آیا نسخه فارسی و انگلیسی تفاهم ایران و آمریکا یک پیام واحد دارند؟
یادداشت تفاهم ۱۴ بندی اسلامآباد میان ایران و آمریکا، بامداد پنجشنبه پس از یک ماراتن دیپلماتیک فشرده به طور رسمی و از راه دور به امضای سران دو کشور رسید. مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ این سند ۶۰ روزه را به طور جداگانه و مجازی امضا کردند؛ سندی که تثبیتکننده موازنه اقتدار تهران و تن دادن واشنگتن به خطوط قرمز ایران است.
به گزارش ایسنا، بامداد امروز پنجشنبه، سند ۱۴ بندی تحت عنوان «تفاهمنامه اسلامآباد» به امضای الکترونیکی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران و دونالد ترامپ، همتای آمریکایی او رسید. امضای ناگهانی این سند از سوی سران در حالی رخ داد که پیش از این مقرر شده بود هیئتهای مذاکرهکننده دو کشور به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه برای نهاییسازی سازوکارها راهی سوئیس شوند؛ اما در نهایت بنا بر تصمیم دو طرف و مزیت تثبیت بیواسطه شروط راهبردی توافق، این سند به امضای روسای جمهور دو کشور رسید.
با امضا تفاهمنامه اسلامآباد، نسخههای امضاشده به زودی میان دو طرف تبادل خواهد شد، همچنین این سند به امضای طرف پاکستانی به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا رسیده است.
ناظران بینالمللی بر این باورند که تصمیم سران دو کشور برای امضای این سند هرچند به طور غیرحضوری، یک «تعمد حقوقی و سیاسی هوشمندانه» از سوی تهران بوده تا با گره زدن مستقیم این تفاهم به شخص دونالد ترامپ، هزینه سیاسی هرگونه نقض عهد احتمالی از سوی واشنگتن را به حداکثر برساند.
در عین حال بررسی جامع این سند که از قبل بخش هایی از آن توسط رسانه های ایرانی و خارجی منتشر شده بود، قابل توجه است. این سند به دو زبان قارسی و انگلیسی منتشر و به امضا رسیده است و دو طرف مدعی هستند که اسناد فارسی و انگلیسی کاملا مشابه یکدیگر هستند.
در ادامه به بررسی تفاهم ایران و آمریکا مبتنی بر خاتمه جنگ، تسهیل کشتیرانی بین المللی از تنگه هرمز به دریای عمان و متقابل، آزادسازی پول های بلوکه شده ایران و رفع محدودیت از فروش نفت خام ایران و به ویژه شروع مذاکرات برای حل مساله هسته ای می پردازیم.
در لایه امنیتی سند که بر بندهای اول و دوم استوار است، طرفین بر خاتمه فوری عملیات نظامی در تمامی جبههها و احترام به حاکمیت ملی توافق کردهاند. ایران با منوط کردن کل تفاهمنامه به امنیت جبهه شمال و تثبیت نام لبنان، واشنگتن را ناچار به پذیرش این متغیر مستقل کرد. هرچند کاخ سفید با گنجاندن عبارت «متحدان در جنگ کنونی» تلاش کرده چتر آتشبس را بدون نام بردن از گروه خاصی بگستراند، اما عملاً مجبور به پذیرش شروط تهران شده است.
در حوزه آبراههای بینالمللی و مفاد بند پنجم نیز تحمیل قید زمانی کوتاهمدت «فقط برای ۶۰ روز» جهت عبور رایگان از خلیج فارس به دریای عمان، به عنوان یک «اهرم ژئوپلیتیکی» دست برتر را به تهران داده است؛ به ویژه آنکه کاخ سفید با پذیرش صریح اصطلاح «حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی» ناچار به ابطال مشروعیت نظارتی ناوگان خود و تمکین به حاکمیت دوجانبه تهران-مسقط در تنگه هرمز شده است.


نظر شما :