ایروان همچنان درگیر جبر تاریخی است
اشباح صلح و جنگ ارمنستان
نویسنده: مایکل هیکاری کیسایر (Michael Hikari Cecire) پژوهشگر حوزه سیاست دفاعی و امنیتی در موسسه RAND
دیپلماسی ایرانی: کوه آرارات بر افق ایروان مسلط است. قله مخروطی شکل آن، با لعاب یخ، مترادف با تمدن هزاران ساله ارمنستان است. موقعیت آن، درست بر فراز مرز ترکیه در میان کشتارهای پرطنینترین ضربههای تاریخی این کشور، همچنین آن را به نمادی از ناامنی ارمنستان تبدیل میکند.
انتخابات پارلمانی محوری در ماه ژوئن در راه است و دموکراسی جوان ارمنستان با آزمونی تکاندهنده بین ارواح تاریخ خود و یک شرط امیدوارکننده برای آیندهای باثبات روبهروست. دولت ارمنستان برای اولین بار در تاریخ مستقل خود – در صدها سال، احتمالاً – در پرتگاه صلح با رقبای دیرینه خود ترکیه و آذربایجان قرار گرفته است. پذیرفتن این فرصت به معنای پذیرش ضررهای معین و همچنین شرطبندی بر ثبات و پایان دادن به انزوای استراتژیک ارمنستان است.
یک زیرساخت تثبیت کننده
نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، که حزب قرارداد مدنی او در انقلاب ۲۰۱۸ به قدرت رسید، پیمان صلح با آذربایجان و عادیسازی روابط با ترکیه را اولویت اصلی خود قرار داده است. اما در سپتامبر ۲۰۲۰، یک جنگ ویرانگر شش هفتهای، پروژه اصلاحات پاشینیان را تهدید کرد و ناامنی استراتژیک ارمنیها را بهتازگی تشدید کرد. آذربایجان بخش اعظم منطقه قرهباغ کوهستانی با اکثریت ارمنی مورد مناقشه را پس گرفت و مناطق "حائل" گستردهای را که نیروهای ارمنی از دهه ۱۹۹۰ اشغال کرده بودند، تصرف کرد. جنگ ۲۰۲۰ یک شوک راهبردی و همچنین یادآور پرده نازکی بین هستی و فراموشی بود که تمدن ارمنی را آزار میدهد.
با این وجود، «قرارداد مدنی» در یک انتخابات زودهنگام در سال ۲۰۲۱ با دستور تداوم دموکراتیزه کردن و پیگیری صلح، پشتوانه غیرمنتظرهای قوی داشت. با این حال، در سالهای بعد (PDF)، دست ارمنستان همچنان ضعیفتر شد. آتشبس ۲۰۲۰ با میانجیگری متحد اسمی ایروان، روسیه، نتوانست ادامه جنگ را متوقف کند. نیروهای آذربایجان به خارج از قرهباغ کوهستانی به قلمرو جمهوری ارمنستان حمله کردند. آذربایجان با تسلیحات و قابلیت های پیشرفته با ترکیه و اسرائیل، تسلط نظامی منطقهای را ایجاد کرد. در همین حال، روسیه قرارداد اتحاد خود را با آذربایجان امضا کرد و در حالی که حملات آذربایجان به پایان رسید، ایستادگی کرد. پس از یک محاصره ده ماهه در سال ۲۰۲۳، نیروهای آذربایجانی با حمایت نیروهای روسی، جنگجویان جدایی طلب را در قرهباغ کوهستانی اعزام کردند و خطوطی را باز کردند که به اندازه ۱۲۰هزار غیرنظامی ارمنی بود. آن بحران انسانی در میان روایت گستردهتر از کاهش ملی، جریان قدرتمندی در انتخابات آتی باقی میماند.
به دنبال آن ضایعه دردناک، دولت پاشینیان سال گذشته در واشینگتن یک قرارداد صلح با آذربایجان امضا کرد. اگر این قرارداد توسط ایروان و باکو تصویب شود، به عادیسازی روابط با ترکیه منجر خواهد شد، ترکیه که از دهه ۱۹۹۰ ارمنستان را در همبستگی با باکو محاصره کرده است. با این حال، برای بسیاری از ارامنه، ترکیه و آذربایجان به عنوان وارثان معاصر تاریخ ویرانی تلقی میشوند: انقیاد عثمانی و قتلعامهای مختلف، خشونتهای اوایل قرن بیستم که با نسلکشی ارامنه به اوج خود رسید، و درگیری های قومیتی با آذربایجانی های اطراف دوره شوروی. اما برای دولت، این امر دستگیری چرخه درگیری و تنوع بخشیدن به روابط سیاست خارجی ایروان را بیش از پیش حیاتی میکند.
به همین منظور، تمایل دولت ترامپ برای فشار بر صلح بین باکو و ایروان یک پیروزی واقعی در سیاست خارجی بود. کلید "مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی" است، یک کریدور ترانزیتی در استان سیونیک ارمنستان که سرزمین اصلی آذربایجان را به منطقه نخجوان متصل میکند و در عین حال حاکمیت ارمنستان را تضمین میکند. کریدور TRIPP نوید تبدیل سیونیک به یک مرکز منطقهای را میدهد، اما خطرات و مکانیزمهای فنی مختلفی برای تبدیل این چارچوب به واقعیت وجود دارد. به عنوان مثال، مدلهای تولید درآمد مانند هزینههای ترانزیت دولتی و مشارکتهای زیرساخت عمومی و خصوصی به توضیح نیاز دارند. یک ارزیابی دقیق و مبتنی بر داده به اطمینان از توزیع عادلانه و پایدار سود اقتصادی صلح کمک خواهد کرد.
فراتر از اقتصاد، معماری کریدور به عنوان یک ابزار منحصر به فرد تضمین و ثبات منطقهای عمل می کند. TRIPP با قرار دادن ایالات متحده به عنوان یک واسطه اولیه و یک ضامن اسمی از طریق نظارت بر امنیت تجاری، به بازدارندگی در برابر خصومتهای مجدد کمک میکند. این بدعهدی ایالات متحده، حتی اگر عمدتاً فنی یا تجاری باشد، محاسبات ریسک تغییر وضعیت موجود را از طریق زور تغییر میدهد. در عین حال، کاوش و بازی جنگی در مورد خطرات منطقه خاکستری خاص و محرک های پلکانی ذاتی در چنین منطقه ترانزیت چند بازیگری برای اطمینان از اینکه مسیر به جای یک نقطه اصطکاک، یک نیروی تثبیت کننده باقی می ماند، حیاتی است.
در حال حاضر، ارمنستان حرکت برای باز شدن به روی جهان گستردهتر را آغاز کرده است. ایروان شروع به متعادل کردن روابط در حال فروپاشی خود با مسکو با یک حرکت پراگماتیک به سمت واشینگتن کرده است. این کشور روابط دفاعی شگفتانگیزی را با هند نیز آغاز کرده است و همسویی ارزشی فزایندهای را با اروپا نشان میدهد. با هر معیاری، دولت ارمنستان یک انتقال منطقهای چالشبرانگیز و خشونتآمیز را مدیریت کرده است، همانطور که میتوان انتظار داشت.
بردارهای مخالف
مخالفان، با این حال، قانع نشدهاند. صداهای اپوزیسیون از تغییر راهبردهای ارمنستان ناراضی هستند. رابرت کوچاریان، رئیسجمهوری سابق، و همچنین جنبشهای سیاسی به رهبری الیگارش روسی – ارمنی ساموئل کاراپتیان و سرمایهدار محلی گاگیک تزاروکیان، رسماً نسبت به یک معامله با میانجیگری ایالات متحده بیاعتنا هستند. اما عموماً تصور میشود که همه آنها اساساً مخالف و مورد حمایت کرملین هستند. این مخالفت نماد قدرتمندی در کلیسای حواری ارمنی پیدا کرده است، جایی که خصومت بین پاشینیان و کاتولیکوس به شدت بین روحانیت تفرقه انداخته و به عنوان عاملی غنی برای حملات ترکیبی از سوی کسانی عمل می کند که نخستوزیر را به عنوان دشمن سنت ملی معرفی میکنند. در روایت رقیب آنها، شکستهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ نه به دلیل قدرت آذربایجان یا بیعلاقگی روسیه، بلکه به دلیل کنارهگیری پاشینیان بود. پاشینیان به بیتفاوتی (یا خصومت) نسبت به اتحاد سنتی ارمنستان با روسیه متهم است که به رانش مسکو منجر شد. به همین ترتیب، سیاستهای ضد فساد و اهداف دموکراتیک پاشینیان با حفظ قدرت بازدارندگی کشور در برابر آذربایجان ناسازگار بود. این روایت برای بسیاری جذاب است، اما وضعیت تنزلیافته ارتش ارمنستان که عمدتاً همسو و مجهز به روسیه است را که دولت به ارث برده است، تکذیب می کند، و به پاشینیان آژانس یکجانبه بزرگی را واگذار میکند در حالی که عمدتاً باکو و مسکو را نادیده میگیرد.
برخی از لیبرالها به دولت پاشینیان نیز بدبین هستند. برخی از عناصر میگویند که دولت فعلی بیش از حد منزوی است و صداهای لیبرال قابل اعتماد اما انتقادی در جامعه مدنی منجمد شدهاند. آنها نگرانیهای مشروعی را در مورد روش سختگیرانه دولت برای پیشبرد روایتی دوتایی درباره صلح به جای جنگ، و دموکراسی بر استبداد ابراز میکنند، در حالی که وفاداران را در نهادها و بخشهای کلیدی وارد میکنند. با این حال، متحدان پاشینیان میگویند که در یک جنگ ترکیبی وجودی هستند که با توجه به حمایت پنهان و آشکار روسیه از عناصر غیرلیبرال، انکار آن سخت است.
