جاروگر تجاری

ترامپ اروپا را بر سر ایران تحقیر می کند

۱۰ تیر ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۵ کد : ۱۹۸۴۵۶۲ اخبار اصلی آمریکا
هادی قهرمانی در یادداشتی می نویسد: او همانند یک احمق خود را نشان داد، حتی زمانی که در نخستین سفر خود به خاورمیانه با سیصد میلیارد قرار داد پیروزمندانه به آمریکا برمی گشت، به خبرنگاران به طعنه می گفت: اکنون اروپایی ها بروند پول ایران را جمع کنند!!!.... و این جمله شکاف منافع آمریکا و اروپا را بر سر منافع از ایران آشکار می‌کرد.
ترامپ اروپا را بر سر ایران تحقیر می کند

نویسنده: هادی قهرمانی

دیپلماسی ایرانی: ترامپ با آن شروع شرم آور رزم انتخاباتی، که بیشتر حزب رقیب دموکرات برای او تدارک دیده بود، حتی از انتشار یک لیچار ترامپ درباره زنان، بیست سال پیش از کاندیداتوری او برای انتخابات، خود داری نکرد، وگویا سنگینی اورا سنجیده بود، امروز به بلای جان دموکرات های ماکیاول وش، تبدیل شده است.

این تاجر معامله گر تا کنون در برابر وعده های انتخاباتی به مراتب از اوبامای کشیش ماسونری کیش، و خوش سخن اما مکار، بهتر توانسته است بحران ناشی از تولید را در آمریکا مهار کند، و سرمایه گذاری را در بخش تولید را رونق ببخشد تا میزان بیکاری را پایین آورده و صادرات را جایگزین واردات کند. با این وجود به کسری بودجه  ۲۲ تریلیونی روبه رو شده است. اما این میزان کسری بودجه، معادل ۱/۱ دهم محصول ناخالص ملی آمریکا و پنجاه و پنج برابر کل محصول ناخالص ملی ایران است.

اکنون می توانید عظمت تکانده بزرگی اقتصاد شگفت انگیز آمریکا را دریابید.

او همانند یک احمق خود را نشان داد، حتی زمانی که در نخستین سفر خود به خاورمیانه با سیصد میلیارد قرار داد پیروزمندانه به آمریکا برمی گشت، به خبرنگاران به طعنه می گفت: اکنون اروپایی ها بروند پول ایران را جمع کنند!!!.... و این جمله شکاف منافع آمریکا و اروپا را بر سر منافع از ایران آشکار می‌کرد.

در این دو سال، بازی های او دست اروپا را از بسیاری منافع تا آنجا کوتاه کرده است که اروپا ناگزیر از پیروی بی چون و چرای مجازات های (تحریم ها) یک سویه آمریکا کرده است. او بهخوبی توانسته است به جهانیان نشان دهد که اقتصاد آمریکای، تنیده در اقتصاد اروپا، اروپا را سر پا نگه داشته است و با خالی کردن زیر شانه اروپا او به زانو در خواهد آورد و اروپاییان بهتر است از سیاست های او پیروی کنند تا توان ارزی یورو به رهبری آلمان.

او ماکیاول معامله در برابر ماکیاول مکار اروپا شده است و از هر جا بتواند رشته های پیوند اقتصاد جهان را با اروپا می گسلد، مگر از او پیروی کنند و هم پیمانی خود را با او ادامه دهند و خود را پیروز میدان ندانند. این نشان یک قطبی شدن و حاکمیت کنونی آمریکا در پهنه سیاستگذاری جهان  است. /کانون دانش آموختگان اقتصاد

کلید واژه ها: دونالد ترامپایران و امریکاایران و اروپا


( ۳۹ )

نظر شما :

majid ۱۰ تیر ۱۳۹۸ | ۲۳:۰۴
مختصر و مفید
احسان ۱۱ تیر ۱۳۹۸ | ۰۹:۵۱
واکاوی رفتاری آمریکا در حال حاضر نشان از آن دارد که به واقع آمریکا البته با کمی تاخیر ناشی از اتفاقات غیر قابل پیش بینی در حال گذار به مرحله جدیدی از استراتژی بلند مدت خود است که همانا ایجاد و تداوم جهان تک قطبی است با نگاهی ژرف به این گذاره در میابیم استراتژی آمریکا که ریشه اولیه آن در اوایل قرن بیستم بنا شده است وپس از جنگ جهانی دوم پیگیری شده وبا ایجاد سازمانها و کنوانسیون هایی که تضمین کننده منافع قدرتهای جهانی از جمله آمریکا است ادامه یافته و در عین حال با فروپاشی شوروی رویه بلوغ را در پیش گرفته و با نفوذ سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی عمیق در جهان مدرن رویکرد جهانی شدن را به ابزاری جهت ورود به مرحله نهایی کنترل هژمونیک بر جهان بدل نموده است به نظر میرسد اصولا انتخاب ترامپ و أعمال به ظاهر خارج از قاعده او بخشی از پازلی است که سیستم تصمیم گیری آمریکا آن را هدایت میکند و لااقل تا کنون در جهت اثبات کنترل هژمونیک آمریکا قدم برداشته و به قول عامیانه در حال اثبات آن است که در جهان کت تن چه کسی است آمریکا در حال حاضر با عبور از قید و بند هایی که به واسطه‌ی برخی از معاهدات دچار آن بود در واقع در حال گوش زد کردن این موضوع است که قدرتی است که میتواند در عین خروج از معاهداتی که کمتر منافع او را تضمین میکند اجرای همان معاهدات را بر دیگر طرف ها واجب نماید لذا در این زمان سخن گفتن و تحلیل رفتار ترامپ بدون در نظر گرفتن ابعاد پیچیده استراتژی آمریکا برای آینده ناقص خواهد بود و البته گمان آنکه این نوع تحلیل ناشی از طرفداران تئوری توطئه است نیز ناثواب خواهد بود زیرا این یک حقیقت بزرگ است که ایجاد و گسترش انباشت چنین قدرتی بدون داشتن نگاه استراتژیک و جهان بینی فرا واقع گرا و آینده نگر اگر نگوییم دور از انتظار امکان پذیر نمی باشد لذا تمامی شواهد دال بر آن است که آمریکا در حال حاضر در حال گذار به مرحله نهایی رشد خود است که در آن تمامی قدرتهای سنتی جهانی را به قدرت درجه دوم تبدیل میکند حال آنکه در این گذار چند چالش اساسی از جمله چین ایران و روسیه و چند چالش کوچکتر در اروپا و آمریکای جنوبی دارد که با مرتفع شدن آنها به مرحله بلوغ کامل خواهد رسید که البته حل این چالشها آنچنان هم آسان نخواهد بود