سفر زلنسکی به ایروان؛ فرصت راهبردی یا ریسک ژئوپلیتیکی؟
ارمنستان ایستاده میان «فرصت غرب» و «واقعیت روسیه»
نویسنده: هارمیک نظر، کارشناس مسائل قفقاز
دیپلماسی ایرانی: سفر ولادیمیر زلنسکی به ارمنستان، اگر نهایی و رسمی شود، صرفاً یک رویداد دیپلماتیک معمولی نخواهد بود؛ بلکه میتواند بهعنوان نشانهای از یک جابهجایی مهم در هندسه قدرت قفقاز جنوبی تفسیر شود. در شرایطی که جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و شکاف میان روسیه و غرب عمیقتر شده، هرگونه نزدیکی یک کشور پساشوروی به کییف، بار سیاسی و امنیتی ویژهای پیدا میکند. برای ارمنستان، که در سالهای اخیر تجربه شکستهای امنیتی در قرهباغ و کاهش اعتماد به تضمینهای روسیه را پشت سر گذاشته لسا، میزبانی از زلنسکی میتواند بخشی از پروژه بازتعریف سیاست خارجی این کشور باشد.
در دهههای گذشته، ارمنستان بهشدت در مدار امنیتی روسیه قرار داشت. عضویت در پیمان امنیت جمعی و حضور پایگاه نظامی روسیه در گیومری و وابستگی ساختاری در حوزه انرژی، نشاندهنده عمق این پیوند بود. اما تحولات پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ و رخدادهای سال ۲۰۲۳، این معادله را تغییر داد. در نگاه ایروان، روسیه دیگر تضمینکننده قطعی امنیت ملی نیست؛ بهویژه زمانی که نتوانست یا نخواست مانع تغییرات میدانی در قرهباغ شود. همین مسئله باعث شد دولت نیکول پاشینیان به صورت تدریجی به سمت غرب متمایل شود.
ارمنستان در سالهای اخیر تلاش کرده خود را از تصویر «متحد سنتی روسیه» خارج کند و بهعنوان یک بازیگر مستقل معرفی کند. میزبانی از زلنسکی این پیام را به غرب میدهد که ایروان برای ورود به یک معماری امنیتی و سیاسی تازه آماده است.
اما مسئله فقط به روسیه و غرب محدود نمیشود. سفر زلنسکی به ارمنستان را باید در چارچوب تحولات ساختاری نظام بینالملل نیز تحلیل کرد؛ نظمی که از وضعیت تکقطبی به سمت چندقطبی شدن حرکت میکند و بازیگران کوچکتر تلاش میکنند با «تنوعبخشی راهبردی» جایگاه خود را تثبیت کنند. ارمنستان نیز اکنون دقیقاً چنین راهبردی را دنبال میکند.
تا چند سال پیش، سیاست خارجی ارمنستان مبتنی بر اصل «امنیت در برابر وابستگی» بود؛ یعنی امنیت ملی خود را از طریق وابستگی به روسیه تأمین میکرد. اما تحولات اخیر نشان داد که این فرمول دیگر کارآمدی گذشته را ندارد. از نگاه نخبگان سیاسی ایروان، وابستگی مطلق به یک قدرت، در شرایط بحران میتواند به آسیبپذیری تبدیل شود. به همین دلیل، ارمنستان اکنون به دنبال تبدیل وابستگی یکجانبه به موازنه چندجانبه است.
در این میان، اوکراین برای ارمنستان صرفاً یک کشور جنگزده نیست؛ بلکه نماد مقاومت در برابر نظم سنتی روسمحور است. نزدیکی به کییف، در واقع نزدیکی غیرمستقیم به بلوک غرب محسوب میشود. این نزدیکی میتواند برای ارمنستان یک «سرمایه نمادین» ایجاد کند؛ سرمایهای که در دیپلماسی امروز اهمیت زیادی دارد.
از منظر داخلی نیز این سفر برای دولت پاشینیان اهمیت ویژهای دارد. پاشینیان در سالهای اخیر زیر فشار مخالفانی بوده است که او را مسئول کاهش نفوذ ارمنستان در قفقاز میدانند. میزبانی از زلنسکی میتواند برای افکار عمومی داخلی این پیام را منتقل کند که دولت در حال ساختن افقهای جدید سیاست خارجی است و ارمنستان منزوی نشده است.
اما در سطح اجتماعی، جامعه ارمنستان نسبت به این تغییرات یکدست نیست. بخشی از جامعه همچنان نگاه سنتی به روسیه دارد؛ بهویژه به دلیل پیوندهای تاریخی، اقتصادی و فرهنگی. میلیونها ارمنی در روسیه زندگی و کار میکنند و بخش مهمی از اقتصاد ارمنستان از طریق انتقال ارز این جامعه مهاجر تقویت میشود. هرگونه تنش با مسکو میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مستقیم داشته باشد.
از سوی دیگر، باید نقش آمریکا را نیز در این معادله دید. واشینگتن در سالهای اخیر تلاش کرده است حضور خود را در قفقاز جنوبی تقویت کند و کاهش نفوذ روسیه را به فرصت تبدیل کند. سفر زلنسکی به ایروان میتواند بخشی از این راهبرد کلان باشد؛ یعنی ایجاد شبکهای از همگرایی سیاسی میان دولتهای متمایل به غرب در محیط پیرامونی روسیه.
در این میان، یک بازیگر مهم دیگر نیز وجود دارد: آنکارا از یک سو متحد راهبردی باکو است و از سوی دیگر عضو ناتو. اگر ارمنستان به غرب نزدیکتر شود، ترکیه ممکن است این روند را فرصتی برای بازتعریف مناسبات خود با ایروان ببیند؛ اما این امر بهشدت به معادلات باکو وابسته است.
از منظر ژئواکونومیک نیز این سفر میتواند اهمیت داشته باشد. ارمنستان تلاش دارد در مسیرهای جدید ترانزیتی منطقه نقش بیشتری ایفا کند؛ بهویژه در پروژههایی که اروپا برای کاهش وابستگی انرژی و ترانزیتی به روسیه طراحی میکند. نزدیکی سیاسی به غرب میتواند به معنای مشارکت بیشتر در این کریدورها باشد.
اما یک خطر راهبردی همچنان باقی است: ارمنستان نباید دچار خطای محاسباتی شود. غرب ممکن است حمایت سیاسی و اقتصادی ارائه دهد، اما تضمینهای امنیتی غرب برای ارمنستان هنوز روشن و قطعی نیست. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که حمایت غرب، لزوماً جایگزین فوری ساختارهای امنیتی موجود نمیشود. این همان خلأیی است که میتواند ارمنستان را در وضعیت بینابینی و شکننده قرار دهد.
سفر زلنسکی به ارمنستان ــ در شرایطی که ایروان در حال بازتعریف جایگاه ژئوپلیتیکی خود است ــ صرفاً یک دیدار دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر تدریجی آرایش قدرت در قفقاز جنوبی است. این سفر، بهویژه در فضایی که دولت نیکول پاشینیان به سمت تعمیق روابط با غرب حرکت میکند و نخستین نشست رسمی ارمنستان و اتحادیه اروپا در ایروان برگزار میشود، حامل پیامهای مهمی برای مسکو، بروکسل و تهران است.
برای ارمنستان، مهمترین دستاورد این سفر، تقویت مشروعیت بینالمللی و تثبیت چرخش ژئوپلیتیکی به سمت غرب است. حضور زلنسکی در ایروان به معنای قرار گرفتن ارمنستان در مدار سیاسی اروپا و بخشی از ائتلاف سیاسی ضدتهاجمی غرب علیه روسیه تلقی میشود. این امر میتواند حمایت سیاسی و اقتصادی بیشتری از سوی اتحادیه اروپا برای ایروان به همراه داشته باشد.
دستاورد دوم، افزایش وزن دیپلماتیک ارمنستان در معادلات منطقهای است. پس از جنگهای قرهباغ و کاهش اعتماد ایروان به روسیه، ارمنستان به دنبال بازیابی نقش مستقل خود است. میزبانی از رئیسجمهور اوکراین، آن هم در بحبوحه جنگ با روسیه، میتواند ارمنستان را به بازیگری فعالتر در معادلات اوراسیا تبدیل کند.
اما این سفر هزینههایی نیز دارد.
نخستین هزینه، تشدید تنش با روسیه است. روسیه هنوز بازیگر اصلی امنیتی قفقاز جنوبی است و هرگونه نزدیکی آشکار ارمنستان به کییف، در مسکو به عنوان فاصلهگیری استراتژیک از حوزه نفوذ روسیه تعبیر میشود. این مسئله میتواند پیامدهایی در حوزه امنیتی، انرژی و اقتصادی برای ایروان داشته باشد.
دومین خطر، پیچیدهتر شدن روابط ارمنستان با ایران است. ایران هرگونه گسترش نفوذ غرب و اوکراین در قفقاز جنوبی را با حساسیت دنبال میکند، بهویژه اگر این روند به تضعیف موازنه سنتی منطقه منجر شود. تهران از یک سو با ارمنستان روابط راهبردی دارد و از سوی دیگر، نسبت به حضور بازیگران غربی در مرزهای شمالی خود نگران است.
در نهایت، ارمنستان با میزبانی زلنسکی چیزی فراتر از یک دیدار سیاسی به دست میآورد: فرصت خروج از سایه روسیه و ورود به نظم جدید منطقهای. اما بهای این انتخاب نیز سنگین است؛ زیرا سیاست خارجی در قفقاز، بازی ظریف موازنههاست و هر حرکت نمادین، میتواند هزینهای راهبردی داشته باشد.
ارمنستان امروز میان «فرصت غرب» و «واقعیت روسیه» ایستاده؛ و سفر زلنسکی، نماد روشن این دوگانگی است.
در نهایت، سفر زلنسکی به ارمنستان را باید نه یک رویداد مقطعی، بلکه بخشی از روند تغییر ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی دانست. ارمنستان در حال آزمودن یک مسیر جدید است: فاصله گرفتن تدریجی از نظم روسی و نزدیک شدن به نظم غربی. این مسیر میتواند فرصتهای تازهای برای استقلال راهبردی ایجاد کند، اما همزمان هزینههای سنگینی در روابط با روسیه، ایران و حتی معادلات امنیتی منطقهای به همراه دارد.
شاید مهمترین واقعیت این باشد که ارمنستان دیگر نمیخواهد صرفاً یک «حاشیه ژئوپلیتیکی» باشد؛ بلکه میخواهد به یک بازیگر مستقل تبدیل شود. سفر زلنسکی، اگر انجام شود، یکی از مهمترین نشانههای این تغییر خواهد بود؛ تغییری که پیامدهای آن نهتنها برای ارمنستان، بلکه برای کل قفقاز جنوبی تعیینکننده خواهد بود.


نظر شما :