محوری که تسلط نظم امریکایی را به سخره میگیرد
چالش گسترش محور ایران - روسیه - چین برای امریکا
نویسنده: الکس رئوفاوغلو (Alex Raufoglu)
دیپلماسی ایرانی: به گفته گروهی از کارشناسان و مقامات سابق آمریکایی، روسیه، چین و ایران به طور فزاینده ای در حال ایجاد یک اتحاد راهبردی آسانی هستند که سیاستگذاران آمریکایی باید با آن مقابله کنند زیرا این سه کشور به دنبال برهم زدن نظم جهانی است.
بسیاری از شرکت کنندگان در سخنرانی ۱۰ ژوئن در نشست امنیت ملی «دشمنان آمریکا: واقعیت روسیه» که توسط انجمن زنان مستقل برگزار شد، خاطرنشان کردند که مزایای معاملاتی در حال حاضر سودهای استراتژیک مهمی را به همراه دارد، بهویژه برای ایران که بدون آن منزوی شده بود.
این سه کشور به دلیل مخالفت مشترک خود با تسلط ایالات متحده، در حال هماهنگی دیپلماتیک، ادغام ارتش خود و کار بر راههایی برای دور زدن تحریمهای غرب هستند.
به گفته نادیا شادلو، کارشناس ارشد موسسه هادسون و معاون سابق مشاور امنیت ملی، «مسئله این است که آیا استراتژی اخلال، راحتی تاکتیکی، یا فرصتطلبی وجود دارد یا اینکه برای ایجاد مجموعه متفاوتی از نتایج استراتژیک از نظر نظم جهانی طراحی شده است.»
او گفت که واشینگتن برای شکستن شتاب این محور باید از برخورد با روسیه، چین و ایران به عنوان بازیگران منطقهای جداگانه دست بردارد و در عوض راههای خلاقانهای برای ایجاد شکاف در همکاری آنها بیابد.
شادلو تاکید کرد: "ما باید روابط آنها را تا حد امکان دشوار کنیم."
روسیه، چین و ایران به یک معاهده رسمی دفاعی سه جانبه متعهد نیستند، اما منافع آنها در سالهای اخیر با درگیریهای پیشآمده همسو شده است.
از زمانی که روسیه در فوریه ۲۰۲۲ تهاجم تمام عیار خود به اوکراین را آغاز کرد، تحریمهای جهانی حلقه محاصره اقتصاد این کشور را محکم کرده و این کشور را مجبور کرده است تا با هر کجا که میتواند روابط خود را تقویت کند.
به همین ترتیب، ایران، حتی بیشتر از آن، پس از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل، علیه آن در ۲۸ فوریه، برای سالها تحت تحریمهای رو به زوال بوده است.
ایلان برمن، معاون ارشد شورای سیاست خارجی آمریکا، میگوید که فراتر از بقای داخلی، این همافزایی اقتدارگرایانه در حال ایجاد یک حلقه بازخورد خطرناک در میدان جنگ است.
برمن که یکی از اعضای هیئت مدیره رادیو آزادی است، میافزاید که در حالی که ایران امواجی از مهمات سرگردان را برای جنگ روسیه در اوکراین فراهم کرده است، آژانسهای اطلاعاتی غربی نگرانند که دادههای رزمی جمعآوریشده در خاک اروپا به زودی به عقب برگردد و زرادخانه داخلی ایران به طور قابلتوجهی کشندهتر شود.
برمن گفت: «مشکل ایران فقط مشکل ایران نیست، بلکه یک مشکل ایران، روسیه و چین است.»
مطمئناً، برخی از اعضای میزگرد خاطرنشان کردند که در حالی که همکاریها در حال گسترش است، روابط بین مسکو، پکن و تهران اساساً معاملاتی است. یا همانطور که پت هریگان، نماینده کنگره، یک جمهوری خواه از کارولینای شمالی و افسر سابق نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده، آن را چارچوب بندی می کند: همسویی بیشتر یک ازدواج راحت است. هریگان گفت: «وقتی سود متقابل متوقف شود، آن اقدامات نیز متوقف میشوند.»
با این حال، این منافع مبادلهای در حال حاضر سودهای استراتژیک مهمی را به همراه دارد، بهویژه برای ایران که اگر این مناسبات نبود منزوی شده بود.
برمن گفت: «حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران به یک کشور می رود – آنها به چین می روند.»
دانیل هافمن، رئیس سابق ایستگاه سیا در مسکو، گفت که تأثیر جنگ روسیه علیه اوکراین بسیار فراتر از مرزهای این کشور و در خط مقدم مبارزه گستردهتر و سیستماتیک بین هنجارهای دموکراتیک و تجدید حیات استبدادی است.
هافمن گفت: «اوکراین در حال حاضر روی خط گسل ژئوپلیتیکی بین دیکتاتوری و دموکراسی قرار دارد.»
در تحلیل هافمن، تهاجم ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، کمتر ناشی از جاهطلبی سرزمینی و بیشتر ناشی از ترس وجودی از سرایت دموکراتیک در مرزهایش است.
هافمن با تشریح یک محور متبلور جدید متشکل از روسیه، چین، ایران و کره شمالی که همگی به یک هدف اصلی و منحصر به فرد محدود میشوند، گفت: "آنچه ولادیمیر پوتین را بیشتر می ترساند دموکراسی است."
هافمن اضافه کرد که لفاظیهای مستمر مسکو در حمایت از "جهان چند قطبی" صرفاً یک پرده دود دیپلماتیک است که برای مشروعیت بخشیدن به حوزه های نفوذ طراحی شده است.
او گفت: «آنچه آنها واقعاً میخواهند آزادی حمله به همسایگان و تحت سلطه درآوردن همسایگان خود در حوزههای نفوذ است.»
با ایجاد فشار، تردید آخرین چیزی است که غرب میتواند از عهده آن برآید، زیرا به این محور بلوغ مورد نیازش را میدهد.
هریگان گفت: «وقتی چیزهای تکهتکهای را وارد تئاتر میکنیم، وقتی وارد درگیری میشویم و شروع به معرفی یک به یک تواناییها میکنیم، در واقع معادل نظامی مقاومت آنتیبیوتیکی در ارتش روسیه ایجاد میکنیم.»
شادلو به طور مشابه استدلال کرد که زمان مدیریت واکنشی و بحران به بحران گذشته است و سیاستگذاران ایالات متحده باید به بازدارندگی قوی و نمایش قدرت آشکار برگردند.
در حالی که واشینگتن در حال بررسی حرکات استراتژیک بعدی خود است، برمن تاکید کرد که شناخت این اکوسیستم متخاصم به هم پیوسته، پیشنیاز هر استراتژی مهار مؤثر است.
منبع: یورواشیا ریویو / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :