امارات و عربستان نظارهگر
عمان کلید هرمز را در دست دارد؟
نویسنده: عمر احمد، تحلیلگر و روزنامهنگار مقیم بریتانیاست که بر امور سیاسی و مذهبی غرب آسیا متمرکز است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در امنیت بینالمللی و حکمرانی جهانی از Birkbeck، دانشگاه لندن است.
دیپلماسی ایرانی: در ۵ مه ۲۰۲۶، ایران از تأسیس «اداره تنگه خلیج فارس» (PGSA) خبر داد، نهادی که تهران آن را به عنوان سازوکاری برای تنظیم ترانزیت از طریق تنگه هرمز و جمعآوری عوارض از گذرگاههای تجاری معرفی کرده است. در صورت اجرا، این اقدام تهدید دیرینه ایران را به یک واقعیت اداری تبدیل میکند و به تهران اهرم فشار جدیدی بر یکی از حساسترین شریانهای تجاری جهان میدهد.
سلطنت عمان در مرکز این محاسبه قرار دارد. تهران، مسقط را در مذاکرات مربوط به مدیریت آینده تنگه گنجانده، تا حدودی به این دلیل که عمان مدتهاست به عنوان یک میانجی قابل اعتماد دیده میشود و تا حدی به این دلیل که جغرافیا به این سلطاننشین نقشی اجتنابناپذیر میدهد.
مسقط صرفاً میزبان مذاکرات یا تبادل پیام بین رقبا نیست. این موضوع به این سوال کشیده شده است که چه کسی قوانین هرمز را تعیین میکند، ایران تا چه حد میتواند موضع خود را در آنجا رسمی کند و آیا شورای همکاری خلیج فارس میتواند با ترتیبی که به عمان، عضو این شورا، نقشی محوری در باز نگه داشتن این آبراه میدهد، کنار بیاید.
واشینگتن به روشنی اعلام کرده است که هیچ توافقی را که توانایی آن را برای نظارت بر آبراه یا محدود کردن نفوذ منطقهای ایران تضعیف کند، نخواهد پذیرفت. عمان اکنون هزینه سودمندی خود را میپردازد. «سوئیس خاورمیانه» دیگر تنها میزبان آرام مذاکرات بین دشمنان نیست؛ بلکه به هدف فشار تبدیل میشود زیرا دیپلماسی آن به سمت نظمی در خلیج فارس است که کمتر به زور و اجبار ایالات متحده وابسته باشد.
پایتخت دیپلماتیک مسقط
ارزش عمان در خلیج فارس بر ترکیبی از جغرافیا، محدودیت و اعتماد انباشته استوار است. برای دههها، مسقط بهعنوان کانالی بین کشورهایی عمل میکند که نمیتوانند مستقیماً صحبت کنند، از ایالات متحده و ایران گرفته تا پایتختهای رقیب خلیج فارس و دولت واقعی در صنعا و عربستان سعودی. روابط این کشور با تهران قبل از جمهوری اسلامی است و معمولاً کمتر بر اساس ایدئولوژی بوده است تا واقعیتهای سخت خط ساحلی، تجارت و امنیت.
کشتیهایی که وارد تنگه هرمز میشوند یا از آن خارج میشوند باید از طریق خلیج عمان حرکت کنند، در حالی که طرح جداسازی ترافیک ایجاد شده از طریق آبهای مجاور منطقه مسندم عمان میگذرد. این امر عمان را برای هر بازیگری ضروری می کند: ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پاکستان، هند، چین، ایالات متحده و بازارهای انرژی اروپا که به عرضه خلیج فارس وابسته هستند.
دکتر محمد بن عواد المشیخی، دانشگاهی، نویسنده و محقق عمانی متخصص در افکار عمومی و ارتباطات جمعی، که در مورد هرمز نوشته و در مورد مسائل منطقه اظهار نظر کرده است، به کرادل می گوید که بحران کنونی ریشههای عمیقی دارد.
او با اشاره به توافق ۱۹۷۴ عمان و ایران در دوران شاه، زمانی که دو طرف مسئولیتها را در تنگه هرمز تقسیم کردند، میگوید: «این یک موضوع جدید و قدیم است.» او میگوید که نقش عمان بعدها حول محور نظارت بر گذرگاه، حفاظت از آبهای سرزمینی، حفظ محیط زیست دریایی و هدایت کشتیها از طریق تنگه توسعه یافت.
