احزاب چگونه از رکود خارج شوند؟

ناکارامدی احزاب در ایران؛ دلایل و راهکارها

۳۱ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۵۲۵۷ اخبار داخلی نگاه ایرانی
محمد مهدی مظاهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: بر خلاف روند تشکیل حزب در غرب که در آن احزاب سیاسی متکی به طبقات اجتماعی بودند و هر یک طبقه ای خاص (همچون ثروتمندان زمیندار و فئودال یا طبقۀ بورژوازی صنعتی و تجاری، روشنفکران و ...) را نمایندگی می کردند، در ایران احزاب سیاسی کمتر به طبقات اجتماعی جامعه وابسته بودند و اساس رقابت حزبی آنها ایدئولوژیک بوده است.
ناکارامدی احزاب در ایران؛ دلایل و راهکارها

دیپلماسی ایرانی: تاریخ فعالیت‌های احزاب و پدیده تحزب در ایران، به‌خوبی نشان می دهد که این پدیده مهم سیاسی نه در تاریخ معاصر ایران و نه حتی در دوره کنونی موفقیت چندانی در اجرایی کردن اهداف و کارکردهای خود نداشته است. در متون و پژوهشهای سیاسی، نخبگان علمی و سیاسی تحلیلهای متفاوتی در این زمینه ارائه داده و  دلایل متعدد تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای این ناکارآمدی برشمرده‌اند.

یکی از تأثیر گذارترین این عوامل، بدبینی و ناآگاهی عمومی نسبت به جایگاه احزاب بوده است. 

بر خلاف روند تشکیل حزب در غرب که در آن احزاب سیاسی متکی به طبقات اجتماعی بودند و هر یک طبقه ای خاص (همچون ثروتمندان زمیندار و فئودال یا طبقۀ بورژوازی صنعتی و تجاری، روشنفکران و ...) را نمایندگی می کردند، در ایران احزاب سیاسی کمتر به طبقات اجتماعی جامعه وابسته بودند و اساس رقابت حزبی آنها ایدئولوژیک بوده است. ضمن اینکه شکل گیری این احزاب در دوره قاجار، در پی آشنایی برخی رجال سیاسی و روشنفکران با فرهنگ، تمدن و دموکراسی غربی صورت گرفت و این در حالی بود که جامعه ایرانی هنوز با مقتضیات، کارکردها و دلایل اهمیت احزاب آشنا نبود.  به این ترتیب احزاب ایران از زمان شکل گیری تاکنون با این چالش اساسی مواجه بودند که پیوندهای واقعی با مردم و مطالبات آنها نداشتند و از بطن مردم نجوشیده بودند. از این روجامعه ایرانی هیچگاه نتوانست به این پدیده وارداتی و ناملموس اعتماد و با آن به صورت کامل همراهی کند.

از این رو می توان گفت با توجه به وارداتی بودن پدیده حزب و ادبیات سیاسی مربوط به آن، نه تنها عامه مردم نسبت به جایگاه احزاب و گروه‌های سیاسی در سامان‌دهی ساختار سیاسی کشور بی‌اطلاع بودند، بلکه حتی بسیاری از تحصیل‌کردگان و آگاهان سیاسی نیز نسبت به تأثیر آنها در ترقی کشور تردید داشته‌اند و رویکردها و برنامه های شخصی را ترجیح می دادند. این بی‌اطلاعی و تردیدها هنوز هم در بخش‌هایی از جامعه وجود دارد و در حال حاضر نیز بخشی از بدبینی‌ها و ذهنیت‌های نامطلوب نسبت به احزاب سیاسی، از همین بی‌اطلاعی‌ها و تردیدها ناشی می‌شود. 

از دلایل مهم دیگر برای بدبینی‌ و عدم اعتماد عموم مردم نسبت به احزاب، می توان به فقدان همسویی عملکرد آنها با باورها، سنتها و اعتقادات عمومی و مذهبی مردم، مشخص شدن وابستگی برخی از آنها به قدرتهای بیگانه، دولتی و غیر مستقل بودن احزاب و وجود بی‌صداقتی و شعارزدگی این تشکل‌ها در طی تاریخ ایران اشاره کرد. 

بدین ترتیب به نظر می رسد راه خارج کردن احزاب از وضعیت رکود و انفعال کنونی و افزایش مقبولیت و کارامدی آنها، بر طرف کردن و اصلاح همین پیش زمینه ها و دلایل عدم اعتماد جامعه و نخبگان به این نهادهای سیاسی است. یکی از این راهکارها افزایش معلومات و بالا بردن سطح آگاهی عموم مردم نسبت به این نهادهای سیاسی است. راهکار دیگر نیز مستقل شدن احزاب، قرار گرفتن آنها در جبهه مردم و منافع ملی، احترام آنها به باورها، اعتقادات و سنتهای مورد قبول جامعه در کنار تلاش برای فرهنگ سازی و رفع چالشهای فکری و فرهنگی حاکم بر آن است. 

پرهیز از طرح شعارها و وعده های غیر عملیاتی در زمان انتخابات و ارائه برنامه های واقع بینانه نیز از دیگر عوامل مهمی است که می تواند اعتبار احزاب را در سطح جامعه افزایش داده و سبب همراهی و اعتماد هر چه بیشتر جامعه به آنها شود.

کلید واژه ها: احزاب سیاسی احزاب در ایران جمهوری اسلامی ایران ایران


( ۲ )

نظر شما :

خسرو ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۴:۱۷
در پیشینه قشربندی جامعه ایرانی -- با توجه به نحوه معیشت و جغرافیا وفرهنگ های سنتی و تشکل های ایلی و قومی و بالاخره مهمترین تشکل یعنی دینی و مذهبی - حزب که متکی به رای عموم ملت است جایگاهی نداشته است مگر اینکه با یکی از الگوهای پیش گفته ( دین و مذهب و قوم و تبار و جغرافیاو اقتصاد ) منطبق گردد ولی با ایجاد دولت ملی آن الگوها عملا به محاق رفتند و در ضمن آموزه های دولت ملی مانع تشکیل حزب رسمی با محوریت مثلا مسلمانان سنی یااقوام ترک و کرد وعرب و بلوچ و ... میگردد چون آنرا تهدید قلمداد میکنند و تا وقتی که اخلاق شهروندی و حقوق مدنی مساوی برای تمام مردم و بطور کلی تاسیس جامعه مدنی محقق نشده است امکان ایجاد احزاب موثر وجود نخواهد داشت وبه طریق اولی دمکراسی حاکم نخواهد شد و فقط مردم سالاری دینی در تشکل امت اسلامی شیعی برای ایران و سنی برای دیگران متصور خواهد بود
ابراهیم قدیمی ۰۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۴:۳۹
پس از مشروطیت نمایندگان مجلس توسط گروههای مختلف شغلی وتخصصی انتخاب میشدند که به شکلی نسبت به انتخابات عمومی امتیازاتی داست۔اگر بصورت برجسته وقابل لمس بخواهیم رای گیری وانتخاب بر حسب رای عمومی را مطرح کنیم میتوانیم به سازمان ملل رجوع کنیم۔ کشورهای مختلفی با توان اقتصادی وتاثیر گذاری بسیار متفا وتی در جهان هستند۔ایا رای بزرگترین قدرت اقتصادی ونظامی وجمعیتی جهان با گوچکترین انها باید یکسان باشد۔ بنظر می رسد چنین رای گیری بیشتر شوخی است۔در جامعه سرمایه داری نیز افراد با قدرت های مختلفی وجود دارند۔لذا رای انها نمیتواند هم وزن تصور شود ۔لذا رای عمومی مشکلاتی دارد که باید به نوعی حل شود۔یکی از این روشها که درجهان تجربه شده وفعلا بکار گرفته میشود در کشورهای سرمایه داری احزاب منبعث از قدرتها است۔اگر ما نخواهیم قدرت ها ی مالی وغیره در حاکمیت وجود نداشته باشند باید با تجمع سرمایه برخورد کنیم که در جامعه ای که سرمایه داری مقبول است امکان پذیر نیست۔معمولا سرمایه داران بسیار بسیار محدود ترند از نظر تعداد۔ ونتیجه انتخابات هیچگاه مقبول انها نیست۔انتخاب سرمتیه داران نیز مفبول طبقات عمومی مردم نیست۔چه سیاستی باید پیس گرفت که هردو طرف راضی باشند؟
ابراهیم قدیمی ۰۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۴:۵۷
یکی از روشهائی که برای حل این مشکل در جهان سرمایه داری است وجود دومجلس است۔مجلس عمومی ومجلس اکابر۔