بادکوبه و بادی که همیشه از یک طرف نمی وزد

پاشنه آشیل‌های نظامی‌گری باکو

۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۶۵۲۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: نظامیگری باکو ظاهرا از دو محرک مهم ناشی می شود: غرور ناشی از پیروزی برق آسا و قاطع بر ارمنستان و دوم ساختار سیاسی غیردمکراتیک کشور و سودای رهبری آن برای خرج کردن مابه ازای این پیروزی در عرصه سیاست داخلی و تحکیم قدرت از طریق تثبیت و گسترش دستاوردهای اخیر. پاشنه آشیل این سیاست اما، اتکای صرف و مطلق به متحدان خارجی و ورود به بازی های ژئوپولتیک در مقیاسی بزرگتر از ظرفیت و توانایی های کشور است.
پاشنه آشیل‌های نظامی‌گری باکو

دیپلماسی ایرانی: در دهه 50 شمسی، یک مقام شوروی با اشاره به بودجه دفاعی بی سابقه و خریدهای کلان تسلیحاتی ایران، خطاب به شاه سابق گفته بود: هدفتان چیست؟ اگر مقصود عراق است، که این حجم اسلحه خیلی بیشتر از توان آن است، اگر هم هدف شوروی است، با صد برابر این میزان هم نمی توانید به موازنه نظامی با ما دست پیدا کنید! ظاهرا این تمثیل امروز درباره جمهوری آذربایجان صادق است.

تحرکات نظامی راهبردی، بودجه دفاعی بالا و مانورهای مشترک غیرمتعارف، اقداماتی هستند که بعید است هدف آنها، کشور کوچک و ضعیف ارمنستان باشد که میان دو قدرت خصم – آذربایجان و ترکیه – "ساندویچ" شده است. اگر هم هدف ایران است، به مثل فیل و فنجان  بعید است، توفیری از آن حاصل شود.

نظامیگری باکو ظاهرا از دو محرک مهم ناشی می شود: غرور ناشی از پیروزی برق آسا و قاطع بر ارمنستان و دوم ساختار سیاسی غیردمکراتیک کشور و سودای رهبری آن برای خرج کردن مابه ازای این پیروزی در عرصه سیاست داخلی و تحکیم قدرت از طریق تثبیت و گسترش دستاوردهای اخیر.

پاشنه آشیل این سیاست اما، اتکای صرف و مطلق به متحدان خارجی و ورود به بازی های ژئوپولتیک در مقیاسی بزرگتر از ظرفیت و توانایی های کشور است.

از ترکیه شروع کنیم. روشن است که بازی گردان اصلی و پشت صحنه رجب طیب اردوغان و رویاهای نوعثمانی گری وی هست. نیک می دانیم که صد سال قبل هم یکی از انگاره های اصلی و مخفی سیاست "اتحاد اسلام" ترک های جوان، پان تورانیسم و وحدت با سرزمین های ترک قفقاز و آسیای میانه بود. خوابی که تعبیر نشد و نتایجی تلخ برای ترکیه به همراه آورد.

چه تضمینی وجود دارد که در ترکیه پسااردوغان، زمامداران جدید سوداهای امپراطوری گونه را رها و دوباره پشت درهای اتحادیه اروپا به انتظار نایستند. آیا محتمل نیست در چنین فضایی، آنکارا از اتحاد بی چون و چرا با باکوی آن دست برداشته و اولویت های دیگری را جایگزین کند؟ برای ترکیه "دمکراتیک تر" فردا آیا ممکن است اتحاد بی چون و چرا را با " کشور خانوادگی " تحت تسلط نسل سوم علیف ها ادامه دهد؟

مورد دوم اسرائیل است. نگاه اسرائیل به آذربایجان به عنوان عاملی نیابتی و سرپلی عملیاتی در برابر اتحاد ایران و حزب الله لبنان است. به ظن قوی تهاتر نفت و اسلحه دو کشور در درجه دوم اهمیت قرار دارد. با عادی سازی سریع روابط اسرائیل با کشورهای نفت خیز عرب، عامل انرژی نمی تواند اولویت استراتژیک این رژیم در روابط دو جانبه با باکو باشد.

در بازی بزرگان، همیشه احتمال وجه المصالحه شدن طرف کوچک و ضعیف تر وجود دارد. فرضا یک موازنه جدید در خاورمیانه به وجود بیاید و یا از تنش  میان ایران و اسرائیل کاسته شود. در چنین حالتی، باکو اهمیت راهبردی خود را از دست نمی دهد؟

مضاف بر آن تقویت بیش از حد آذربایجان از سوی اسرائیل، می تواند به واکنش کشورهایی نظیر آمریکا و فرانسه بینجامد که از دیرباز پیوندهای تاریخی و دوستانه با ارامنه دارند.

ورود پاکستان به این عرصه، از موارد دیگر عجیب تر است. واضح است که اسلام آباد به دعوت آنکارا آمده است. دو کشور پس از تیرگی نسبی روابط با عربستان و نزدیکی مشترک به قطر، نوعی محور منطقه ای جدید تشکیل داده اند. اما اتحاد راهبردی با پاکستان برای باکو راحت می تواند به مصداق دوستی خاله خرسه تبدیل شود. پاکستان یک بازیگر حرفه ای و تا حد زیادی نامسئول در منطقه است. روابط دیرینه آن با عربستان قابل کتمان نیست. یکی از منابع مالی و تامین بودجه پاکستان در چند دهه گذشته و حتی حامی مالی برنامه اتمی آن، ریاض بوده است، اما موقع خودش که رسید، این کشور حاضر نشد حتی به صورت نمادین در جنگ یمن شرکت کند. 

با این وصف چه آبی از آن برای باکو گرم می شود؟ غیر از تحریک روسیه و هندوستان برای جبران مافات و موازنه سازی علیه آن. با این اوصاف یک سیاست خارجی مصلحت آمیز و واقع بینانه و دربرگیرنده منافع پایدار برای آذربایجان، نمی تواند از دالان دوستی استراتژیک و تامین منافع دو همسایه دائمی و قدرتمند ایران و روسیه نگذرد. تداوم فشار علیه ایروان به همراه "برادر بزرگتر"، می تواند این کشور را به واکنشی مشابه وادارد.

نتایج جنگ قره باغ، واقعیت های ژئوپولتیک جدیدی در منطقه خلق کرده است. اما پایداری این نتایج در گرو تامین منافع راهبردی قدرت های مطرح منطقه و امساک و خودداری عاقلانه است. دستکاری مرزها حتی به استناد نقشه ها و موازین حقوقی، مانند حق تعیین سرنوشت بغرنج و تنش زاست. می توان در تئوری از آن تحت عنوان منشور ملل متحد دفاع کرد. اما در اجرای آن نمی توان از مساله امنیت منطقه ای و منافع همسایگان، باز به استناد همان منشور عدول کرد.

ارمنستان کشوری ضعیف است که با تهدید قدرتی بزرگ یعنی ترکیه روبه رو شده است. اما مرز آن با ایران، بخشی از امنیت ملی و منافع ملی کشور است و تهران هم ایروان نیست که بشود اهمیت آن را نادیده گرفت.

کلید واژه ها: جمهوری آذربایجان ایران و آذربایجان الهام علیف ترکیه ایران و ترکیه ایران و ترکیه و آذربایجان روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل روابط آذربایجان و اسرائیل آذربایجان و اسرائیل و ایران رجب طیب اردوغان ارمنستان ایران و ارمنستان


( ۴۵ )

نظر شما :

حسين ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۴:۱۲
این خدیو تا به امروز هر چی پیش بینی کرده چرت بوده و محقق نشده اما باز ...
کوروش ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۵:۱۶
درود بر شما با این نوشتار صحیح و خردمندانه که جایی برای نژادپرستی عده ای جاهل باقی نمیگذارد.
آتیلا ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۵:۲۹
چه عجب این دفعه از pkk حمایت نکرد حتما از یادش نبوده
محمد ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۵:۳۷
جنگ قفقاز هر بدی که داشت این حسن را داشت که مقامات کشور را از خطر پانتورکیسم آگاه کرد ، زنگ خطر در شمال غرب به صدا در آمد و تهران بالاخره با اکراه پذیرفت که رفتار اردوغان غیر قابل تحمل شده است ، اما یک نکته آموزشی ، در طول تاریخ چند هزار ساله ایران ، ارمنستان برای ما بسیار حیاتی بوده است ، حتی دلیل اصلی جنگ ایران و امپراطوری روم همین ارمنستان بود ، اشتبه استراتژیک ایران در جنگ قفقاز عدم کمک تسلیحاتی به ارمنستان بود ، حال هم دیر نشده است ، با تجهیز نظامی این کشور ، می توانیم ترکیه و اذربایجان را سرجایشان بنشانیم ، کاش مسئولان ما درک کنند که اهمیت ارمنستان برای ما از سوریه و لبنان هم بیشتر است
ناشناس ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۷:۱۷
همون قدرتهای بزرگتر که خدیو بهش اشاره میکنه تصمیم گرفتن دالان زنگه زور برقرار بشه گنده لات و شریک به قول خودتون راهبردیتون روسیه هم ظاهرا اونطور که معلومه کاری از دستش برنیومده حالا واقعا این رفتارهای هیجانی و بالا و پایین پریدنهای بی حاصل جمهوری اسلامی ایران توفیری در محاسبات و تصمیم گیرهای اصلی میتونه داشته باشه؟؟ خیلی بعید میدونم
ایرانی ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۷:۳۸
برنامه حذف مرز ایران با ارمنستان برنامه ریزی روس ها برای قطع راه ارتباطی احتمالی ایران با اروپا جهت صادارت گاز است این دو کشور نقشی ندارند روس می خواهد اروپا را با گاز خودش که حالا بیشتر از نفت ارزش داره تحت فشار قرار بده
به ایرانی ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۱۹:۰۱
مشکل شما ترکها اینه که فوبیای روس و فارس و کرد و ارمنی و گیلک و تالش و آشوری دارید این ماجرا هیچ ربطی به صادرات گاز و روسیه نداره و نقشه علی افه اولا ایران تحریمه و نمیتونه گاز صادر کنه درثانی علی اف راه ایران به ارمنستان و بسته توام لطف کن به اسم ایرانی کامنت نذار هیچ پانترکی ایرانی نیست طرف با دو همسایه ایران مانور برگزار میکنه روز و شب داره عقده گشایی میکنه علیه ایران باز پای روسیه رو میکشید اینم بدون مشکل شما فراتر از کسانیه که نوشتم با شما همه مشکل دارن بحث روس و فارس و کرد و ...نیست روزی در دریای خشم ملتها نابود میشید
ایرانی ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۲۱:۱۲
بهتره ایران هم از هم نژادهای کوردش تو ترکیه حمایت کنه تا حساب کار دست الهام و اسراییل بیاد
رضا ۱۱ مهر ۱۴۰۰ | ۱۴:۱۷
متاسفانه بیشتر تحلیلگران و نویسندگان ارزشهای خود را وارد نوشته‌هایشان می‌کنند. در این مقاله نیز آقای خدیو بیشتر از آنکه دنبال واقعیت باشد،‌ به دنبال کوبیدن ترکیه و آذربایجان است. نگرش وی به اسرائیل(با قدرت بزرگ خواندن و یا مصالحه ارتش ایران با این کشور) نیز در همین راستاست. البته آقای خدیو همیشه سعی بر توجیه تروریستهای پ.ک.ک و دیگر شبه‌نظامیان کرد در منطقه بوده‌اند. بسیار هم علاقمندند که سیاست خارجی کشور را نیز به این سمت هدایت شود
به رضا ۱۱ مهر ۱۴۰۰ | ۱۷:۱۵
اتفاقا خدیو مطلبی در مورد اقلیم کردستان عراق و اشتباهات حزب دموکرات کردستان عراق و پ ک ک و خطر لبنانیزه شدن اقلیم نوشت جای تعجبه چطور وقتی باکو با اسرائیل روابط گسترده داره صداتون درنمیاد ولی وقتی بحث در مورد مصالحه ایران و اسرائیل باشه اعتراض میکنید ؟! از اول هم نقیب زاده و بسیاری دیگر میگفتن ایران بجای کردها باید با باکو مقابله کنه اما بعضی که در قدرت نفوذ دارن مانع بودن
صهیب بابایی توسکی ۱۲ مهر ۱۴۰۰ | ۱۲:۱۵
تنش در شمال غربی ایران تا حدودی مربوط به شکست ناتو در افغانستان است. ناتو میخواهد از طریق ترکیه و آذربایجان در آسیای میانه نفوذ کند؟
سعید آ ۱۲ مهر ۱۴۰۰ | ۱۴:۱۱
با سلام به ایران و ایرانی : ایران امروز راهی ندارد جز احیای سر زمین تاریخی خود و دروازه ورود به آن سرزمین پیوستن آذربایجان به سرزمین مادری خود یعنی ایران است جدایی آذربایجان از ایران یعنی جدایی از هویت و اصالت خود آذربایجان در سرزمین ترکیه تاریخ و اصالتی ندارد و خانواده واقعی آذربایجان ایران است و دوری از خانواده آسیب های فراوانی را به دنبال دارد استفاده نکردن از جمهوری برای آذر بایجان به خاطر این است که این ملک جزئی از املاک ایران است و ملت آن نیز ایرانی هستند، تاریخ ایران باشکوه تر از تاریخ سایرکشور ها و امپراتوری هاست و اسلام و شعیان هم این تاریخ را باشکوه تر کرده است. چرا که در دنیای غیر ایرانی و اسلامی خیانت های بزرگی نهفته است. و آتش این خیانت دامن کسانی را که به آنان دلبسته اند و یا پناه برده اند خواهد گرفت.
خسرو ۱۲ مهر ۱۴۰۰ | ۲۰:۳۳
منظور نوشته القای تهدید ایران توسط رقبا (ترکیه و پاکستان ) با بازوی نیابتی آذربابجان است که به جهت شکلی و منطقی اشتباه است چون هر دوکشور فوق با دولتها و دیوان سالاری پرنفوذ و عاقلشان توازن موجود را قبول دارند و در مجامع جهانی از ایران حمایت هم میکنند ولی تهدید واقعی ایران از طرف تجزبه طلبی منتسب به کردهاست آنجا که پژاک ده هزار نفر نیرو در سوریه برای روز مبادا (به زعم آنها روز حمله امریکا به ایران یا هر آشوب دیگری ) نگهداشته است یا هزاران نفر از فرزندان کردها را فریب داده وبه کوههاکشانده و تلف میکنند تا جنبش تجزیه طلبی کردی (از طرف غرب شامل امربکا و فرانسه و...حمایت میشود ) را زنده نگهدارند -- الهام علیف عددی نیست که بتواند ایران را تهدید کند و در ضمن آذربایجانیها در هیچ کشوری به تعداد انگشتان یک دست تروریست ندارند و ارمنستان وضعیت جدید را قبول کرده است و دور نیست که با ترکیه و آذربایجان وارد روابط اقتصادی گردد
علیرضا ۱۳ مهر ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۶
هدف اصلی ترکیه ایجاد مرز زمینی با آذربایجان از طریق اشغال استان سینوک یا همان منطقه زنگه-زور خاک ارمنستان است. اگر واکنش مناسب نباشد. کل منطقه در عمل انجام شده قرار گرفته. روسیه هم نشان داده انگیزه ای برای دخالت در قفقاز ندارد. در صورت اشغال خاک ارمنستان توسط آذربایجان-ترکیه ایران هم باید نخجوان را اشغال کند. این حداقل واکنش باید باشد. تا عمل آنها خونسی و قدرت چانه زنی حفظ شود.
سعید آ ۲۳ آبان ۱۴۰۰ | ۰۰:۴۵
به نظر می رسد پاسخ ایران به حرکت ضد ایرانی آذربایجان جدا شده از خاک ایران که تصویر پل خدا فرین را بر روی اسکناس ۵۰۰ مناتی چاب نموده ترسیم نقشه جدید سیاسی و جعرافیایی برای ایران با ضمیمه خاک آذربایجان به نقشه ایران و شناساندن آن به مردم ایران و آدربایجان به عنوان چندمین استان ایران. در نهایت مردم همیشه در خصوص بازگشت این استان به دامن وطن مطالبه گر بوده و مردم خود آذر بایجان نیز هر هزمان نقشه جدید ایران را مرور نمایند خود را در مرزهای ایران خواهند دید که حقیقت اش نیز همین بوده و خواهد بود. انشالله