در سیاست خارجی ایران، سودمندی عمان آشکار است. برخلاف ریاض در سالهای اوج رویارویی ایران و عربستان، مسقط هرگز سعی نکرد روابط خود با تهران را به میدان نبرد فرقهای یا ایدئولوژیک تبدیل کند. ارتباطات را حفظ کرد، از استقلال خود محافظت کرد و از تبدیل شدن به بستری برای کمپینهای فشار حداکثری خودداری کرد. این موضع اکنون به عمان فضایی داده است تا با ایران در لحظهای صحبت کند که کمتر کسی میتواند.
در داخل شورای همکاری خلیج فارس، عمان به ندرت نقش یک خرابکار را ایفا کرده است. اما در ایران، یمن و فلسطین، مسقط اغلب از سیاستهای آشکارتر ابوظبی و ریاض فاصله گرفته است.
دکتر عبدالله بابود، محقق عمانی در امور خلیج فارس و روابط بینالملل، به کرادل میگوید که موقعیت کنونی عمان در مورد تنگه هرمز با استراتژی متعادلسازی طولانیمدت آن مطابقت دارد. وی میگوید: «این استراتژی بهتر است به عنوان تلاشی برای ایجاد تعادل در سه هدف به طور همزمان درک شود: حفظ آزادی دریانوردی و کارکردهای تجاری بینالمللی تنگه؛ حفظ روابط راهبردی آن با ایران و جلوگیری از تشدید تنش؛ و اجتناب از رویارویی مستقیم با ایالات متحده، قدرتهای غربی و کشورهای خلیجفارس. مشکل مسقط این است که با سیاسی شدن موضوع هرمز، آشتی دادن این اهداف به طور فزاینده ای دشوار می شود.»
به همین دلیل است که میانجیگری عمان بین ایران و آمریکا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ اهمیت دارد. در مسیر سال ۲۰۲۶، سید بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان گزارش شد که از تهران امتیاز هستهای بزرگی از جمله زبان غنیسازی صفر گرفته است. اینکه آیا این تفاهم میتواند پس از جنگ احیا شود یا نه، مشخص نیست، اما این قسمت نشان میدهد که ایران چقدر جدی با عمان بهعنوان یک کانال برخورد میکند.
برای تهران، عمان یک کشور خلیج فارس است که روابط خود را از طریق بحرانهای متعدد حفظ کرده، از پیوستن به توافقنامه آبراهام خودداری کرده و همچنان به این استدلال ادامه میدهد که امنیت منطقه را نمیتوان به قدرتهای فرامنطقهای واگذار کرد. برای واشینگتن، همین استقلال به طور فزاینده ای ناخوشایند شده است، به خصوص که مسقط حاضر نیست میانجیگری خود را در مسیر عادی سازی آمریکا و اسرائیل قرار دهد.
مسیر ایران
اکنون سوال اصلی این است که آیا عمان فقط برای حفظ عبور ایمن از تنگه هرمز تلاش میکند یا اینکه به سمت تفاهم رسمیتر با ایران در مورد نحوه رسیدگی به ترانزیت، امنیت و احتمالاً هزینهها حرکت میکند؟
زبان عمومی مسقطی محتاط است. مقامات عمانی از ناوبری «ایمن و پایدار»، کاهش تنش، و ترتیباتی که از تجارت بینالمللی محافظت میکند صحبت میکنند. زبان تهران، به ویژه در مورد مقررات و پرداخت، قاطعانهتر بوده است.
احمد المخینی، تحلیلگر مستقل سیاست عمومی، در این باره میگوید که عمان هرمز را به عنوان "یک ابزار چانهزنی" نمیبیند، بلکه به عنوان "عملکردی از حاکمیت و مسئولیت بعدی برای حفظ تنگه به عنوان یک شریان راهبردی مشترک" نگاه میکند. او میگوید که نقش عمان «باز نگهداشتن کشتیرانی، قانونی و قابل پیشبینی و در عین حال جلوگیری از تبدیل شدن تنگه به صحنهای برای تشدید تنش است.»
بابود میگوید که بیانیههای عمان همواره بر «گذر امن، امنیت دریایی، قوانین بینالملل، تجارت بیوقفه و زنجیره تأمین و دیپلماسی به عنوان ابزاری برای تضمین کشتیرانی» تأکید کرده است.
او میافزاید که نشستهای اخیر عمان و ایران بهجای ترتیبات کنترل انحصاری، بهطور علنی بر اساس «اصول حاکم بر آزادی کشتیرانی» بر اساس قوانین بینالمللی تنظیم شده است.
بابود توضیح میدهد: «این بسیار با موقعیت سنتی عمان همخوانی دارد: این تنگه یک آبراه مشترک است که ثبات آن به نفع همه، از جمله خود عمان است.»
موخینی می گوید تعامل عمان با ایران به جای همسویی ایدئولوژیک، ریشه در جغرافیا دارد. او میگوید: «ایران همسایهای است که از طریق آبراهی باریک و حساس عبور میکند؛ بنابراین تعامل یک امر تجملی نیست، بلکه یک امر اجتنابناپذیر امنیتی است» و افزود که بحثهای اخیر عمان و ایران بر «گذری هموار و ایمن از تنگه» متمرکز شده است.
مشیخی، در عین حال، پیش از این هشدار داده بود که تحرکات یکجانبه ایران در هرمز دقیقاً همان مداخله خارجی را به دنبال خواهد داشت که تهران می گوید مخالف است. وی ادامه داد که در جریان سفر ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری فقید ایران، در سال ۲۰۲۲ به مسقط، وی به تلویزیون دولتی ایران گفت که تهران باید از نظامی کردن تنگه یا اقدام بدون هماهنگی با عمان خودداری کند.
موخینی می افزاید: «من در آن زمان هشدار دادم که اگر ایران با عمان هماهنگ نشود، این گذرگاه به یک کریدور بین المللی تبدیل میشود و قدرتهای بزرگ وارد پرونده میشوند.» به نظر او، بحران اخیر این هشدار را تایید کرده است.
بخش پیچیدهتر داستان، اقتصادی است. عمان و ایران پیوسته در تلاش برای تعمیق روابط تجاری، حمل و نقل، انرژی و بندری بودهاند و مسقط علاقهمند به حلوفصلی است که بدون تسلیم آن به منطق نظامی واشینگتن، تنگه را تثبیت کند.
در عین حال، موخینی استدلال میکند که تعامل عمان با ایران انحراف از تعهدات خلیج فارس نیست. وی میگوید: «این گونه است که عمان از آنها محافظت میکند. ارزش مسقط برای همسایگانش دقیقاً در توانایی آن است که مستقیماً و صریح با تهران صحبت کند بدون اینکه نماینده تهران شود و به شورای همکاری خلیج فارس اطمینان دهد بدون اینکه بخشی از یک بلوک تقابلی شود.»
عربستان سعودی، کویت، قطر و پاکستان همگی دلایلی برای تماشای از نزدیک این پرونده دارند، اما فوریترین هماهنگی عمان با کشورهایی است که مستقیماً در معرض این آبراه هستند.
مشیخی میگوید که مسقط به هماهنگی با کشورهای خلیج فارس در مورد هرمز، بهویژه کشورهایی که بیشتر در معرض این آبراه هستند، ادامه میدهد. او میگوید در جریان بحران اخیر، عمان با عربستان سعودی و کویت بر سر عبور برخی کشتیها از آبهای سرزمینی عمان «و البته با هماهنگی ایران» هماهنگ کرده است.
اما او اضافه میکند که عمان نمیخواهد این بار را به تنهایی به دوش بکشد: «از نظر شخصی من، عمان نمیخواهد بدون جبران خطراتی که با آن مواجه است، پلیس تنگه باشد.»
هیچ یک از اینها به این معنی نیست که ریاض، دوحه یا اسلام آباد به سادگی طرح عوارض ایران را تایید نمیکنند. این بدان معناست که عمان در خلاء عمل نمیکند و دیپلماسی مقابله با ایران ممکن است برای این کشورها راحتتر از رویارویی مستقیم ایران و آمریکا بر سر این تنگه باشد.