به سوی ناشناخته
نارضایتی عمومی به جنبه دیگری از ناامنی وجودی ارمنستان نیز گره خورده است. از منظر طولانی مدت، میتوان تاریخ ارمنستان را بهعنوان تجزیه و کاهش تدریجی اما غیرقابل انکار توصیف کرد. ارمنستان تاریخی که زمانی از قرهباغ کوهستانی تا آناتولی امروزی در ترکیه امتداد داشت، در طول زمان به یک کشور تضعیف شده و از نظر ژئوپلیتیکی منزوی شده است. بنابراین، اگرچه TRIPP و عادی سازی ها نشان دهنده یک فرصت واقعی و تاریخی برای صلح هستند، اما میتوانند بهترین گزینههای بد نیز به نظر برسند.
حتی برای حامیان پاشینیان نیز قابل قبول است. قرهباغ کوهستانی از بین رفته است و جمعیت ارمنی چند صد ساله آن پناهنده شدهاند. ارمنستان موظف است به اسکان استراتژیک و عمده فروشی با آذربایجان و ترکیه، شکنجهگران تاریخی خود، واگذار کند. امنیت ارمنستان بهسختی تضمین شده و با تحمل دیگران روبهروست. توازن دیپلماتیک و امنیتی سابق آن در مسکو از بین رفته است. در همین حال، واشینگتن و بروکسل بسیار دور هستند و تعهد واقعی آنها آزمایش نشده است. فراتر از انتخابات پارلمانی آتی، یک رفراندوم اعلام شده برای تغییر قانون اساسی برای حذف ادعای ارمنیها در مورد قرهباغ کوهستانی (شرایط نسبتاً اخیر آذربایجان) میتواند به عنوان یک عامل بزرگتر و شاید دستکم گرفته شده برای حملات ترکیبی و بیثباتی عمل کند.
TRIPP و قراردادهای صلح جهشی به سوی ناشناخته است. اما آنها همچنین تنها راه حل عملی در دسترس واقعبینانه و کوتاهمدت هستند. بله، قدرت اقتصادی ترکیه به طور گسترده به عنوان یک تهدید تلقی میشود. ارمنیها اکنون گوجهفرنگیهای محلی همسایه، گرجستان را دیگر مزمزه نمیکنند که به تدریج از فروشگاهها ناپدید شدند و با گوجهفرنگیهای ترکی تولید انبوه جایگزین شدند که از طریق یک توافقنامه تجارت آزاد بیطرفانه منتقل شدهاند. اما ترکیه و در نتیجه اتحادیه گمرکی اتحادیه اروپا که بخشی از آن است، بازاری بسیار غنیتر و پویاتر از آن چیزی است که ارمنستان تاکنون به آن دسترسی داشته است.
امیدهای ارمنستان برای نظامی مدرنتر و توانمندتر، از نظر دکترین، آموزش و تجهیزات نیز قابل دوامتر میشود. عادیسازی منطقهای و یک درگیری حل شده ثبات را تسهیل میکند و در عین حال امکان تولید و تجارت دفاعی بیشتر و گزینههای بیشتر برای امنیت ملی و انعطاف پذیری را فراهم میکند. در همین حال، TRIPP ایروان را به سطح منطقهای ارتقا میدهد و فرصتهایی را برای ثبات، تجارت و همکاری بین دولتی نشان میدهد که از زمان استقلال تجربه نکرده است.
علاوه بر این، این لحظه فرصتی برای تقویت اینرسی دیپلماتیک است که روابط دوجانبه ایالات متحده با ایروان و باکو را دچار مشکل کرده است. برای سالها، همکاریهای دوجانبه گروگان تکرارهای مختلف مناقشه قرهباغ کوهستانی بوده است. TRIPP میتواند قفل این سبدهای قفلشده را باز کند و به واشینگتن اجازه دهد تا با قفقاز جنوبی به عنوان منطقهای با طراز استراتژیک خود تعامل داشته باشد.
در داستان کتاب مقدس گفته میشود که قله کوه آرارات آخرین محل استراحت کشتی نوح است، مکانی برای پناهگاه و بهبودی برای بشریت پس از سیل ویرانگر جهان در داستان کتاب مقدس. در ارمنستان نیز، سرانجام پس از یک دوره طوفانی طولانی، آرامش و استراحت در دسترس به نظر میرسد. دنیای جدیدی پس از نابودی هولناک دنیای قدیمی در انتظار است. برای مردم ارمنستان، که در تاریخ مشروط شدهاند تا از عدم قطعیت محتاط باشند، مطمئناً این زمان خطر بزرگی به نظر میرسد، اما احتمالاً این بهترین شانسی است که جمهوری مستقل آنها تا به حال داشته است.
منبع: رند (RAND) / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :