احیاء یا عدم احیای برجام ارتباطی به تقابل امنیتی تل‌آویو ندارد

وزارت اطلاعات رئیسی باید از «موازنه امنیتی» به «اشراف اطلاعاتی» در برابر اسرائیل برسد

۲۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۰۴۹۴۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
محمدصادق کوشکی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که یکی از اقدامات جدی وزیر اطلاعات در دولت سید ابراهیم رئیسی باید ایجاد هماهنگی هرچه بیشتر با دیگر نهادهای امنیتی باشد. چون با یک تقسیم کار و ایجاد هماهنگی پررنگ‌تر ما شاهد قدرتمند تر شدن بازوهای امنیتی کشور خواهیم بود. 
وزارت اطلاعات رئیسی باید از «موازنه امنیتی» به «اشراف اطلاعاتی» در برابر اسرائیل برسد

دیپلماسی ایرانی – با وجود انتقادات روزهای اخیر در محافل سیاسی و رسانه ای نسبت به نحوه چینش افراد در کابینه سیزدهم از سوی سید ابراهیم رئیسی برخی معتقدند انتخاب سید اسماعیل خطیب به عنوان گزینه پیشنهادی برای تصدی وزارت اطلاعات یکی از مزایای این کابینه خواهد بود، چرا که وی با داشتن دانش و تجربه کافی به دلیل سال‌ها حضور در حوزه های امنیتی، هم در قوه قضاییه و هم در دولت و مشخصا وزارت اطلاعات از صلاحیت لازم برای سکانداری دستگاه اطلاعاتی و امنیتی دولت برخوردار است. از طرف دیگر با توجه به آن که سید اسماعیل خطیب از سال ۱۳۹۱ تا سال ۱۳۹۸ به عنوان رئیس مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضاییه انجام فعالیت کرده است با اشراف کامل به مسائل این قوه می تواند ماهیت قضایی پرونده های اطلاعاتی و امنیتی را هم به درستی مدیریت کند. اما با این حال باید پرسید که چالش های امنیتی پیش رو در حوزه فعالیتی وزارت اطلاعات ایران چیست؟ سید اسماعیل خطیب در صورت رای اعتماد چه راهکاری برای حل این چالش ها دارد؟ آیا وی می تواند کارنامه موفقی در وزارت اطلاعات از خود به جای بگذارد؟ دیپلماسی ایرانی در گفت وگو با محمد صادق کوشکی، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی به دنبال پاسخی روشن و دقیق برای  این پرسش هاست که در ادامه از نظر می گذرانید:

قبل از ورود به بحث اصلی در خصوص چالش های امنیتی وزارت اطلاعات گذری کوتاه بر تضاد اقدام و عمل جدید رئیسی داشته باشیم. بر اساس وعده سید ابراهیم رئیسی شاهد راه اندازی سامانه اینترنتی با عنوان «یاران رئیسی» بودیم که در آن اقشار مختلف جامعه، فعالین و نخبگان سیاسی و ... می توانستند در خصوص ترکیب کابینه دولت سیزدهم نظر و یا پیشنهاد خود را مطرح کنند. حال که لیست نهایی کابینه پیشنهادی رئیسی مشخص شده و گویا ذیل انتقادات به نحوه چینش این ۱۹ نفر، توجهی هم به آرای دیگران نشده است آیا با راه اندازی این سامانه یک عوامفریبی شکل نگرفت. چون در خوشبینانه ترین حالت به نظر می رسد که این سامانه سید ابراهیم رئیسی به نوعی موج سواری روی پوپولیسم است و در بدترین سناریو یک دماگوژی (عوامفریبی) در دستور کار بود، به ویژه که یحتمل که ترکیب کابینه وی از پیش مشخص شده بود، لذا انتظار آن می رفت که نظر خواهی و نظردهی مردم و نخبگان راه به جایی نخواهد برد. مضاف بر اینکه ۴ وزارتخانه «اطلاعات»، «دفاع»، «امور خارجه» و «کشور» طبق سنت و عرف نانوشته سیاسی جمهوری اسلامی عملاً وزارت‌خانه‌های حاکمیتی است که تعیین سکاندارنش حتی خارج از ید اختیارات رئیس جمهور است. حال به باور شما رئیسی با این کابینه پیشنهادی و پیش از آن راه انداختن سایت مذکور به دنبال پوپولیسم بود یا دماگوژیسم؟

اول اینکه من هم پیرو نکته شما از همان ابتدا مطمئن بودم که از دل این سامانه اینترنتی، آقای رئیسی توان تشکیل کابینه مدنظر خود را نخواهد داشت. یعنی خروجی این سامانه به نحوه چینش افراد در کابینه سیزدهم کمکی نمی کند.

چرا این سامانه نمی توانست به تشکیل کابینه رئیسی کمک کند؟

چون قطعاً از زمان راه اندازی این سامانه تا تشکیل کابینه چندین هزار اسم مطرح می شود که آقای رئیسی، نه توان و نه اجازه به کارگیری همه این افراد را در کابینه و دولت خود دارد. به هر حال از همه شهرستان‌ها و استان‌های مختلف همه افشار مردم از رسانه‌ای ها گرفته تا سیاسیون، فرهنگیان، دانشجویان و در کل همه ملت در همه جای ایران فرصت اظهارنظر و مطرح کردن گزینه یا گزینه های مد نظر خود برای تصدی یکی از وزارتخانه ها را داشته اند که یحتمل عدد قابل توجهی خواهد بود. از طرف دیگر رئیسی حتی فرصت راستی‌آزمایی همه این گزینه ها را ندارد تا بتواند شایستگی ها، ظرفیت و توانمندی همه این گزینه ها را برای تصدی وزارتخانه ها بسنجد. 

با این اوصاف  از اساس چرا این سامانه راه اندازی شد؟

من دفاعی برای راه اندازی این سامانه اینترنتی از سوی آقای رئیسی نداشته و ندارم، چون به واقع از هدف یا اهداف پشت پرده راه اندازی این سایت بی خبرم که آیا ایشان و کسانی که پیشنهاد این اقدام را داده اند به دنبال یک برنامه تبلیغاتی بوده‌اند یا به عکس، اهتمام جدی برای استفاده از نظرات و دیدگاه‌های همه اقشار مردم در همه جای ایران در دستور کار بوده است؟ اما اگر در یک نگاه مثبت راه اندازی این سامانه را هم درست بدانیم باید ظرفیت قابل توجهی از افراد، دستگاه ها و نهادها برای بررسی دقیق، جامع و عملیاتی همه این نظرات شکل گیرد که خود نیازمند صرف هزینه و وقت زیاد است، آن هم در این شرایط که کشور با مشکلات عدیده ای روبه روست. از ابتدا هم مشخص بود که این سامانه در کوتاه مدت نمی‌توانست کمکی به رئیسی در تشکیل کابینه بکند. چون با تاکید مقام معظم رهبری لیست افراد پیشنهادی باید در کوتاه ترین زمان ممکن به مجلس ارسال می‌شد و به تبع آن مجلس هم باید در کوتاه ترین زمان ممکن رای خود را برای تشکیل کابینه بدهد، در صورتی که راستی آزمایی همه گزینه های مطرح شده در این سامانه به یک سال زمان و حتی بیشتر نیاز دارد. البته من معتقدم که این سامانه در بلند مدت می تواند کمک شایان توجهی به رئیسی در معرفی افراد و همچنین بیان دیدگاه ها، نظرات، برنامه‌ها و راهکارهای مختلف همه اقشار مردم در خصوص مدیریت چالش ها و مشکلات متعدد کشور کند. ضمن اینکه من این اعتقاد را هم دارم که این سامانه می تواند در مدیریت میانی و محلی به رئیسی کمک کند. یعنی این سایت احتمالا می تواند، تاکید دارم می تواند پس از یک سال یا هر مدت زمانی که نیاز است افرادی گمنام را با راستی آزمایی در قالب معاونین وزرا، مشاورین، استانداران، فرمانداران و نظایر آنها در شهرها و استان های مختلف به رئیسی معرفی کند. البته این را هم بگویم برای خود من هنوز مشخص نیست که آقای رئیسی اهتمام جدی برای استفاده کاربردی و عملیاتی از خروجی این سامانه در به کارگیری افراد شایسته و اعمال نظر آنها در حل مشکلات کشور را دارد یا نه؟ آیا آقای رئیسی افرادی برای بررسی و راستی آزمایی نظرات کاربران در این سامانه به منظور حل مشکلات کشور را به کار گرفته شده است یا خیر؟ این را باید از خود رئیس جمهور پرسید.

پس به سوال نخست خود باز می گردم که بی پاسخ ماند. رئیسی با این کابینه پیشنهادی و راه انداختن سایت به دنبال پوپولیسم بود یا دماگوژیسم؟

من اسم این اقدام را، نه پوپولیسم می گذارم و نه عوام‌فریبی، بلکه اقدامی است که فی نفسه مثبت بوده و هست تا در سایه آن تمامی آراء و نظرات همه مردم ایران که در واقع صاحبان اصلی این کشورند در مدیریت و برون رفت مملکت از چالش ها به کار گرفته شود. چون به واقع اگر رئیسی تلاش جدی و عملیاتی برای استفاده از خروجی این سامانه داشته باشد این سایت می‌تواند با غربالگری و راستی آزمایی نظرات و دیدگاه های مختلف خون تازه‌ای در رگ‌های مدیریتی کشور به ویژه در سطح استانی و محلی تزریق کند در کنارش مشکلات ناگفته مردم، دردهای پنهان در دیگر نقاط کشور و به موازاتش راهکارهایی که شاید از نظر دولت پنهان مانده است، مطرح شود.

حال به صورت مصداقی وارد چالش های امنیتی وزارت اطلاعات شویم که جزو مهمترین وزارتخانه‌های حاکمیتی کشور است. از نگاه شما تا چه اندازه انتخاب فرد در قالب وزیر اطلاعات می تواند نقشی در پیگیری و یا تغییر چارچوب امنیتی ایران ایجاد کند؟

ابتدا به ساکن باید یادآوری کنم که اگر چه برخی معتقدند وزارت اطلاعات در کنار وزارت کشور، وزارت امور خارجه و وزارت دفاع جزو وزارتخانه‌های حاکمیتی هستند، اما قطعاً نظر رئیس جمهور در تعیین افراد به عنوان وزیر کاملا موثر است. اگر شما به تاریخ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و وزرای آن نگاه کنید می بینید که در دوره هایی رئیس جمهور افرادی را به عنوان وزیر اطلاعات به کابینه خود وارد می کند که حتی دیدگاهی در مقابل حاکمیت داشته و دارند. یعنی ما شاهد تنوع دیدگاه ها و آرایش سیاسی وزرای اطلاعات طی چهار دهه بوده‌ایم. اینگونه نیست که به صرف حاکمیتی خوانده شدن برخی از وزارتخانه‌ها ما شاهد وزرایی یکدست باشیم، کما اینکه در وزارت کشور همین تنوع سیاسی وجود داشت، در وزارت امور خارجه و وزارت دفاع هم به همین منوال. پس قرار نیست که دست رئیس جمهور برای انتخاب ۴ وزیر مذکور بسته باشد و نگاه حاکمیتی بر دولت اعمال شود. به هر حال آقای یونسی، عبدالله نوری، موسوی لاری، ترکان، فروزنده، ظریف و ... وزرای اطلاعات، کشور، دفاع و امور خارجه در همین جمهوری اسلامی ایران بوده اند. بله به دلیل ماهیت قضایی برخی اقدامات وزارت اطلاعات شخص وزیر و فرد نامزد تصدی این وزارتخانه باید یک مجتهد باشد. یعنی یک مجتهد در راس دستگاه اطلاعاتی دولت قرار گیرد و یا وزیر کشور باید بتواند جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی باشد، موارد این چنینی قطعاً سبب خواهد شد که رایزنی های فرادولتی برای انتخاب این وزراء شکل بگیرد، اما همه اینها به این معنا نیست که نظری خارج از دولت و شخص رئیس جمهور برای تعیین وزرای اطلاعات، امور خارجه، کشور و دفاع تصمیم گیر نهایی است.

 با این تفاسیر چالش های امنیتی جمهوری اسلامی ایران را تا چه اندازه جدی ارزیابی می کنید. به هر حال یونسی، وزیر پیشین اطلاعات در دولت سیدمحمد خاتمی که شما از آن نام بردید رسما در یک سخنرانی عنوان کرده است که وضعیت امنیتی کشور به حد بحرانی است که مهره های نظام باید بیم جان خود را داشته باشند. آیا چنانی که وزارت کشور با چالش هایی از تداوم و تشدید شیوع کرونا تا مدیریت اعتراضات، مسائل مربوط به احزاب و تشکل های سیاسی و ... روبه رو است و یا وزارت امور خارجه با معضلات عدیده منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای، برجام و ... مواجه است و وزارت دفاع هم به همین ترتیب، وزارت اطلاعات هم با چالش های امنیتی دست به گریبان است؟

بله. به هر حال جمهوری اسلامی ایران در یک نبرد نابرابر سرویس‌های امنیتی جهان قرار دارد. چرا که به دلیل موقعیت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه ما هدف و سوژه اصلی امنیتی در مهمترین منطقه جهان به شمار می رویم. طبیعی است که یک زوم، توجه و حساسیت ویژه امنیتی روی جمهوری اسلامی ایران باشد. من منکر این نیستم که تنوع سرویس های امنیتی از بازیگران منطقه‌ای به خصوص صهیونیست ها و سعودی ها تا کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا برای رصد امنیتی ایران بالا است. به موازات این رصد، تلاش های بی وقفه و برنامه هایی برای ایجاد ناامنی در کشور هم در دستور کار همین سرویس های امنیتی قرار دارد، از جاسوسی، ترور و خرابکاری گرفته تا ایجاد آشوب، بلوا و اعتراض در کشور. خلاصه این سرویس‌های امنیتی همه کاری برای ناامن کردن جمهوری اسلامی ایران می کنند. پس قطعاً چالش‌های وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی کشور اگر بیشتر از وزارت امور خارجه، وزارت دفاع و وزارت کشور نباشد، کمتر هم نیست. چون من معتقدم این میزان از تمرکز امنیتی سرویس های جاسوسی و امنیتی جهان بر روی یک کشور خاص مانند ایران شاید کم نظیر و حتی بی نظیر باشد. 

پس گزینه مد نظر وزیر اطلاعات می تواند نقش تعیین کننده ای در مدیریت امنیتی کشور ایفا کند؟

اتفاقا من عکس این نظر را دارم. چون فارغ از اینکه چه دولتی با چه نگاه سیاسی روی کار است و یا چه فردی با چه بینش و نگرشی مسئولیت و سکاندار وزارت اطلاعات است قطعاً این توجه یا بهتر بگویم خیمه امنیتی منطقه ای و فرامنطقه روی ایران مرتب در حال افزایش است. یعنی صهیونیست‌ها، سعودی ها، اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها کاری ندارند که خاتمی رئیس جمهور است یا احمدی نژاد یا روحانی یا رئیسی؛ آقای فلاحیان وزیر اطلاعات است یا آقای یونسی یا آقای علوی و یا برای مثال احتمالا آقای خطیب، چون مطمئناً چالش‌های امنیتی مرتب برای جمهوری اسلامی ایران وجود داشته و خواهد داشت. کما اینکه در دولت احمدی‌نژاد شاهد ترور دانشمندان بودیم و در دولت روحانی که پرچم مذاکره، اعتدال سیاسیی و دیپلماسی را برداشت شاهد جاسوسی، ترور شهید دکتر فخری زاده و خرابکاری های متعدد در مراکز هسته‌ای و تلاش برای راه اندازی شورش های مختلف در کف خیابان بودیم. پس مطمئن باشید در دولت آقای رئیسی هم اگر این دست اتفاقات بیشتر نشود کمتر نخواهد شد. لذا وزیر اطلاعات دولت رئیسی با هر گزینه ای سر بسیار شلوغی دارد، به ویژه که الان دیگر مسئله محدود به تلاش برای انهدام سرویس‌های جاسوسی، ترور، خرابکاری و نظایر اینها نیست، تلاش های امنیتی در حوزه فضای مجازی چالش های بیشتری را برای نهادهای امنیتی کشور ایجاد کرده است. برای مثال فراموش نکنیم که بخشی عمده ای از خرابکاری های مربوط به حوادث سال ۹۸ در تخریب اماکن و آتش زدن مراکز دولتی از دل همین خط دهی های فضای مجازی شکل گرفت. 

 با این حال ما در این سال ها شاهد رویه غلطی در حوزه اطلاع‌رسانی امنیتی بوده ایم که به واقع به جای ارائه واقعیت ها سعی در تکذیب و کم رنگ کردن برخی شکست های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران داشته است، کما اینکه طی سال های اخیر شاهد مثال ها و مصداق های متعددی برای این نقیصه بوده ایم. از دو بار خرابکاری در تاسیسات هسته ای نطنز تا ترور شهید فخری زاده و همین حمله به مرکز هسته ای در کرج توسط پهپادها؛ هر بار هم رسانه های داخلی سعی می کنند با فرار رو به جلو مسئله را کم اهمیت جلوه دهند، اما در نهایت متوجه می‌شویم واقعیت در رسانه‌های اسرائیلی است. آیا با توجیه مدیریت امنیتی و روانی کشور، دستگاه‌های اطلاعات می توانند فرار رو به جلویی در نادیده گرفتن شکست های اطلاعاتی و امنیتی داشته باشند؟

خیر. چون همین نکاتی که اشاره کردید یعنی دوبار خرابکاری رژیم صهیونیستی در مراکز هسته‌ای نطنز، حمله پهپادی به تاسیسات هسته‌ای کرج و یا ترور دانشمندان که نمونه اخیر آن شهید دکتر فخری زاده بود نشان می‌دهد که ما دچار ضعف و اصطلاحاً باگ امنیتی در شناسایی جریان های خرابکار، تروریست، جاسوس، و انهدام آنها هستیم. به هر حال وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی باید طی این سال ها این ضعف ها را پر می ‌کردند. البته من بنایی برای توجیه این شکست های امنیتی و اطلاعاتی ندارم، اما باید پذیرفت که جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در یک جنگ امنیتی و اطلاعاتی تمام عیار با سرویس‌های مختلف منطقه ای و فرامنطقه ای قرار دارد که در چند لایه حتی با هم همکاری امنیتی و اطلاعاتی دارند تا چالش های کشور را بیشتر کنند. پس طبیعی است که ایران به تنهایی در تقابل با این سرویس های امنیتی و جاسوسی، شکست هایی را هم متحمل شود، اما در مقابل کم نبودند دستگیری جاسوس ها، انهدام گروه های تروریستی و ناکام ماندن تلاش ها برای ناامن کردن ایران که به هر دلیلی وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و دیگر نهادهای امنیتی به آن نپرداختند و یا به آن کمتر پرداخته شد. ضمن این که به هر حال پرونده های امنیتی به دلیل محرمانه بودن نمی‌توانند چندان رسانه ای شوند. البته در آن سو من معتقدم باید وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و دیگر نهادهای امنیتی کشور به موازات جنگ رسانه‌ای سرویس‌های امنیتی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حضور جدی تری در عرصه رسانه‌ای داشته باشند. رسانه های معاند ایران موفقیت سرویس های امنیتی و جاسوسی صهیونیستی، آمریکایی و اروپایی را با یک بزرگنمایی به عنوان شکست تمام‌عیار سرویس‌های امنیتی ایران به مردم و افکار عمومی علی الخصوص داخل کشور تلقین می کنند. پس جا دارد که وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و دیگر نهادها در این حوزه هم حضور جدی  تری پیدا کنند، به ویژه در دنیای امروز که شاهد انفجار اطلاعاتی هستیم و دیگر هیچ اتفاق و رویدادی حتی به صرف محرمانه بودن، نمی تواند از دید رسانه ها، افکار عمومی و مردم پنهان بماند. 

به دیگر نهادهای امنیتی کشور اشاره داشتید. پیرو این نکته یکی از چالش‌ها و معضلاتی که باعث رقم خوردن شکست ها و باگ های امنیتی در کشور شده است به موازی کاری اطلاعاتی بازمی‌گردد. اولا شما تا چه اندازه قائل به موازی‌کاری اطلاعاتی در ایران هستید و در این صورت پارامتر مذکور تا چه اندازه باعث شکست های امنیتی ما در سال‌های اخیر شده است؟

اتفاقاً در مقام قیاس با دیگر کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تنوع دستگاه‌های اطلاعاتی در ایران بسیار کم و حتی می توان گفت در حد صفر است. برای مثال در آمریکا ما شاهد فعالیت ۱۷ دستگاه و نهاد امنیتی و اطلاعاتی هستیم که برخی از این نهادها در موازات همدیگر قرار دارند. در کنار آن ما قبل از انقلاب هم شاهد برخی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بوده ایم از دستگاه اطلاعاتی شهربانی گرفته تا رکن دو ارتش، ساواک و ... که در برهه هایی در برخی پرونده ها، فعالیت این نهادهای امنیتی با هم همپوشانی و تداخل پیدا کرده است که برای رفع این نقیصه رژیم پهلوی کمیته مشترک ضد خرابکاری را تاسیس کرد تا یک هماهنگی امنیتی بین نهادهای اطلاعاتی شکل گیرد. ضمن این که به هر حال با وجود چند دستگاه امنیتی در کشور طبیعی است که همپوشانی و تداخل در کار آنها پیش می‌آید و این یک امر اجتناب ناپذیر است، اما نمی‌توان این موازی‌کاری، همپوشانی و تداخل را دلیلی بر شکست و ناکامی امنیتی و اطلاعاتی قرارداد. پس نمی توان گفت که چون اکنون شاهد حضور دو دستگاه اطلاعاتی یعنی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه هستیم و موازی کاری بین این نهادهای امنیتی شکل گرفته است به همین دلیل ما شاهد شکست های اطلاعاتی هستیم. در کنار آن باید عنوان کنم که دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی ما فقط محدود به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه نیست. در حال حاضر هر نهاد نظامی برای خود یک دستگاه اطلاعاتی دارد. ارتش دستگاه اطلاعاتی مخصوص خود را دارد، ناجا هم به همین ترتیب. حتی برخی سازمان ها مانند سازمان انرژی اتمی ایران هم دستگاه امنیتی مخصوص به خود را دارد. اما همه این نکات دال بر این نیست که ما بخواهیم از نقیصه موازی کاری امنیتی و یا تداخل کاری این نهادها عبور کنیم. یعنی شایسته است که هر نهاد اطلاعاتی و امنیتی به صورت تخصصی تر بخشی از وظایف را بر عهده بگیرد. مضافا دستگاه های هماهنگ کننده نیز به صورت فعال تر وارد عمل شوند. 

 پس به باور شما یکی از وظایف وزیر اطلاعات دولت رئیسی می تواند ایجاد هماهنگی امنیتی با دیگر نهادها باشد؟

به نکته مهمی اشاره کردید. بله باید یکی از اقدامات جدی وزیر اطلاعات در دولت سید ابراهیم رئیسی ایجاد هماهنگی هرچه بیشتر با دیگر نهادهای امنیتی باشد. چون با یک تقسیم کار و ایجاد هماهنگی پررنگ‌تر ما شاهد قدرتمند تر شدن بازوهای امنیتی کشور خواهیم بود. البته باید دستگاه نظارتی و هماهنگ کننده این نهادهای امنیتی هم بیشتر وارد فعالیت شود. خصوصا که متاسفانه طی سال های اخیر این نهاد هماهنگ کننده از قدرت اجرای بالایی برخوردار نیست. به هر حال لازم است که وزارت اطلاعات هماهنگی خود را با اطلاعات سپاه، اطلاعات ارتش، اطلاعات ناجا و دیگر نهادهای امنیتی داشته باشد تا بتواند خلاءهای و باگ های امنیتی که باعث شکست هایی در سال‌های اخیر شده است را پر کند.

به صورت تخصصی تر وارد مسئله تقابل امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران شویم. در این راستا بسیاری مسئله‌ نفوذ جدی تل آویو در میان مقامات و مسئولین ایران و به خصوص نهادهای امنیتی را بسیار جدی می دانند. شما تا چه اندازه این نفوذ را نزدیک به واقعیت می دانید؟ وظیفه و راهکار وزارت اطلاعات در این رابطه چیست؟

این هم نکته مهمی است که باید مد نظر قرار داد. چون واقعا نمی توان منکر تلاش های رژیم صهیونیستی در جاسوسی و نفوذ شد. به هر حال سرقت اسناد از ایران، ترور شهید دکتر فخری زاده و خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای که متاسفانه معلوم شده برخی از آنها با هماهنگی و همکاری افرادی در مراکز هسته ای، امنیتی و نظامی ما شکل گرفته است نشان می‌دهد که نفوذ صهیونیست ها در مراکز هسته‌ای، امنیتی و نظامی ما بی شک جدی است. از طرف دیگر چون اسرائیل به صورت کاملاً برنامه‌ریزی شده، هدفمند و متمرکز روی جمهوری اسلامی ایران کار اطلاعاتی و امنیتی انجام می دهد مطمئناً در هر ده اقدام نهایتاً یک مورد به موفقیت می‌رسد. پس مسئله نفوذ جدی است. لذا وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی باید صحنه را عوض کنند. یعنی اگر ما هدف موساد هستیم باید برای ایجاد موازنه امنیتی، دستگاههای اطلاعاتی ما هم اسرائیل را هدف متمرکز خود قرار دهند و در ادامه حتی باید این توازن امنیتی به اشراف اطلاعاتی برسد. چون اگر به اشراف اطلاعاتی برسیم می توانیم مسئله نفوذ و به تبع آن باگ های امنیتی و شکست های اطلاعاتی را خنثی کنیم. البته در مقابل ما هم اقداماتی در حوزه نفوذ داشته‌ایم. به هر حال طبق اعتراف خود صهیونیست ها برخی از مهره‌های کابینه این رژیم با جمهوری اسلامی ایران همکاری داشته اند. اما به نظر من این تلاش‌ها کافی نیست. باید ابتدا به ساکن موازنه امنیتی و بعد از آن اشراف اطلاعاتی شکل گیرد تا شکست‌های اطلاعاتی ما به سمت صفر میل کند.

حال که به موازات حضور نفتالی بنت به عنوان نخست وزیر اسرائیل شاهد روی کار آمدن سید ابراهیم رئیسی در مقام رئیس جمهور ایران هستیم بسیاری معتقدند تقابل امنیتی تهران و تل آویو در سال های پیش رو به مراتب بیشتر از گذشته خواهد شد. بنابراین باید شاهد افزایش ترور، خرابکاری و جاسوسی در خاک ایران باشیم. از نگاه شما آیا نفتالی بنت که مواضع ضد ایرانی به مراتب پررنگ تری از بنیامین نتانیاهو دارد در این امر موفق خواهد شد و آیا به تبع این نکته چالش‌های وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی ما در آینده بیشتر می شود؟

از نکته پایانی شما شروع می کنم. من قبلا اشاره کردم چون تمرکز سرویس های جاسوسی و امنیتی جهان روی ایران بسیار زیاد است قطعاً وزارت اطلاعات در دولت رئیسی سر خلوتی ندارد. اما در خصوص نکته اول شما باید عنوان کنم که من اعتقادی به تغییر دولت ها در رژیم صهیونیستی و تاثیر آن بر ضدیت با جمهوری اسلامی ایران ندارم. هر نخست وزیری در اسرائیل با هر نگاه سیاسی روی کار بیاید در تقابل با جمهوری اسلامی ایران هیچ درنگی به خود راه نمی‌دهد. پس چه بنیامین نتانیاهو روی کار باشد یا نفتالی بنت و یا هر کس دیگری قطعاً سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی این رژیم محوریت کاری خود را در تقابل با جمهوری اسلامی ایران قرار داده اند.

با این تفاسیر برخی معتقدند که تلاش دیپلماتیک احتمالی دولت سید ابراهیم رئیسی در وزارت امور خارجه برای احیای برجام از طریق پیگیری نشست وین می‌تواند از آن سو تقابل امنیتی اسرائیل را کاهش دهد. پیرو این نکته بسیاری این نظر را دارند که بهبود وضعیت دیپلماتیک و به سرانجام رسیدن پرونده فعالیت های هسته ای در سایه مذاکرات، چانه زنی و گفتگوهای سیاسی و دیپلماتیک برای احیای برجام رابطه عکسی با تقابل امنیتی اسرائیلی دارد. چون تنها با احیای برجام است که تل آیو به دنبال تقابل امنیتی با تهران نخواهد بود. شما این گزاره قبول دارید؟

خیر. چون این گزاره با واقعیت ها و اقتضائات میدانی همخوانی ندارد. قبلاً اشاره کردم در همین دوران ریاست جمهوری حسن روحانی که پرچم مذاکره با آمریکا برداشته شد میزان جاسوسی، ترور، خرابکاری ناامن سازی ایران توسط سرویس‌های اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی چندین برابر افزایش پیدا کرد. پس احیاء یا عدم احیای برجام ارتباطی به تقابل امنیتی تل‌آویو ندارد. اتفاقا اگر برجام احیاء شود صهیونیست ها این نگرانی را پیدا می‌کنند که جمهوری اسلامی ایران در سایه این توافق می‌تواند توان هسته‌ای خود را افزایش دهد بنابراین به سمت اقدامات خرابکارانه و جاسوسی پیش می‌روند. ضمن اینکه از همین الان رژیم صهیونیستی هر تلاشی را برای به شکست کشاندن مذاکرات احتمالی را در دستور کار دارد. بگذارید صراحتاً بگویم اگر در سایه برجام تمام توان هسته‌ای ایران نابود شود مطمئن باشید از تقابل امنیتی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران کاسته نخواهد شد. شما به قبل از انقلاب نگاه کنید. آن زمان که خبری از توان هسته‌ای ایران مثل الان نبود، اما طبق اسناد و مدارک، رژیم صهیونیستی قبل از جمهوری اسلامی ایران و در رژیم پهلوی هم شبکه اطلاعات و جاسوسی را در میان ارتش و دیگر نهادهای کشور داشته است. مضافاً این نکته محدود و منحصر به ایران نیست. رژیم صهیونیستی سال هاست که حتی در میان حامیان خود در کشورهای اروپایی و به خصوص ایالات متحده آمریکا نیز شبکه های جاسوسی خود را داشته است که نمونه اخیر آن به نرم افزار جاسوسی پگاسوس باز می گردد. ضمن اینکه قبل تر هم بارها و بارها جاسوسان اسرائیلی در دستگاه‌های آمریکایی دستگیر شده اند. چون رژیم‌صهیونیستی حوزه های اطلاعاتی و امنیتی را محور کار خود قرار داده است و این مسئله ارتباطی به ایران، نشست وین، احیای برجام، پرونده فعالیت‌های هسته‌ای، دیپلماسی، مذاکره، روی کار آمدن رئیسی و ... ندارد. 

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمدصادق کوشکی وزارت اطلاعات ایران اطلاعات سپاه سید ابراهیم رئیسی اسرائیل موساد برجام نشست وین وزارت امور خارجه وزارت کشور وزارت دفاع


نظر شما :