موخینی موضع عمان را در سه نکته خلاصه میکند: «بیطرفی انفعال نیست، تعادل ابهام نیست و گفتوگو همسویی نیست». او میگوید که جایگاه عمان مبتنی بر «احترام متقابل، عدم مداخله در امور داخلی و احترام به قانون بینالمللی» است که به نوبه خود مستلزم مسئولیت منطقهای و همکاری جهانی است.
به گفته بابود، مسقط احتمالاً به سمت تفاهم امنیتی عملی با تهران حرکت میکند، اما نه یک رژیم کنترل سیاسی مشترک.
واقعیت محتمل این است که عمان در تلاش برای مذاکره درباره ترتیبات رفع تعارض، هماهنگی کشتیرانی، مکانیسمهای مدیریت بحران و اقدامات اعتمادسازی است، بدون اینکه ادعای ژئوپلیتیکی گستردهتر ایران برای تنظیم کشتیرانی بینالمللی را تایید کند.
تهدید ترامپ به "منفجر کردن" عمان
در ۲۷ مه، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، با تهدیدی که حتی برخی از منتقدان عمان را شوکه کرد، فشارها را تشدید کرد. وی در مورد نقش عمان در مذاکرات هرمز هشدار داد: «عمان نیز مانند دیگران رفتار خواهد کرد وگرنه باید آنها را منفجر کنیم.» این اظهارات در سراسر منطقه به عنوان هشداری درک شد که صبر واشینگتن در قبال میانجیگری عمان کم شده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تهدید ترامپ را «خطرناک» و «قلدرانه» خواند و گفت: «تهدید به «نابودی» یکی از کشورهای عضو سازمان ملل که مدتها نقش میانجی سازندهای را ایفا کرده است، منع اساسی تهدید به زور را نقض میکند.»
یک روز بعد، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران گفت که طی تماسی با همتای عمانی خود، «همبستگی ایران با عمان در مواجهه با هرگونه تهدید» را اعلام کرده است.
نگرانی عمیقتر ایالات متحده تنها مسئله مهم نیست. واشینگتن در تلاش است از هرگونه شهرکسازی که توانایی آن را برای کنترل نقاط گلوگاه دریایی خلیج فارس تضعیف میکند، جلوگیری کند، در حالی که ترتیبات پس از جنگ را به مسیر عادیسازی گستردهتر با اسرائیل گره میزند.
در عمان، فشار عادیسازی به یک سنت سیاست خارجی مبتنی بر ابتکار صلح عربی، حقوق فلسطینیها و امتناع از تلقی اسرائیل به عنوان هزینه ورود به ثبات منطقه میانجامد.
دکتر محمد علاسمی، تحلیلگر عمانی، در پستی در شبکه اجتماعی X این حال و هوا را به تصویر کشید و استدلال کرد که فشار ترامپ کمتر در مورد هزینهها در تنگه است تا موضع قاطع عمان در پرونده توافقنامه ابراهیم. در قرائت وی، این تهدید نشان دهنده ناامیدی ایالات متحده از امتناع مسقط از حرکت دادن مسیر عادیسازی در مسیری مفید برای واشینگتن و تلآویو بود.
مواضع عمان نیز با رویدادهای یمن شکل گرفته است. همسویی آشکار شورای انتقالی جنوبی (STC) با حمایت امارات متحده عربی و اکنون منحل شده با منافع اسرائیل، همراه با تهدیدات علیه قلمرو حاکمیتی عمان، احتیاط مسقط را در مورد سرریز استراتژیک عادیسازی تقویت کرد.
سلطاننشین درک میکند که یک نظم دوستدار اسرائیل در شبهجزیره عربستان پیامدهای مستقیمی در امتداد مرزها و رویکردهای دریایی آن خواهد داشت.
ابوظبی هرمز را تماشا می کند
هر حلوفصلی که نقش عمان را در اطراف هرمز تقویت کند، امارات متحده عربی را متزلزل خواهد کرد. ابوظبی سالها تلاش کرده است تا خود را به یک امپراتوری لجستیک، مالی و کشتیرانی تبدیل کند و در عین حال نفوذ خود را از طریق بنادر، جزایر و کریدورهای دریایی از یمن تا شاخ آفریقا ایجاد کند. سازوکار هرمز که در آن عمان و ایران نقش شناخته شدهای به دست میآورند، یک اهرم استراتژیک در نزدیکی در معرضترین شریان امارات قرار میدهد.
جغرافیا اضطراب را توضیح می دهد. منطقه مسندم عمان در دهانه تنگه قرار دارد و امارات متحده عربی را از هرگونه فرمان مستقیم بر نقطه چوکه قطع می کند. ابوظبی میتواند بنادر، خطوط لوله و شبکههای دریایی برون مرزی بسازد، اما نمیتواند کوهها و آبهایی را که عمان را در حاشیه هرمز قرار میدهد، حرکت دهد. این واقعیت مدتهاست که استقلال مسقط را به مانعی بر سر راه هر استراتژی اماراتی که حول برتری کشتیرانی منطقهای ساخته شده تبدیل کرده است.
حتی خط لوله حبشان – فجیره که برای دور زدن باریکترین نقطه تنگه برای صادرات نفت ساخته شده است، نمیتواند ابوظبی را از محیط دریایی گستردهتر اطراف عمان آزاد کند. محمولههای فجیره همچنان وارد خلیج عمان میشوند، جایی که بنادر عمان، شرکتهای بیمه، ارائهدهندگان لجستیک و محاسبات دریایی وزن رو به رشدی دارند.
یک سیستم رسمی عوارض حتی بیشتر مخل خواهد بود. ماده ۲۶ کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها، هزینه عبور از آبهای سرزمینی را به جز خدمات خاص ارائه شده ممنوع می کند. عمان UNCLOS را امضا و تصویب کرده است، در حالی که ایران و امارات امضا نکردهاند.
این عدم تقارن قانونی محدود میکند که مسقط تا چه حد میتواند در تایید علنی هر مکانیزم هزینه پیش برود. همچنین به عمان دلیلی میدهد تا نقش خود را از نظر عبور ایمن، ترتیبات فنی و هماهنگی منطقهای بهجای کنترل کامل مشخص کند.
این همان جایی است که هشدار قانونی مشیخی اهمیت دارد. وی خاطرنشان می کند که عمان در اوایل دهه ۱۹۸۰ این تنگه را به عنوان یک گذرگاه بینالمللی پذیرفت و نقش عمان و ایران را به نظارت، حفاظت از محیط زیست، هدایت ناوبری و امنیت در مسیرهای عبور خود محدود کرد. او میگوید که ایران بعداً در طول جنگ ایران و عراق از تصویب برجام خودداری کرد زیرا میترسید که گزینههای اضطراری خود را محدود کند. از نظر او، این تاریخ به همین دلیل است که عمان مراقب است که اجازه ندهد هرمز به ابزار نظامی ایران یا عرصه ای آزاد برای مداخله قدرت های بزرگ تبدیل شود.
این به معنای مخالفت مسقط با تهران نیست. این بدان معناست که عمان تلاش خواهد کرد از تبدیل شدن این موضوع به یک تله قانونی و دیپلماتیک که آن را از شورای همکاری خلیج فارس جدا میکند، جلوگیری کند. سیاست خارجی عمان بهندرت بهدنبال رویارویی برای خود بوده است. اهرمی که میتواند به میانجی تبدیل شود و نفوذی که میتواند به عنوان منفعت جمعی ارائه شود را ترجیح میدهد.
این رویکرد همچنین نحوه برخورد مسقط با ابوظبی را شکل میدهد. با امارات در عمان بهعنوان دشمنی که باید شکست بخورد، رفتار نمیشود، بلکه به عنوان یک همسایه دشوار که جاهطلبیهایش باید مدیریت شود، برخورد میشود. این دو کشور قبلاً بهطور غیرمستقیم از طریق رویداد STC در یمن با هم درگیر شدهاند. هرمز اکنون یک بعد دریایی به رقابت منطقهای موجود میافزاید.
بابود معتقد است امارات متحده عربی جایی است که با توجه به بدبینی ابوظبی به نیات ایران و نگرانی از این که هرگونه توافق ایران و عمان می تواند اهرم ایران بر کشتیرانی را مشروعیت بخشد، بیشترین احتمال بروز تنش ها در امارات است.
در عین حال، امارات از نقش میانجی عمان نیز سود میبرد، زیرا هیچ کشوری در خلیج فارس خواهان بسته شدن دائمی یا نظامی کردن تنگه نیست. بنابراین احتمالاً ترکیبی از نگرانی در مورد دستاوردهای ایران و قدردانی از نقش ثبات بخش عمان وجود دارد.
برای عربستان سعودی، بابود استدلال میکند که دیپلماسی عمان مکمل ترجیح ریاض برای کاهش تنش با تهران است، مشروط بر اینکه به منزله به رسمیت شناختن سلطه ایران در تنگه هرمز نباشد.
بابود می گوید: «تمایز اصلی این است که عربستان سعودی از گفتوگو با ایران حمایت میکند، اما نه از نظم منطقهای که در آن ایران دروازهبان تجارت خلیج فارس شود. او میافزاید که قطر احتمالاً «کشور شورای همکاری خلیج فارس از رویکرد عمان راحتتر است» زیرا دوحه، مانند مسقط، ارتباط خود را با ایران حفظ کرده و در عین حال روابط قوی با شرکای غربی خود را حفظ کرده است.
پایان بازی در هرمز
مرحله بعدی تا حد زیادی به واشینگتن و ریاض بستگی دارد. اگر ایالات متحده اهداف تغییر رژیم در ایران را کنار بگذارد و به یک راه حل از طریق مذاکره بازگردد، عمان ممکن است بتواند تفاهمات هستهای و دریایی را که قبل از گسترش جنگ شکل گرفته بود، احیا کند.
اگر واشینگتن بر پیوند هرمز، پرونده هستهای ایران و عادیسازی با اسرائیل اصرار داشته باشد، فضای مسقط برای سازش تنگ خواهد شد.
عربستان سعودی همچنین باید تصمیم بگیرد که آیا نقش عمان حائل است یا خطر. ریاض نمیخواهد تهران هرمز را در انحصار خود درآورد، اما همچنین نمیخواهد جبهه باز دیگری در خلیجفارس باشد. چارچوبی که در آن عمان به عنوان یک شریک متعادل کننده عمل میکند، میتواند به منافع عربستان سعودی کمک کند، بهویژه اگر قطر و پاکستان نیز از این توافق حمایت کنند.
چالش عمان تبدیل فشار به ارزش دیپلماتیک بدون عبور از خطوط حقوقی و سیاسی است که آن را برای همه طرفها معتبر نگه میدارد. مسقط نمیتواند بهعنوان یک شریک کوچک در پروژه عوارض ایران ظاهر شود. همچنین نمیتواند بهعنوان اجرای دستور امنیتی ایالات متحده و اسرائیل بر آبراهی که در قلب حاکمیت خلیج فارس قرار دارد، تلقی شود.
بنابراین تهدید ترامپ تسریع ارزیابی مجدد را باعث شده است. سیاست سنتی میانجیگری آرام عمان در حال آزمایش جنگی است که بیطرفی را گرانتر کرده است.
پاسخ سلطنت احتمالاً محتاطانه، قانونی و دیپلماتیک باقی خواهد ماند. اما تعادل تغییر کرده است. تنگه هرمز دیگر فقط بحث عبور نیست. این به آزمونی تبدیل شده است که آیا امنیت خلیج فارس توسط کشورهای منطقه نوشته میشود یا از خارج تحمیل میشود.
همانطور که بابود میگوید، سوال واقعی این نیست که آیا عمان بین آزادی کشتیرانی و همکاری با ایران یکی را انتخاب میکند؟
مسقط تلاش میکند هر دو را تضمین کند. اما چالش این است که ایران بهطور فزایندهای علاقهمند به تبدیل اهرم فشار موقت زمان جنگ در هرمز به نقش سیاسی رسمیتر در تنظیم تنگه است.
او میافزاید، استراتژی عمان این است که در میانه باقی بماند: رد تشدید تنش نظامی، حفظ گفتوگو با تهران، دفاع از کشتیرانی، و جلوگیری از تبدیل شدن هرمز به "عرصه دائمی رویارویی قدرت های بزرگ".
منبع: کرادل / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :