بررسی روابط ایران و کشورهای شمال آفریقا در سال ۲۰۱۸

روابط تهران – قاهره تابعی از تحولات خاورمیانه است/تهران از گسل ریاض با کشورهای شمال آفریقا باید نهایت استفاده را ببرد

۱۸ آذر ۱۳۹۷ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۸۰۵۲۷ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
جعفر قنادباشی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: در بین دولت های شمال آفریقا دو کشور تونس و الجزایر روابط و مناسبات سیاسی و دیپلماتیک خوبی با تهران دارند. به خصوص تونس که آقای السبسی، رئیس جمهوری این کشور به شکل جدی خواهان گسترش و تعمیق روابط تونس با ایران است. به موازات آن آقای بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر هم چنین نگاهی را به روابط ایران و الجزایر دارد. لذا این بستر سیاسی و دیپلماتیک می تواند شرایط را برای گسترش مناسبات تجاری ایران در شمال آفریقا و صدور کالاهای ما به این منطقه از آفریقا را در سال ۲۰۱۹ با خود به همراه داشته باشد.
روابط تهران – قاهره تابعی از تحولات خاورمیانه است/تهران از گسل ریاض با کشورهای شمال آفریقا باید نهایت استفاده را ببرد

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – اگر چه در سال های اخیر به خصوص بعد از سقوط دولت محمد مرسی روابط تهران –قاهره دوباره به حالت اغماء بازگشته است. اما نمی توان منکر توان و پتانسیل های بالقوه مصر به عنوان یکی از بازیگران خاورمیانه شد که به هر دلیلی قاره توان بالفعل کردن این پتانسیل ها را ندارد. اما علاوه بر مصر دیگر کشورهای حوزه شمال آفریقا نیز روابط و مناسباتی حداقلی را با ایران دارند که می توان نسبت به تعمیق آن تلاش های دیپلماتیکی داشت. در سایه این مسائل دیپلماسی ایرانی برای بررسی مجموعه تحولات مناسبات ایران و کشورهای حوزه شمال آفریقا با محوریت مصر و نیز ارزیابی روابط دیگر کشورهای این منطقه از قاره سیاه با تهران در آینده و در سایه تحریم های آمریکا، گفت وگویی را با جعفر قناد باشی، کارشناس و پژوهشگر مسائل شمال آفریقا و سفیر اسبق ایران در لیبی ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:   

در یک نگاه کلی ارزیابی شما از روابط تهران با کشورهای شمال آفریقا با محوریت مصر در سال 2018 چیست؟

روابط مصر و ایران همواه تابعی از شرایط منطقه خاورمیانه به خصوص تابعی از شرایط و اقتضائات در مناسبات ایران و عربستان سعودی بوده است. لذا در این وضعیت که تنش جدی در روابط تهران با ریاض حکمفرما است، روابط قاهره و تهران نیز تحت الشعاع قرار گرفته است. اما در سایه این مساله در مجموعه تحولات سال 2018 به نظر می رسد که کشورهای عربی منطقه خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی و امارات متحده عربی در کنار برنامه ریزی کاخ سفید به دنبال ایجاد بستری به منظور وارد کردن ارتش مصر به تحولات خاورمیانه، ذیل تشکیل ناتوی عربی هستند. به خصوص که مجموعه تحولات جاری در سال 2018 به نفع محور مقاومت پیش رفته است، سبب شد تا در آن سو ریاض و ابوظبی یارگیری خود را از ارتش مصر که یکی از قوی ترین ارتش های منطقه به شمار می رود، به شکلی جدی تر در دستور کار داشته باشند. در این راستا هم چندین مانور نظامی با حضور این نیروها شکل گرفت تا به شکلی جدی برنامه ناتوی عربی و ایجاد مسیری برای وارد کردن ارتش مصر پی گرفته شود. در این راستا هم ما شاهد اظهارات آقای عبدالفتح السیسی، رئیس جمهوری مصر بودیم که عنوان کرده بود که قاهره در برابر امنیت خلیج فارس بسیار حساس است. این مواضع از این نشان دارد تا حدودی قاهره در مسیر سیاست ها و اهداف ریاض و واشنگتن گام بر می دارد. 
از آن سو ارتش مصر در پرونده یمن هم کمک ها و حمایت هایی از عربستان سعودی داشته است و مانورهای نظامی هم که طی سال جاری با حضور ارتش مصر صورت گرفت در دریای سرخ بود تا نوعی تهدید عملی در سایه توان ارتش مصر علیه یمن هم قلمداد شود. 

در راستای تحلیل شما تا چه اندازه می توان به همراهی قاهره بر برنامه های ریاض و واشنگتن در سال 2019 نگاه داشت؟

در سال 2018 قاهره تا جایی که امکان داشت همراهی تمام و کمالی با سیاست های ریاض و واشنگتن از خود نشان داد. اما با این وصف مصر و ارتش این کشور تنها تحت عنوان حمایت از امنیت عربی وارد تحولات منطقه ای شده اند، لذا اگر در سال آتی عربستان، امارات متحده عربی و بحرین از پتانسیل ارتش مصر برای تقابل با کشوری مانند قطر بخواهند استفاده کنند چندان شرایط داخلی مصر اجازه همراهی قاهره با این برنامه ریاض را نخواهد داد. هر چند که دوحه در ظاهر هم نماینده جریان اخوان المسلمین در خاورمیانه عربی است و دولت سیسی هم به دنبال کم رنگ کردن حضور این جریان در داخل مصر و منطقه است. لذا احتمال دارد که خود ریاض و همچنین ابوظبی ذیل حمایت از امنیت قوم عرب و جهان عرب برای فریب افکار عمومی جامعه مصر بخواهند از پتانسیل ارتش مصر در راستای منافع و برنامه های خود استفاده و به تعبیری بهتر، سوء استفاده خود را داشته باشند. لذا تا کنون هم تحت عنوان همین ناتوی عربی به بهانه دفاع از امنیت جامعه عربی هم سعی شده تا توان ارتش مصر در مانورها و برخی تحولات منطقه ای مانند جنگ یمن به کار گرفته شود. از این رو انتظار آن است که در سال 2019 نیز ما شاهد تحرکات بیشتری در این راستا باشیم. 

اگر از اقتضائات روابط تهران – قاهره به دلیل شرایط منطقه خاورمیانه صرف نظر کنیم، اما از آن سو پتانسیل های مناسبی برای توسعه روابط ایران با کشورهای شمال آفریقا از جمله تونس، مراکش و الجزایر وجود دارد. در این راستا تهران چه راهکارهایی برای توسعه مناسبات خود با کشورهای این منطقه می تواند داشته باشد؟

در سایه شرایط تحریمی ایران، یقینا اهمیت همه کشورها و همه مناطق جهان برای توسعه مناسبات اقتصادی بیش از قبل شده است. ما باید برای تقابل هر چه بهتر با این تحریم ها و فشارهای کاخ سفید از ظرفیت و توان همه مناطق جهان استفاده کنیم. در این راستا یقینا قاره آفریقا و به خصوص کشورهای شمالی این قاره می توانند بستر و ظرفیت مناسبی را در اختیار ایران قرار دهند. به موازات این مساله ما هر چه بیشتر جلو می رویم، شاهدیم که اهمیت نفت و گاز و انرژی در تحولات جهانی هم پررنگ تر می شود. لذا ایران می تواند از ظرفیت های کشوری مانند الجزایر که یکی از عمده ترین صادر کنندگان گاز در جهان به شمار می رود برای افزیش میزان همکاری ها استفاده و بهره برد. در این خصوص ایران می توان برنامه اوپک گازی را به شکل جدی تری در سایه همکاری با الجزایری ها در سال 2019 پی بگیرد. چون اگر ما نتوانیم از پتانسل این گونه کشورهای استفاده کنیم امکان دارد شرایط و بسترهای استفاده از این فرصت ها از دست برود. در حوزه نفتی هم می توان، هم با الجزایر و هم با لیبی در چارچوب اوپک همکاری های جدی برای متناسب کردن وضعیت بازار جهانی در حوزه تولید و عرضه را سامان داد. هر چند که وضعیت سیاسی و دیپلماتیک لیبی چندان مناسب نیست. اما باید تلاش ها برای تدوام توسعه مناسبات شکل بگیرد. به عبارت دیگر اگر چه نمی توان در شرایط کنونی روی روابط دو دولت ایران و لیبی فکر کرد، اما روابط نفتی دو کشور با حضور دولت ها چندان تغییر نمی کند و باید در این خصوص برنامه ریزی جدی داشته باشیم.
اما در بین دولت های شمال آفریقا دو کشور تونس و الجزایر روابط و مناسبات سیاسی و دیپلماتیک خوبی با تهران دارند. به خصوص تونس که آقای السبسی، رئیس جمهوری این کشور به شکل جدی خواهان گسترش و تعمیق روابط تونس با ایران است. به موازات آن آقای بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر هم چنین نگاهی را به روابط ایران و الجزایر دارد. لذا این بستر سیاسی و دیپلماتیک می تواند شرایط را برای گسترش مناسبات تجاری ایران در شمال آفریقا و صدور کالاهای ما در این منطقه از آفریقا را با خود به همراه داشته باشد.  البته در این راستا ما می توانیم توان بخش خصوصی را هم به شدت فعال کنیم. یقینا باید از شرکت های بخش خصوصی برای حضور هر چه فعال تر در این بخش از آفریقا بهره بجوییم. در این راستا نیز دیپلماسی و سیاست خارجی باید کمک های خود را به بخش خصوص داشته باشد. در همین رابطه اکنون کشورهای شمال آفریقا از اسلام رادیکال عربستانی چندان دل خوشی ندارند و همواره به اسلام میانه رو علاقه نشان داده اند، به خصوص که با سرنوشت تلخی که لیبی پیدا کرده است، این کشورها مانند مراکش، تونس و الجزایر از تفکرات رادیکال دینی و جولان آن در کشورهای خود دوری می جویند. لذا این بستر مناسبی برای حضور موثرتر ایران در شمال آفریقا را ایجاد می کند. 

در سفر دوره ای محمد بن سلمان برای بازسازی چهره تخریب شده خود بعد از قتل جمال خاشقجی شاهد بودیم که آقای السبسی، رئیس جمهوری تونس از برگزاری کنفرانس مشترک خبری با بن سلمان خودداردی کرد و حتی اعطای وام 500 میلیون دلاری عربستان هم نتوانست به نفوذ محمد بن سلمان در تونس کمکی بکند و از آن طرق مراکش هم اساسا از پذیرفتن ولیعهد عربستان سر باز زد. در سایه این گسل عیان و آشکار تهران برای سال 2019 می تواند چه بهره برداری داشته باشد؟

به نکته مهمی اشاره کردید. ببینید چنان که پیشتر گفتم کشورهای شمال آفریقا اساسا از اسلام رادیکال عربستان و ترویج آن در کشورهای خود دوری می جویند. چون مذهب شافعی و مالکی اهل سنت که در این کشورها وجود دارد، فاصله و تضاد جدی با اسلام عربستانی دارد. همین مساله بستر نامساعدی را برای تحکیم روابط ریاض با آن کشورها شکل داده است. به خصوص که این کشورها در سایه اقدامات بن سلمان در یمن و قتل خاشقجی هم نگاه بدبینانه تری به عربستان سعودی و سیاسیت های بن سلمان پیدا کرده اند. مضافا این که کشتار مردمی که در لیبی توسط جریان تندروی اسلامی شکل گرفت و هنوز هم ادمه دارد و یا برخی کشتارها که در تونس به دست همین جریان ها به وقوع پیوست، افکار عمومیِ این کشورها، ریشه این جریان را از عربستان سعودی می دانند و این مساله سبب شد تا گسل ریاض با این کشورها در این سال ها بیشتر و بیشتر شود. همین شرایط هم موجب شد تا فشار افکار عمومی در کشوری مانند مراکش به عدم پذیرش محمد بن سلمان در این کشور منجر شود. 
نکته دیگری که می تواند به یارگیری ایران در کشورهای شمال آفریقا کمک کند به نگاه ضد صهیونیستی و حمایت از ملت فلسطین این کشورها باز می گردد. این نگاه مردم و ملت های شمال آفریقا هم می تواند پتانسیل مناسبی را برای گسترش نفوذ ایران در کشورهای شمال آفریقا شکل دهد. به خصوص که رفت و آمدهای اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به برخی کشورهای عربی منطقه هم سبب بروز برخی نگاه های منفی مردم این کشورها نسبت به رفتار برخی دول عربی حاشبه خلیج فارس شده است.

کلید واژه ها: یمنایرانلیبیعربستانمصربحرینالجزایرتونسامارات متحده عربیمراکشناتوی عربیجعفر قناد باشیجمال خاشقجی


( ۲ )

نظر شما :