منطقه‌ای که چین و امریکا به مبارزه می‌طلبد

قفقاز و اوراسیا: منطقه جدید رویارویی

۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۷۶۵۲ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
این منطقه در حاشیه تعامل ژئوپلیتیکی ایالات متحده قرار دارد. بنابراین، اجرای TRIPP به راه‌حل‌های عملی و بازگشت به سیاست واقع‌گرایانه نیازمند است تا از اقدامات متقابل تهاجمی سایر قدرت‌های منطقه‌ای جلوگیری شود.
قفقاز و اوراسیا: منطقه جدید رویارویی

دیپلماسی ایرانی: پاسخ واشینگتن به ابتکار کمربند و جاده چین از ارمنستان آغاز می‌شود و جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری، برای هموار کردن راه در قفقاز جنوبی است. مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی (TRIPP) ممکن است به عنوان سنگ بنای شبکه وسیع‌تری از کریدورهای حمل و نقل و اقتصادی باشد که برای تأمین زنجیره‌های تأمین حیاتی اوراسیا برای ایالات متحده و مقابله با نفوذ چین و روسیه طراحی شده است. با این حال، این منطقه در حاشیه تعامل ژئوپلیتیکی ایالات متحده قرار دارد. بنابراین، اجرای TRIPP به راه‌حل‌های عملی و بازگشت به سیاست واقع‌گرایانه نیازمند است تا از اقدامات متقابل تهاجمی سایر قدرت‌های منطقه‌ای جلوگیری شود.

مسابقه برای بالکان اوراسیا: BRI در مقابل TRIPP

سرزمین وسیعی وجود دارد که زبیگنیو برژینسکی به طور مشهور آن را بالکان اوراسیا توصیف کرده است که از ارتفاعات ارمنستان در شرق ترکیه تا دریای خزر، تا رشته کوه‌های بزرگ هم‌مرز با روسیه در جنوب و چین در غرب امتداد دارد. اوراسیای مرکزی به عنوان عرصه کلیدی رقابت قدرت‌های بزرگ معاصر بین چین، روسیه، ایران، ترکیه و اخیراً ایالات متحده ظهور کرده است. این منطقه فراتر از موقعیت استراتژیک خود – که با افغانستان، ایران و چین هم‌مرز است – به‌طور استثنایی از نظر منابع طبیعی غنی است. حوزه دریای خزر در میان بزرگترین ذخایر سوخت فسیلی جهان قرار دارد، در حالی که آسیای مرکزی حاوی برخی از مهمترین ذخایر معدنی کمیاب جهان است.

این منطقه قبلاً بخشی از اتحاد جماهیر شوروی و امپراتوری روسیه قبل از آن بود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰، کشورهایی که استقلال خود را بازیافتند، اقتصادهای خود را به روی سرمایه‌گذاری خارجی گشودند و چین به سرعت به عنوان سرمایه‌گذار پیشرو در منطقه ظهور کرد. در واقع، در اوراسیای مرکزی بود که چین استراتژی بزرگ جهانی خود را بیان کرد: ابتکار کمربند و جاده (BRI). در سال ۲۰۱۳، در آستانه، قزاقستان، شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین، کمربند اقتصادی جاده ابریشم را اعلام کرد که بعداً به پروژه ژئوپلیتیکی شاخص پکن تبدیل شد. امروزه، BRI  به دنبال گسترش دامنه اقتصادی و سیاسی چین از آمریکای لاتین از طریق آفریقا به آسیاست. با این حال، از زمان آغاز آن، اوراسیای مرکزی یکی از نقاط کانونی اصلی آن باقی مانده است.

کشورهای منطقه از جمله بزرگترین دریافت‌کنندگان بودجه طرح کمربند و جاده بوده‌اند، و به ویژه قزاقستان در این امر برجسته است. در نیمه اول سال ۲۰۲۵، قزاقستان با جذب تقریباً ۲۳ میلیارد دلار آمریکا تنها در شش ماه – بیش از سه برابر مبلغی که تایلند، دومین دریافت‌کننده بزرگ، دریافت کرده است – به بزرگترین دریافت‌کننده جریان سرمایه چین در جهان تبدیل شد. از سال ۲۰۱۳، اوراسیای مرکزی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در طرح کمربند و جاده جذب کرده و آن را به یکی از مهمترین مقاصد این ابتکار تبدیل کرده است. اکثر پروژه‌ها در منطقه بر زیرساخت‌ها – راه‌آهن، بزرگراه‌ها، خطوط لوله، گذرگاه‌های مرزی و بنادر – متمرکز هستند که هدف آنها اتصال صنعت چین نه تنها به منابع منطقه‌ای، بلکه از طریق ارتباطات حمل و نقل گسترده، به بازارهای خاورمیانه، اروپا و فراتر از آن است.

ایالات متحده اکنون در حال دنبال کردن یک استراتژی بزرگ اصلاح‌شده در اوراسیا برای مقابله با نفوذ رو به گسترش چین در این قاره است. این استراتژی تلاش‌هایی برای عادی‌سازی روابط با روسیه، کاهش تعهدات در اروپا، گسترش توافق‌نامه‌های آبراهام در خاورمیانه، محدود کردن حفاظ‌بندی استراتژیک هند و تقویت تسلط ایالات متحده در هند و اقیانوسیه را شامل می‌شود. اگرچه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی از نظر تاریخی جایگاه حاشیه‌ای در تفکر سیاست خارجی ایالات متحده داشته‌اند، اما این وضعیت در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ تغییر کرده است. واشینگتن در راستای استراتژی جدید امنیت ملی خود، به دنبال تضمین دسترسی به زنجیره‌های تأمین و مواد حیاتی به عنوان ستونی از امنیت اقتصادی در چشم‌انداز زنجیره ارزش جهانی تحت سلطه چین است. بر این اساس، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری، در نوامبر ۲۰۲۵ رهبران پنج کشور آسیای مرکزی را به کاخ سفید دعوت کرد و یک بسته سرمایه‌گذاری ۲۰ میلیارد دلاری را اعلام کرد که عمدتاً بر فناوری و استخراج مواد معدنی حیاتی متمرکز است. با این حال، برای تضمین دسترسی فیزیکی ایالات متحده به منطقه، ابتدا باید یک کریدور ترانزیتی ایجاد شود – این نقش مورد نظر مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی (TRIPP) است.

ساخت TRIPP نه TRAP!

در نگاه اول، TRIPP ممکن است یک پروژه زیرساختی متوسط و نسبتاً بی‌اهمیت در کشوری با وزن ژئواستراتژیک محدود به نظر برسد: ارمنستان. کریدور برنامه‌ریزی‌شده بین آذربایجان و منطقه خودمختار نخجوان که از جنوب ارمنستان می‌گذرد، تنها ۴۲ کیلومتر مسیر است که باید توسط شرکت‌های آمریکایی توسعه و تأمین شود – بخش کوچکی از هزاران مایل مسیر تجاری تحت نظارت آمریکا در سراسر جهان. با این حال، TRIPP  اساساً با پروژه‌های زیرساختی متعارف متفاوت است. این کریدور می‌تواند به عنوان سنگ بنای یک استراتژی گسترده‌تر ژئواقتصادی و ژئوپلیتیکی با هدف مقابله با ابتکار کمربند و جاده چین در اوراسیا عمل کند. با تأمین دسترسی ایالات متحده به آسیای مرکزی از طریق ترکیه، ارمنستان و آذربایجان، این کریدور همچنین می‌تواند به یک سکوی مهم استراتژیک برای مانور در مقابل روسیه، ایران و در نهایت چین تبدیل شود.

TRIPP  در امتداد مرز ارمنستان و ایران اجرا خواهد شد، در برخی بخش‌ها تنها چند صد متر از خاک ایران فاصله دارد، از این رو مخالفت دیرینه و آشکار تهران با آن وجود دارد. زمان اعلام آن قابل توجه است: طرح TRIPP کمی بیش از یک ماه پس از عملیات «چکش نیمه‌شب» در تابستان ۲۰۲۵ رونمایی شد، عملیاتی که طی آن نیروی هوایی ایالات متحده به سه سایت هسته‌ای ایران حمله کرد. علاوه بر این، چارچوب اجرایی TRIPP (TIF) توسط مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده و آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، در بحبوحه بزرگترین اعتراضات گسترده در ایران از زمان انقلاب اسلامی، تصویب شد. این تحولات، جدیت واشینگتن در رویکرد به این ابتکار عمل را برجسته می‌کند.

چارچوب اجرایی TRIPP نشان می‌دهد که ایالات متحده این کریدور را به عنوان بخشی از یک «سیستم یکپارچه» به جای یک مسیر مستقل ۴۲ کیلومتری می‌بیند. این طرح نه تنها اتصالات ریلی و بزرگراهی، بلکه خطوط لوله نفت و گاز، خطوط انتقال برق و شبکه‌های فیبر نوری را نیز در نظر می‌گیرد که با امکانات اداری، خدمات رفاهی و سیستم‌های جامع ایمنی و امنیتی تکمیل می‌شوند. این پروژه نشان‌دهنده تعهد بلندمدت ایالات متحده است: شرکت توسعه مشترک آمریکایی – ارمنی TRIPP حقوق توسعه را برای یک دوره اولیه ۴۹ ساله دریافت خواهد کرد و انتظار می‌رود ۵۰ سال دیگر نیز تمدید شود – چشم‌اندازی برای قرن ۲۲.

روی کاغذ، TRIPP  یک طرح خوب برای تضمین حضور و منافع پایدار آمریکا در منطقه‌ای با اهمیت ژئواستراتژیک رو به رشد و تضمین اتصال ترانس خزر در بحبوحه تشدید رقابت ژئواقتصادی قدرت‌های بزرگ است. این طرح به سرمایه‌گذاری مالی نسبتاً محدود، بدون استقرار نظامی نیاز دارد و می‌تواند سود ژئوپلیتیکی قابل توجهی را برای ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن به همراه داشته باشد. حتی یک کریدور ۴۲ کیلومتری این پتانسیل را دارد که موازنه قدرت منطقه‌ای را به سمت غرب تغییر دهد و یک شبکه اتصال درون منطقه‌ای را تسهیل کند که به ایجاد تعادل در مسیرهای سنتی و نوظهور تحت کنترل روسیه و چین قادر باشد.

با این حال، برخی خطرات حیاتی وجود دارد. TRIPP تنها به اندازه یک تار مو با تبدیل شدن به یک "دام" برای ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن فاصله دارد. قفقاز جنوبی همچنان عمیقاً درگیر درگیری‌های خشونت‌آمیز است: ارمنستان و آذربایجان هنوز پیمان صلحی امضا نکرده‌اند و هیچ توافقی بین گرجستان و روسیه در چشم‌انداز نیست. انتظار می‌رود تنش‌ها در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به شدت افزایش یابد و هرگونه تحولی از این دست می‌تواند همسایگان نزدیک ایران – از آذربایجان گرفته تا ارمنستان و ترکیه – را بی‌ثبات کند و ایجاد یک اثر دومینو را باعث شود که درگیری‌های منطقه‌ای را دوباره شعله‌ور می‌کند. تهران احتمالاً با نیرویی عظیم به تهدیدات درک شده در مجاورت خود پاسخ خواهد داد و از قبل TRIPP را به عنوان یک چالش استراتژیک می‌بیند. به همین ترتیب، تصمیم‌گیرندگان در کرملین، قفقاز جنوبی را منطقه‌ای با اهمیت فوق‌العاده برای امنیت و جایگاه قدرت بزرگ روسیه می‌دانند و اقدامات متقابل قابل توجه روسیه در برابر گسترش دخالت منطقه‌ای ایالات متحده را بسیار محتمل می‌دانند. روسیه اهرم سیاسی و اقتصادی قابل توجهی در ارمنستان، از جمله بزرگترین پایگاه نظامی خارجی خود، حفظ کرده و تمایل خود را برای استفاده از این ابزارها در صورت لزوم نشان داده است. به طور خلاصه، قفقاز جنوبی مدت‌هاست که به عنوان میدان نبردی برای قدرت‌های منطقه‌ای رقیب عمل کرده و ظرفیت ژئوپلیتیکی محدود آن ممکن است در برابر فشارهای رقابت ابرقدرت‌های جدید مقاومت نکند.

بیایید رئال‌پلیتیک را صادر کنیم!

دوران نظم جهانی لیبرال به پایان رسیده است؛ بار دیگر، رئالیسم روابط بین‌الملل را شکل می‌دهد. توسیدید دو هزار و پانصد سال پیش نوشت: «قوی‌ترها هر کاری که می‌توانند انجام می‌دهند و ضعیف‌ترها هر کاری که باید بکنند را تحمل می‌کنند.» این جمله‌ای است که از آن زمان تاکنون مشخصه روابط قدرت بوده است. با این حال، شبکه متراکم وابستگی متقابل اقتصادی بین‌المللی امروز، استفاده بی‌قید و شرط از زور را محدود می‌کند و از تسلط کامل قانون جنگل جلوگیری می‌کند. رئال‌پلیتیک معاصر به معنای کنار گذاشتن عمل‌گرایی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده اولویت روزافزون راه‌حل‌های عمل‌گرایانه بر محدودیت‌های ایدئولوژیک بین‌الملل‌گرایی لیبرال است.

برای موفقیت TRIPP، باید از طریق رویکردهای انعطاف‌پذیر و عمل‌گرایانه به چالش‌های حیاتی و رویارویی‌های بالقوه اجرا شود. این شامل اذعان و رسیدگی به نگرانی‌های روسیه در مورد تغییرات در توازن قدرت منطقه‌ای از طریق هماهنگی و همکاری است – از قراردادهای تدارکات برای شرکت‌های ساختمانی گرفته تا همسویی سیاست با مؤسساتی مانند بانک توسعه اوراسیا. چنین اقداماتی می‌تواند تضمین کند که محور شرق به غرب TRIPP اتصال موجود شمال به جنوب را تضعیف نمی‌کند. اتصال TRIPP به شبکه‌های حمل و نقل مستقر، برداشت‌ها از این کریدور را به عنوان یک مجرای انحصاری یا بالقوه نظامی برای ناتو و شرکای آن، بیش از پیش کاهش می‌دهد. تنها از طریق چنین استراتژی‌های سنجیده‌ای می‌توان از اقدامات متقابل قاطعانه – یا حتی تهاجمی – اجتناب کرد و تنها در این صورت است که می‌توان مسیر ترامپ به هارتلند آسیا را به طور پایدار ایمن کرد.

منبع: امریکن تینکر / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: کریدور ترامپ جاده ترامپ دونالد ترامپ ایران و امریکا قفقاز آسیای میانه آسیای مرکزی آسیای مرکزی و قفقاز چین روسیه ایران و روسیه چین و روسیه امریکا و چین جاده ابریشم جاده ابریشم نوین یک کمربند یک جاده


نظر شما :