حقابه ها را دریابیم

ارس، گمشده جنگ قره‌باغ

۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۹۹۷۷۹ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
حسین رمادان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جدای از مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی، برخی تحولات جغرافیایی و زیست‎ محیطی نیز می‌تواند چشم‌انداز تحولات در مرزهای شمال غربی را نیازمند مداقه بیشتری کند. یکی از این موضوعات که نباید در دل مسئله قره‌باغ  مورد فراموشی واقع شود، «رود ارس» شاهرگ حیاتی منطقه شمال غرب کشورمان است.
ارس، گمشده جنگ قره‌باغ

نویسنده: حسین رمادان کارشناس سیاسی

دیپلماسی ایرانی: مرزهای شمال غربی کشورمان در همسایگی با آذربایجان، ارمنستان و ترکیه از کم‌چالش‌ترین مرزهای‌ کشورمان بوده است. تغییرات بنیادینی چون فروپاشی شوروی نه تنها نظام انقلابی را با مشکل مواجه نساخت، بلکه مزیت‌های‌ راهبردی نیز برای کشورمان به همراه آورد. ماحصل این مزیت‌ را می‌توان در ورود عبارت «منطقه قفقاز» به ادبیات نخبگان سیاسی کشورمان جستجو کرد. مزیتی که با پرهیز از نگاه امنیتی، به فرصت و دریچه‌ای برای تعاملات فرهنگی و اقتصادی تبدیل شد. متاثر از این نگاه، بحران‌ها و چالش‌های امنیتی و نظامی این منطقه در سه دهه اخیر توان زیادی از جمهوری اسلامی ایران نگرفته و مسائل دو و یا چندجانبه با هزینه‌های به مراتب کمتری در قیاس با سایر بازیگران محیط پیرامونی مدیریت شد. 

اما با گذار از این مرور کوتاه تاریخی، به نظر می‎ رسد با وقوع جنگ دوم قره‌باغ، منطقه قفقاز به آرامی به سمت تجربه گفتمان و نگاه جدیدی متمایل می‌شود که مهترین مشخصه آن می‌تواند ارتقاء مباحث سیاسی و امنیتی باشد که نشانه‌های اولیه آن در تحلیل‌های داخلی و خارجی بروز و ظهور یافته است. البته رفتار بازیگران این منطقه از تمایل آنها به تفوق همکاری‌های اقتصادی و شکل گیری سازوکارهای جدید برای همکاری حکایت دارد. 

اما جدای از مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی، برخی تحولات جغرافیایی و زیست‎ محیطی نیز می‌تواند چشم‌انداز تحولات در مرزهای شمال غربی را نیازمند مداقه بیشتری کند. یکی از این موضوعات که نباید در دل مسئله قره‌باغ  مورد فراموشی واقع شود، «رود ارس» شاهرگ حیاتی منطقه شمال غرب کشورمان است. ارس که با همین نام نیز در کشورهای همجوار شناخته می‌شود، از دامنه شمالی کوه‌های بینگول داغ  استان ارزروم ترکیه سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی طولانی با پیوستن رود «آخوریان» به آن، مرز مشترک میان ترکیه و ارمنستان را تا آذربایجان (نخجوان) ترسیم می‌کند. سپس در شمال شرقی روستای «دیم‌قشلاق» وارد مرز ایران می‌شود و در مرز ایران با ارمنستان و آذربایجان امتداد می‌یابد. سپس در منتهی‌الیه شمالی منطقه مغان وارد جمهوری آذربایجان می شود و در نهایت در پیوند با رود «کورا» به دریای خزر می‌ریزد. بنابر آمارها حجم متوسط سالیانه آب جاری رودخانه ارس در سی سال گذشته، ۱۰.۵ میلیارد متر مکعب است (بنا به آمار منابع پژوهشی ترکیه ۱۳ میلیارد متر مکعب) که از این مقدار ۴ میلیارد متر مکعب از ترکیه، ۲ میلیارد متر مکعب از ارمنستان، ۲ میلیارد متر مکعب از جمهوری آذربایجان و ۲.۵ میلیارد متر مکعب از ایران سرچشمه می‌گیرد. 

هر یک از کشورهای این حوضه آبی، سدهای کوچک و بزرگی را در مسیر این رود احداث کرده‌اند که از مهمترین آنها می‌توان به سد آخوریان (مشترک میان ارمنستان وترکیه)، سدهای ارس و خداآفرین (مشترک میان جمهوری اسلامی ایران و آذربایجان) اشاره کرد. هرچند این سدها نیز نگرانی‌هایی را برای دوستداران محیط زیست و ارس به وجود آوردند اما به واسطه نقش آنها در کنترل سیلاب‌ها، حیات تاریخی این رود را مورد تهدید قرار ندادند. اما آنچه می‌تواند شرایط را  برای رود ارس در آینده به مخاطره اندازند، تغییر وضعیت در سرچشمه‌های این رود است که عمدتاً در مناطق شرقی  ترکیه قرار دارد. از قضا در این رابطه نیز دولت ترکیه چند سالی است در راستای طرح «پروژه شرقی آناتولی» موسوم به «داپ» در زبان ترکی استانبولیDoğu Anadolu Projesi)  ) به جلوگیری و خروج آب از این کشور با احداث سدهای بزرگ در سر چشمه های رود ارس اقدام کرده است. پروژه جنوب شرقی آناتولی نیز در کشورمان به نام طرح گاپ شناخته می‌شود که عمدتا سدسازی بر سرشاخه های دجله و فرات است. از جمله این سدها، سد کاراکورت در استان قارص است که با ارتفاع بیش از ۱۴۰ متر و حجم مخزن ۵۹۰ میلیون متر مکعب در اواخر سال ۲۰۱۹ میلادی آبگیری شده و دیگری سد سویلمز که به عنوان یکی از ۴۰۰ طرح داپ، در سال 2022 به بهره‌برداری می‌رسد  ظرفیت ذخیره سازی بیش از یک میلیارد متر مکعب آب را داراست. هر یک از این سدها می توانند سالانه  میلیون ها متر مکعب آب را از رود ارس ساخت منتزع ساخته و جریان این رود را در پایین دست با مخاطره مواجه کنند. دولت ترکیه متاثر از استراتژی آبی خود مدعی است احداث سد در بالادست حق حاکمیتی دولت ترکی است و این کشور عضو کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون 1997 سازمان ملل در خصوص بهره‌برداری از آب‌های مشترک نیست و هیچ‌گونه تعهد بین‌المللی در این رابطه ندارد. ضمن اینکه از نظر دولت ترکیه احداث این سدها برای بهره‌برداری از نیروگاه‌های برق آبی بوده و آب مجدد به این رودخانه باز می‌گردد لیکن تجربه هر سد‌سازی و واقعیت‌های میدانی از کاهش قابل ملاحظه آب در پایین دست نشان دارد. 

علاوه بر ترکیه یکی دیگر از کشورهای حوضه آبریز ارس یعنی ارمنستان نیز در سرشاخه‌های رود ارس دو سد با ظرفیت بیش از 250 میلیون متر مکعب  و 9 سد کوچک (5 تا 100 میلیون متر مکعب) احداث کرده است. آنچه اقدامات ترکیه در حوزه ارس را بیش از ارمنستان برجسته می‌سازد حجم  بالای ذخیره سدها و سیاست نیمه رسمی این کشور در بهره‌برداری از منابع آبی مشترک با کشورهای همسایه متأثر از نگرش‌های استراتژیک نهفته است. برخی کارشناسان معتقدند این نحوه سیاستگذاری برای کنترل آب، می‌تواند به دلیل نادیده انگاشتن مولفه‌های اجتماعی -مذهبی و جغرافیای تاریخی ارس نتایج مورد نظر را برای دولت ترکیه به همراه نداشته باشد. اشتیاق دولتمردان ترکیه به شکل‌گیری همکاری‌های اقتصادی در منطقه اوراسیا باید بر بسترهای تاریخی و جغرافیایی این منطقه و به دور از تناقض‌های راهبردی استوار باشد. 

در پایان سخن یادآور می‌شوم هرچند، اردوغان در مراسم رژه پیروزی ارتش جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ، جدایی دو سوی ارس با سنگ و آهن را مورد اعتراض شاعرانه خود قرار داد اما واقعیت (جدا از نیت نقل کننده) آن است که این ندا باید به سنگ و آهنی روا داشته شود که در سدهای بالادست، اساس و حیات تاریخی این رود را با خطر مواجه ساخته است. باید در آینده ببینیم آیا نقش آفرینی ترکیه در قره‌باغ و یاری  به جمهوری آذربایجان که بر پایه تفاسیر ملی‌گرایانه و پیوندهای قومی و زبانی بوده است، این بار در حقآبه مردمان دو سوی ارس نیز خود را نشان خواهد داد و یا همچون تجربه سوریه و عراق (دجله و فرات) در قلب بحران‌های نظامی و امنیتی، مباحث زیست محیطی به حاشیه رفته و آبگیری از آب گل آلود صورتی حقیقی به خود می‌گیرد.

کلید واژه ها: ارس رود ارس قره باغ آذربایجان ارمنستان ترکیه ایران جمهوری اسلامی ایران ایران و ترکیه ایران و آذربایجان


( ۱۴۴ )

نظر شما :

سعید تبریزلی ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۴۲
یعنی باور کنیم نگران آذربایجان هستید؟؟؟؟؟
کوروش ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۶:۴۰
مگه شمال غرب کشور و به اسم شما آذری‌ها زدن؟ شاید نگران شمال غرب ایران هستن.
مجید ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۸
کاش به محیط زیست رود آراز نیز می‌پرداختند که توسط ارمنستان به شدت تهدید میشود برای مثال تخلیه پساب های هسته ای و کارخانه که موجب گسترش امراض در این منطقه گردیده
خسرو ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۴
مهمترین مخاطره زیست محیطی در حوضه رود ارس ، وجود نیروگاه مستعمل متسامور در ارمنستان است که هر آن ممکن است مانند چرنوبیل منفجر شده و جان میلیونها انسان را به خطر اندازد و دیگری ورود فاضلاب ایروان به شاخه های فرعی ارس و آلوده کردن آن است که در پایین دست موجب آلوده شدن آبهای کشاورزی و شرب می شود ، دفن زباله های اتمی نیروگاه مزبور در مرز ایران و ارمنستان بارها گزارش شده ولی دولت ارمنستان به استناد اینکه منبع دیگری برای تولید برق ندارد از تعطیلی نیروگاه متسامور خودداری می کند
علی ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۱۰
یقیناٌ تنها کشوری که حتی بعد از شکست در جنگ ، ادعاهای بی مورد و بی اساس زیادی داشته است ارمنستان بوده است .د رحالی که تورکیه خواهان مشارکت حتی ارمنستان اشغالگر در ائتلاف منطقه ای است آنان با تحریک دیاسپورای ارمنی قصدماجراجویی های جدید را دارند . به جهت محیط زیستی نیزگزارشهای متعددی از زباله های اتمی نیروگاه ارمنی که سلامت آب ومحیط زیست کل منطقه را به خطر انداخته است منتشر شده است ولی با این وجود همچنان این کار ادامه دارد و ایران هم اعتراضی نشان نداده است با اینکه انتظار می رود کشور ما به عنوان قدرت منطقه ای نفوذ خود را اعمال کرده و از تخریب موضوعات حداقل ، محیط زیستی که عمدتاٌ به ضرر مردم آذربایجان ایران است جلو گیری کند. همانطور که نویسنده هم اظهار داشته است امن ترین مرزهای کشورمان مربوط به مرزهای شمال غربی است که این نشانه ای برای همت بیشتر دولت برای سرمایه گذاری در این منطقه است که با این وجود تا به حال اقدام قابل توجهی انجام نگرفته است .
شیعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۰
آقای کور وش بگو تورک تا بچه هات یاد بگیرند اسامی طاغوتی آ ذ ر ی تکرار نکنند.شما چه کارید که برای ما اسم جعل می کنید. ضمنا چرا نگران خشک شدن دریاچه اورمیه و آلودگی رود آراز توسط ا را م ن ه به پس آبهای نیروگاه زوار درفته اتمی متاسامور نیستید.
رضا ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۲:۲۴
ذات ترکیه استفاده از اهرم آب (دجله و فرات در عراق و سوریه ) اقتصاد و....است تروریست‌های مورد حمایت آنها آب را بر مردم حسکه سوریه بستند ،اگر ترکیه قدرتی داشت همان کار با ایران میکرد ،طرفداران پانترک آن همیشه در حال تطهیر چهره ترکیه اند (خسرو کامران علی )
Hh ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۲:۲۶
شمال غرب به نام ما و به کام شماهاست.تو روحت ک و ر و ش
سلام ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۲
سلام
ایوب ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۸
چرا هیچ کس به فکر نیروگاه اتمی ارمنستان که تاریخ مصرفش هم کذاشته است نیست واقعا نکند دولت ایران اهمیتی به شمال غرب کشور ندارد که احتمال انفجار چرنوبیل خدا نکند اگر تکراربشور که احتمال زیاد هم خواهد شد چی میشود مهمترین نگرانی برای مردم شمال غرب کشور باید همین باشد
Shadow ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۱:۱۲
بهترین راهکار فعلی برای ایران حفظ روابط دوستانه با کشورهای همسایه هست. در ضمن باید بفهماند که ایران یکی از قدرت های منطقه میباشد البته از راه درست. برای فاضلاب هایی که ب رود ارس میریزد هم نگاه اجمالی نیاز هست.
ابراهیمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۱:۱۷
بزرگترین چالش زیست محیطی که سلامت اکوسیستم منطقه وجان وسلامت رود ارس را بخطر جدی انداخته،الودگیهای معدنی،ومیکروبی،بدلیل ریختن پساب های کارخانه های معادن،مس،المونیوم،مولیبدن، طلا،ارسنیک، که تنها سیانور حاصل از تصفیه معدن طلا،واکسید مس،که کلا رنگ اب ارس را در محدوده مرز ارمنستان ،از رنگ طبیعی اب،به رنگ سبز مخلوط با فاظلاب،خطرناک ،که با همراه داشتن فلزات سنگین وسمی،که عواقب ان جبران ناپذیر خواهد شد،بطوریکه علاوه به نابودی ماهیان وموجودات ابی ارس،جان تمام موجودات اهلی ووحشی وگیاهان که بناچار از اب ارس سیراب میشوند، وچون در نهایت اب ارس به دریای خزر میریزد،والودگی در یای خزر مساوی الودگی کل اب وسواحل در یای خزر،ومسمومیت تمام ماهیان وابزیان در یاییست،که نمونه های منحصر مثل ماهیان خاویاری که نسلشان به همین دلیل در حال انقراض است،ومخصوصا چون فلزات سنگین سمی( ارسنیک،مس،المونیوم،مولبیدون،...) با مصرف این ماهیان وابزیان،( که ۴۰ در صد محصولات شیلات ایران از دریای خزر ورود ارس وسدهای ارس مثل خدافرین،پلدشت،قیز قلسی،حاصل میشود،وبالطبع با مصرف چنین محصولات ناسالم جان مردم بخطر میافتد،،،چون همین فلزات سنگین سمی که در بالا قید شد نهایتا وارد بدن انسان شده ،وعوارض چنین محصولات الوده هم جز بیماری، نقایص ژنتیک،وانواع سرطان ،ونابودی نسل انسانها نمیباشد،وحتی الودگی محصولات گیاهی،باغی،دامی،همه مربوط به الودگی اب ارس است،که در پایان جان مردم کل ایران در خطر است،چون محصولات از طریق توزیع مرکزی به سرتاسر ایران پخش میشود. البته در این میان نادیده گرفتن چنین تهلکه وخیم که حداقل بیش از ۴۵ سال است از طریق ارمنستان بر مردم ایران روا میگردد،وبا اینکه در این مدت صدها بار از طریق ارگانهای مربوطه،ونماینگان مجلس، به دولت ارمنستان اخطارهای لازم اعمال شده،ولی بی تفاوتی ولاقیدی دولت ارمنستان بجز توجیه دشمنیش با مردم ایران چیز دیگری نمیباشد، یعنی نتنها الودگی عمدیست،بلکه توجیهات ارمنیان عذر بدتر از گناه است.،،،،حتی موضوع الودگی نیروگاه هسته ای متسامور،ارمنستان که در زلزله ۳۲ سال پیش ( اسپیتاک،لنینکان کیروواکان) اسیب جدی دیده ،وتشعشعات رادیو اکتیو اش سلامت ۷۰ میلیون انسان منطقه( ایران،ترکیه اذربایجان گرجستان )را با خطر جدی روبرو کرده،وبا اینکه از طرف تمام نهادهای بین المللی،ومحیط زیست،وجامعه جهانی اخطارهای لازم در این مدت ۳۲ سال مکرارا به دولت ارمنستان گوشزد گردیده،ولی باز هم ارمنستان نشان میدهد که سلامت انسانها برایش چندان مهم نیست. یعنی در نادیده گرفتن حقوق انسانها ید طولا دارد، لذا بنده به عنوان یک ایرانی ساکن در مرز با ارمنستان از دولت ایران عاجزانه تقاضا دارم پیگیریهای لازم را در این مورد بکار بندد ودر صورت بی توجهی مجدد ارامنه، به سازمانهای بین المللی مراجعه نماید.
سعید تبریزلی ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۲:۱۵
همان طور که مشاهده می کنید سواد جغرافیایی آمیب ها از این ایرانشهری ها بیشتر است.
صابر کرمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۲:۲۲
جناب رمادان ، تو مو میبینی ما پیچش مو تو ابرو ما اشارت های ابرو. گویند مردی بعد چند سال زندگی عاشقانه با همسرش شروع به ناسازگاری کرد وبرای پایان ازدواج پیش قاضی رفتند،که قاضی علت ناسازگاری را از مرد پرسید، که مرد در جواب گفت،یکی از چشمان زنش کور است،وقاضی پرسید پس چطور تابحال با کوری چشم زنت مشکلی نداشتی ولی حالا گیر داده ای، که مرد در جواب گفت چنان عاشق زنم بودم که اصلا متوجه کوری چشمش نشده ام،،،ولی حالا که جنون عشق از سرم پریده متوجه کوری یک چشمش شدم،،،،،،،داستان قره باغ وعشق ارامنه، هم برای ایران چنان مهم بوده که ایران متوجه الودگی اب ارس از طرف ارامنه هم نشده وحالا که قره باغ از قفس پریده ایران هم متوجه اطراف قرهباغ شده. وچون دلش نمی خواهد ارمنیان دلشکسته را معذب کند لذا یقه ترکیه را گرفته که چرا بر روی رود ارس سد سازی میکند! البته رود ارس از کوهای مین گول(هزار برکه) از کوهای ارزروم سرچشمه میگیرد،که اب فرات هم از ان کوها سر منشا دارد. وتقریبا بعد از طی مسافت ۴۵۰ کیلومتری در خاک ترکیه وارد مرز ایران میشود، وبعد از طی مسافت ۳۵۰ کیلومتری در مرز ایران با اذربایجان و(۲۳ کیلومتر مرز ارمنستان در نوردوز) وارد خاک اذربایجان شده وبعد پیوند با رود کور وطی مسافت نزدیک ۲۵۰ کیلومتر نهایت به دریای خزر میریزد. یعنی از مجموع ۱۰۷۲ کیلومتر درازای ارس ۴۰ در صدش در خاک ترکیه است،،،،وترکیه برای اولین بار در حال ساخت سدی است،( یعنی ایران ۳ سد ساخته که بیش از ۵۰ سال از ساخت سد ارس،وخدافرین،وقیز قله سی،،،وارمنستان هم با ۹ سد که در زمان شوروی ساخته اند،،ولی ترکیه برای اولین بار میسازد،،،که در ایران تولید حساسیت کرده که گویا ترکیه با نیت های دشمنانه سد میسازد،والا چه لزومی به سد سازی دارد،،،،که خود استارت وپیش زمینه یک اختلاف بعد از قره باغ است، بجای اینکه به الودگی وحشتناک اب ارس از طرف ارمنستان چاره ای بیاندیشد،که نتنها خود رود ارس بلکه دریای خزر را نیز تهدید میکند، وسلامت کل شمال غرب ایران ،ودیای خزر،وبا الودگی شیلات حاصل از خزر وارس،کل سلامتی مردم ایران در خطر است،،،چون محصولات شیلات توسط سیستم پخش مرکزی به تمام ایران پخش میشود. ولی چه حکمتیست ما به سد ترکیه گیر داده ایم وبه الودگی عمدی ارامنه چشم پوشی میکنیم.؟
دوستدار ایران ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۹:۱۲
ساخت سدهای بسیار و حجم ذخیره فراوان آب در پشت سدها از سوی ترکیه که در خیلی از موارد بعنوان اهرم سیاسی و کارت فشار بر همسایگان بکار می رود هیچ اشکالی ندارد !!! تنها نیروگاه متسامور ارمنستان مشکل ساز است !!! ترکیه برای جاه طلبیهای خودش حتی به باکو هم رحم نمی کند و حقابه آنرا هم رعایت نمی کند ! چرا ؟ برای اینکه خدای نکرده !!! ایران و ارمنستان از آن منتفع نشوند !!! که در این قضیه بیشترین دود به چشم باکو میره چون در منتهی الیه رود ارس و در جوار دریای خزر قرار دارد و سهمش از حقابه ارس کمتر خواهد شد و این نشان از دورویی و عدم صداقت اردوغان حتی نسبت به نوچه و غلام حلقه به گوشش علی اف دارد. ما نگران باکو نیستیم بلکه نگران ایرانیم و از نگاه منافع ملی ایران به ژئو پلتیک منطقه می نگریم . باکو که برای ما عددی نیست که بخواد شاخ و شونه بکشه .
علیعباس ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۰
شما بهتره در مورد منبع خلیج فارس که توسط قطر و عربستان غارت میشه فکری کنید
آلفرد غریبیان ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۰:۵۲
آقای رامادان این رود ارس که شما تلفظ میکنید در اصل به زبان ارمنی نامش آراکس هست که در تاریخ ارمنستان ید طولائی دارد . رود آراکس از نظر جغرافیایی کاملا در سرزمینهای ارمنستان ۱۰۰ سال پیش قرار دارد . پس از نسل کشی ارامنه توسط دولت وحشی عثمانی، بخش بزرگی از کشور ارمنستان به تصرف ترکیه در آمد. از زمان صفویه به بعد استان آذربایجان غربی ایران به تصرف ایران در آمد . و بعد از اتمام جنگ جهانی اول که مرزهای بین المللی در دنیا اجرا شد، بیشترین قسمت‌های خاکی ارمنستان از دست ارمنستان خارج شد، و بعد هم که دولت شوروی تشکیل شد ناخیجوان( نخجوان) به تصرف دولت روس در آمد و برای اینکه در آینده ارامنه ادعای مالکیت نکنند روس ها ترک های آذربایجان تازه تاسیس شده را به آنجا آورد. پس نتیجه میگیریم نه شما و نه هیچ کس نمی‌تواند تاریخ را عوض کند. رود آراکس تماما متعلق به ارمنستان تاریخی است که دست روزگار باعث شده که دیگران خود را مالک بدانند. در ضمن برای یاد آوری عرض کنم خدمت شما که رود آراکس از کوهای آرارات سر چشمه میگیرد و نه از کوه ترکی.
عدالت ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۰
شمالغرب مال بابای هیچ کس نیست مال ایرانه. در ضمن نصف آذربایجان غربی کورد هست. مهاباد. سردشت. بوکان. پیرانشهر. اشنویه.نصف ارومیه.
سروری ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۷
سرچشمه اصلی رود ارس کوههای بینگل ترکیه است که تقریبا" در شمال غرب دریاچه وان قرار دارد. در حالی که سد سازی های مربوط به پروژه گاپ (Güneydoğu Anadolu Projesi ) بر روی رودخانه های دجله و فرات ان هم در بخش جنوبی و پایین تر از رشته کوههای توروس و در جنوب دریاچه وان ساخته شده است. بنابر این نقشی در دبی آب ارس ندارند. البته سدسازی در قارص که نویسنده محترم اشراره کرده اند در این زمینه تاثیر دارد ولی تاثیر چندانی نیست. بخشی از آب ارس هم از کوههای آغری داغ که در ایران و ارمنستان آرارات گفته می شود تامین می شود و بخشی هم از خاک ارمنستان . بنابر این در کنترل آب ارس نقش ارمنستان و نخجوان بیشتر است.
در جواب آلفرد غریبیان ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۱۱
قابل توجه آقای غریبیان 1. رود ارس را در ایران بین فارس زبانها ارس ، در آذربایجان و ترکیه و در بین آذری های ایران آراز و در ارمنستان آراکس می گویند. یعنی در متنی که به زبان فارسی است باید ارس نوشته شود. 2. رود ارس از کوههای بینگل در ترکیه (در ترکی به معنی هزار برکه) سرجشمه می گیرد. 3. موضوع مطلب منتشر شده مربوط به محیط زیست و منابع آب است نه راجع به ادعاهای تاریخی. بنابر این توضیحات یکطرفه تاریخی شما بی مورد است. 4. بنده برای اولین بار و آنهم از طرف شما می شنوم که استان آذربایجانغربی قبلا"متعلق به ارمنستان بوده؟! 5. شما ظاهرا" بعد از جنگ اخیر قره باغ همه را دشمن خود می دانید ایران، روسها، ترکها . یعنی قبلا" ترکها را دشمن می دانستید ولی الان با هر سه همسایه مهم تان دشمن شدید؟! با این همه کینه و نفرت تاریخی به کجا رسیدید؟ صد سال هست که ادعای نسل کشی ارامنه توسط ترکها رو دارید. تا الان جز نفرت و کینه و آلت دست غربی ها قرار گرفتن چه چیزی از این ادعا عاید ارمنستان شده. 6. کوهها و رودها و ... همه مخلوقات خداوند و متعلق به کل بشریت هستند. بر خلاف نوشته شما کوه ترکی و ارمنی نداریم.هر کدام از این کشورها و اقوام امانت دار این آفریده های خداوند هستند.
عزیز ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۶:۴۵
خدابیامرز عزیز ارمنی آراکس یا همان آراز ما و آرارات به قول شماو آغری داغ ما الفاضی اورارتوئی هستند که هزاران سال قبل از ورود شما به این منطقه توسط آن قوم باستانی که هیچ نسبتی با شما نداشته و ندارند خوانده می‌شدند . یاد آن حرف سیاستمدار روسی افتادم که وقتی پاشینیان برای امریکائی ها دم تکان می داد یادآور این نکته شد که شما همان قوم بی اصل و نسب آواره ای بودید که ما روس ها شمارا از بیابان های سوریه و لبنان و عراق و ترکیه و...جمع کردیم ودر اینجا برای شما دولتی ساختیم . که آدم را یاد اسرائیل می اندازد . د.ر مورد شهرهایی که از کردها نیز یکی نام برده باید بگویم آن شهرها نیز تا چندی پیش ساکنانشان ترکان بودند که مهاجرین کرد از عراق با قتل و کشتار آنها را از خاکشان راندند مثل ساوجبلاغ که در گذشته این ترک نشین بود و در زمان پهلوی به مهاباد تغییر کرد ویا یکسری از این شهرها در واقع روستاهایی کوچکی بودند که نام و نشانی از آنها در تاریخ نبود بود امابه علت همین مهاجرتها در دوره پهلوی و آغار جنگ ایران و عراق مهاجرین کرد بااسکان در آن روستاها وزاد ولد زیاد کن کم تبدیل به شهر شدند . مثل بوکان یا بی کندی ترکی ، ساری داش ترکی شده سردشت امروزی ، خانا شده پیران شهر .اسامی را نگاه کنید کلمات فارسی است نه کردی . در ضمن اسناد این مهاجرت ها موجود است.
تورک ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۰
منطقه مغان ترک نشین آذربایجان جنوبی بیش از در آمد نفتی ایران به حکومت تهران پول آب بها زمینهای کشاورزی را پرداخت می‌کند و این پولها در سرزمینهای فارسستان و تروریست‌های کردستان خرج و هزینه میشه و اثری در آبادانی آذربایجان جنوبی و خصوصاً مغان ندارد . پس چه بهتر که منفعت آب رود آراز به برادران ترکیه ای مان بزسد
فاروق شمس ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۲۳
در عجبم از اینکه با اینکه بیش از نصف استان ارومیه (آذربادمجان غربی جعلی) کورده که شامل شهرهای مهاباد اشنویه بوکان سردشت پیرانشهر نقده و همینطور مابقی شهرها مانند ارومیه شهر خودم، سلماس تکاب میاندواب ماکو و چالدران کورد و تورک نصف نصفه ؛ چرا تورکها این استان رو ملک پدری خود میدونن؟ حتی یه شهر صددرصد تورک هم نداریم تو این استان ولی شهر صددرصد کورد تا دلتون بخواد هست...
امید ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۴
غرب دریاچه اورمیه قبلا هیچگاه جزو آذربایجان نبوده. خاطرات کونسول روسیه در سالهای جنگ جهانی اول را من خوانده ام که در آن اورمیه و آن مناطق را کردستان خطاب میکند و نقشه های تا صد سال پیش هم گویای این مسئله است. یکی نوشته شهرهای کردنشین آ.غربی مهاجر هستند که از عراق آمده اند. این تفکرات مسموم و نژادپرستانه که همه را مهاجر و غریبه میپندارد بجز خود، بسیار آزاردهنده است و منشاء جنگهای آینده. در ترکیه نسل کشی ارامنه و یونانی ها و کردها صورت گرفته و تاریخ شاهد آن است، با انکار نمیشود آن را کتمان کرد، کما اینکه ترکهای عثمانی بارها شهرهای آذربایجان را با خاک یکسان کردند اما اینکه عده ای از ترکهای آذربایجان ترکهای عثمانی و حکومت فاشیست اردوغان را پرستش میکنند مربوط به خودشان است.
خسرو ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۴
فاروق شمس از نامت پیداست که از پناهندگان عراقی اول انقلاب هستی ، از بلبشوی اول انقلاب سو استفاده کرده و شناسنامه گرفتید و از رافت دولت اسلامی و مردم آذربایجان غربی بهره مند شدید ، ولی بدانید دولت قدرتمند ایران می تواند شماها را دوباره به بیابانهای خشک عراق برگرداند دست از ادعاهای بی اساس بردارید در هیچ کجای دنیا شهری با صد درصد اهالی از یک قوم نیست و به تبع آن در ایران هم شهری با صددر صد کرد وجود ندارد ودر آذربایجان غربی فقط قسمتی از اهالی محترم سابلاغ (مهاباد ) و بی کندی (بوکان ) سورانی هستند و در شهرهای اوشنوا و خانا ، زرزاها وهرکی های کرمانج زندگی میکنند و در اورمیه ده درصد جمعیت شکاک هستند نه کرد
كامران ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۱:۳۳
بنا بر امار جمعیتی و بر اساس اظهار افراد ، کردها ۲۱ درصد جمعیت اذربایجان غربی را تشکیل میدهند و این امار در دسترس است . از ان طرف یک طرفدار تروریسم ارمنی می اید و ادعای تعلق اذربایجان غربی به ارمنستان را میکند از طرف دیگر بعضی اکراد ادعاهای عجیبی بر اساس مهاجرت های اخیر اکراد به این منطقه میکنند.در واقع دلیل اصلی این ادعاهای واهی سانسور تاریخ ۱۰۰ سال اخیر در ایران و عدم اگاهی بیشتر مردم ایران است هر دوی این مدعیان طی این مدت جنایات و نسل کشی های متعددی بر علیه مردم اذربایجان انجام داده اند.
اذر ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۳:۱۸
کردهای عراقی باید اربیل موطن اجداد خود احترام بگذارند و بهتره از جنگ قره باغ درس بگیرند.ارمنستانی که هم اروپا و امریکا پشتش بود نهایت با هزاران کشته رفت به خاک خودش .همه باید به خاک خودشون برن در غیر اونصورت جنگ و اوارگی و....‌ما به ارس سلطان اراز می گیم.ارمنی و کردها ارزش این کلمه رو نمی دونند فقط الوده کردند منطقه مون رو.اما میوه های الوده به اورانیوم اراز نوش جان کل ملت ایران.
y ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۱:۰۴
چه قدر مغرضانه این متن نوشته شده...اولا که این رود با نام آراز در آزربایجان شمالی و جنوبی و منطقه قفقاز و تورکیه شناخته میشه..دوما کاش در مورد خطرات ورود پسابهای خطرناک اتمی ارمنستان هم اشاره ای میکردید.....صدات تورکیه در مورد هم خون و هم زبانان خودش در آزربایجان ثابت شده هستش و بهتره شما نگران این موضوع نباشید.....
به فاروق شمس ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۹:۰۷
کورد شدن ارومیه رو شما مدیون جنایات مارشیمون ارمنی و علی آقا سیمیتقو هستید. رضا پالان ملعون هم با بوق و شوق قتل عام مردم ترک ارومیه را نگاه می کرد و زمانی که عثمانی ارتش برای نجات ترکها در ارومیه و قفقاز فرستاد بجای تشکر گفت که عثمانی حق ندارد به مسائل داخلی ما دخالت کند!! یعنی قتل عام ترکها در ایران مسئله داخلی است!!!
میرزای تنها ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۹:۵۱
چقدر این تحلیل و متن آشناست!!! به نظرم جای دیگری مشابهشو خونده بودم...شاید کپی برداری ناشیانه