکارا و دوحه را می‌توان نمایندگان جریان به اندیشه‌ اخوان المسلمین در خاورمیانه دانست، اما هر دو کشور به واسطه تفاوت‌های فرهنگی عربی و ترکی، اقتضائات خاص خود را دارند. لذا این مسئله تشکیل ائتلاف با اما و اگرهای بسیاری روبه رواست. از آن طرف عربستان سعودی هم در سایه مسئله قتل جمال خاشقجی و همچنین مسئله تجاوز به یمن در وضعیت چندان مناسبی قرار ندارد. لذا در مجموع نمی‌توان گفت که ابتدا به ساکن این دو محور و تقابل آن ها، تحولات منطقه را تحت الشعاع قرار خواهد داد. ثانیا این که تقابل دو ائتلاف نمی‌تواند تاثیر جدی بر خاورمیانه و غرب آسیا بگذارد. اکنون مسئله تنش تهران - ریاض و مهمتر از آن تهران - تل آویو و تهران - واشنگتن است که سمت سوی تحولات را در منطقه و جهان تعیین می‌کند. با وجود نکات مطرح شده باز تأکید می‌کنم اگر چه در سایه تلاش های دوحه تاکنون چیزی به نام ائتلاف مدنظر قطر شکل نگرفته است، اما باید اذعان داشت که در حال حاضر نوعی مشارکت میان دوحه، تهران وآنکارا در خاورمیانه و غرب آسیا شکل گرفته که یک جبهه را در برابر محور عربی به مرکزیت عربستان سعودی شکل داده است. در نتیجه اگرچه برگزاری هجدهمین نشست بین المللی  روزه دوحه، آن هم در این شرایط خاص منطقه اقدام بسیار مهمی در راستای شکل دادن ائتلاف مدنظر قطر است، اما این کشور راه بسیار طولانی برای اهداف و برنامه های کلان خود در پیش دارد.

در حال حاضر احتمالاً قطر پس از خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، از شورای همکاری خلیج فارس نیز خارج خواهد شد تا همه راه هایی که منتهی به نفوذ ریاض علیه دوحه می شود، بسته شود. از طرف دیگر به واسطه بازگشت تحریم های آمریکا علیه ما، تهران به دنبال پررنگ کردن مناسبات اقتصادی و تجاری خود با در سطح منطقه و جهان، به خصوص همسایگانی مانند قطر است. در سایه این نکات به نظر شما  مناسبات تجاری و اقتصادی دو کشور برای سال آتی را چگونه خواهد بود؟ 

مناسبات قطر و ایران از دو بعد قابل بررسی است؛ اولاً، مسئله روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور است که در این خصوص باید گفت جمهوری اسلامی ایران از ابتدا برنامه ها و اهداف خاص خود را دنبال کرده و می کند و در این راستا تهران استقلال عمل و قدرت خود را در منطقه نشان داده است. اما در عین حال ثابت کرده علی‌رغم تمام اتهامات عربستان سعودی، امارات متحده عربی، اسرائیل و آمریکا خواهان ثبات و یک صلح پایدار و فراگیر برای همه کشورهای منطقه و جهان است. لذا با آغاز تحریم ها و فشارهای عربستان سعودی ، ایران به عنوان اولین کشوری بود که به قطر کمک کرد. اکنون هم در مناسبات سیاسی با دوحه، تهران پالس های مثبتی را برای همراهی با قطر نشان داده است. اما مهم ترین وجه در شرایط تحریمی ایران به مناسبات تجاری تهران با کشورها باز می گردد. در این خصوص هم باید گفت که اگرچه نمی توان به یک مشارکت جدی میان ایران و قطر به دلیل عدم اطمینان به دوحه اندیشید، ولی در شرایط کنونی، توان اقتصادی قطر و ثروت هنگفت این کشور می تواند پتانسیل های مناسبی را برای ورود سرمایه به ایران شکل دهد. به خصوص که این کشور در تحریم همسایگان خود قرار دارد. لذا بیش از پیش به تامین نیازهایش از طریق دیگر کشورها مانند ایران چشم دوخته است. من از واژه فرصت طلبی استفاده نمی کنم، اما نباید فرصت سوزی گسترش مناسبات اقتصادی و تجاری با قطر،‌ آن هم در شرایط تحریمی آمریکا علیه خود را داشته باشیم. به خصوص که یکی از چهار محور اعلامی هجدهمین دوره نشست بین المللی دوحه ناظر بر مسئله امنیت، صلح، میانجیگری و تحولات منطقه به پیشرفت اقتصادی تاکید داشت.  

کلید واژه ها: اسرائیلایرانتحریمعربستانآمریکاقطربحرینشورای همکاری خلیج فارسامارات متحده عربیسیدجلال ساداتیانهجدهمین نشست بین المللی دوحه


( ۳ )

نظر شما :