از واشینگتن تا ریاض و آنکارا مخاطب بودند
پیامهای دیدار نتانیاهو از جنوب سوریه
نویسنده: سعید عکاشه، کارشناس مسائل استراتژیک در أمور خاورمیانه
دیپلماسی ایرانی: در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به همراه وزیر دفاع، یسرائیل کاتز، وزیر امور خارجه، گیدئون ساعر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، سپهبد ایال زمیر، مدیر شین بت، دیوید زینی و دیگر مقامات امنیتی، از منطقه حائل در مرز سوریه دیدن کرد. او خطاب به سربازان اسرائیلی مستقر در منطقه حائل اظهار داشت: «ما برای تواناییهای خود در اینجا، چه دفاعی و چه تهاجمی، برای محافظت از متحدان دروزی خود و مهمتر از همه، برای محافظت از اسرائیل و مرز شمالی آن در مقابل ارتفاعات جولان، اهمیت زیادی قائلیم.»
انتخاب جنوب سوریه توسط نتانیاهو، جایی که نیروهای اسرائیلی از زمان سقوط رژیم اسد در دسامبر گذشته چندین موقعیت را اشغال کردهاند و در مناطق متعدد مجاور ارتفاعات جولان، از بخش شمالی فلات تا استان درعا به سمت مرز اردن و سوریه در جنوب، گسترش مییابد، سوالات زیادی را در مورد زمان و اهداف آن مطرح کرده است.
اهمیت انتخاب جنوب سوریه
برای شروع، از زمان سقوط رژیم اسد و تضعیف متعاقب توانایی ایران در ارسال سلاح از طریق خاک سوریه به حزبالله در لبنان، جبهه سوریه دیگر منبع واقعی تهدید برای امنیت اسرائیل نیست. بنابراین، انتخاب نتانیاهو برای انجام یک نمایش قدرت در داخل سرزمینهای اشغالی سوریه، آنطور که در اظهارات خود در طول سفرش ادعا کرد، با هدف مقابله با یک تهدید امنیتی قریبالوقوع یا حتی بلندمدت از داخل سوریه نبود. بلکه هدف از آن تأکید بر چندین پیام خطاب به طرفهای مختلف، از جمله مردم اسرائیل، ترکیه، ایالات متحده و عربستان سعودی بود. مناطق اشغال شده توسط ارتش اسرائیل در جنوب سوریه به دلایل مختلف مناسبترین مکان برای رساندن این پیامها بودند. مهمترین آنها این است که موفقیتهای ارتش اسرائیل در چندین جبهه در طول سال گذشته و سال جاری، به طور خاص در جبهه سوریه به وضوح مشهود بود. اسرائیل موفق شد زیرساختهای نظامی ارتش سوریه را پس از فروپاشی آن نابود کند و بازسازی این زیرساختها را برای هر رژیمی که جانشین اسد شود، برای سالهای متمادی دشوار کند. علاوه بر این، پایگاههای سپاه پاسداران ایران و حزبالله لبنان تقریباً به طور کامل بیرون رانده و نابود شدند. علاوه بر این، ارتش اسرائیل مراکز نظامی و اطلاعاتی پیشرفتهای را در خاک سوریه تأسیس و تسلط امنیتی و اطلاعاتی خود را تضمین کرد. حضور اسرائیل فراتر از جنوب سوریه گسترش یافته و به پایتخت، دمشق، و مناطق اطراف آن رسیده است.
به عبارت دیگر، وقتی موفقیتهای ارتش اسرائیل در جبهه سوریه که مرز اسرائیل و سوریه را برای سالهای متمادی امن کرده است، با شکست فعلی اسرائیل در خنثی کردن تهدیدات بالقوه از سوی ایران، حزبالله، حوثیها در یمن و حماس در غزه مقایسه میشود، انتخاب نتانیاهو برای رساندن پیامهایش از جنوب سوریه اشغالی قابل درک و از نظر منطقی توجیهپذیر میشود.
اهمیت زمانبندی
دیدار نتانیاهو از سرزمینهای اشغالی اسرائیل در جنوب سوریه در بحبوحه فعالیتهای بینالمللی و منطقهای بود که فشار زیادی بر او وارد میکرد، به ویژه در مورد:
۱- قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که طرح ترامپ برای پایان دادن به جنگ در غزه را اجرا میکرد، تنها یک روز قبل از سفر نتانیاهو صادر شد. در حالی که او از این قطعنامه استقبال کرد، بعداً دوباره این بند را که از ایجاد مسیری برای ایجاد یک کشور فلسطینی در آینده مانع نمیشود، رد کرد. متحدان ائتلافی او، به ویژه دو حزب نماینده صهیونیسم مذهبی، نه فقط این بند را بلکه کل قطعنامه را رد میکنند. این مساله میتواند احتمال خروج این دو حزب از ائتلاف را با شروع مرحله دوم اجرای طرح ترامپ، که با حمایت قطعنامه شورای امنیت انجام میشود، افزایش دهد. این مرحله خروج ارتش اسرائیل از نوار غزه را شامل میشود.
۲- تشدید لفاظیهای خصمانه ترکیه علیه نتانیاهو و اسرائیل – ترکیه در تلاش است تا مدیریت اوضاع سوریه را به انحصار خود درآورد و به طور یکجانبه آینده سوریه را تعیین کند. پس از اقدام ترکیه در اوت ۲۰۲۴ برای پیوستن به پرونده آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دادگاه بینالمللی لاهه به اتهام نسلکشی، دادستانی عمومی استانبول در ۷ نوامبر ۲۰۲۵ حکم بازداشت ۳۷ مقام عالیرتبه اسرائیلی، از جمله نخستوزیر، وزیر دفاع، وزیر امنیت ملی و رئیس ستاد مشترک، را به اتهام جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسلکشی صادر کرد.
۳- اظهارات احمد الشرع، رئیس جمهوری موقت سوریه، در سفرش به واشنگتن در ۱۰ نوامبر، که در آن ادعا کرد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، از موضع او مبنی بر اینکه اسرائیل باید از سرزمینهای سوریه که پس از سقوط رژیم اسد در دسامبر گذشته اشغال کرده بود، در ازای امضای توافقنامه امنیتی با آن، عقبنشینی کند، حمایت میکند.
۴- ادعاهای مکرر رئیس جمهور ترامپ مبنی بر اینکه نتانیاهو از خواستههای او پیروی میکند، انتقاد مخالفان اسرائیل و برخی از احزاب در ائتلاف خود او را برانگیخت. همه آنها از آنچه «تبدیل اسرائیل به یک کشور تحت الحمایه آمریکا تحت رهبری نتانیاهو» مینامیدند، ابراز خشم کردند و گفتند که این امر به از دست رفتن کنترل اسرائیل بر تصمیمات مربوط به امنیت ملی خود منجر شده است. آنها استدلال کردند که اسرائیل باید اختیار تام بر این تصمیمات داشته باشد و به هیچ طرف خارجی، از جمله ایالات متحده، اجازه دخالت ندهد.
۵- نتایج سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به واشینگتن، به ویژه موافقت ترامپ با فروش جنگندههای پیشرفته F-35 آمریکایی به عربستان سعودی مخاطب دیگر این اقدام است. اسرائیل با این فروش مخالف است و استدلال میکند که این امر تعهد دیرینه آمریکا را که به اواخر دهه ۱۹۶۰ برمیگردد، نقض میکند تا برتری نظامی کیفی اسرائیل را نسبت به سایر ارتشهای خاورمیانه حفظ کند و اطمینان حاصل کند که فروش این جنگندهها به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل منوط نیست.
پیامهای متعدد برای همه طرفها
با توجه به این پنج عامل، نتانیاهو قصد داشت سفر خود به جنوب سوریه را به طرفهای زیر ارسال کند:
۱- افکار عمومی اسرائیل: نتانیاهو از طریق این سفر تلاش کرد اتهاماتی را که مخالفان و برخی از متحدان ائتلافیاش علیه او مطرح کرده بودند، مبنی بر اینکه او کاملاً مطیع خواستههای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا شده است، رد کند. دولت آمریکا با ادامه اشغال بخشهایی از جنوب سوریه توسط اسرائیل مخالف است، موضعی که نتانیاهو علناً در طول سفر خود آن را رد کرد و اظهار داشت: "ما اینجا خواهیم ماند تا امنیت اسرائیل و امنیت متحدان دروزی خود را حفظ کنیم. ما کسانی هستیم که میزان حضور و سیاست خود را برای مقابله با تهدیدات احتمالی از مرز سوریه تعیین میکنیم." این چالش آشکار با موضع ترامپ در مورد وضعیت سوریه احتمالاً به طور قابل توجهی در آرام کردن خشم مردم اسرائیل که احساس میکنند اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک "کشور تحت الحمایه آمریکا" یا "جمهوری موز" است (اصطلاحی که به وضعیت برخی از کشورهای آمریکای لاتین اشاره دارد که واشینگتن با آنها مانند حیاط خلوت خود رفتار میکند، نه کشورهای مستقل) کمک خواهد کرد. تأکید نتانیاهو در طول سفرش بر حفاظت از دروزیهای سوریه همچنین نوعی دلجویی از جامعه دروزی اسرائیل است که از واکنش کند اسرائیل در محافظت از آنها در برابر شبهنظامیان مسلح در جریان وقایع ماه مه گذشته خشمگین بودند.
۲- ترکیه: نتانیاهو با کارشناسان امنیتی خود موافق است که ترکیه، از طریق روابط خوب خود با ترامپ، در تلاش است تا به منافع امنیتی اسرائیل آسیب برساند. این امر هم در تلاشهایش برای کنترل سوریه و ایجاد پایگاههای نظامی در آنجا و هم در تقویت روابطش با حماس در غزه، با هدف تبدیل شدن به حامی اصلی آن در دوره آینده، مشهود است. بنابراین، نتانیاهو در طول سفرش، هشدار خود را به ترکیه در مورد نزدیک شدن به جنوب سوریه تکرار و تأکید کرد که نیروهای اسرائیلی در مواضع فعلی خود باقی خواهند ماند. او اظهار داشت که خواستههای ترکیه برای خروج این نیروها، حتی اگر مورد حمایت ترامپ باشد، بر موضع اسرائیل تأثیری نخواهد گذاشت. این اظهارات همزمان با رد قاطع اسرائیل از مشارکت ترکیه در نیروهای بینالمللی مسئول تأمین آتشبس در نوار غزه است. به عبارت دیگر، نتانیاهو میخواست این پیام را به ترکیه بفرستد که رویاهایش برای محاصره اسرائیل از شمال (جبهه سوریه) یا جنوب (جبهه غزه) محقق نخواهد شد و سفر او به خاک سوریه تأییدی بر این مواضع اسرائیل بود.
۳- رژیم احمد الشرع: اگرچه نتانیاهو به خوبی میداند که تصمیم در مورد سوریه و آینده آن در دست رئیس جمهوری موقت، احمد الشرع، نیست، اما سعی دارد او را با احتمال دستیابی به یک توافق جامع با اسرائیل از طریق یک معاهده صلح بین دو کشور، به جای یک توافقنامه امنیتی که توسط ایالات متحده و ترکیه پیشنهاد شده است، اغوا کند. اگرچه امضای توافقنامه امنیتی با اسرائیل تنها به او اجازه میدهد تا وضعیت در امتداد مرز مشترک را بدون عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهایی که دسامبر گذشته اشغال کرده بود، متوقف کند، اما امضای یک توافقنامه صلح جامع، چه در چارچوب توافقنامههای ابراهیم و چه خارج از آن، میتواند به خروج ارتش اسرائیل از جنوب منجر شود و حتی امکان بحث در مورد تعیین آینده نهایی ارتفاعات جولان، که از سال ۱۹۶۷ اشغال شده است، را فراهم کند. علاوه بر این، به الشرع کمک میکند تا در بحبوحه تلاشهای مکرر برای سرنگونی او در داخل، در قدرت باقی بماند. بنابراین، سفر نتانیاهو که پیشتر به آن اشاره شد، این گزینههای پیش روی الشرع را تکرار کرد.
۴- عربستان سعودی: نتانیاهو از طریق سفر خود به جنوب سوریه تلاش کرد تا این پیام را به ریاض بفرستد که امتناع ریاض از عادیسازی روابط با اسرائیل جز با ایجاد مسیری که به حل مسئله فلسطین و در نهایت اجرای راهحل دو کشور منجر شود، برای اسرائیل قابل قبول نخواهد بود. او همچنین اشاره کرد که اسرائیل میتواند مانع از آرمانهای پادشاهی برای گسترش نقش منطقهای خود شود، از مهار رژیم شریعت که پادشاهی از آن حمایت میکند گرفته تا اعمال فشار بر دولت ترامپ برای خودداری از تحویل جنگندههای اف-۳۵، حذف سلاحهای پیشرفته از هواپیماهای تحویل داده شده یا حداقل به تأخیر انداختن ورود واقعی آنها تا حد امکان.
۵- ایالات متحده: نتانیاهو با تکرار امتناع خود از خروج از جنوب سوریه، پیام روشنی به واشینگتن فرستاد: محدودیتهایی برای فشار آمریکا که اسرائیل خواهد پذیرفت، وجود دارد. در حالی که نتانیاهو تابستان گذشته تسلیم خواستههای ترامپ برای پایان دادن به جنگ با ایران شد و طرح او برای پایان دادن به جنگ در غزه را پذیرفت، این امر در درجه اول به دلیل حق واشینگتن برای اعمال خواستههایش در این دو مورد بود که ناشی از دخالت مستقیم آن در حملات هوایی علیه برنامه هستهای ایران و فشار اعمال شده بر حماس برای آزادی همه گروگانهای اسرائیلی بود. در مورد درگیری سوریه، اسرائیل معتقد است که مسئول اصلی سقوط رژیم اسد و پیش از آن، خنثی کردن حزبالله پس از ضربات سنگینی که اسرائیل سال گذشته به آن وارد کرد (که به فروپاشی سریع رژیم اسد کمک کرد)، بوده است. واشینگتن از این تحولات سود برد، که حضورش را در خاورمیانه تقویت کرد، بدون اینکه هزینهای برای این تغییر سرنوشتساز بپردازد. در نتیجه، اسرائیل به ایالات متحده اجازه نخواهد داد که سیاست خود را در قبال سوریه دیکته کند، به ویژه با توجه به گزارشهای رسانههای اسرائیلی مبنی بر توافق پنهانی بین واشینگتن و آنکارا برای حل و فصل اوضاع سوریه بدون اطلاع یا مشارکت تلآویو.
به طور خلاصه، نتانیاهو تصمیم گرفت این سفر نمایشی را از داخل خاک سوریه انجام دهد تا چندین پیام را به پنج طرف مذکور ارسال کند. هدف او تأکید بر این بود که تنها اسرائیل منافع و ابزارهای خود را برای مقابله با چالشهای پیش روی خود تعیین میکند و هرگونه تلاشی از سوی مخالفان اسرائیل یا قدرتهای منطقهای یا بینالمللی (از جمله ایالات متحده) برای شکل دادن به آینده منطقه بدون در نظر گرفتن منافع اسرائیل محکوم به شکست است. در نهایت، انتخاب جنوب سوریه توسط نتانیاهو برای رساندن این پیامها از این برداشت او ناشی میشد که سوریه موفقترین جبهه برای اسرائیل در دستیابی به اهدافش است، برخلاف شکست آن در دستیابی به پیروزی قاطع در شش جبهه دیگر که ادعا میکرد از ۷ اکتبر ۲۰۱۳ در آنها جنگ به راه انداخته است.
منبع: مرکز مطالعات الاهرام / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :